مرز باریک میان «مذاکره» و «اعتماد»؛ درس‌هایی از دیپلماسی امام حسین(ع)

خبرگزاری تسنیم چهارشنبه 03 تیر 1405 - 10:26
سبک زندگی حسینی بر سه اصل استوار است: بی‌اعتمادی به دشمن، هدایت دشمنان حق‌جو و تکریم توبه‌کنندگان.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، سبک زندگی اسلامی و به‌ویژه سیره امام حسین (ع)، تنها مجموعه‌ای از مناسک فردی نیست؛ بلکه مانیفستی کامل برای مواجهه با چالش‌های اجتماعی، سیاسی و اخلاقی و به خصوص در مواجه با دشمن است.

حجت‌الاسلام دکتر محمد شیخ الاسلامی، کارشناس دینی و قرآنی، در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم با واکاوی عمیق ابعاد رفتاری حضرت سیدالشهدا(ع)، به بررسی سه ضلع مثلث «نحوه تعامل با دشمن»، «فلسفه اخلاقِ انصاف» و «آثار اجتماعیِ تصمیم‌ها» از منظر قرآن و سیره حسینی پرداخته است.

در سبک زندگی دینی، مسئله «دشمن» و «نحوه مواجهه با او» همواره یکی از چالش‌های اساسی بوده است. برخی تصور می‌کنند داشتن دشمن نشانه نقص است، اما در مسیر حق هم با پدیده‌ای به نام دشمنی مواجهیم. جایگاه این پدیده در سبک زندگی قرآنی کجاست؟

ابتدا باید یک اصل را پذیرفت؛ مخالفت افراد با نظرات یکدیگر امری کاملاً طبیعی در زندگی است. باید بدانیم اگر کسی در زندگی مخالف و دشمنی ندارد، در واقع منافق است. انسانی که در زندگی چارچوب و مبنای فکری و اعتقادی برای خود در نظر دارد، حتماً مخالفانی هم خواهد داشت.

اما نحوه تعامل با دشمن، از جمله لحظات بسیار مهم در تصمیم‌گیری است؛ این‌گونه لحظاتِ انتخاب و نحوه مواجهه با دشمن است که سبک زندگی ما را مشخص می‌کند. حالا که پذیرفتیم وجود دشمن یک امر طبیعی و اجتناب‌ناپذیر است، باید ببینیم این «نحوه تعامل» در عمل چه شکلی به خود می‌گیرد.

الگوهای عملی و قرآنی برای این تعامل با دشمن چیست و مرزهای این برخورد کجاست؟

با واکاوی قرآن کریم و سبک زندگی امام حسین (ع)، به سه الگوی اصلی و بنیادین در مواجهه با دشمن می‌رسیم:

الگوی اول: عدم اعتماد به دشمنِ معاند. مبنای مهمی در اسلام است که به دشمنی که عداوت خود را ابراز می‌کند، نباید اعتماد کرد. ممکن است با او صلح و تعامل کنیم، اما اعتماد نباید کرد. این یکی از آموزه‌های کلیدی سبک زندگی حسینی است. آن حضرت هیچ‌وقت حتی زمانی که با دشمن گفتگو کرد، به آنها اعتماد نکرد.

سابقه این شیوه از همان روز اول بود؛ وقتی امام حسین (ع) می‌خواست با والی مدینه مذاکره کند، به بنی‌هاشم فرمود: «پشت دارالخلافه بایستید. اگر مدتی گذشت و من نیامدم، حمله کنید.»

یا در زمان مذاکره با عمر سعد، به سپاهیان خود فرمود در پشت خیمه بایستند و مراقبت کنند، چون امکان داشت دشمن در همان‌جا شمشیر کشیده و حمله کند.

 

 

الگوی دوم: تحویل گرفتن دشمنی که می‌خواهد حرف حق را بشنود. قرآن به ما دستور می‌دهد اگر احساس کردیم دشمن می‌خواهد به حق بپیوندد، باید او را تحویل بگیریم. خداوند در سوره توبه خطاب به پیغمبر اکرم (ص) می‌فرماید: «وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِینَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّىٰ یَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ»؛ یعنی اگر دیدی یکی از مشرکین می‌خواهد پیام تو را بشنود، به او امنیت بده تا کنارت بیاید و حتی در پایان او را به قوم خودش برسان تا مبادا کسی او را بکشد.

اگر اراده او عملی شد و سراغمان آمد، باید بیشتر او را تحویل بگیریم. چنانکه در آیات سوره ممتحنه می‌فرماید اگر همسران کفار به سمت شما فرار کردند، ای پیامبر وظیفه داری آنها را در میان جامعه اسلامی جای دهی و مراقبت کامل کنی.

