آدم‌ها برای آقا کمال تاریخ مصرف نداشتند/ مدیری که پشت خبرنگار می‌ایستاد

ایرنا سه شنبه 05 خرداد 1405 - 13:04
تهران-ایرنا- خبرگزاری پارس تا دو سال بعد از انقلاب، وابسته به رادیو و تلویزیون بود؛ چارچوبی مستقل نداشت و نسیم انقلاب هم در آن نوزیده بود. تا آن زمان یک مدیرعامل این خبرگزاری که معاون رادیو و تلویزیون هم محسوب می‌شد اعدام شده بود و مدیر بعدی هم رضایت دولت را جلب نکرده بود.

به گزارش ایرنا، آخرین برنامه مهم محمدرضا شریف مدیرعامل خبرگزاری پارس، میزبانی از شهید بهشتی بود و در همان ماه، یعنی ۲۵ خرداد ۵۹، جای خود را به مدیرعامل بعدی داد: سید کمال خرازی، خرازی حکم ریاست را از رئیس‌جمهور وقت گرفت که رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی هم بود. او در ابتدای کار، از حمید هوشنگی و حسین نصیری خواست در اداره این سازمان یاری‌اش کنند.

تلاش تیم مدیریتی جدید بر فروخواباندن التهاب و ایجاد آرامش در کارکنانی بود که نگران پاکسازی بودند. در عین حال، از میان جوانانی که به دلیل انقلاب فرهنگی، تحصیلشان در دانشگاه نیمه‌تمام مانده بود برای ورود به خبرگزاری آزمون گرفتند. معیارهای سختگیرانه برای گزینش نیروهای جوان و انقلابی تعیین کردند: شم خبری، قدرت نویسندگی خبر، معلومات سیاسی، نکته سنجی و روح پرسشگری داوطلبان را می‌سنجیدند و آنها را برای کارآموزی نزد کارکنان قدیمی و باتجربه می‌فرستادند.


شروع جنگ و شتاب تغییرات
هنوز ترکیب نیروها کامل و بخش‌های مختلف خبری راه‌اندازی نشده بود که جنگ شروع شد. شورای عالی دفاع که جنگ را مدیریت می‌کرد به خرازی تکلیف کرد مدیریت تشکیلاتی را به عهده بگیرد که بعدها به «ستاد تبلیغات جنگ: معروف شد. این ستاد وظیفه هماهنگی اخبار و گزارش های جنگ تحمیلی را داشت و هسته اصلی و مرکزیت آن هم «خبرگزاری پارس» تعیین شد.

هوشنگی بعدها گفت: «از شنیدن خبر مرکزیت خبرگزاری در اخبار جنگی نمی‌توانستم استقبال کنم. در حال سازماندهی مجدد بودیم و موقعیت جدید، وظایف سازمان را بسیار سنگین‌تر می‌کرد. ما در خبرگزاری به گسترش روح همکاری نیاز داشتیم.»
در این میان، بعضی نیروهای جوان که پس از مدیریت خرازی جذب سازمان شده بودند توانستند پلی میان کارکنان جدید و قدیم ایجاد کنند.
علی فریدونی از نیروهای جوان آن دوران که عکس‌های ماندگاری از جنگ ثبت کرده، در توصیف اوضاع آن زمان خبرگزاری گفت: «به خاطر فضای همدلی آن زمان در ایرنا و مدیریت خوب کمال خرازی و برخوردهای صمیمانه دکتر خرازی، تا روز آخر عملیات در منطقه بودیم و هیچ وقت اعتراض نکردیم. فضا آنقدر صمیمی بود که هیچ کدام به دیگری رکب نمی‌زدیم و پشت یکدیگر را خالی نمی‌کردیم. به طور مثال، راننده وظیفه همراهی با تیم اعزامی را نداشت ولی تا خط مقدم می‌آمد و کیف وسایل عکاسی من را حمل‌ می‌کرد تا راحت‌تر عکاسی کنم. فقط هم جنگ و جبهه نبود. تیم‌هایی به شهرستان‌ها اعزام می‌شدند و گزارش آنها در رفع مشکلات آن زمان خیلی موثر بود. هنوز هم آن گزارش‌‎ها و عکس‌ها جزو آثار درخشان ایرنا محسوب می‌شود. آنقدر تیم خبری در ایرنا حرفه‌ای بود که من افتخار می‌کردم بگویم عکاس خبرگزاری هستم.»

