به گزارش ایرنا، هنوز ساعاتی از آغاز جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در نهم اسفند ۱۴۰۴ نگذشته بود که جنوب کشور یکی از تلخترین تصاویر این روزها را به خود دید، تصاویری از کلاسهای نیمهتمام، نیمکتهای خالی و دانشآموزانی که دیگر به مدرسه بازنگشتند.
خبر شهادت دانشآموزان و فرهنگیان میناب خیلی زود از یک خبر محلی فراتر رفت و به یکی از دردناکترین روایتهای روزهای آغازین جنگ تبدیل شد، انتشار تصاویر و اسامی شهدا، فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی را تحت تأثیر قرار داد و نام میناب در ذهن بسیاری از مردم ایران با مظلومیت کودکان و معلمان گره خورد.
در روزهایی که فضای کشور آمیختهای از خشم، اندوه و مطالبهگری بود هنرمندان نیز آرام ننشستند. برخی با شعر به میدان آمدند، برخی با موسیقی و برخی دیگر با تصویر چرا که هنر، گاهی بیش از هر بیانیه و روایت رسمی میتواند رنج انسان را به حافظه تاریخ بسپارد.
در میان روایتهای مختلف هنری اما آنچه در خراسان جنوبی شکل گرفت رنگ و بویی متفاوت داشت، پروژهای که در آن نه فقط آبرنگ و طراحی بلکه اشک، گلاب و گیاهان بومی نیز بخشی از روایت شدند، پروژهای که تلاش میکرد مظلومیت شهدای میناب را از مرزهای جغرافیایی عبور دهد و آن را به زبانی جهانی ترجمه کند.
در این پروژه، تصاویر شهدای میناب بر صفحات اصلی نشریات و اسناد سازمان ملل متحد نقش بست اسنادی متعلق به دهه ۷۰ میلادی که درباره آموزش، پژوهش و حقوق ملتها منتشر شده بودند و حالا میزبان چهره کودکانی هستند که قربانی جنگ شدهاند.
شاید عجیبترین بخش ماجرا، امضای این آثار باشد امضایی که نه با خودکار و قلم بلکه با اشک ثبت شده است. هنرمند این مجموعه میگوید در روزهای نخست حادثه اشکهایش را در اشکدانهایی که پیشتر ساخته بود جمعآوری کرده و بعدها همان اشکها را به بخشی از هویت و اصالت آثار تبدیل کرده است چیزی که از آن با عنوان «امضای DNA اشک» یاد میکند.
محمد احسانبخش، هنرمند خراسان جنوبی و دبیر رویداد بینالمللی «نای میناب»، معتقد است هنر میتواند زبان مشترک ملتها برای روایت مظلومیت باشد روایتی که حالا از مرزهای ایران فراتر رفته و بازتاب آن به برخی رسانهها و محافل هنری جهان نیز رسیده است.
او میگوید واکنش خانوادههای شهدا هنگام تماشای این آثار یکی از تکاندهندهترین تجربههای زندگیاش بوده، خانوادههایی که به گفته او، مقابل تصاویر فرزندانشان میایستادند و احساس میکردند چهرهها زندهاند و فقط سخن نمیگویند.
روایت جنگ با آبرنگ و گلاب
احسانبخش در گفتوگو با خبرنگار ایرنا اظهار کرد: از روزهای نخست وقوع حوادث تلخ و شهادت جمعی از فرهنگیان و مردم میناب، ایده خلق آثار هنری برای ادای دین به این شهدا در ذهن ما شکل گرفت و از حدود یازدهم اسفندماه به صورت جدی وارد مرحله اجرا شد.
وی افزود: پس از هماهنگی با بنیاد شهید میناب و جمعآوری تصاویر شهدا، کار طراحی و اجرای آثار را در سبکی تلفیقی از هنر گرافیک، چاپ دستی و آبرنگ آغاز کردیم اما تفاوت اصلی این مجموعه با آثار پیشین من در بستر خلق آن بود.
وقتی اسناد سازمان ملل بوم نقاشی شد
این هنرمند خراسان جنوبی ادامه داد: نقاشیها بر روی اسناد و نشریات اصلی سازمان ملل متحد متعلق به دهه ۷۰ میلادی اجرا شده است، نشریاتی که درباره آموزش، پژوهش و پروتکلهای بینالمللی در ۱۴۸ کشور جهان منتشر شده بودند و پس از مطالعه بیش از ۴۰۰ نسخه از آنها، بخشهایی برای اجرای آثار انتخاب شد.
وی بیان کرد: در خلق این آثار از رنگهای طبیعی و گیاهان بومی خراسان جنوبی همچون زعفران، گل ختمی، روناس و حتی پوست گردو استفاده کردیم و برای تثبیت و نگهداری رنگها نیز لعابی ویژه از گل ختمی سفید تهیه شد.
احسانبخش اضافه کرد: به جای استفاده از آب معمولی از گلاب ناب خراسان جنوبی در فرآیند نقاشی بهره گرفتیم که علاوه بر ایجاد شفافیت در تصویر، حال و هوایی معنوی به آثار میبخشید.
