سرویس سیاست مشرق _ درگیری ۱۲ روزه ایران با آمریکا و اسرائیل در ابعاد زیادی نیاز به خوانش دقیق، کنکاش و روایتگری دارد.
یکی از این ابعاد که حتی برای دشمن هم ابهامات و سؤالات زیادی ایجاد کرده "فن مدیریت" و روش فرماندهی ستادی این درگیری در ایران بود.
شبیخون خوردن ایران در ترور جمعی از فرماندهان رده یکم ما امری بدیهی است. اما نتیجه هرگز آن چیزی نبود که در تاریخ جنگها خوانده بودیم و دشمن هم هرگز فکر نمیکرد که در فرجام این شبیخون با سناریویی مواجه شود که "سیدعلی خامنهای" آنرا طراحی کرد...
*اتفاقی که به ذهن اسرائیل خطور نمیکرد/ مردم کنار رهبر
ظاهر ماجرا این بود که ایران در پساشبیخون و با حمله به فرماندهان و سایتهای موشکیاش بلافاصله در مقابل تیک خوردن اهداف اسرائیل تسلیم میشود و اگر تقاضای آتشبس نکند اما درگیر هم نخواهد شد!
و بلکه ایران درگیر مدیریت یک سازمان رزم به هم ریخته خواهد شد، مقامات کشور به منظور حفاظت از دسترس خارج میشوند و ایران به جای گزینه "پدافند" به سمت بازآرایی و خریدن زمان حرکت خواهد کرد.
اما در ایران اتفاقات دیگری افتاد که به ذهن کسی در آمریکا و اسرائیل خطور نکرده بود!
نگاهها آرام آرام به سمت "حسینیه امام خمینی" چرخید...
دستی رشید و مظلوم اما مقتدر، صحنه را به نحو دیگری مهندسی کرد.
او فرماندهان نظامی جدید را در همان روز نخست جایگزین کرد و تنها ساعاتی پس از شبیخون دشمن بود که با دستور فرماندهی کل قوا پهپادها و موشکهای ایران با هدایت همین فرماندهان جدید وارد آسمان تلاویو شد.
آیتالله خامنهای همچنین بلافاصله به عرصه رسانه آمد، با مردم ایران به صورت تلویزیونی صحبت کرد و از این گفت که گزینه "صلح تحمیلی" پذیرفته نخواهد شد.
مردم نیز در همان روز جمعه (روز ابتدای جنگ) به نماز جمعه شتافتند و در یک راهپیمایی تاریخی؛ گزینه مقاومت را روی میز گذاشتند.
اسرائیل حالا نظارهگر انفجارهای پیاپی و نقطهزنی موشکهایی بود که از جایجای خاک ایران به سمت او شلیک میشدند و از پدافند چند لایه متحدان عربی_آمریکایی هم کاری برنمیآمد.
حقیقت این بود که رهبر جمهوری اسلامی ایران از مدتها قبلتر فکر چیزهایی را کرده بود که حتی به مخیّله صهیونیستها هم نمیرسید.

*زمانی که اسرائیل دیر فهمید "دوران بزن در رو تمام شده است"
ایران اسلامی پس از شبیخون بزرگ اسرائیل نه تنها فلج نشده بود بلکه بدون هیجانزدگی و بدون اینکه از سلاحهای خاص خود رونمایی کند اما حمله به اسرائیل را آغاز کرد.
این آرامش و طمأنینه از کجا نشأت میگرفت؟!
چرا ایران اسلامی دچار آشفتگی نشد؟
ساختار فرماندهی نظامی ایران چطور به سرعت بازسازی شد؟
و مردم و رهبری نظام چگونه یک همدلی و اتحاد بزرگ را به تصویر کشیدند؟
چشمها همچنان به سمت حسینیه امام خمینی دوخته شده بود.
جایی که آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران مشغول فرماندهی جنگ و هدایت نیروها و موشکها بود. همان کسی که مدتها قبلتر به تمام دشمنان مردم ایران هشدار داده بود که "دوران بزن در رو تمام شده" و اگر بزنید حتما میخورید.