مجید کریمیان از عکاسان مطرح که زخم‌های جنگ هنوز همراه اوست، می‌گوید:« آن زمان همه به فکر جنگ بودند. ما متاهل بودیم اما ساک سفر را آماده می‌گذاشتیم و به محض اعلام مدیریت، دوربین و ساک را دست می‌گرفتیم و راه می‌افتادیم. آن زمان کسی دنبال پست و مقام و زیراب زنی نبود. فرهنگ آن زمان،کار و حفظ جامعه بود.»

وی درباره ترکیب نیروهای آن زمان ایرنا نیز می‌گوید: «دکتر خرازی نابلدها را انتخاب نمی‌کرد. سردبیران او از بهترین‌ها و حرفه‌ای ترین‌ها بودند. یکی از آثارش را در نظر بگیرید: کتاب جنگ تحمیلی. کار را به یک حرفه‌ای یعنی سیف‌الله صمدیان داد . ما آن زمان مثل صمدیان، عکاس حرفه‌ای نداشتیم که کادر و عکس را بشناسد. او عکس‌ها را انتخاب و با دکتر خرازی هماهنگ می‌کرد. تجربه کتاب جنگ تحمیلی دیگر تکرار نشد.»
کریمیان ویژگی‌های شخصی کمال خرازی را هم موثر می‌داند و می‌گوید: «دکتر خودش حرفه‌ای بود و آدم‌های اطرافش هم حرفه‌ای بودند. کار حرفه‌ای هم می‌خواست.»

پشت خبرنگار می‌ایستاد
شهیدان سیدکمال خرازی و صیاد شیرازی

سازوکار جدید دریافت و انتشار اخبار

یک سال پس از ریاست خرازی، نام خبرگزاری پارس به جمهوری اسلامی با مصوبه مجلس شورای اسلامی تغییر کرد. در همان هفته‌های اول جنگ، مراکز خبرگزاری در استان‌های مرزی تقویت شد و در اکثر شهرها و بخش‌های مهم مناطق مرزی شبکه خبری بومی دائر شد. منابع خبری و فرماندهان جنگ در رده های مختلف با ستاد و خبرگزاری مرتبط شدند و یکباره ورودی اخبار به سازمان چند برابر شد و خبرنگاران و دبیرانی برای دریافت و بازنویسی آنها به کارگرفته شدند.

در کنار آنها خبرگزاری باید اخبار، گزارشات و تفاسیر رسانه‌های خارجی را هم دریافت و مخابره می‌کرد. ضبط و پیاده کردن اخبار و گزارش‌های رادیوهای تاثیرگذار خارجی در رابطه با جنگ به وظیفه اصلی «اتاق اخبار جنگ» و کل سازمان خبرگزاری تبدیل شده بود. بخش مونیتورینگ رسانه‌های مکتوب و رادیویی به زبان‌های مختلف بصورت ۲۴ ساعته فعال بود و برای انتشار کامل اخبار و گزارش‌ها ، بخش بولتن‌های خبری به راه افتاد.


پشت خبر می‌ایستاد

جنگ و گستردگی مناطق عملیاتی، حساسیت‌ها نسبت به تیم‌های خبری را هم بیشتر کرد. در چنین شرایطی هم خبرها حساسیت‌زا بودند و هم پرسه زدن در اطراف سنگرها. فریدونی می‌گوید: «بارها در مناطق عملیاتی دستگیر شدم و با یک تلفن دکتر خرازی، آزادم کردند. یک بار مسیر را گم کردم. احتمال می‌دادند که در این مدت یا اسیر شده‌ام یا شهید. درحالی که سرگردان راه می‌رفتم، نیروهای ضدجاسوس مرا گرفتند ولی با تماس مدیر ایرنا آزاد شدم.»

بهرام حسن زاده هم در سال ۶۵ هم بازداشت شده بود آن هم به اتهام افشای اسرار نظامی. به او گفتند که خبر عملیات «کربلای یک» را زودتر از موعد فاش کرده است، وی پاسخ می‌دهد که خبر را با فاصله زمانی مشخص به مرکز ارسال کرده است.

