غیبت "چشم بیدار" در قزوین

ایرنا پنج شنبه 07 خرداد 1405 - 08:10
قزوین - ایرنا - قلمی که از حقیقت به مصلحت کوچ کند، آینه‌ای است که غبار وابستگی، چشم بینایش را کور و در فضای خبری قزوین، خلأ نقد صریح، مخاطب را به دامن شایعه پرتاب کرده و سرمایه‌ اعتماد را در کویر گزارش‌های بی‌تحلیل و سفارشی، خشکانده است و این موضوع نیاز به بررسی و واکاوی عمیق دارد.

به گزارش خبرنگار ایرنا، روزنامه‌نگاری و خبرنگاری در ذات اصیل خود نه یک پیشه برای معاش که نوعی ایستادگی بر آرمان‌های بشری و دفاع از حق دانستن است و هر روزنامه‌نگار و خبرنگاری در هر بزنگاهی از تاریخ، وظیفه دارد از اصل آزادی در جمع‌آوری و پخش صادقانه اخبار دفاع کند و این وظیفه نه یک انتخاب که یک رسالت گریزناپذیر است.

اما امروز در جغرافیای رسانه‌ای ما، گویی نقد منصفانه به محاق رفته و جای خود را به نوعی هم‌صدایی مصلحت‌آمیز داده، وقتی رسانه‌ای که باید ترازوی عدالت و زبان گویای مردم باشد در لایه‌های پنهان روابط مالی و منافع گذرا گرفتار می‌شود، نخستین قربانی، حقیقت است.

شرافت حرفه‌ای حکم می‌کند که اهالی رسانه از دریافت هرگونه پاداش یا هزینه‌ای که استقلال فکری آkها را مخدوش می‌کند، دوری گزینند؛ چرا که نان آلوده به وابستگی، جوهر قلم را خشک و زبان حق‌گو را الکن می‌سازد.

در فضای کنونی، شاهد پدیده‌ای هستیم که در آن رسانه‌های محلی، به‌جای آنکه دیده‌بان صادق حقوق عامه باشند، به بازتاب‌دهنده‌ بی‌اراده‌ سخنان مکرر مسوولان تقلیل یافته‌اند، این روند، فرسنگ‌ها با استانداردهای اخلاقی فاصله دارد، روزنامه‌نگار باید تمام تلاش خود را برای تصحیح اطلاعات غلط به کار بندد، نه آنکه خود به بخشی از زنجیره‌ تکرار اشتباهات تبدیل شود، اصرار بر اشتباه، خطایی نابخشودنی است و جامعه‌ای که در آن رسانه جرات عذرخواهی و تصحیح مسیر را نداشته باشد به سمت انسداد فکری حرکت می‌کند.

آنچه امروز در استان مشاهده می‌شود، نوعی رقابت بی‌حاصل در کمیت اخبار است؛ اخباری که فاقد روح تحلیل و بینش هستند، این در حالی است رسانه‌ای که نقد را از دستور کار خود خارج کند، عملا به یک ابزار سرگرمی تبدیل می‌شود و این سرگرم‌سازی، مردم را در هاله‌ای از بی‌خبری خوش‌خیم نگاه می‌دارد، در حالی که زیرپوست شهر، کوهی از مطالبات و نارسایی‌ها انباشته می‌شود.

باید بپذیریم که رفتار هیچ حاکمیتی بی‌تاثیر از آگاهی مردم نیست و این آگاهی، تنها از مجرای رسانه‌هایی عبور می‌کند که مرز میان منافع عمومی و خصوصی را به‌خوبی می‌شناسند، استقلال، تنها به معنای عدم وابستگی اداری نیست؛ بلکه به معنای رهایی از هرگونه بند علقه‌ای است که مانع از دیدن کژی‌ها می‌شود.

وقتی خبرنگار با نگاهی آمیخته به نیاز مالی یا ترس از طرد شدن به پدیده‌ها می‌نگرد، صد حجاب میان دل و دیده‌ او فاصله می‌افتد، در چنین شرایطی وقتی استقلال رسانه فدای تامین مالی از گروه‌های خاص شود، رسانه هویت ذاتی خود را از دست داده و به یک ابزار بی‌روح تبدیل می‌شود که تنها کارکردش، پوشاندن واقعیت‌های گزنده با نقاب رضایت است.

پیامد هولناک این وضعیت، ریزش سرمایه اجتماعی و رشد بدبینی مطلق در میان مردم است، وقتی مخاطب، نقد سازنده و تحلیل واقع‌بینانه را در رسانه‌های رسمی و بومی خود نمی‌بیند، ناگزیر به سمت شایعات سوق داده می‌شود.

در واقع، ترس از نقد درونی، جاده را برای هجمه‌های بیرونی هموار می‌کند و جامعه‌ای که به فرزندان منتقد خود اجازه سخن گفتن ندهد، عملا به دشمنانش اجازه می‌دهد تا آنها روایتگر قصورها باشند، نقد منصفانه اما نه‌تنها دشمن ثبات نیست، بلکه مایه استحکام بنای جامعه است؛ زیرا همچون آینه‌ای، زشتی‌ها را نشان می‌دهد تا پیش از آنکه به جراحت‌های عمیق تبدیل شوند، درمان گردند.

