آفت‌هایی که «لیبراایسم» را به انحراف می‌کشاند | غنی‌نژاد: آزادی هدف و اصل بنیادی است، نه وسیله رسیدن به ثروت و رفاه | فایده‌گرایی راه را برای مهندسی اجتماعی و مداخلات دولتی باز می‌کند

اقتصادنیوز جمعه 05 تیر 1405 - 11:07
اقتصادنیوز: غنی‌نژاد معتقد است که لیبرالیسم متشکل از سه مفهوم کلیدی بهم پیوسته است، حق مالکیت فردی یا دقیق‌تر حق مالکیت شخصی؛ آزادی برای تحقق بخشیدن به این حق؛ و حکومت قانون برای تضمین تحقق بخشیدن و حفاظت از حق و آزادی.

به گزارش اقتصادنیوز، موسی غنی‌نژاد، اقتصاددان با انتشار مطلبی نوشت: به نظر می‌رسد اندیشه‌ها و جزمیات چپ در جامعه امروز ما دچار افول ناگزیری شده و گرایش به اندیشه‌های آزادی‌خواهانه یا لیبرالیسم رو به فزونی دارد. این تحول در سپهر اندیشه به ویژه در میان جوانان بسیار دلگرم‌کننده و برای آینده ایران عزیز امیدبخش است. اما اگر به آفت‌هایی که از همان آغاز پیدایش لیبرالیسم دامن‌گیر آن بوده و در طول دو سده گذشته به انسجام و کارآیی آن در همان زادگاه خود در جوامع اروپایی لطمه زده توجه نشود، این آفت‌ها در جامعه ما ممکن است به مراتب زیانبارتر باشد.

برای دوری جستن یا چاره‌جویی این آفت‌ها تلاش خواهیم کرد، سلسله نوشته‌های کوتاهی را در رابطه با مسائل و موضوعات مشخص ارائه دهیم. این کار در حقیقت فتح‌بابی است برای رسیدن به درکی منسجم و روشن از مکتب آزادی‌خواهی یا لیبرالیسم. نخستین نوشته درباره چیستی لیبرالیسم و آفت‌های همزاد آن است.

آزادی‌خواهی یا لیبرالیسم به معنی امروزی اروپایی کلمه یک مکتب فکری است که ستون اصلی خیمه فرهنگ و تمدن مدرن را تشکیل می‌دهد. این مکتب گرچه برخی جنبه‌های آن ریشه در یونان باستانِ متاثر از اندیشه‌های شرقی دارد، اما اندیشه‌ای نوآیین و‌ محصول تحول اندیشه و جامعه اروپایی، به ویژه دو اصلاح دینی مهم در مسیحیت غربی در هزاره دوم میلادی است.

جان‌مایه لیبرالیسم اعتقاد به حقوق طبیعی یا ذاتی و ناگسستنی آزادی و حقوق ‌فردی انسان به ماهُوَ انسان است، به سخن دیگر، هر انسانی به محض اینکه پا به دنیا می‌گذارد، سوای رنگ پوست، نژاد، مرتبه اجتماعی، مذهب و اعتقادات والدین و غیره از این آزادی و حقوق برخوردار است. در سایه این اندیشه نوآیین است که فرهنگ و جامعه مدرن شکل می‌گیرد و دنیا را به تدریج وارد دوران بی‌سابقه‌ای از پیشرفت‌های علمی، فنی و اقتصادی می‌کند.

لیبرالیسم متشکل از سه مفهوم کلیدی بهم پیوسته است، حق مالکیت فردی یا دقیق‌تر حق مالکیت شخصی؛ آزادی برای تحقق بخشیدن به این حق؛ و حکومت قانون برای تضمین تحقق بخشیدن و حفاظت از حق و آزادی. واضح است که مالکیت و آزادی دو حق ذاتی به‌هم پیوسته‌ و لازم و ملزوم یکدیگرند.

