چمران هنوز زنده است

شمال نیوز یکشنبه 31 خرداد 1405 - 12:14
دهلاویه فقط نام یک نقطه روی نقشه نیست؛ نام مدرسه‌ای است که چهل‌وپنج سال پیش با خون مصطفی چمران بنا شد و هنوز شاگرد تربیت می‌کند.
چمران هنوز زنده است

شمال نیوز: : چهل‌وپنج سال از روزی که مصطفی چمران در دهلاویه به شهادت رسید می‌گذرد؛ اما بعضی آدم‌ها با رفتن تمام نمی‌شوند. شهادت برای آنان پایان زندگی نیست، آغاز یک حضور گسترده‌تر است. چمران از همان انسان‌هایی بود که از محدوده زمان عبور کرد و به یک مکتب تبدیل شد؛ مکتبی که هنوز در لحظه‌های سرنوشت‌ساز تاریخ ایران خود را نشان می‌دهد.

 

چمران می‌توانست در آمریکا بماند. می‌توانست دانشمند برجسته‌ای باشد که نامش در مجلات علمی جهان ثبت شود و عمرش را در آرامش آزمایشگاه‌ها سپری کند. اما او راه دیگری را برگزید. راهی که از رنج مردم لبنان گذشت، به روزهای پرالتهاب انقلاب اسلامی رسید و سرانجام در خاک گرم دهلاویه به خون نشست.

 

راز ماندگاری او نیز همین انتخاب است. مردم معمولاً قهرمانان را به خاطر پیروزی‌هایشان به خاطر می‌آورند، اما چمران را به خاطر انتخابش دوست دارند؛ انتخاب مسئولیت به جای آسایش، میدان به جای تماشا و خطر به جای عافیت.

 

چمران تنها یک فرمانده نظامی نبود. او نماد پیوند علم، ایمان و جهاد بود. در روزگاری که بسیاری می‌کوشند میان اندیشه و عمل فاصله بیندازند، او ثابت کرد که می‌توان هم اهل تفکر بود و هم اهل اقدام. می‌توان کتاب خواند و اسلحه به دست گرفت. می‌توان اهل عرفان بود و در خط مقدم جنگ ایستاد. به همین دلیل است که نسل‌های جدید نیز در او تصویری کهنه و تاریخی نمی‌بینند؛ بلکه الگویی زنده برای امروز خود می‌یابند.

 

امروز که یک سال از جنگ دوازده‌روزه ایران و آمریکا می‌گذرد، یاد چمران معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. دشمن بار دیگر با همان تصور قدیمی وارد میدان شد؛ اینکه می‌توان با حمله نظامی، فشار روانی و نمایش قدرت، اراده ملت ایران را شکست. گمان می‌کرد اگر فرماندهان را هدف قرار دهد، ساختار مقاومت فرو می‌ریزد. تصور می‌کرد اگر آتش جنگ را شعله‌ور کند، مردم دچار هراس و تردید خواهند شد.

 

اما تاریخ ایران بارها نشان داده است که شهادت در این سرزمین پایان راه نیست. همان‌گونه که شهادت چمران جبهه‌ها را خالی نکرد، شهادت فرماندهان بزرگ نیز نتوانست ملت را از مسیر خود منحرف کند. فرماندهان شهید جنگ اخیر، ادامه همان نسلی بودند که چمران به آن تعلق داشت؛ نسلی که مسئولیت دفاع از ایران را بر هر ملاحظه دیگری مقدم می‌دانست.

 

دشمن پیکر فرماندهان را هدف گرفت، اما با حقیقتی روبه‌رو شد که پیش‌تر نیز بارها تجربه کرده بود؛ اینکه در فرهنگ مقاومت، فرماندهان شهید می‌شوند اما فرماندهی متوقف نمی‌شود. خون آنان به جای آنکه خلأ ایجاد کند، انگیزه‌ای تازه برای ادامه مسیر می‌آفریند. این همان درسی است که دهلاویه به ما آموخت.

 

در روزهای جنگ دوازده‌روزه، ملت ایران بار دیگر شاهد صحنه‌هایی بود که یادآور نخستین سال‌های دفاع مقدس بود؛ صحنه اتحاد ملی، صحنه حضور مردم در کنار نیروهای مسلح و صحنه ایستادگی در برابر تهدیدهای خارجی. در آن روزها بسیاری دریافتند که قدرت حقیقی ایران تنها در موشک‌ها و تجهیزات نظامی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در سرمایه‌ای عمیق‌تر به نام ایمان، هویت و اراده ملی ریشه دارد.

