هادی سعیداوینژاد - نمایشگاه هنری «عدنان» همزمان با سومین سالگرد درگذشت عدنان غُریفی، نویسنده، شاعر، مترجم و منتقد ادبیات در گالری ریم اهواز برگزار شد. او از پیشگامان جریان ادبیات مدرنیستی جنوب بود.
در این نمایشگاه که تا جمعه (۲۷ خردادماه) ادامه یافت، آثاری در قالب عکس، ویدئو، چیدمان، نقاشی و چاپ دستی به نمایش درآمد که مروری بر شصت سال دستاورد هنری و ادبی این چهره شاخص فرهنگی جنوب بود.
مدیر گالری ریم، هدف از برپایی این رویداد را توجه به بومگرایی و معرفی مفاخر هنری و ادبی جنوب عنوان کرد و گفت: عدنان غُریفی از برجستهترین شخصیتهای ادبی و هنری این خطه محسوب میشود.

در این نمایشگاه به نمایشگاهگردانی امیر عبیداوی، آثاری از حمید جانیپور، علی سلطانی تهرانی، حمید آل حمودی، محمد رمضان احمدی، میثم رستگاری، امید فاضلی، رضا هادیزاده و احمد سعدونی ارائه شد. سامی غریفی، نوال شریفی، رسول حقجو، قاسم آلکثیر، محمدامین قنبری، باسم حمادی، حوریه جرفی، هادی سعیداوینژاد، اعظم کیانافراز، انتشارات افراز، اسماعیل پورنصیری، آمنه عبیداوی، عرفان ریاحیپور و حسین سیاحی در برپایی این رویداد مشارکت داشتهاند.
عدنان غُریفی متولد ۱۲ خرداد ۱۳۲۳ و از پیشگامان جریان ادبیات مدرنیستی جنوب در دهه چهل خورشیدی بود. او فعالیت خود را در عرصههای داستاننویسی، شعر، ترجمه، نقد ادبی، گویندگی رادیو و فعالیتهای اجتماعی گسترش داد.

غُریفی در اواسط دهه ۱۳۴۰، با همکاری منصور خاکسار، ناصر مؤذن، مسعود میناوی و ناصر تقوایی، دفترهای ادبی «هنر و ادبیات جنوب» را منتشر کرد که پس از انتشار شماره نهم در سال ۱۳۴۶ با واکنش ساواک مواجه شد و تعدادی از دستاندرکاران آن بازداشت شدند.
از آثار این هنرمند فقید میتوان به «مادرِ نخل»، «چهار آپارتمان در تهرانپارس»، «شنلپوش در مه»، «نخل مشتعل»، «مردان در آفتاب»، «برنامه حرکت؛ امروز، اینجا»، «به موشک بستن فرشتهها»، «مرغ عشق»، «اینسوی عطر قبیله»، «شعرهای تبعید»، «نظارت دقیق قطارها»، «درختها آواز میخوانند»، «چشمه» و «ام سعد» اشاره کرد.
عدنان غُریفی ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ در هلند درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد.
در نخستین نشست از سلسله نشستهای ادبی این نمایشگاه، که به مدت چهار شبِ پیاپی ادامه داشت، «احمد محمود به روایتِ پسر»، با سخنرانی «سیامک اعطا» فرزند ارشد احمد محمود برگزار شد.
سیامک اعطا با مرور خاطرات انتشار رمان «همسایهها» از دشواری انتشار این رمان برجسته ادبیات معاصر فارسی سخن گفت.

اعطا در این خصوص گفت: «رمان همسایهها سال ۱۳۵۳ چاپ و منتشر شد. اما این رمان در سال ۱۳۴۳ با نام عُقده نوشته شده بود. ولی باز هم این تاریخ دقیق نیست و این رمان در اواخر دهه سی و در ۶ جلد دفتر ۲۰۰ صفحهای کاهی نگاشته شد. اما این هم دقیق و مستند نیست؛ چرا که احمد محمود خود نوشته است: «عبدالعلی دستغیب، یونسی (ابراهیم) و اسماعیل شاهرودی را برداشته بود و آمده بود خانهام. یونسی رمان همسایهها را که در پنج دفتر نوشته بودم زد زیر بغلش و برد خانه. یکی، دو هفته بعد یونسی پیدا شد. همسایهها را پسندیده بود. گفت که برای چاپش با امیرکبیر حرف میزند.»
سیامک اعطا در ادامه گفت: «همسایهها در خانه پدری دورسازی آفریده شد که همه خانواده محمود (همسر و ما فرزندانش) در یک اتاق از آن خانه زندگی میکردیم. همسایهها در مکانی آفریده شد که از جوار مردمانش نفت صادر میشود و شعلههای نفت پرتوافشانی میکنند. همسایهها پس از سپری شدن چهار سال تبعید محمود در بندر لنگه آفریده شد؛ آن زمان که پس از تبعید، حتی دوستانش روی از او برمیگرداندند، چه برسد به دولت و دولتیان تا با او دمخور شوند و کاری برایش دستوپا کنند.»