امروزه در استان قزوین، با رسانه‌هایی مواجه هستیم که اساسنامه حرفه‌ خود را به حاشیه رانده‌اند، رسانه‌ای که قرار بود براساس فلسفه‌ وجودی‌اش بر یک حوزه‌ خاص متمرکز باشد، اکنون تمام انرژی خود را صرف جلب رضایت نهادهای قدرت و ثروت می‌کند تا از این طریق، بقای مادی خود را تضمین نماید و این جابه‌جایی اولویت‌ها، باعث شده تا دانش سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در میان اهالی رسانه افول کند.

روزنامه‌نگاری که صرفا نقل‌قول‌های مدیران را بازنشر می‌دهد، عملا از ساحت حرفه‌ای خارج شده است، روزنامه‌نگاری و خبرنگاری واقعی، نیازمند بینش است؛ نیازمند توانایی اتصال نقاط پراکنده به یکدیگر برای ترسیم تصویری بزرگ‌تر از واقعیت، بدون تحلیل، خبرها تنها توده‌ای از اطلاعات بی مصرف هستند که نه تنها آگاهی نمی‌بخشند بلکه ذهن مخاطب را نیز خسته و آشفته می‌کنند.

از این رو بدون بینش، روزنامه‌نگاری عقیم است و نمی‌تواند تغییری در جهت بهبود زندگی مردم ایجاد کند.

احترام به حریم خصوصی افراد و حفظ حیثیت شخصی، در کنار شجاعت برای افشای حقایقی که به امنیت و سلامت روانی جامعه مربوط است از ظریف‌ترین وظایف این حرفه است، خبرنگار و روزنامه‌نگار باید میان اسرار حرفه‌ای و پنهان‌کاری‌های مفسده‌انگیز تمایز قایل شود، او موظف است ضمن دفاع از آزادی تفسیر از انتشار اخباری که منبع مشخص و قابل استنادی ندارند خودداری کند اما آیا در رقابت ناسالم برای کسب توجه، این اصول شرافتمندانه همچنان جایگاهی دارند؟ وقتی معیار موفقیت یک رسانه، نه رضایت آگاهانه‌ مردم، بلکه ارتباطات مالی دوسویه با مراکز قدرت باشد، اخلاق به کالایی تزئینی بدل می‌شود و در چنین شرایطی، تعارض منافع همچون موریانه، پایه‌های اعتماد عمومی را می‌جود و جامعه را از درون تهی می‌سازد.

خبرنگاری و روزنامه‌نگاری، بایستی در مسیر عدالت و پیشرفت فرهنگی گام بردارد و مبارزه با هرگونه تبعیض نژادی، جنسیتی و زبانی و تلاش برای حفظ محیط زیست و سلامت روانی جامعه، از وظایف لاینفک هر قلم‌به‌دستی است اما وقتی رسانه از مسیر اصلی خود منحرف می‌شود، نه‌تنها در برابر این تبعیض‌ها نمی‌ایستد، بلکه گاه خود به ابزاری برای تسهیل آنها تبدیل می‌شود. استقلال فکری، پیش‌نیاز هرگونه اقدام اصلاحی است، نخبگان جامعه باید بدون هیچ ملاحظه‌ای در خصوص آسیب‌های نبود استقلال در رسانه‌ها آگاهی‌بخشی کنند، اگر سیستم نقد و بررسی در یک جامعه به‌درستی عمل نکند، تصمیم‌گیری‌های کلان نیز براساس داده‌های غلط و باورسازی‌های کاذب صورت خواهد گرفت که نتیجه‌ای جز شکست برنامه‌های توسعه نخواهد داشت.

کلام آخر:

در نهایت، بازگشت به ارزش‌های بنیادین روزنامه‌نگاری و خبرنگاری، تنها راه نجات فضای رسانه‌ای استان است، شایستگی عنوان روزنامه‌نگار، تنها با پایبندی به قانون، شرع و هنجارهای عمومی کشور و فراتر از آن، با رعایت وجدان فردی به‌دست می‌آید، خبرنگار و روزنامه‌نگار باید بتواند بی‌غرض سخن بگوید، اگر اهالی رسانه در قزوین، ذره‌ای وابستگی به منافع غیر از حقیقت داشته باشند، از مسیر اصلی خود منحرف شده‌اند و برای دستیابی به توسعه پایدار، رعایت الزامات استقلال رسانه‌ای باید به‌طور سیستماتیک و دایمی مطالبه شود، تنها در این صورت است که می‌توان امیدوار بود رسانه، جایگاه رفیع خود را بازپس گیرد و آینه‌ای باشد برای دیدن واقعیت‌ها، نه تریبونی برای بازتاب تمایلات صاحبان قدرت.

وقت آن رسیده است که میان ماندن در سایه‌ امن وابستگی و ایستادن در آفتاب سوزان حقیقت، یکی را برگزینیم؛ چرا که تاریخ، تنها نام کسانی را به نیکی نگاه خواهد داشت که قلم‌شان را به بهای نان و نام، نفروختند.

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.