فرارو- در دورانی که هالیوود بیش از هر زمان دیگری به بازآفرینی آثار قدیمی و سری فیلمهای نوستالژیک روی آورده، «اربابان جهان» نیز با تکیه بر همین روند، داستانی آشنا را با زبانی امروزی و آگاه از کلیشههای خود روایت میکند.
به گزارش فرارو به نقل از نیویورک تایمز، فیلم جدید «Masters of the Universe» به کارگردانی تراویس نایت و با فیلمنامهای مشترک از چهار نویسنده، تازهترین تلاش هالیوود برای بازآفرینی یکی از مشهورترین برندهای اسباببازی و انیمیشن دهه ۱۹۸۰ است. اثری که این بار آگاهانه به سراغ طنز ذاتی و اغراقآمیز دنیای «هی-من» میرود و تلاش میکند همین ویژگی را به نقطه قوت خود تبدیل کند.
در سالهای اخیر، با موفقیت فیلمسازانی مانند جیمز گان و رویکرد «خودآگاهانه» او نسبت به ژانر ابرقهرمانی، سینمای تجاری به سمت نوعی شوخطبعی هوشمندانه درباره خودش حرکت کرده است. «اربابان جهان» نیز دقیقاً در همین مسیر قدم برمیدارد؛ جایی که فیلم نهتنها از غیرواقعی بودن دنیای خود خجالت نمیکشد، بلکه آن را بهعنوان بخشی از جذابیتش برجسته میکند.
فیلم با روایتی از شخصیت اصلی، آدام (با بازی نیکلاس گالیتزین) آغاز میشود؛ کسی که در حقیقت همان هی-من افسانهای است. او از سرزمین خیالی و باشکوه «اترنیا» سخن میگوید؛ جایی که در آن به عنوان شاهزادهای جوان رشد کرده، شمشیر قدرت را به دست آورده و در نهایت به شکلی غیرمنتظره به زمین و مشخصاً شهر اوکلاهاما سیتی، تبعید شده است.
در صحنه ابتدایی، آدام این داستان را برای دختری تعریف میکند که در نهایت با بیحوصلگی او را ترک میکند. این مقدمه طنزآمیز، از همان ابتدا نشان میدهد فیلم قصد دارد مرز میان جدیت و شوخی را از بین ببرد. در زمین، آدام یک زندگی کاملاً عادی دارد و در یک شرکت فعال در حوزه روابط انسانی کار میکند، اما در ذهن خود همچنان درگیر دنیای خیالی اترنیا است؛ دنیایی که دیگران آن را چیزی جز تخیل کودکانه نمیدانند.
ماجرا زمانی پیچیدهتر میشود که آدام شمشیر قدرت را از یک فروشگاه مخصوص طرفداران آثار فانتزی خریداری میکند؛ شمشیری که برای او بیش از هر چیز دیگری ارزش دارد. اما خیلی زود، زندگی روزمره او بهکلی تغییر میکند: ترافیک شهری، یک هیولای عظیم و ناشناخته که خودروها را زیر پا له میکند و سپس ورود ناگهانی «تیلا» (با بازی کامیلا مندس)، دوست قدیمی او از اترنیا که اکنون با یک سفینه بینبعدی بازگشته است.
این صحنهها بهوضوح نشان میدهد فیلم به دنبال ترکیب زندگی روزمره با عناصر کاملاً فانتزی و اغراقآمیز است؛ ترکیبی که گاه جذاب و گاه بیش از حد شلوغ به نظر میرسد.
با ورود داستان به دنیای اترنیا، مخاطب انتظار دارد تحول بزرگ آدام به هی-من بهسرعت رخ دهد، اما فیلم عمداً این روند را به تأخیر میاندازد. پیش از این تحول، او بارها با شگفتی به قهرمانانی نگاه میکند که در کودکی برایشان داستان میساخته و حالا در برابرش زنده و واقعی هستند.
در همین حال، شخصیت شرور اصلی داستان، «اسکلتور» با بازی جرد لتو، حضوری نمایشی و اغراقآمیز دارد. او بارها خندههای شیطانیاش را بیش از حد ادامه میدهد و سپس خود نیز انگار از شدت اغراق، لحظهای مکث میکند؛ گویی حتی خود فیلم نیز به طنز بودن این شخصیت آگاه است.
پس از مدتی، آدام سرانجام به هی-من تبدیل میشود؛ شخصیتی عضلانی، قدرتمند و آماده نبرد. در این مرحله، لحن فیلم تغییر میکند و جدیت بیشتری به خود میگیرد. صحنههای اکشن، هرچند خونین نیستند، اما پرتحرک و پرانرژی طراحی شدهاند. در کنار او، «کریجر»، ببر سخنگوی دوران کودکیاش، حضوری طنزآمیز دارد؛ موجودی که بیشتر از آنکه ترسناک باشد، رفتاری طعنهآمیز و حتی خسته از ماجراها نشان میدهد. همین جزئیات کوچک باعث میشود فیلم از فضای کاملاً جدی فاصله بگیرد.
شخصیتهای دیگر اترنیا نیز نسبت به نامهایی که آدام در کودکی برایشان انتخاب کرده، واکنشهایی ترکیبی از تعجب و پذیرش نشان میدهند؛ از جمله «رام-من» و «فیستو» که نامهایشان یادآور دنیای کودکانه و خیالپردازانه شخصیت اصلی است. در این میان، شخصیت دانکن با بازی ادریس البا، بهعنوان مربی آدام، با رضایت و نوعی لذت از این وضعیت آگاهانه، همه چیز را زیر نظر دارد.
یکی از نقاط قوت فیلم، رویکرد طنزآمیز اما محترمانه آن نسبت به منبع اصلی است. «اربابان جهان» تلاش نمیکند گذشته خود را مسخره کند، بلکه آن را با نگاهی مهربانانه و خودآگاه بازخوانی میکند. این همان رویکردی است که باعث شده حتی طرفداران قدیمی انیمیشن نیز بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.
بازی نیکلاس گالیتزین در نقش هی-من نیز قابل توجه است. او موفق میشود میان جنبههای طنزآمیز شخصیت و لحظات جدی و قهرمانانه تعادل برقرار کند. در صحنههای اکشن، او کاملاً در نقش قهرمان فرو میرود و از اغراقهای اولیه فاصله میگیرد.
در نهایت فیلم «اربابان جهان» تلاشی است برای بازآفرینی یک دنیای قدیمی با زبانی امروزی؛ زبانی که هم به طنز آگاه است و هم به نیاز مخاطب مدرن برای هیجان و اکشن پاسخ میدهد. اگرچه این ترکیب همیشه یکدست عمل نمیکند، اما در بهترین لحظات خود، اثری سرگرمکننده و پرانرژی ارائه میدهد.