به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در نشست علمی بازسازی سرمایه اجتماعی در سایه جنگ؛ نقش شبکههای مدنی و جهادی زهرا موسوی استاد دانشگاه و پژوهشگر علوم اجتماعی با تاکید بر اینکه عمیقترین پیامد جنگ در لایههای نامرئی جامعه رخ میدهد، و بازسازی جوامع پس از جنگ تنها به معنای ساختن خانهها و زیرساختهای فیزیکی نیست، بلکه احیای اعتماد و همبستگی اجتماعی، مهمترین نیاز دوران پساجنگ به شمار میرود. از این رو تصویر رایج از جنگ عمدتاً بر ویرانی شهرها، خسارتهای اقتصادی و تخریب زیرساختها متمرکز است، آثار ماندگار جنگ در بسیاری موارد نه در سیمان و آهن، بلکه در ساحت روابط انسانی و پیوندهای اجتماعی نمایان میشود. جنگ پیش از آنکه ساختمانها را فرو بریزد، اعتماد میان افراد را تضعیف میکند و پیش از نابودی سرمایههای مادی، سرمایه اجتماعی را در معرض آسیب قرار میدهد.
دکتر موسوی خاطرنشان کرد:سرمایه اجتماعی مجموعهای از اعتماد، همکاری، احساس تعلق و مسئولیتپذیری متقابل است که امکان کنش جمعی را در جامعه فراهم میکند و جوامعی که از سرمایه اجتماعی بیشتری برخوردارند، در برابر بحرانها و تهدیدها تابآوری بالاتری دارند و شهروندان آنها نسبت به سرنوشت یکدیگر بیتفاوت نیستند. همچنین شرایط جنگی با ایجاد ناامنی، اضطراب و بیثباتی، انسانها را به سمت نوعی انقباض روانی و اجتماعی سوق میدهد. در چنین شرایطی، دغدغه بقا بر بسیاری از رفتارها سایه میافکند و همین مسئله میتواند زمینه فرسایش اعتماد عمومی را فراهم سازد.
این پژوهشگر علوم اجتماعی با اشاره به تجربه برخی کشورها در دوران پساجنگ اظهار کرد: بسیاری از جوامع اگرچه موفق به بازسازی زیرساختهای فیزیکی شدهاند، اما همچنان با بحران همبستگی اجتماعی دست و پنجه نرم میکنند. از این رو، مسئله اساسی تنها بازسازی کالبدی نیست، بلکه بازآفرینی ظرفیت زندگی جمعی و اعتماد متقابل است.
وی در ادامه با طرح این پرسش که چه عاملی میتواند سرمایه اجتماعی آسیبدیده را احیا کند، افزود: سیاستگذاریهای عمومی، برنامههای رفاهی و اقدامات اقتصادی اهمیت زیادی دارند، اما در پس همه این موارد، عنصر عمیقتری قرار دارد که بدون آن فرآیند بازسازی اجتماعی کامل نخواهد شد. البته سرمایه ایثار عنصر بنیادینیست که ذخیرهای معنوی و اجتماعی را از دل فداکاری، مسئولیتپذیری داوطلبانه و ترجیح منافع جمعی بر منافع فردی شکل میدهد. از این رو سرمایه ایثار صرفاً یک مفهوم اخلاقی نیست، بلکه همانند سرمایه اقتصادی و سرمایه اجتماعی، کارکردی راهبردی در افزایش توان جامعه برای عبور از بحرانها دارد. همچنین هر زمان که افراد بدون اجبار قانونی و بدون انتظار سود شخصی، بخشی از توان، تخصص، زمان یا امکانات خود را در اختیار دیگران قرار میدهند، در حقیقت نوعی دارایی جمعی تولید میکنند که آثار آن فراتر از یک اقدام مقطعی است.بنابراین ایثار اعتماد میآفریند و اعتماد نیز زیربنای شکلگیری شبکههای پایدار اجتماعی محسوب میشود. به همین دلیل، سرمایه ایثار را باید ماده اولیه شکلگیری سرمایه اجتماعی دانست.
