به گزارش پارسینه و به نقل از اطلاعات، اقتصاد ایران در حالی وارد دورهای از ابهام و نوسان انتظارات شده که سرنوشت مذاکرات ایران و آمریکا همچنان بهعنوان یکی از متغیرهای تعیینکننده در مسیر شاخصهای کلان اقتصادی عمل میکند. در چنین فضایی، سناریونویسی درباره آینده تورم، نرخ ارز و رشد اقتصادی بار دیگر به یکی از محورهای اصلی تحلیل کارشناسان تبدیل شده است.
در همین چارچوب، در گفتوگوی اقتصادنیوز با امیرمحمد گلوانی، پژوهشگر اقتصادی سه سناریوی توافق، تداوم وضعیت فعلی و تشدید تنشها از منظر اثرگذاری بر متغیرهای بنیادین اقتصاد ایران بررسی شده است. این گفتوگو تلاش دارد نشان دهد هر یک از این مسیرها چگونه میتواند بر سطح تورم، نرخ ارز، رشد اقتصادی و جهتگیری بازارهای دارایی اثر بگذارد.
در ادامه، رفتار بازارهایی مانند ارز، طلا، مسکن و بورس در مواجهه با تغییرات انتظارات و شوکهای سیاسی مورد واکاوی قرار گرفته و نقش این بازارها در انتقال نااطمینانی به اقتصاد واقعی تحلیل شده است. همچنین در بخش پایانی، پیامدهای بلندمدت هر سناریو بر سرمایهگذاری، اشتغال و معیشت خانوارها مورد توجه قرار گرفته است؛ موضوعی که میتواند تصویر دقیقتری از افق پیشروی اقتصاد ایران ارائه دهد.
مشروح گفتگوی با امیرمحمد گلوانی را بخوانید؛
****
*آقای گلوانی! با توجه به ابهام موجود درباره سرنوشت مذاکرات ایران و آمریکا، اقتصاد ایران را در سه سناریوی توافق، تداوم وضعیت فعلی و تشدید تنشها چگونه ارزیابی میکنید؟ مهمترین تفاوت این سناریوها از نظر تورم، نرخ ارز و نوسانات بازارها چیست؟
هیچ عامل اقتصادی قابل توجهی در دست سیاستگذار و دولت وجود ندارد که بتواند از تورم بالای ۷۰ تا ۸۰ درصد جلوگیری کند یا رشد اقتصادی را مثبت نگه دارد. متأسفانه امسال حتماً با تورم بالای ۷۰ درصد مواجه خواهیم بود و به احتمال بسیار زیاد، رشد اقتصادی منفی قابل توجهی نیز تجربه میکنیم. تنها سناریویی که میتواند تا حدی تورم انتظاری را—که بهسرعت تغییر میکند—بهبود ببخشد، سناریوی توافق است؛ در غیر این صورت، در وضعیت فعلی و در صورت تشدید تنشها، تورم حتی میتواند وارد محدوده سهرقمی شود.
مهمترین تفاوت این سناریوها از نظر متغیرهای کلان بین نرخ رشد اقتصادی و تورم، در تورم هست؛ در صورت تحقق توافق، میتوان به احیای رشد اقتصادی در سالهای آینده امیدوار بود و وضعیت با سناریوی فعلی یا تشدید تنشها بسیار متفاوت خواهد شد. البته باید توجه داشت که اقتصاد ایران طی ۱۵ سال تحریم، تا حد زیادی دچار فرسایش شده و از ذخایر خود استفاده کرده است.
خیلی از وقتها رفاه خانوار حداقل ۳۰ درصد افت کرده، جیدیپی (GDP) کشور از قریب ۵۸۰ میلیارد دلار به ۳۵۰ میلیارد دلار کاهش پیدا کرده و پول ملی هم که در واقع تضعیف عجیب و غریبی را تحت لوای همین متغیرهای بنیادین تجربه کرده است. تنها سناریوی توافق میتواند این روند را معکوس بکند و هیچ عامل اقتصادی دیگری نمیتواند؛ یعنی این بنبست اقتصادی و سیاسی که در کشور وجود دارد، از جنبه عدم اتصال به زنجیره جهانی، از جنبه کاهش سهم در تجارت جهانی و کاهش سرمایهگذاری در کشور، فقط میتواند با مسئله توافق رفع شود.
البته آن هم عرض میکنم «میتواند»، چون توافق یک برداشته شدن مانع بزرگ است و این مانع بزرگ تا زمانی که برداشته نشود، نمیشود امید به جهش داشت. اما باید حواسمان باشد که حتماً اگر موانعی برداشته شدند، باید موانع داخلی منجمله حذف رانت در حوزه انرژی، ارز و نرخ بهره را در واقع این سه متغیر عمده رانتهای کشور را حل کنیم.