وی با اشاره به جنبه احساسی این مجموعه عنوان کرد: در روزهای نخست همه ما درگیر شوک و التهاب روحی بودیم و در همان ایام اشکدانهایی که پیشتر در مرکز گوهرشناسی هنر گوهر تولید کرده بودیم کنار دستم قرار داشت.
دبیر رویداد بینالمللی «نای میناب» در خراسان جنوبی اضافه کرد: در آن روزها اشکهایم را در آن جمعآوری کردم و بعدها تصمیم گرفتم از همان اشکها برای ثبت امضای آثار استفاده کنم.
امضاهایی که با اشک ثبت شد
وی تصریح کرد: برای نخستینبار، امضای آثار با «امضای DNA اشک» ثبت شد اقدامی که هم از منظر هنری و هم از نظر اصالتبخشی به اثر، اتفاقی کمسابقه و شاید بیسابقه در جهان هنر به شمار میرود.
احسانبخش یادآور شد: هفتههای گذشته این آثار به درخواست جمعی از مردم و خانواده شهدا در مدرسه شجره طیبه میناب به مدت دو روز به نمایش درآمد و بازخورد خانوادهها برای من بسیار تکاندهنده بود.
وی ادامه داد: بسیاری از خانوادهها میگفتند چهرهها بهویژه چشمها به اندازهای زنده و واقعی طراحی شده که احساس میکنند عزیزانشان در مقابل آنها حضور دارند و فقط سخن نمیگویند.
این هنرمند با اشاره به بازتاب بینالمللی این آثار گفت: پس از آغاز رویداد «نای میناب» در خراسان جنوبی برخی رسانهها و خبرگزاریهای خارجی از جمله رسانههایی از چین با ما تماس گرفتند و خواستار دریافت اطلاعات این پروژه شدند.
از میناب تا راهروی سازمان ملل
وی افزود: همچنین جمعی از اعضای کمیسیون آموزش و پژوهش مجلس شورای اسلامی نیز درخواست کردند این آثار پس از آغاز مجدد فعالیتهای مجلس، در راهروی اصلی سازمان ملل متحد به نمایش گذاشته شود.
احسانبخش تاکید کرد: نگاه ما این است که این پروژه باید فراتر از مرزهای ایران دیده شود زیرا هنر میتواند زبان مشترک ملتها باشد.
وی عنوان کرد: از طریق شبکه ایکس و فضای مجازی افرادی از کشورهای مختلف از جمله سوئیس، سوئد، چین و حتی هنرمندان پاریس با ما ارتباط گرفتند و نسبت به این آثار واکنش نشان دادند.
احسانبخش گفت: برای بسیاری از هنرمندان خارجی، اجرای تصاویر شهدا بر روی اسناد اصلی سازمان ملل متحد، ایدهای تازه و تاملبرانگیز بود و برخی از آنان برای همکاری در بخش بینالملل اعلام آمادگی کردند.
وی با تاکید بر مردمی بودن این حرکت اظهار کرد: این پروژه کاملا خودجوش و مردمی شکل گرفت و هیچ حمایت یا سفارش دولتی، چه در داخل و چه خارج از کشور، در شکلگیری آن وجود نداشت.
دبیر رویداد بینالمللی «نای میناب» در پایان با اشاره به سرودهای مرتبط با تعداد شهدای این حادثه گفت: در این مجموعه عدد ۱۶۸ برای ما به نمادی معنادار تبدیل شد و بر همین اساس شعری نیز سروده شد که مطلع آن چنین است: «چو اشکم ز خون نای میناب شد / ۱۶۸ شد»
وی افزود: در بررسی عدد ۱۶۸ بر اساس حروف ابجد، به واژهای با مفهوم «سنگدلی» رسیدیم که این نیز از شگفتیهای معنایی همراه این پروژه بود.
روایتی که با اشک تمام نمیشود
حالا روایت شهدای میناب فقط در قاب عکسها و دیوار مدارس باقی نمانده است چهرههایی که اینبار بر صفحات اسناد سازمان ملل متحد نقش بستهاند تا شاید جهان، روایت کودکانی را ببیند که قربانی جنگ شدند.
در میان هیاهوی سیاست و اخبار جنگ آنچه احسانبخش و گروهش خلق کردهاند فقط یک مجموعه نقاشی نیست، تلاشی است برای ثبت مظلومیت ۱۶۸ شهید میناب در حافظه تاریخی جهان، روایتی که با آبرنگ، گلاب و اشک نوشته شده است.
شاید سالها بعد وقتی کسی ورقهای این اسناد را مرور کند پیش از آنکه متنهای رسمی سازمان ملل را بخواند چشمش به چهره کودکانی بیفتد که روزی در مدرسه شجره طیبه میناب درس میخواندند کودکانی که حالا تصویرشان، روایتگر یکی از تلخترین روزهای تاریخ معاصر ایران شده است.

















