در نخستین جلسه ستاد حاشیهنشینی استان، اعلام شناسایی ۶۹ محله در ۱۶ شهرستان گلستان و سازماندهی ۱۰۰۹ کنشگر محلی از میان معتمدان، جوانان تحصیلکرده، روحانیون، معلمان و کسبه، نشان میدهد که رویکرد جدید، بیش از آنکه فقط بر مداخله دستگاهی متکی باشد، به دنبال فعالسازی سرمایه اجتماعی در دل محلات است که در بسیاری از برنامههای گذشته یا نادیده گرفته شده یا نقش حاشیهای داشته است.
اهمیت این طرح در آن است که به جای مواجهه بیرونی با مسائل محلات، تلاش شده «درونمحلیها» به عنوان حلقه واسط میان مردم و ساختارهای رسمی تعریف شوند. تجربههای پیشین در حوزه ساماندهی سکونتگاههای غیررسمی نشان داده است که بدون حضور افراد مورد اعتماد محلی، حتی دقیقترین برنامههای دستگاهی نیز در مرحله اجرا با شکاف جدی مواجه میشوند.
از سوی دیگر، تاکید بر تشکیل دبیرخانه دائمی و پیگیری مستمر مسائل محلات، اگر به صورت واقعی و نه فقط ساختاری اجرا شود، میتواند از تبدیل این طرح به یک اقدام مقطعی جلوگیری کند.
یکی از چالشهای مزمن در حوزه آسیبهای اجتماعی، گسست میان «پایش» و «اقدام» است به این معنا که دادهها و شناساییها انجام میشود، اما در مرحله مداخله و پیگیری، استمرار و انسجام لازم شکل نمیگیرد.
در کنار این رویکرد، توسعه مدارس تحولی در محلات هدف نیز نشانهای از توجه به ریشههای پیشگیرانه آسیبهای اجتماعی است. تمرکز بر موضوعاتی مانند ترک تحصیل، خشونت خانگی و اعتیاد در بستر مدرسه، اگر با مشارکت نهادهای اجتماعی و محلی همراه شود، میتواند به کاهش چرخه بازتولید آسیب در نسلهای بعدی کمک کند.
با این حال، موفقیت این مدل منوط به چند پیششرط اساسی است: نخست، تداوم واقعی مشارکت کنشگران محلی و پرهیز از نمادین شدن نقش آنان؛ دوم، همافزایی دستگاههای اجرایی و پرهیز از موازیکاری و سوم، تامین منابع انسانی و مالی پایدار برای اجرای مصوبات.
به نظر میرسد تجربه جدید گلستان، اگر بهدرستی اجرا و پایش شود، میتواند به الگویی برای سایر استانها در حوزه مدیریت اجتماعی محلات حاشیهنشین تبدیل شود که در آن به جای نگاه امنیتی یا اداری، بر پایه مشارکت اجتماعی و تقویت پیوندهای محلی استوار است.
** دادستان مرکز استان گلستان