زهرا موسوی با اشاره به جایگاه شبکههای مدنی و جهادی در دوران جنگ و پس از آن اظهار کرد: این شبکهها از مهمترین تولیدکنندگان سرمایه ایثار هستند و نقش آنها صرفاً به توزیع کمکهای انسانی یا انجام خدمات امدادی محدود نمیشود. از این رو کارکرد اصلی شبکههای مردمی در سطحی عمیقتر تعریف میشود؛ آنها رنجهای پراکنده افراد را به تجربهای مشترک تبدیل میکنند و احساس تنهایی را به حس تعلق جمعی تغییر میدهند. هنگامی که یک گروه داوطلب برای یاریرسانی به خانوادههای آسیبدیده وارد میدان میشود، صرفاً خدمات اجرایی ارائه نمیکند، بلکه پیام اعتماد، همدلی و مسئولیت مشترک را به جامعه منتقل میکند و جامعه از خلال این تجربه درمییابد که همچنان میتوان به دیگری تکیه کرد و پیوندهای انسانی هنوز از میان نرفتهاند.
این استاد دانشگاه با بیان این که شبکههای مدنی و جهادی نوعی معماری اجتماعی جدید خلق میکنند، اظهار داشت: این شبکهها میان اقشار مختلف جامعه پل ارتباطی ایجاد میکنند و در دل شرایط بحرانی، اشکال تازهای از همکاری و همبستگی را به وجود میآورند. اگر سرمایه اجتماعی را بتوان اعتماد سازمانیافته نامید، سرمایه ایثار همان ماده اولیهای است که این اعتماد از آن ساخته میشود و بدون ایثار، اعتماد به شعاری اخلاقی فروکاسته خواهد شد.
دکتر موسوی با اشاره به تجربه تاریخی ملتها افزود: بزرگترین موجهای همبستگی اجتماعی معمولاً در دوران رفاه شکل نگرفتهاند، بلکه در لحظات دشوار و سرنوشتساز پدید آمدهاند. همچنین بحرانها به انسان یادآوری میکنند که بقا و پیشرفت، تنها نتیجه تلاش فردی نیست، بلکه به شبکهای از وابستگیهای متقابل انسانی وابسته است. بنابراین مأموریت اصلی شبکه های مدنی و جهادی این شبکهها حفاظت از پیوندهای انسانی است؛ پیوندهایی که سرمایه واقعی هر ملت را تشکیل میدهند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از برخی رویکردهای رایج در سیاستگذاریهای پساجنگ خاطرنشان کرد: یکی از خطاهای متداول آن است که بازسازی صرفاً پروژهای عمرانی تلقی میشود و موفقیت تنها با تعداد ساختمانهای ساختهشده یا حجم سرمایهگذاری سنجیده میشود.در خالی که جامعهای که اعتماد خود را از دست داده باشد، حتی در میان ساختمانهای نوساز نیز احساس فروپاشیدگی خواهد کرد. از این رو، بازسازی حقیقی زمانی محقق میشود که همزمان با زیرساختهای فیزیکی، زیرساختهای اخلاقی و اجتماعی نیز ترمیم شوند.
این استاد دانشگاه و پژوهشگر علوم اجتماعی تاکید کرد:سرمایه ایثار در چنین شرایطی به یک ضرورت راهبردی تبدیل میشود و نباید آن را صرفاً توصیهای اخلاقی قلمداد کرد.قدرت واقعی ملتها تنها در توان نظامی، منابع اقتصادی یا تجهیزات فنی خلاصه نمیشود، بلکه پشتوانه اصلی آنها ذخیرهای نامرئی از اعتماد، همبستگی و آمادگی برای فداکاری است و شبکههای مدنی و جهادی به دلیل پیوند مستقیم با مردم و حضور داوطلبانه، از مهمترین نهادهای تولید و بازتولید این سرمایه ارزشمند به شمار میروند.
زهرا موسوی در پایان با تاکید بر اینکه بازسازی سرمایه اجتماعی در سایه جنگ، پروژهای فرهنگی و تمدنی است، اظهار کرد: جامعهای که بتواند سرمایه ایثار را حفظ و تقویت کند، نه تنها از بحرانها عبور خواهد کرد، بلکه قادر خواهد بود از دل رنجها، شکل تازهای از بلوغ اجتماعی و همبستگی ملی را خلق کند. وی افزود: آنچه ویرانههای جنگ را به افقهای امید تبدیل میکند، تنها توان ساختن دیوارها نیست، بلکه توان بازسازی اعتماد است و این اعتماد بر شانههای سرمایه ایثار استوار میشود.
انتهای پیام/