به گزارش خبرنگار رکنا، این پرونده به مفقودی یک دختر ۲۲ ساله به نام سحر در شهریور ۱۳۹۶ در اسلامشهر بازمیگردد. تحقیقات اولیه پلیس نشان داد که آخرین تماسهای سحر با دو پسر جوان به نامهای محمد و شهریار برقرار شده است.
شهریار در تحقیقات پلیسی اظهار داشت که محمد، دانشجوی پزشکی، از سحر ناراضی بوده و قصد داشته او را تهدید کند. وی گفت: «محمد نقشه کشید که وانمود کنیم من سحر را ربودهام تا او را ترسانده و به خواستهاش برسیم.» شهریار افزود که در جریان حادثه، سحر به خانه آنها منتقل شد و تحت اثر داروهایی که برای خواباندن او داده شده بود، حالش وخیم شد. به گفته شهریار، پس از مشاهده وضعیت، با محمد تماس گرفته و مرگ سحر را به اطلاع او رساند و سپس برای مخفی کردن حادثه، جسد را به نقطهای خارج از شهر منتقل کردهاند.
محمد پس از دستگیری، روایت متفاوتی ارائه داد و گفت: «سحر به میل خودش همراه ما آمد و حادثهای در مسیر رخ داد که باعث آسیب جسمی او شد. من قصد قتل نداشتم و اقدام به آتش زدن جسد نکردم. جسد را کنار جاده رها کردم.» وی تاکید کرد که حرفهای قبلیاش تحت فشار روحی بیان شده و خودش به کشته شدن عمدی سحر اعتراف نکرده است.
با وجود عدم کشف جسد، پرونده به دادگاه کیفری ارسال شد و محمد به قصاص محکوم شد. در حالی که وی همچنان مدعی است که سحر زنده است و برای محافظت از خود مخفی شده است، خانواده مقتول به دنبال اجرای حکم هستند و بخشی از دیه نیز در حال پرداخت است.
محمد در گفتگو با خبرنگار رکنا گفت: «من عاشق سحر نبودم، فقط دوستی کوتاه مدت داشتیم. بعد از جدایی از همسرم و مشکلات شخصی، با سحر آشنا شدم. همه اتفاقات بهطور ناخواسته رخ داده و من هیچ قصد قتلی نداشتم. امیدوارم روزی حقیقت روشن شود.» وی همچنین از وجود یک فرزند کوچک یاد کرد و گفت که امید او تنها دیدار دوباره با دخترش و زندگی با همسر سابقش است.