در ادامه، حضار به اهمیت مکان در رمان همسایهها اشاره کردند و افزوده شد: «رمان همسایهها بهرغم استفاده از زبان، لهجه و گویش بومی، بهرغم توصیف عناصر اقلیمی، یکی از ترجمهپذیرترین آثار روایی ادبیات معاصر فارسی است. ضمن اینکه نویسنده، در عین حال که اثری همهفهم و جهانشمول آفریده است، به اقلیم نیز وفادار بوده است. اگر بنا را بر آسیبشناسی آثار ادبی قرار دهیم که با محور اهواز نوشته شدهاند،
باید اذعان کرد اندک نویسندگانی که اهواز را محور اثرشان کردهاند، امر ترجمهپذیری را با گریز از زادبوم و توجه به داشتههای بومی و زبان و لهجه و گویش اشتباه گرفتهاند و در نتیجه، به علت اشتیاق فراوان به ترجمهپذیری اثرشان، از مؤلفههای جغرافیایی اجتناب کردهاند.

اهواز به مثابه رمانِ در همسایهها این قاعده را برهم زد و این اثر در شوروی در پنجاه هزار نسخه ترجمه، چاپ و منتشر شد. به زبان عربی و کردی و همچنین به سه زبان دیگر ترجمه شده است. به این صورت، اهواز نه تنها به خوانندگان اینجایی، که به خوانندگان اقصی نقاط دیگر کشورها و فرهنگها به عنوان جغرافیایی مرزی و آبستن حوادث و نفت و مبارزات شناسانده شد و این میتواند در ردیف دیگر شهرهای مهم جهان قرار بگیرد که در رمانهای مهم به ما معرفی شدهاند.»
دومین نشست ادبی گالری ریم به شعر و نسبت آن با فلسفه اختصاص یافت.
در این نشست، عبدالله محیسن، شاعر و دانشآموخته فلسفه، به جریانسازی اندیشه فلسفی در شعر معاصر جهان پرداخت.
او گفت: «با واکاوی سه استدلال افلاطون علیه شاعران شامل دوری از حقیقت، غلبه احساس بر عقل و ناآگاهی شاعر از فرجام سخن، تأکید کرد و اظهار داشت: فلسفه و شعر هیچگاه جای یکدیگر را نمیگیرند و تاریخ نشان داده که انتظار نجاتبخشی از هنر، به سوءاستفادههای ایدئولوژیک و فجایع انسانی انجامیده است.»

