به گزارش مشرق عبارت «نه علیه یکدیگر، اما نه همیشه با هم» جملهای پربسامد است که معمولاً در میان مقامات و کارشناسان روسی برای توصیف روابط روسیه و چین بهکار میرود. این توصیف، پیچیدگیهای روابط دوجانبه را دقیقتر از اصطلاح بسیار رایج «شراکت بدون محدودیت» بیان میکند؛ اصطلاحی که از فوریه ۲۰۲۲ به بعد در تحلیلهای جهانی به یک کلیشه تبدیل شده است.
ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، و شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، در تاریخ ۱۹ تا ۲۰ مه در پکن در یک نشست دو روزه ۴۰ توافق جدید را اعلام و یک «بیانیه نمادین درباره شکلگیری جهان چندقطبی» منتشر کردند. با این حال، در این نشست توافقی درباره خط لوله گاز «قدرت سیبری ۲» حاصل نشد؛ پروژهای که روسیه آن را برای صادرات انرژی خود حیاتی میداند.
چند روز پیش از سفر ولادیمیر پوتین به پکن، دو دیپلمات از چین و روسیه مقالهای مشترک منتشر کردند که برای دو سالگرد همزمان در سال جاری زمانبندی شده بود: ۳۰ سال شراکت راهبردی هماهنگی چین و روسیه، و ۲۵ سال پیمان «همسایگی نیک و همکاری دوستانه». این دو دیپلمات رابطه دوجانبه را «باثباتترین، بالغترین و راهبردیترین رابطه» در میان قدرتهای بزرگ توصیف کردند. این سه واژه، بازنمایی آگاهانهای است از آنچه که تحلیلگران آن را نشانه سطح بالای اعتماد سیاسی در شراکت راهبردی چین و روسیه میدانند؛ اعتمادی که در طول سه دهه تغییرات جهانی، تداوم چشمگیری داشته است.
این دیدار بهخوبی ماهیت یک رابطه دوجانبه فرصتطلبانه و عملگرایانه را نشان داد که همچنان با محدودیتها، بیاعتمادی و تنشهای آزاردهنده همراه است. به نظر میرسد مسکو و پکن به آن اندازه که به نظر میرسند به هم نزدیک نیستند و نه آنقدر که گاهی تصور میشود، از هم دورند.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، چین و روسیه روابط خود را بهطور چشمگیری بهبود دادهاند. مهمترین پیشران روابط چین و روسیه را میتوان در این عوامل خلاصه کرد: نخست، حفظ صلح در مرز مشترک و به اصطلاح جغرافیاست. دوم، مکمل بودن اقتصاد دو کشور است. سوم، ماهیت سیاسی مشابه دو کشور است. و در نهایت، پکن و مسکو هر دو ارزش زیادی برای هماهنگی علیه آنچه «هژمونی غرب» و «یکجانبهگرایی» مینامند، قائل هستند.
جنگ اوکراین؛ عامل وابسته شدن روسیه به چین
از زمان آغاز جنگ اوکراین، کرملین تلاش میکند روسیه و چین را دو قدرت برابر و متحد در برابر غرب نشان دهد. با این حال به نظر میرسد هرچه جنگ در اوکراین طولانیتر شود، روسیه از نظر اقتصادی، فناوری و راهبردی به چین وابستهتر میشود.

روسیه امروز بهشدت به چین وابسته است؛ از لوازم الکترونیکی و ماشینآلات صنعتی گرفته تا خودروها و فناوریهای با کاربرد دوگانه که به حفظ ماشین جنگی روسیه کمک میکنند. با قطع دسترسی روسیه به بسیاری از بازارهای جهانی بهدلیل تحریمهای غرب، چین به شریان اقتصادی اصلی مسکو تبدیل شده است. با این حال، این رابطه بهطور فزایندهای نامتوازن شده است. حتی جاهطلبیهای روسیه در حوزه هوش مصنوعی نیز به فناوری چین وابسته شده و مسکو اکنون بهدنبال تراشههای چینی برای تقویت سیستمهای هوش مصنوعی خود است.
این عدم توازن شاید در مذاکرات انرژی بیش از همه دیده شود. چین بار دیگر از نهاییکردن قرارداد طولانیمدت خط لوله «قدرت سیبری ۲» خودداری کرده است؛ پروژهای که برای مسکو پس از از دست دادن عمده بازار گاز اروپا در اثر جنگ اوکراین حیاتی است. گزارشها نشان میدهد پکن همچنان خواهان تخفیفهای سنگین است و از وابستگی فزاینده روسیه بهعنوان اهرم فشار استفاده میکند.