در مورد نرخ ارز، به نظر من تفاوت سناریوی توافق و وضعیت فعلی و تشدید تنش میتواند بیش از ۱۰۰ درصد باشد؛ به این معنا که در سناریوی توافق میشود نرخ ارز را ۲۰۰ هزار تومان فرضاً متصور بود. اما در سناریوی تشدید تنش، میتوان حتی دلار ۴۰۰ هزار تومانی را هم برای امسال متصور بود؛ پس بسیار در متغیر نرخ ارز نیز تأثیرش زیاد است، چون متغیر قیمت ارز قیمت یک دارایی است و بهشدت میتواند تحت تأثیر انتظارات، پایینتر از قیمت ذاتی یا بالاتر از قیمت ذاتی معامله بشود.
در سناریوی وضعیت فعلی هم به نظر من نرخ ارز حوالی نرخهای اقتصادی خودش باید باشد و انتهای سال بالای ۳۰۰ هزار تومان را خواهیم داشت. فقط در سناریوی رشد اقتصادی است که امسال احتمالاً اتفاق خاصی نمیتوانیم رقم بزنیم.
*در هر یک از این سناریوها، چه چشماندازی برای بازارهای ارز، طلا، مسکن و بورس متصور هستید؟ به نظر شما کدام بازارها بیشترین واکنش را به تحولات سیاسی نشان خواهند داد و رفتار سرمایهگذاران چگونه تغییر خواهد کرد؟
در مورد بازارها واقعیتش این است که در سناریوی توافق، بازار سهام این رشدی که دارد را در واقع ادامه خواهد داد، حداقل در کوتاهمدت؛ بعد حالا به عددی که رسید، آنجا که دیگر باید ببینیم که در ادامه تورم و نرخ بهره و سایر متغیرها چگونه خواهند بود و نگاه سیاستگذار چگونه خواهد بود تا بتوانیم پیشبینی داشته باشیم.
در سناریوی توافق، ما میتوانیم بازدهی حقیقی را برای بازار سهام ببینیم، اما در سناریوهای عدم توافق و تشدید تنش و وضعیت فعلی، احتمالاً بازدهیها به صورت اسمی خواهند بود. بازار مسکن هم بازاری است که در سناریوی توافق میتواند بازدهی خوبی را داشته باشد؛ به این معنا که در سالهای آتی نه در امسال، بتواند بازدهی حقیقی قابل قبولی داشته باشد. این از این جهت است که قیمت دلاری مسکن بتواند به همان قیمت بلندمدت خودش که حوالی ۱۱۰۰ الی ۱۲۰۰ دلار هست برگردد، در حالی که عموماً در سایر سناریوها، در سناریوهای افزایش تنش و وضعیت فعلی، احتمالاً ما همچنان عدد زیر ۱۰۰۰ دلار و حتی زیر ۹۰۰ دلار را برای یک متر مربع آپارتمان در تهران خواهیم داشت.
طلا و ارز هم در واقع حتماً در سناریوی تشدید تنش و وضعیت فعلی رشدهای بالایی خواهد داشت؛ این رشدها میتواند ادامه مسیری باشد که از سال ۱۳۹۷ به بعد شاهدش بودیم که از جنبه داخلی و نرخ ارزش میگویم، چون انس جهانی که تحت تأثیر سیاستها و توافق ایران نیست.
* اگر از افق کوتاهمدت عبور کنیم و به دو تا سه سال آینده نگاه کنیم، هر یک از سناریوهای توافق، عدم توافق و تشدید تنشها چه تأثیری بر رشد اقتصادی، سرمایهگذاری، اشتغال و معیشت خانوارها در بلند مدت خواهد داشت؟ اقتصاد ایران در کدام مسیر قرار میگیرد و مهمترین ریسکها و فرصتهای پیش رو چه خواهند بود؟
واقعیتش این است که در سناریوی توافق، عرض کردم ما در کوتاهمدت نمیتوانیم امیدوار به احیای رشد تولید باشیم، اما از سال ۱۴۰۶ میتوانیم امیدوار باشیم که رشد اقتصادی ما مثبت شود، ۱۴۰۷ مثبت شود و ما به مدار رشد پایدار مثبت برگردیم. در حالی که آن موقع ما پیشبینی میکنیم که سرمایه خارجی وارد کشور شود، پیشبینی میکنیم که سرمایه ایرانیان خارج از کشور هم وارد کشور شود و پولها در کشور به سمت سرمایه گذاری در تولید هدایت شود.
این هدایت که عرض میکنم به صورت مکانیسم بازار و طبیعی و از جنبه ایجاد امید و افزایش بازده سرمایهگذاری آتی در کشور است، نه از جنبه دستوری. در سناریوی عدم توافق و وضعیت فعلی، ما صرفاً میتوانیم امیدوار باشیم که سال بعد شدت تورم مان و شدت منفی شدن رشد اقتصادیمان از الان کمتر باشد، ولی فکر نمیکنم که ما بتوانیم به مدار توسعه برگردیم و بتوانیم این شکاف قابل توجه بین درآمد سرانه فعلی و ۱۵ سال قبل را پر کنیم.