وی با بیان اینکه نه شعر میتواند جای فلسفه را بگیرد و نه فلسفه جای شعر را، گفت: انتظار از هنر نباید فراتر از توان ذاتی آن باشد.
عبدالله محیسن در نشست «شعر فلسفه است؟» که در حاشیه نمایشگاه گروهی «عدنان» به کیوریتوری امیر عبیداوی در گالری ریم اهواز برگزار شد، در گفتوگو با ایسنا با واکاوی سه استدلال افلاطون علیه شاعران شامل دوری از حقیقت، غلبه احساس بر عقل و ناآگاهی شاعر از فرجام سخن تأکید کرد و اظهار داشت: فلسفه و شعر هیچگاه جای یکدیگر را نمیگیرند و تاریخ نشان داده که انتظار نجاتبخشی از هنر، به سوءاستفادههای ایدئولوژیک و فجایع انسانی انجامیده است.
محیسن در این نشست با تشریح دیدگاه افلاطون در کتاب «جمهوری»، سه دلیل اصلی طرد شاعران از شهر آرمانی را برشمرد و ادامه داد: نخست، هنر را تقلیدی از سایههای عالم مُثُل باید دانست که حقیقت را مضاعف دور میسازد. دوم، شعر را مبتنی بر هیجانات دیونیزوسی باید خواند که خرد را کنار میزند و سوم، الهام شاعرانه را نوعی ندانستن و ناآگاهی از پیامدهای کلام باید توصیف کرد.
وی با اشاره به نسبت فلسفه و شعر در دوران مدرن هشدار داد: پس از افول نقش دین و اخلاق، وسوسه جانشینی شعر به جای فلسفه شکل گرفته، اما شعر تنها انسان را به «آستانهها» میرساند و هرگز قادر به ارائه قواعد اخلاقی یا ساختار سیاسی نیست.
این پژوهشگر فلسفه و شاعر در ادامه با ذکر نمونههایی از انقلاب فرانسه تا رژیم نازی، یادآور شد: «بیتوجهی به این مرز، به سوءاستفاده از هنر انجامیده است؛ چنانکه آثار بتهوون و شیلر در خدمت ایدئولوژی نازی قرار گرفت و حتی فلسفه هایدگر نیز او را از لغزش سیاسی مصون نداشت.»
سومین نشست از سلسله نشستهای ادبی ریم در حاشیه نمایشگاه عدنان، به سهام سجیراتی، داستاننویس و نقاش اختصاص داشت. سهام سجیراتی در این نشست از تجربه زیستهاش به عنوان یک زن در بستر جنوب سخن گفت.
او به این نکته اشاره کرد که «زنان نویسنده در خارج از پایتخت توأمان هم با بستر سنتی مبارزه میکنند و هم جریان مرکزگرا که زن را با یک تعریف کلیشهای میخواهد و ما کمتر توانستهایم زن را به گستردگی جغرافیای میهن تعریف کنیم. آیا همه مطالبات زنان یکسان است؟ همانگونه که زبان و گویشهای متفاوت وجود دارد، خواست و مطالبات زنان هم گوناگون است. حالا پرسش این است: ما به عنوان نویسنده زن، وقتی از زن سخن میگوییم، مقصود کدام زن و زنان هستند؟»

سجیراتی سالهاست در مرز میان نقاشی و داستاننویسی حرکت میکند، در مجموعهداستانهای «سایهها»، «پوستهای کاغذی» و «دوباره مرز»، همواره به بازنمایی زیستجهان زنان جنوب، آیینهای بومی و مناسبات انسانی در این اقلیم گرم و خشک پرداخته است.
سجیراتی در حاشیه این نشست، در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به وابستگی عمیق آثارش به بافت جنوب، اقلیم و مردمشناسی قومی، اظهار کرد: بدون شناخت این جغرافیا و آدمهایش، قادر به نوشتن نبودم. داستانهایم برآمده از پیرامون من و مردمی است که میشناسم.

وی محور اصلی گفتوگوی خود را به «تجربههای زیسته» و «نقش زن در داستاننویسی» اختصاص داد و با اشاره به تجربه زیسته زنان در جنوب کشور، بر ضرورت روایتهایی تأکید کرد که از دل زیست عینی و روزمره زنان برمیخیزد.
سجیراتی در ادامه به موضوع «فرم در داستان کوتاه» پرداخت و «خودبودنِ» نویسنده را مؤلفهای تعیینکننده در شکلگیری فرم دانست و خاطرنشان کرد: فرم ادبی، متناسب با جهانبینی و زیست شخصی هر نویسندهای پدید میآید و نمیتوان آن را از هویت و بستر فرهنگی نویسنده جدا کرد.
واپسین نشست ادبی گالری ریم، به آرش آذرپناه، نویسنده اختصاص داشت.
آذرپناه با رجوع به واپسین کتاب منتشرشدهاش، به خاطراتش از کتاب و کتابخوانی پرداخت.
او در این خصوص گفت: «کتاب و ادبیات در آغاز برای من از شکل و شمایل جذاب خودِ کتاب شروع شد. یعنی طراحی و نوع جلد و تمیزی کتاب مرا جذب کرد. من هیچگاه در حاشیه کتاب چیزی نمینویسم. حتی از برخی کتابها چندین جلد دارم تا اگر یکی از آنها کهنه شد، بروم سراغ دومی و همینطور نسخههای بعدی. کتاب برای من مثل عتیقهجات مهم است و بهشدت برای حفظ کتاب، بهخصوص کتابهای قدیمی، کوشش میکنم. حتی طرح رمان جدیدم بر پایه همین علایق فردی است.»

پایان نمایشگاه عدنان در شامگاه واپسین روز از واپسین ماه فصل بهار در گرمای اهواز ورق خورد و نویسنده اگرچه در میان ما نبود، با این همه آثار او به مثابه حضور نویسنده، اصحاب فرهنگ و هنر را گرد هم آورد و این یعنی ادبیات همواره جاری و ساری است و همانا یگانه زبان مشترک ابنای بشر است.