ترامپ؛ عامل وحدت بخش روابط مسکو و پکن
چند روز پیش از آنکه دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۴ برای دومین دوره بهعنوان رئیسجمهور آمریکا انتخاب شود، او وعده داد که روسیه و چین را «از هم جدا خواهد کرد» و دولت بایدن را متهم کرد که این دو کشور را به هم نزدیکتر کرده است. اما اقدامات ترامپ نیز در واقع در راستای همان سیاستهای ناکارآمد دولتهای پیشین آمریکا قرار دارد؛ سیاستهایی که به تقویت اتحاد روسیه و چین کمک کردهاند. جای تعجب نیست که شی جینپینگ چند روز پس از میزبانی ترامپ، ولادیمیر پوتین، همتای روس خود را دعوت کرد. به نظر میرسد دو رهبر در حال برگزاری نوعی نشست «اتاق وضعیت» بودند تا با توجه به نتایج نشست شی-ترامپ، هماهنگی و تبادل نظر کنند.
رویکرد آمریکا بهعنوان بازیگری یاغی و اساساً غیرمنطقی، بهطور طبیعی آنها را به هم نزدیکتر میکند. با این حال، همیشه نیز اینطور نبوده است. چند دهه پیش، آمریکا رویکردی کاملاً متفاوت داشت و حتی موفق شد از اختلافات میان اتحاد شوروی و چین بهرهبرداری کند. ظهور جهان تکقطبی تحت سلطه آمریکا باعث شد چین و روسیه به هم نزدیکتر شوند، هرچند بیاعتمادی میان آنها همچنان باقی ماند. اقدامات دولتهای بعدی آمریکا (از جمله نزدیک کردن ناتو به مرزهای روسیه) روند نزدیکی پکن و مسکو را تسریع کرد.

با توجه به تمرکز کوتاهمدت ترامپ بر مسائل مختلف، ممکن است وی حتی به یاد نیاورد که زمانی بهدنبال جداکردن چین و روسیه از یکدیگر بود، اما البته این دو کشور بهخوبی این موضوع را به یاد دارند. دعوت شی از پوتین پس از سفرِ ترامپ، پیام قدرتمندی به آمریکاست که نشان میدهد اتحاد روسیه و چین از همیشه قویتر است.
همکاریهای نظامی پکن و مسکو
از دهه ۱۹۹۰، پکن و مسکو روابط نظامی، دفاعی و امنیتی خود را بهطور مستمر ارتقا دادهاند. هر دو کشور همکاری خود را در این حوزهها با انجام رزمایشهای نظامی دوجانبه منظم، گشتهای هوایی و دریایی مشترک، قراردادهای تسلیحاتی، صادرات صنایع دفاعی و همکاریهای فنی-نظامی افزایش دادهاند. آنها همچنین در زمینه آموزش نظامی مشارکت داشته و در سالهای اخیر حتی بنا بر گزارشهای خبری به آموزش پنهان جنگ پهپادی در اوکراین نیز پرداختهاند.
در حوزه نظامی-فنی، روسیه سالها تجهیزات و تسلیحات پیشرفتهای در اختیار چین قرار داده است. در مقابل، روسیه در سالهای اخیر با کمبود برخی تجهیزات نظامی مواجه شده است؛ مسئلهای که در جنگ اوکراین آشکارتر شده است. در سالهای اخیر و در جریان جنگ اوکراین، روسیه برخی اقلام با کاربرد دوگانه مورد نیاز برای تولید دفاعی را از چین تأمین کرده است. در مقابل، یکی از مزیتهای مهم روسیه برای این شراکت، تجربه میدانی جنگی است که ارتش چین فاقد آن است.
منطقه هندوپاسفیک نیز یکی از مهمترین عرصههایی است که روسیه و چین در آن همکاری سیاسی و نظامی خود را تقویت کردهاند. این همگرایی موجب افزایش رزمایشهای مشترک و پیچیدهتر شدن همکاریهای نظامی شده است. از سال ۲۰۲۲، دو کشور رزمایشهای هوایی و دریایی مشترک خود را در منطقه هندوپاسفیک افزایش دادهاند. مکان این رزمایشها نشان میدهد که پیام آنها متوجه ایالات متحده و متحدان منطقهای این کشور است.
شراکت بدون محدودیت؛ اما با حد و مرز مشخص
با وجود معرفی رسمی این رابطه بهعنوان «شراکت راهبردی جامع»، هیچیک از دو طرف تمایلی ندارند در صورت بروز درگیری، بار دفاع از طرف مقابل را بر عهده بگیرند. چین در قبال جنگ اوکراین موضعی حسابشده اتخاذ کرده و در عین ارائه برخی حمایتهای محدود، از ورود به مداخله نظامی مستقیم، مانند ارسال سلاحهای مرگبار یا اعزام نیرو، خودداری میکند. به همین ترتیب، روسیه نیز نمیخواهد درگیر تنشهای چین با هند، ژاپن، ویتنام یا ایالات متحده شود.
