سهم پنهان فرشته‌ها و سفره‌های عید قربان در کرمان

ایرنا چهارشنبه 06 خرداد 1405 - 08:07
کرمان - ایرنا - عید قربان تنها روایت یک تیغ و یک قربانی نیست، بلکه سهم پنهان فرشته‌ها در میان سفره‌هایی است که قرار نیست به روی کسی بسته بمانند. امروز، کوچه‌های شهر بوی «گذشتن» می‌دهند؛ گذشتن از آنچه دوست داریم برای رسیدن به لبخندی که شاید هرگز آن را نبینیم. این گزارش، حاشیه‌نگاری کوتاهی است بر روزی که سفره‌های عید در کرمان‌، فاصله بین دارا و ندار را برای چند ساعت هم که شده، از میان برمی‌دارند.

به گزارش ایرنا، خورشید کرمان که از پشت کوه‌های صاحب‌الزمان (عج) قد می‌کشد، شهر بوی دیگری می‌دهد. در این شهر، عید قربان فقط با تقویم شروع نمی‌شود؛ با نیت‌هایی شروع می‌شود که از شب‌ها قبل در دل آدم‌ها جان گرفته است.

اینجا، رسم زیبایی دارند که دل را می‌لرزاند؛ کرمانی‌ها معتقدند کسی که دستش از دنیا کوتاه شده، در این روز بزرگ، چشم‌به‌راه یک نشان است. برای همین است که در بیشتر خانه‌ها، اولویت قربانی با «اموات» است.

صبح زود، وقتی هنوز نسیم خنک کویری تو صورتت می‌خورد، صدای رفت‌وآمدها در محله بلند می‌شود. مرد خانه آستین بالا می‌زند و گوسفندی را که به نیت پدر یا مادر سفرکرده‌اش تهیه کرده، مهیای قربانی می‌کند. اما قصه اینجا تمام نمی‌شود؛ تازه از اینجا به بعد است که «هنر کرمانی بودن» خودش را نشان می‌دهد.

بسته‌بندی‌ها شروع می‌شود. بسته‌هایی کوچک اما پر از برکت، اینجا کسی دنبال سهمِ بیشتر برای خودش نیست.

انگار یک قرار نانوشته بین همه‌ مردم هست که این گوشت، سهمِ کسانی است که شاید در تمامی سال، چشمشان به چنین روزی بوده است. پیرزن‌های محله را می‌بینی که با وسواس، گوشت‌ها را تقسیم می‌کنند و زیر لب می‌گویند: «این برای‌ فلانی، که یتیم دارد… این مال آن بنده خدا که دستش تنگ است…» و عجیب است که این گوشت‌ها چقدر برکت می‌کنند؛ انگار که نیت پاک، به دانه‌های گوشت، وسعت می‌دهد.

سهم پنهان فرشته‌ها؛ حاشیه‌ای بر سفره‌های مشترک عید قربان در کرمان
تصویر آرشیوی است

ظهر که می‌شود، نوبت به بخش دوم این رسم قشنگ می‌رسد. در خانه‌ها باز است و عطر مطبوع آبگوشت تازه خانه‌ها را پر می‌کند.

کرمانی‌ها رسم دارند اقوام و نزدیکان را دور هم جمع کنند. سفره‌ای پهن می‌شود که روی آن، چیزی فراتر از غذا چیده شده است؛ روی این سفره، «خاطرات» حرف اول را می‌زنند.

هر لقمه‌ای که برداشته می‌شود، یادی از بزرگ‌ترهایی می‌شود که سال‌ها قبل سر همین سفره می‌نشستند.

در انتهای مهمانی، وقتی همه سیر شده‌اند و چای قندپهلوی کرمانی در استکان‌های کمر باریک ریخته می‌شود، یک سکوت شیرین فضا را پر می‌کند. همه دست‌ها را بالا می‌برند و یک فاتحه برای صاحب اصلی این نذر می‌خوانند. این همان لحظه‌ جادویی است؛ لحظه‌ای که حس می‌کنی آن عزیز سفرکرده هم همین‌جاست، جایی گوشه‌ همین اتاق، با لبخندی که از رضایت، حکایت‌ دارد.

اینجا در کرمان، عید قربان یعنی همین سادگی‌های عمیق. یعنی اینکه یادت باشد برکت، در رفتن است نه در ماندن، یعنی اینکه بدانی راه رسیدن به آسمان، از دل همین کوچه‌های خاکی و از میان همین سفره‌های کوچکی می‌گذرد که به یاد رفتگان و برای ماندگان پهن می‌شود.

در پایان روز، وقتی خورشید آرام آرام پشت افق پنهان می‌شود، حسی به تو می‌گوید که هیچ دلی در شهر تنها نمانده و هیچ روحی، بی‌نصیب از دعای خیر نبوده است.

این روایت ساده و بی‌ریای یک عید در دیار کریمان است.

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.