پس از چند ساعت از حسن زاده عذرخواهی و آزادش می‌کنند. بعد متوجه می‌شود که کمال خرازی موضوع را با اکبر هاشمی رفسنجانی مطرح کرده است و او هم دستور داده خبرنگار ایرنا را آزاد کنند.

مدیریت همزمان دو مجموعه خبری

مدیریت همزمان دو مجموعه رعایت عدالت را دشوار می‌کند؛ چه رسد به اینکه هر دو کارکرد و وظایف مشابه داشته باشند. سخت است که بتوان دو کفه را طوری در تعادل نگهداشت که خبرگزاری زیر بار عنوان درشت مسئولیت دوم، کمر خم نکند.
به شهادت خبرنگاران و عکاسان آن زمان، خرازی توانست این تعادل را حفظ کند. به اعتقاد آنها، ریاست خرازی بر ستاد تبلیغات جنگ به سود خبرگزاری پارس شد.

علی فریدونی می‌گوید: «ایرنا از ریاست کمال خرازی بر ستاد تبلیغات جنگ به خوبی استفاده کرد. یعنی ریاست او بر ستاد تبلیغات جنگ نه تنها خبرگزاری را تضعیف نکرد، بلکه شکوفاتر کرد. ۴۸ ساعت پیش از هر عملیات، یک تیم به منطقه اعزام می‌شد. همه هم با رغبت به جبهه می‌رفتند، باوجود آنکه می‌دانستند ممکن است شهید یا مجروح ‌شوند. پیش از هر عملیات، محورهای عکس و خبر را اعلام می‌کردند و آنها که ترسشان ریخته بود، خودشان خط مقدم را انتخاب می‌کردند. به اجبار کسی را نمی‌فرستادند.»

کریمیان هم بر این عقیده است که « همزمانی مدیریت خرازی بر ایرنا و ستاد تبلیغات جنگ، اهمیت بیشتری به خبرگزاری داده بود.»

وی می گوید:« بعد از دکتر خرازی، حسین نصیری مقام دوم ایرنا بود و همیشه در اتاق خبر می‌نشست، آن هم نه برای اظهارنظرهای مدیریتی. می‌نشست و خبر ویرایش و امضا می‌کرد. یا حمید هوشنگی، احمد بورقانی و علیرضا شجاع‌نوری؛ این‌ها آدم‌های حرفه‌ای و کاربلدی بودند و همه در اتاق خبر می‌نشستند. حضور این افراد شاخص، وزن اتاق خبر خبرگزاری را بالا برده بود. آن زمان، خبرنگاران و عکاسان، تعیین کننده بودند و بخش اجرایی در خدمت خبر.

پشت خبرنگار می‌ایستاد
شهید خرازی در کنفرانس خبری

سازمانی که تحویل داد

بخش اخبار عربی راه‌اندازی و گروه اخبار انگلیسی تقویت شد. ساختار دفاتر داخل کشور نیز تقویت و اصلاح شد. به شمار دفاتر خارج از کشور ایرنا در نقاط مختلف جهان افزوده شد. روند دیجیتال شدن خبر در زمان خرازی شروع شد. تا روزی که مدیرعامل بود؛ بخش آموزش ایرنا اهمیتی ویژه داشت. در دوران او الزامی بود که روسای دفاتر ایرنا در خارج از کشور به زبان رایج محل ماموریت، تسلط کامل داشته باشند.

خرازی در سال ۱۳۵۹ سازمانی نسبتا کوچک را تحویل گرفت و بعد از ۹ سال در ۱۳۶۸، آن را با ساختاری حرفه‌ای و در قامت آژانس‌های خبری مطرح تحویل داد.

آنهایی که دوران مدیریت خرازی را در ایرنا تجربه کرده‌اند؛ به سبب جنگ روزگار سختی داشتند ولی از آن زمان به خوشی یاد می‌کنند. سال‌های پس از آن هم در ایام تنگنای زندگی می‌دانستند اگر از او کمک بخواهند، دریغ نخواهد کرد. به قول احمد بورقانی «آدم‌ها برای آقا کمال تاریخ مصرف نداشتند.»

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.