 

چمران سال‌ها پیش درباره همین حقیقت سخن گفته بود. او می‌دانست که جنگ واقعی پیش از آنکه در میدان نبرد آغاز شود، در ذهن‌ها شکل می‌گیرد. دشمن ابتدا امید را هدف می‌گیرد، اعتماد را تضعیف می‌کند و اراده مقاومت را می‌شکند. اگر در این نبرد پیروز شود، دیگر نیازی به گلوله و موشک نخواهد داشت. به همین دلیل بود که چمران همواره بر روحیه، خودباوری و ایمان تأکید می‌کرد.

 

در جنگ اخیر نیز هدف اصلی دشمن چیزی جز شکستن همین روحیه نبود. اما آنچه رخ داد، نتیجه‌ای کاملاً معکوس داشت. مردم ایران بار دیگر نشان دادند که در لحظات حساس، اختلاف‌ها را کنار می‌گذارند و حول محور دفاع از وطن متحد می‌شوند. این همان سرمایه‌ای است که چمران برای آن جنگید و جان داد.

 

در این میان، نقش رهبری نیز یادآور یکی از مهم‌ترین عناصر پیروزی در سال‌های دفاع مقدس بود؛ حفظ انسجام ملی و جلوگیری از غلبه اضطراب و آشفتگی بر جامعه. همان‌گونه که امام خمینی(ره) در سال‌های نخست جنگ تحمیلی تکیه‌گاه ملت بود، در بحران‌های امروز نیز هدایت و ثبات رهبری، کشور را از پیچ‌های دشوار عبور داده است. دشمن تصور می‌کرد با ترور فرماندهان و افزایش فشارها می‌تواند نظام تصمیم‌گیری و اراده ملی را دچار اختلال کند، اما آنچه رخ داد، انسجام بیشتر جبهه داخلی و استمرار مسیر مقاومت بود.

 

شاید اگر چمران امروز در میان ما بود، بیش از هر چیز از همین حقیقت سخن می‌گفت؛ اینکه ملت‌ها زمانی شکست می‌خورند که امیدشان را از دست بدهند، نه زمانی که فرماندهانشان را. او می‌گفت شهیدان رفته‌اند تا پرچم بر زمین نماند. می‌گفت خون فرماندهان باید به انگیزه‌ای برای ادامه راه تبدیل شود، نه به بهانه‌ای برای خستگی و عقب‌نشینی.

 

چهل‌وپنج سال از شهادت او گذشته است، اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ چمران امروز کجاست؟ پاسخ را باید در دهلاویه جست‌وجو نکرد. چمران را باید در هر جوانی دید که مسئولیت را بر آسایش ترجیح می‌دهد. در هر فرمانده‌ای که امنیت کشور را بر جان خود مقدم می‌داند. در هر دانشمندی که علم را در خدمت عزت ملی قرار می‌دهد. در هر مادری که فرزندش را برای دفاع از وطن تربیت می‌کند و در هر ایرانی که زیر بار زور نمی‌رود.

 

چمران متعلق به گذشته نیست. او بخشی از آینده ایران است. همان‌گونه که شهادتش در سال ۱۳۶۰ پایان راه نبود، یاد و مکتبش نیز در سال ۱۴۰۵ همچنان زنده است. زیرا بعضی انسان‌ها با مرگ از تاریخ حذف نمی‌شوند؛ به معیار تبدیل می‌شوند. معیار تشخیص مردان روزهای سخت.

 

امروز در چهل‌وپنجمین سالگرد شهادت مردی که در دهلاویه آسمانی شد، وقتی به فرماندهان شهیدی می‌اندیشیم که در دفاع از ایران جان خود را فدا کردند، وقتی به ملتی می‌نگریم که از آزمون جنگ و تهدید سربلند بیرون آمد و وقتی به استمرار راه مقاومت نگاه می‌کنیم، بیش از هر زمان دیگری می‌توان گفت: چمران هنوز زنده است؛ نه فقط در خاطره‌ها، بلکه در متن زندگی این ملت.


منبع خبر "شمال نیوز" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.