دشمن تصور میکرد این جمله رهبر انقلاب یک آرمان نظامی است که ایران اگرچه قصد آنرا دارد اما توانمندی آنرا بویژه پس از یک شبیخون بزرگ ندارد ولی آیتالله خامنهای در تک به تک ساعات آن ۱۲ روز نشان داد که از واقعیت حرف زده است.
موشکهای ایران حالا هر نقطه از اسرائیل را که میخواستند به سهولت هرچه تمامتر در هم میکوبیدند، سریترین مکانهای اسرائیل در عمق استتار هدف قرار میگرفتند و تردیدها برای توانایی اسرائیل در ادامه جنگ با ایران هر روز بیشتر میشد.
این البته تمام ماجرا نبود...
جمهوری اسلامی ایران پایگاه نظامی آمریکا در العدید قطر را هم هدف اصابت موشکهای خود قرار داد.
و این یعنی نه تنها سگ هار منطقه بلکه صاحب او هم باید جای سیلی ایران را روی صورتش احساس میکرد.
از طرفی منافع گسترده آمریکا بویژه در خلیج فارس نیز در تیررس نیروهای دریایی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته بود. کارتی پنهان که آیتالله خامنهای البته تا پایان جنگ آنرا رو نکرد.
*استفاده از "نخبگان" در ستاد جنگ ایران
ساختار ستاد فرماندهی ایران در مقابل چشمهای بهتزده صهیونیستها کاملا دینامیک عمل میکرد و هدایتهای رهبری هر لحظه بیشتر از امکانات دشمن فرو میکاست.
تدبیر رهبری نشان میداد که ستاد نظامی ایران فقط مملوّ از ژنرالهای نظامی نیست و "نخبگان" هم در آن جای دارند.
رهبر انقلاب به دشمن نشان داد که آنقدر امکانات برای فرماندهی در اختیار دارد که در هر لحظهای میتواند تمام معادلات را تغییر دهد. همچنانکه تغییر داد و ایران را با چهرهای پیروز از نبرد ۱۲ روزه خارج کرد.

*فرمانده به روایت سرباز
در این بین اما روایت قالیباف از سبک فرماندهی مقام معظم رهبری شنیدنی است.
قالیباف نخستین کسی بود که پس از جنگ روایتهای معقولانهای را ارائه داد، به شبیخون خوردن ایران اذعان کرد و برخی ضعفها را مورد اشاره قرار داد. اما هماو روایتهای دقیقی را هم از فرماندهی فرهمند رهبری در ایام درگیری ۱۲ روزه برای نخستین بار مطرح کرد.
قالیباف اخیراً طی سخنانی در گردهمایی نخبگان بسیجی با اشاره به ایستادگی مردم در ایام درگیری گفته است:
"در اساس کار نیز درایت و هدایت هوشمندانه رهبر معظم انقلاب بود که در میدان، چه در بُعد اجتماعی، چه سیاسی و بهویژه در بعد نظامی، انجام شد و ایشان با فرماندهی هوشمندانه و عملیاتی خود، صحنه را هدایت کردند."[۱]
قالیباف پیش از این نیز در یک گفتوگوی تحلیلی که پس از جنگ منتشر شد درباره مدیریت رهبر معظم انقلاب در آن ایام گفته بود:
"حضرتآقا از همان لحظه به سرعت فرماندهان را مشخص کردند، دستورات را حضوری به فرماندهان ارائه کردند و از آن به بعد ما هر روز با فرماندهان در ارتباط بودیم. فرماندهی کل قوا در مدیریت دفاع و مدیریت کشور دقیقا تمام ابعاد را دنبال کردند."[۲]
این خرده روایتها البته در کنار کلانروایتی است که صهیونیستها از مدیریت اعجابانگیز ولی فقیه در ایام جنگ دیدند.
آنها قدرتی فراتصور خود را در فرماندهی و جنگ دیدند که توانست معادلات جدیدی را بر آنها تحمیل کند.
معادلاتی که میگوید ایران اسلامی توانسته با فرماندهی آیتالله خامنهای به اسفندیار رویینتنی تبدیل شود که حتی در صورت اصابت چشمش هم نخواهد مرد و با ابزارهای گرانتری به میدان جنگ میشتابد.
***
1_https://www.fardanews.com/fa/tiny/news-1382129
2_mshrgh.ir/1751145












