به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایلنا، غلامعلی رجایی فعال سیاسی اصلاحطلب درباره ارزیابیاش از مذاکرات ایران و آمریکا با توجه به شرایط داخلی کشور گفت: دو الی سه دهه گذشته ما جزو مقطع برجام بود و بینتیجه شد، به دلیل اینکه ترامپ یکطرفه آن را ملغی کرد. ما در سطح بینالملل نتوانستیم از یک چالشی به سلامت، اگرچه پرهزینه و پرآسیب، عبور کنیم.
وی ادامه داد: به نظر من ایران ۱۴۰۵ را میتوان یک مقطعی برای ایران قبل از امضای تفاهم و بعد از امضای تفاهم، از نظر من در نظر گرفت. چون مهمترین مشکل این چهار الی پنج دهه بعد از انقلاب میان ایران و آمریکا چالشهایی بوده که قاعدتاً الان به تفاهم رسیده است. البته بین تفاهم و توافق تفاوت وجود دارد و یک نبرد سختی در این قضیه وجود دارد و ایران و آمریکا باید راهی پیدا کنند که با یکدیگر کنار بیایند موضوعاتی که بین یکدیگر مشخص کردهاند را به نتیجه برسانند و راه درازی پیش روی داریم. اما همینقدر هم به نظر من یک پیروزی و یک دستاورد بزرگ برای مردم بود چراکه تابآوری و ایستادگی مردم در خیابان نتیجه داد.
این فعال سیاسی گفت: من فکر میکنم که باید این دستاورد را با تمام توان از شر افراط و تفریطهای داخلی حفظ کرد. قطعا کاری از سلطنتطلبها، منافقین، کسانی که در عناد با نظام هستند برنمیآید اما به نظر من بعد از قضیه منافقین در دهه ۶۰ و انجمن حجتیه در دوره امام و قضیه انحرافی در حین و بعد از دولت احمدینژاد که رهبری شهید درباره آن موضع گرفتند، مسئلهای پر اهمیتتر از خطر پایداری برای حفظ این دستاورد و برای اینکه نظام به سلامت از این پیچ تاریخی عبور کند، نداریم. البته اگرچه جنگ تأثیر منفی بسیار زیادی بر اقتصاد ما وارد کرده است اما در داخل یک همگرایی و تکصدایی ایجاد کرده است اما در حال حاضر متأسفانه یک جریان افراطی آن را به چالش و مخاطره میکشد.
رجائی تصریح کرد: به نظر میرسد یکی از گزیرهای ناچار در دوره جدید، جراحی حضور این جریان افراطی در ارکان تصمیمگیری است و با عزل یک مدیرکل در صدا و سیما، به نظر من به سامان نمیرسد. من پیشتر هم گفته بودم که اینها به انتخاب جایگاه رهبری نظر داشتند و ناکام ماندند؛ میخواستند پاستور را به جلیلی بدهند، اما باز هم ناکام شدند. الان هم اگرچه در مجلس اکثریت در اختیارشان نیست، اما نسبتاً اغلبیت دارند تا اکثریت. بنابراین طبیعی است که باید تلاشهایی داشته باشند. اما نظام باید ضمن حفظ آزادیهای فردی و جریانات سیاسی، تکلیف خود را با اینها مشخص کند و به نظر من نباید این قضیه را سادهانگاری کنیم و فکر کنیم مثلاً نماینده جوانی که مجری صدا و سیما بوده یا چهار نفر دیگر که از هیات مذاکرهکننده کنار گذاشته شدهاند، صرفا حرفی میزنند، بلکه به نظر من قضیه عمیقتر از این مسائل است. البته وقتی کسی تهدید بریدن گلوی رئیسجمهور را میکند، قاعدتاً دادستان باید وارد شود.
وی درباره اینکه با توجه به اینکه عده قلیلی مخالف مذاکره هستند، از نظر شما تاب آوری جامعه برای تحمل شرایط جنگی تا چه زمانی است، گفت: ما سه راه داریم: یا این وضعیت نه جنگ نه صلح ادامه پیدا کند و یا بجنگیم، یا تفاهم کنیم. بهترین گزینه تفاهم است. شرایط نه جنگ و نه صلح خطرناک است، اگرچه در آن آرامشی هست، اما شکننده است. هر لحظه ممکن است دوباره اقدامی کنند و من این را بعید نمیدانم که اگر جام جهانی تمام شود کنگره و سنا نتوانند او را مهار کنند و بعید نیست که ترامپ به تنظیمات کارخانه برگردد اما امیدواریم این محقق نشود.
این فعال سیاسی اصلاحطلب درباره اظهارات برخی افراد تندرو به ویژه مداحان و تهدید رئیس جمهور به قتل گفت: دولت در حال حاضر در یک موضع قوی قرار دارد چراکه اولین بار است که بعد از ۴۷ الی ۴۸ سال ما با رئیسجمهور آمریکا که در کاخ سفید حضور دارد که بسیار هم معنادار است، توافقی را امضا میکنیم. این موضوع نشاندهنده دست برتر دولت است اما دلیل بر این نیست که دولت اختیار دارد. به نظر میرسد که دولت حداقل رسانه ملی را اگرچه در اختیار ندارد بلکه با خودش هم ندارد؛ حالا گاهی در اختیار دولت است گاهی همراه دولت اما در این دولت رسانه ملی نه در اختیار دولت است و نه همراه دولت. اما افراد دیگری در صدا و سیما تریبون دارند به طور مثال روحانی که از مراسم حج سال گذشته اخراج شد و حتی ممکن بود مشکلاتی ایجاد شود امروز باز هم در تلویزیون حضور دارد.
وی ادامه داد: جریان تندرو باید حتماً اول از صدا و سیما تصفیه شود. یعنی به نظر من شورای نظارت بر صدا و سیما که معلوم نیست چه کار میکند، باید در یک اقدام فوری ارکان مهم این سازمان را از این جریان تصفیه کند تا جامعه و دولت دچار این تکانهها نشوند.
این فعال سیاسی گفت: باید دولت را تقویت کرد حاکمیت در حمایت از دولت نیز نقش خود را ایفا کرده است اما باید هر مانعی که باعث شود دولت محدود شود و به مخاطره و چالش کشیده شود، از بین برود. در پساجنگ هم باید خبرگان و نخبگان در بخش اقتصادی کمک کنند تا دولت بتواند یک راه برون رفت پیدا کند چراکه اگر مشکلات زیرساختها رفع نشود کماکان مشکلات اقتصادی بعد از جنگ خود را نشان خواهد داد و ممکن است در این شرایط نارضایتیهایی ایجاد شود؛ چراکه طبقه متوسط بسیار متضرر شده و آسیب دیده است.