به گزارش ایرنا، گاهی برخی سفرها تنها یک ماموریت خبری نیست؛ سفری است به عمق خاطرات، به دل رنجهایی که سالها بر شانه مردم سنگینی کرده و به تماشای امیدی که آرامآرام از دل محرومیت سر بر میآورد.
صبح زود راهی کهنهجلگه شدم؛ روستایی ترکمننشین در دورترین نقطه شمال شرق کشور، جایی در نزدیکی مرز که نامش سالها با محرومیت گره خورده بود.
نسیم آرام دشت بر صورت میوزید و خورشید تازه از پشت تپههای دوردست سر برآورده بود. هرچه به مقصد نزدیکتر میشدم، خاطرات سفر ۱۰ سال پیش بیشتر در ذهنم زنده میشد؛ سفری که هنوز گرد و غبار جادههای سنگلاخ آن از ذهنم پاک نشده است.
۱۰ سال قبل همراه هیاتی از وزارت کار به این منطقه آمده بودم. آن روزها کهنهجلگه در انتهای یک مسیر طولانی و ناهموار قرار داشت. راهی که بیشتر شبیه رد چرخ خودروها بر دل خاک بود تا یک جاده؛ خودروها با زحمت از میان سنگلاخها عبور میکردند و هر پیچ جاده، حکایت تازهای از محرومیت روایت میکرد.
مردم همچنان همان مردم خونگرم و مهماننواز دیروز هستند، اما برق امید در چشمانشان پررنگتر از گذشته دیده میشود
مشکل آب، کمبود زیرساختها و دوری از امکانات، زندگی را برای مردم این منطقه دشوار کرده بود. فاصله تا شهرستان سملقان حدود ۱۳۰ کیلومتر بود اما سختی مسیر، این فاصله را چند برابر نشان میداد.
آن روزها ضربالمثل قدیمی «راه که نباشد، آبادی هم نیست» را میشد با تمام وجود در این منطقه لمس کرد.
امروز اما کهنهجلگه چهرهای متفاوت دارد، در مسیر ورود به روستا، خودزوها بر روی جادهای حرکت میکند که زیرسازی آن تکمیل شده و در آستانه آسفالت قرار دارد.
تیرهای برق در امتداد مسیر قد کشیدهاند، شبکه گاز به روستا رسیده و آب آشامیدنی نیز دیگر آرزویی دور از دسترس نیست.
مردم همچنان همان مردم خونگرم و مهماننواز دیروز هستند، اما برق امید در چشمانشان پررنگتر از گذشته دیده میشود.
از جادهای پر از گرد و غبار تا مسیری برای رسیدن به آینده
وقتی وارد روستا شدم، پیرمردی ترکمن که سالها زندگی خود را در این منطقه سپری کرده است، با لبخند گفت: سالها منتظر چنین روزی بودیم. بچههایمان برای رفتن به مدرسه و بیماران برای رسیدن به درمانگاه سختی زیادی میکشیدند.
اجرای محور روستایی «یموق - کهنهجلگه» یکی از مهمترین طرحهایی است که امید را به این منطقه بازگردانده است
توسعهای که شاید سالها زمان برده، اما امروز نشانههای آن در جایجای منطقه دیده میشود.
اجرای محور روستایی «یموق - کهنهجلگه» یکی از مهمترین طرحهایی است که امید را به این منطقه بازگردانده است. پروژهای ۱۰ کیلومتری با اعتبار ۴۵۰ میلیارد ریال که برای بیش از یکهزار و ۲۰۰ خانوار روستایی، تنها یک جاده نیست؛ پلی است میان محرومیت دیروز و فرصتهای فردا.
این محور که عملیات اجرایی آن از دهه فجر سال گذشته آغاز شده، روستاهای شاتوت و کهنهجلگه را به صورت مستقیم و روستاهای «شورسو، پستدره، الهقلی، کاریز، یارچلی، شپلی و ساخلی ایلمان» را به صورت غیرمستقیم تحت پوشش قرار میدهد.
راهی که روزگاری مانع توسعه بود، اکنون به موتور محرک پیشرفت منطقه تبدیل شده است.
لبخند کودکان در جاده امید
در گوشهای از روستا، چند کودک در حال بازی بودند. صدای خندههایشان در میان سکوت دشت میپیچید. شاید آنان هرگز سختیهای گذشته را به اندازه پدران و مادران خود به یاد نداشته باشند، اما ثمره سالها انتظار را زندگی خواهند کرد.
کارشناسان توسعه روستایی بارها تاکید کردهاند که جاده فقط مسیر عبور خودرو نیست؛ مسیر عبور فرصتهاست. راهی که مدرسه را نزدیکتر میکند، بیمار را زودتر به درمان میرساند، محصولات کشاورزی را سریعتر به بازار میبرد و مانع خالی شدن روستاها از سکنه میشود.
کهنه جلگه روایتی از بازگشت امید به سرزمینی است که سالها چشمانتظار شنیده شدن صدای مردمش بوددر کهنهجلگه امروز میتوان نشانههای همین تحول را دید.
توسعه راههای ارتباطی، گازرسانی، برقرسانی و تامین آب، مجموعه اقداماتی است که طی سالهای اخیر با حمایت دولت در این منطقه به ثمر نشسته است. اقداماتی که شاید در شهرهای بزرگ عادی به نظر برسد، اما در این نقطه مرزی معنایی به وسعت زندگی دارد.
مردم منطقه به خوبی میدانند که «رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود». شاید همه مشکلات یکشبه حل نشده باشد، اما مسیر توسعه آغاز شده و چرخ آن به حرکت درآمده است.
غروب هنگام، زمانی که روستا را ترک میکردم، بار دیگر به جادهای نگاه کردم که تا چند ماه دیگر با آسفالت کامل، چهرهای تازه خواهد یافت. جادهای که دیگر نماد محرومیت نیست؛ نماد توجه، امید و توسعه است.
کهنهجلگه هنوز مطالبات و نیازهایی دارد، اما آنچه امروز در این منطقه دیده میشود با تصویری که ۱۰ سال پیش در ذهن داشتم تفاوتی چشمگیر دارد. اینجا دیگر تنها یک روستای دورافتاده مرزی نیست؛ اینجا روایتی از بازگشت امید به سرزمینی است که سالها چشمانتظار شنیده شدن صدای مردمش بود.