الگوی سوم: عزت بخشیدن به دشمنی که به حق پیوسته است. نوع مواجهه حضرت سیدالشهدا (ع) با حُر بن یزید ریاحی الگوی این بخش است. وقتی امام مشاهده کرد دشمنی می‌خواهد حرف امام را بشنود، او را تحویل گرفت. وقتی حر به بهانه آب دادن به مرکبش خود را به خیمه‌های امام رساند، جمله‌ای گفت که رمز قبولی توبه است: «صلی الله علیک یا اباعبدالله؛ هَل لی مِن توبَة؟» امام در این شرایط نپرسید «تو که هستی یا چه کرده‌ای؟»، بلکه تنها فرمود: «نَعَم یَتوبُ الله عَلَیک». وقتی حر خودش را معرفی کرد، امام به او فرمود: «اِرفَع رَأسَک؛ سرت را بالا بگیر». درواقع هم توبه‌اش را پذیرفتند و هم به او عزت دادند.

این سه الگو، رفتارهای ظاهری و مرزهای ما را در برخورد با دشمن تنظیم می‌کنند، اما در پسِ این تنوع رفتاری، یک موتور محرک و فلسفه اخلاقی نهفته است. در پسِ این الگوهای رفتاری در مواجهه با دشمن، چه فلسفه اخلاقی نهفته است که می‌تواند قطب‌نمای ما در لحظات حساس تصمیم‌گیری، به‌ویژه در تقابل‌های سیاسی و اجتماعی امروز باشد؟

فلسفه اخلاقی که از میان روایات و مشی امام حسین (ع) می‌آموزیم و مبنای تمام کنش‌های اخلاقی باید بر آن استوار باشد، «انصاف» است. فلسفه اخلاق یکی از موضوعات بسیار مهم و مورد دغدغه اندیشمندان در ادیان مختلف، مسیحیت، یهود، مکاتب نوظهور و دنیای امروز است، اما هندسه اخلاقی و سبک زندگی اهل بیت (ع) و از جمله امام حسین (ع) را «انصاف» تشکیل می‌دهد.

انصاف یعنی آنچه برای خودت می‌پسندی برای دیگران هم بپسندی و آنچه برای خودت نمی‌پسندی، برای دیگران هم نپسندی؛ یعنی خودت را به جای طرف مقابل بگذاری تا قضاوت کنی.

امام حسین (ع) در لحظات تصمیم‌گیری، انصاف را مقدم بر هر امر دیگری قرار داد. به یک نمونه تاریخی اشاره می‌کنم: وقتی کاروان حضرت از مکه به سمت کوفه راهی شدند، نزدیکی‌های کوفه در کنار رودی حرکت می‌کردند. امام دستور داد همه مشک‌ها را پر از آب کنند. برای مردم جای تعجب بود که چرا کنار رود باید مشک‌ها را پر کنند؟ اما مقداری جلوتر به لشکر حر بن یزید ریاحی رسیدند که فرستاده ابن زیاد بود و از شدت تشنگی در حال هلاکت بودند.

امام حسین (ع) پیش از آنکه از رسم و مقصد آنها بپرسد، دستور داد تا همه مشک آب‌ها را به لشکر حر بدهند تا بنوشند و بر مرکب‌های در حال هلاکت خود بریزند. تازه وقتی تشنگی رفع شد، امام پرسید شما با مایید یا علیه ما؟

آب دادن به تشنه موضوعی نیست که دین در آن تعصب داشته باشد؛ چنانکه امام صادق (ع) می‌فرماید اگر دیدید کافر یا مشرک از تشنگی در حال هلاکت است، به او آب بدهید.

اما عکس این رفتار منصفانه را در لشکر مقابل حضرت می‌بینیم.

درست است. آنها انصاف نداشتند. کدام فلسفه اخلاقی می‌پسندد و می‌پذیرد که کودک شش ماهه تشنه‌ای که نه دست به شمشیر برده و نه کاری از او برمی‌آید را طوری بکشند که «فَذَبَحُوهُ مِنَ الْأُذُنِ إِلَى الْأُذُنِ»؟

اگر می‌خواهیم حسینی باشیم، باید در لحظات تصمیم‌گیری، دعواهای سیاسی و کنش‌های اجتماعی منصف باشیم؛ چراکه سبک زندگی امام حسین (ع) انصاف است. این انصاف در برخورد با دشمن، نشان می‌دهد که تصمیم‌گیری در مکتب حسینی، تک‌بعدی و اسیرِ احساساتِ آنی نیست، بلکه نگاهی به بازتاب‌های بلندمدت دارد.

در امتداد همین انصاف و دوراندیشی در تعامل با دشمن، یکی از مؤلفه‌های مهم در تصمیم‌گیری‌های فردی و اجتماعی، توجه به «آثار و بازتاب‌های کنش‌ها» در بستر زمان و مکان است. چگونه می‌توانیم با الگوبرداری از آن حضرت، نگاه همه‌جانبه‌ای به پیامدهای تصمیماتمان، به‌ویژه در حوزه خانواده و تربیت فرزندان داشته باشیم؟

اعمال ما در عالم بازتاب دارد. ما در زندگی روزمره یک شخصیت به تنهایی نیستیم و طبیعتاً در جامعه زیست می‌کنیم؛ بر این اساس رفتارهای ما در فضای اجتماعی کاملاً تأثیرگذار است. خروجی‌های یک کنش در عالم بسیار متنوع است؛ ممکن است کنشی که امروز انجام می‌دهیم، آثاری داشته باشد که تا مدت‌ها در جغرافیای متفاوت و در زمان‌های مختلف خود را نشان بدهد. امکان دارد امروز سخن یا عملی داشته باشیم که از آن احساس رضایت درونی کنیم، اما آثار آن عمل تا مدت‌ها باقی بماند.