لیبرالیسم نظام (سیستم) مبتنی بر اصول، به تعبیر فردریک باستیا، است. به سخن دیگر، با پایبندی به اصول حق مالکیت شخصی و آزادی با تکیه بر حکومت قانون است که می‌توان از مکتب لیبرالیسم در عالم اندیشه به طور منسجمی دفاع کرد و در عالم واقع آنرا تحقق بخشید. تصریح این مفاهیم از این جهت اهمیت دارد که لیبرالیسم از همان آغاز در معرض آفت‌هایی از درون بوده است که به انسجام درونی آن آسیب‌زده و آن را در نظر و عمل به انحراف می‌کشاند.

یکی از زیانبارترین این آفت‌ها فایده‌گرایی نام دارد که از اواخر سده هیجدهم و اوایل سده نوزدهم میلادی طرفداران سرسختی در میان برخی جریان‌های فکری لیبرال پیدا کرد.

جرمی بنتام، یکی از مهم‌ترین مدافعان فایده‌گرایی بر این عقیده بود که اگر انسان‌ها در چارچوب حکومت قانون، برای پیگیری منافع شخصی خود آزاد باشند، ثروت و رفاه بیشتری برای خود و نیز دیگر هم‌نوعان خود ایجاد می‌کنند. تا اینجای کار سخن او درست است، اشتباه از آنجا آغاز می‌شود که او هدف از آزادی و لیبرالیسم را تولید ثروت و رفاه بیشتر می‌داند، یعنی آزادی را از منزلت هدف و اصل بنیادی به صرف وسیله‌ای برای رسیدن به هدفی دیگر (ثروت و رفاه) فرو می‌کاهد و می‌گوید در جامعه آرمانی هدف باید تولید بیشترین فایده برای بیشترین افراد باشد. این اشتباه نظری خواه ناخواه راه را برای به حاشیه راندن اصل بنیادی آزادی و شکل‌گیری انواع گوناگون مهندسی اجتماعی و مداخلات دولتی باز می‌کند.

آفت مهم دیگری که دامن‌گیر لیبرالیسم شد به کج‌فهمی مفهوم تساهل برمی‌گردد. لیبرالیسم از همان ابتدا بنا به ماهیت آزادی‌خواهانه خود، منتقد هرگونه جزم‌اندیشی و لذا طرفدار تساهل بوده است. اما باید دقت کرد تساهل به معنی پذیرفتن آزادی بیان و انتقاد، و ناظر بر رفتار با انسان‌ها است. هیچ‌کس نباید عقیده خود را بر دیگران تحمیل کند چراکه چنین کاری ناقض حق آزادی شخصی است. اما برخی تساهل را فراتر از رفتار به اندیشه هم تسری دادند و مدعی شدند که پایبندی سفت و سخت به برخی اندیشه‌ها یا اصول نشانه عدم تساهل است.

به این ترتیب، کسی که با استدلال مبتنی بر اصول موضوعه قضیه‌ای را اثبات می‌کند و بر حقیقی بودن آن اصرار می‌ورزد، متهم به عدم تساهل می‌شود، گویی حقیقت امری نسبی است و همه مدعیات متفاوت و حتی متناقض حقیقت یکسانی دارند. این رویکرد که به چیزی جز آشفته‌فکری نمی‌انجامد، امروزه در میان برخی چپ‌های به اصطلاح پست مدرن به مد روز تبدیل شده و عملاً هر گونه بحث علمی را ناممکن کرده است.

یادآوری این نکته هم ضروری است که گرچه لیبرالیسم آشکارا مخالف ایده‌های چپ‌گرایانه است، اما نباید آنرا با راستگرایی سیاسی یکی دانست. هرگونه اندیشه چپ، نهایتاً به مهندسی اجتماعی برای برساختن جامعه آرمانی منتهی می‌شود و این جز با نقض حقوق و آزادی‌های فردی ممکن نیست.

نکته مهم اینجاست که فکر برساختن جامعه آرمانی یا اصطلاحاً صنع‌گرایی منحصر به چپ‌گرایان نیست، بلکه راست‌گرایان ضد چپ هم اغلب تمایلات مهندسی اجتماعی دارند و درپی محدود کردن حقوق فردی‌اند. بنابر این راست‌گرایی را نباید با لیبرالیسم خلط کرد. مخالفت با تجارت آزاد وجه مشترک سیاست‌مداران چپ‌گرا و راست‌گراست.

 

منبع خبر "اقتصادنیوز" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.