چندین مسئله وجود دارد که میتواند در میانمدت تا بلندمدت روابط چین و روسیه را به سمت مسیرهای تنشآمیزتر سوق دهد. عامل کلیدی در اینجا «عدم تقارن راهبردیِ بهسرعت در حال رشد» میان دو طرف است. بر اساس شاخصهای متعدد، چین در موقعیتی قرار دارد که یا فاصله خود با روسیه را افزایش دهد یا شکاف موجود را با سرعت پر کند. از نظر اقتصادی، مسکو بهطور فزایندهای در حال وابستهشدن به پکن است. در همین حال، وابستگی اقتصادی چین به روسیه بهمراتب سرعت کمتری داشته است. با گذشت زمان و تغییر توازن راهبردی به نفع پکن، رهبران چین ممکن است وسوسه شوند از این اهرم فزاینده برای وادار کردن روسیه به پذیرش توافقهای تجاری به نفع چین یا حمایت صریحتر از تصمیمات سیاست خارجی چین استفاده کنند.
شمالگان نیز منطقهای دیگر است که روسیه و چین در آن، همزمان همکاری و رقابت دارند. مسکو عضو «شورای شمالگان» است و تمایلی ندارد بازیگران خارجی به تصمیمگیریهای شمالگان ورود کنند. هرچند چین بهعنوان ناظر در شورای قطب شمال حضور دارد و در تصمیمگیریهای رسمی نقشی ندارد، اما خود را «کشور نزدیک به شمالگان» معرفی کرده و فعالانه بهدنبال افزایش نقش در پژوهشهای علمی و بهرهبرداری تجاری از منابع طبیعی این منطقه است.

افزون بر این، چین و روسیه در همه اولویتهای ژئوپلیتیکی همسو نیستند. چین بهشدت در اقتصاد جهانی ادغام شده و از بیثباتی گسترده، بیشتر آسیب میبیند، در حالی که روسیه گاهی از ایجاد بحرانهای ژئوپلتیک برای کسب اهرم فشار استفاده میکند. در نهایت، با وجود حل و فصل حقوقی اختلافات ارضی میان چین و روسیه، مسائل تاریخی ممکن است در آینده بار دیگر بر روابط سایه بیندازد. با افزایش قدرت چین، جسارت سیاسی و احساسات ملیگرایانه نیز در این کشور تقویت میشود؛ احساساتی که در روایت «بازگشت پس از یک قرن تحقیر» ریشه دارد. از این رو، مسائل تاریخی ممکن است دوباره به عامل مهمی در روابط تبدیل شوند.
سخن پایانی
در شش ماه گذشته، پکن به یک نقطه تقاطع دیپلماتیک برای همه اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل تبدیل شده است. آخرین مهمان، چهرهای آشنا برای میزبان چینی بود: ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، که شی جینپینگ از سال ۲۰۱۲ به این سو بیش از ۴۰ بار با او دیدار کرده است. همانند نشست اخیر شی–ترامپ، رسانههای بینالمللی بر «جذابیت روابط فردی» میان رهبران تمرکز و جزئیات نمایش دیپلماتیک پیرامون این دیدارها را تحلیل کردند. اما در واقعیت، ژئوپلیتیک به ندرت بر پایه صمیمیت شخصی یا «رابطه عاطفی» شکل میگیرد. این روابط بیشتر توسط منافع راهبردی، محاسبات قدرت و اولویتهای ملی هدایت میشوند.
دیدار اخیر میان شی و پوتین با هدف ارسال پیامی مشخص به جهان طراحی شده بود: اینکه پکن و مسکو همچنان در تلاش مشترک برای بازطراحی نظم بینالمللی همسو هستند. بیانیه مشترک نشست، با تأکید بر «جهان چندقطبی» و «نوع جدیدی از روابط بینالملل»، پایداری شراکت چین و روسیه را در زمانی که جهان با چندپارگی فزاینده روبهروست، بیش از گذشته برجسته کرد. با این حال، در لایههای پنهان این ظاهر و چهره اتحاد و همکاری، واقعیتی پیچیدهتر وجود دارد.
اگرچه چین و روسیه همچنان به دلیل وجود مولفههایی همانند جغرافیا، مخالفت مشترک با سلطه غرب، و دستورکار راهبردی تا حدی با هم اشتراک نظر دارند، اما این شراکت نامحدود نیست. پکن نگران وابستگی بیش از حد به انرژی روسیه است و از این رو محدودیتهایی برای توسعه روابط ایجاد میکند.بنابراین نشست شی-پوتین دو حقیقت را همزمان آشکار کرد: چین و روسیه همچنان بهعنوان یک «دوگانه راهبردی» در صحنه جهانی عمل میکنند، اما این رابطه بیشتر یک همسویی عملگرایانه است تا یک اتحاد کامل.