 

 

هنگام تصمیم‌گیری باید با حالت دلسوزی نسبت به جامعه و فضای اجتماعی فکر کنیم و این نکته را در نظر بگیریم که آثار اجتماعی تصمیم ما در فضای اجتماعی امروز و آینده چه خواهد بود؟

چراکه این نکته یکی از ملاک‌های مهم انتخاب است. بسیاری از ما به دلیل مسائل اقتصادی عادت به زیاد کار کردن پیدا کرده‌ایم. آقایان یا خانم‌هایی هستند که صبح تا دیروقت مشغول کار هستند و حتی کار ارزشی و جهادی هم می‌کنند؛ هرچند کار خوبی است، اما باید فکر کنیم به اینکه فرزندان ما را چه کسی بزرگ می‌کند؟ و آنها چقدر به گردن ما حق دارند؟ وقتی یک شغل جدید به ما پیشنهاد شد که یکی دو ساعت دیگر از وقت ما را می‌گیرد، باید به این فکر کنیم که آثار این انتخاب ما در فضای اجتماعی و خانواده چیست.

امام حسین (ع) به عنوان الگوی بهترین انتخاب‌ها در سبک زندگی، دقیقاً با همین رویکرد تصمیم گرفت. حضرت سیدالشهدا (ع) می‌توانست تصمیم‌هایی را بگیرد که نه کشته شود، نه به او توهین شود، نه این بلاها به سرش بیاید و نه فرزندانش این‌گونه به شهادت برسند.

برای یک خانواده شریف این اتفاق که این‌گونه به اسارت بروند و به آنها توهین شود، از هر چیزی سخت‌تر است. امام حسین (ع) به این مطلب واقف بود اما تصمیمی گرفت که در آن دلسوزی و نگاه به آثار تصمیم وجود داشت. تصمیم آن حضرت برای اصلاح دنیا و رضای خدا بود؛ تصمیمی گرفت که دنیا و تاریخ را اصلاح کرد و باعث شد نام پیغمبر اکرم (ص) و دین اسلام باقی بماند، والا آنچه که بر سیدالشهدا گذشته، برای هیچ‌کدام از ما قابل تحمل نیست. امام حسین (ع) با همین نگاه به آثار ابدی، سخت‌ترین تقابل‌ها با دشمن را به زیباترین عاقبت پیوند زد.

و در نهایت، وقتی این انصاف و عاقبت‌اندیشی در برخورد با دشمن به اوج می‌رسد، اوج این نگاه همه‌جانبه و الهی را در صحنه‌های جانسوز کربلا چگونه شاهد هستیم؟ چگونه می‌توان در میان خون و شمشیر و مصیبتِ ناشی از تقابل با دشمن، زیبایی دید؟

زیبایی شگفت‌انگیز امام حسین (ع) در گودال قتلگاه بسیار قابل توجه است. راوی می‌گوید از کنار امام حسین (ع) در حالی رد می‌شدم که در گودال قتلگاه بود، لبش از تشنگی مثل قطعه چوب خشک شده بود و از لب و دهانش خون بیرون می‌آمد.

این مطلب را کسی نقل می‌کند که دشمن امام حسین (ع) بود! او می‌گوید لحظات آخر بود، اما در زندگی‌ام کسی را ندیدم که اینقدر به او مصیبت وارد شده باشد و لحظات آخر زندگی‌اش این اندازه زیبا باشد. راوی نوشته چهره امام حسین (ع) به قدری زیبا بود که مثل خورشید می‌درخشید.

چرا این‌گونه بود؟

چون امام حسین (ع) می‌دانست تصمیمی گرفته و کاری کرده که جامعه‌اش اصلاح بشود و در آن رضای خداست. عبارت «ما رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا» که حضرت زینب کبری (س) عنوان کرد، بر اساس همین مطلب است که تصمیم آنها بهترین تصمیم و برای رضای خدا بود. چون واقعاً حضرت زیبایی دید؛ می‌دید که تصمیمش چه اثری در اصلاح بشریت و تاریخ گذاشته است.

پیام نهایی این است که وقتی می‌خواهیم تصمیمی بگیریم، چه در مواجهه با دشمن و چه در سایر ابعاد زندگی، تنها به خودمان و منافع آنی نگاه نکنیم. این نکته را بدانیم که سبک زندگی امام حسین (ع)، نگاه به همیشه و رویکرد همه‌جانبه برای یک تصمیم است.

انتهای پیام/

 

منبع خبر "خبرگزاری تسنیم" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.