ترامپ در بن بست؛ چرا گذر زمان به زیان آمریکاست؟

صدا و سیما سه شنبه 22 اردیبهشت 1405 - 13:17
تداوم انسداد تنگه هرمز به مثابه باتلاقی است که هر روز بیش از دیروز ترامپ را در خود فرو می‌برد. گذر زمان نه تنها راه‌حل جدیدی را نشان نمی‌دهد، بلکه سرگردانی او را بیشتر می‌کند.

ترامپ در بن بست؛ چرا گذر زمان به زیان آمریکاست؟

به گزارش گروه تاریخ خبرگزاری صدا و سیما؛ در جریان جنگ تحمیلی سوم، جمهوری اسلامی ایران با نمایش اقتدار راهبردی خود، تنگه هرمز را مسدود و کنترل کامل آن را در دست گرفت. این اقدام ایران که مبتنی بر حقوق مشروع و مسلم دفاعی و مزیت‌های ژئوپلیتیکی اوست، معادلات واشنگتن و متحدانش را بر هم زد.

دونالد ترامپ که با جنگ و پیش‌تر نیز با سیاست شکست خورده «فشار حداکثری» نتوانسته بود ایران را تسلیم کند، در عمل با دو گزینه ناکارآمد روبه رو شد: «ادامه جنگ» و «توافق با ایران»؛ در حالی که هیچ یک از این دو گزینه نیز نمی‌توانست پیروزی او را تضمین کند.

با وجود آمادگی حداکثری ایران «ادامه دادن جنگ» می‌تواند موجب گشودن جبهه‌هایی جدید علیه آمریکا و متحدانش شده و برای آنان ضرباتی غیر قابل محاسبه در پی داشته باشد. گزینه «توافق» نیز در برابر ایرانی که اکنون خود را پیروز میدان می‌داند، تنها به معنای دادن امتیاز حداکثری از سوی آمریکا می‌باشد؛ چرا که در غیر این صورت اصولا توافقی شکل نخواهد گرفت. رفتار هوشمندانه ایران در مذاکرات اخیر نشان داده است تهران هرگز حاضر به عقب نشینی از خطوط قرمز خود نیست.

در نهایت ترامپ به جای پذیرش شکست و عقب نشینی، با هدف خروج از بن بست میان جنگ و مذاکره دست به محاصره دریایی علیه ایران زد؛ اقدامی که خود او صریحا آن را «دزدی دریایی» توصیف کرد. صرف نظر از اینکه این محاصره هم اکنون نیز شکست خورده است و داده‌ها نشان می‌دهد کشتی‌های ایرانی یکی پس از دیگری در حال عبور از محاصره ادعایی هستند، سابقا هم طی یادداشتی به ابعاد این دزدی دریایی پرداختیم. در آن یادداشت بیان شد دست کم به سه دلیل بنیادین، این دزدی دریایی محکوم به شکست است.

در ادامه، آمریکا برای پوشاندن ناکامی خود، هفته گذشته عملیاتی موسوم به «پروژه آزادی» را برای گشایش تنگه هرمز طراحی کرد، اما این عملیات در کمتر از ۴۸ ساعت و در حالی که دچار شکستی مفتضحانه شده بود، بدون دستیابی به هیچ هدفی پایان یافت.

اکنون ایالات متحده در بن بستی راهبردی گرفتار شده است؛ بن بستی که مشخصه اصلی آن، گذر زمان به نفع ایران و به ضرر آمریکاست. اما چرا گذر زمان برای آمریکا و شخص ترامپ تهدیدآمیز است؟

دلیل اول این که تداوم انسداد تنگه هرمز توسط ایران، هر روز اقتصاد جهانی را بیش از پیش تحت فشار قرار می‌دهد و بازار‌های انرژی را دچار شوک‌هایی بزرگ می‌کند. آمریکا هر چند تلاش می‌کند که نشان دهد این فشار چندان بر اقتصاد او اثرگذار نیست، اما تابلو‌های قیمت سوخت در پمپ بنزین‌های آمریکا و ناراحتی مردم از افزایش بهای شماری از کالا و خدمات چیز دیگری را نشان می‌دهد. افزایش قیمت‌ها بیش از آمریکا، متحدان اروپایی و آسیایی او را تنبیه می‌کند. گذشت زمان و ادامه درگیری با ایران، به مرور ذخایر جهانی نفت را دچار چالش خواهد ساخت و حتی آمریکا نیز نمی‌تواند با تنفس مصنوعی و نوشته‌های دروغین رئیس جمهورش در شبکه‌های اجتماعی، بازار انرژی و به تبع آن سایر بازار‌ها را نجات دهد.

در این شرایط آمریکا به عنوان مدعی رهبری نظم کنونی، بیش از هر مهره دیگری در افکار عمومی جهان به ویژه در میان متحدانش بی اعتبارتر می‌شود. هر روز که از این جنگ می‌گذرد، تردید‌ها درباره ناتوانی آمریکا در تضمین امنیت انرژی نیز بیشتر می‌شود و ترامپی که قرار بود بار دیگر پایه‌های قدرت بین الملل و هژمونی آمریکا را تحکیم کند، اکنون حتی نمی‌تواند عبور امن نفتکش‌ها را تضمین کند. به یقین این موضوع متحدان اروپایی و آسیایی واشنگتن را وادار به فاصله گیری از سیاست‌های شکست خورده او خواهد کرد؛ چیزی که رهاوردی جز ضعف و انزوا نخواهد داشت.

دلیل دوم، فرسایش قدرت بازدارندگی آمریکا در منطقه است. موفقیت ایران در بستن تنگه هرمز و حفظ آن در برابر بزرگترین نیروی نظامی جهان، تصویر مقتدرانه این نیرو را در افکار عمومی از میان برد و بالعکس تصویری از قدرت و اراده نفوذ ناپذیر ایران به نمایش گذاشت. در چنین شرایطی، ادامه وضع موجود به معنای عادی سازی شکست آمریکا هم در سطح راهبردی و هم در سطح راهکنشی و تثبیت معادله جدید قدرت در خلیج فارس خواهد بود که در آن نه واشنگتن،  بلکه ایران قدرت تعیین کننده خواهد بود.

دلیل سوم، محاسبات داخلی ترامپ است. او در آستانه یک کارزار انتخاباتی حساس قرار دارد و هر روز تداوم این بن بست، برگ برنده‌ای برای رقبای سیاسی اوست تا او را به ضعف، ناتوانی و نقض وعده هایش مبنی بر کنترل قیمت‌ها و عدم ورود به جنگ متهم کنند. ترامپ و حزب جمهوری خواه از اینکه به سرنوشت کارتر و حزب دموکرات در دهه ۸۰ میلادی دچار شوند، واهمه دارند. نظر سنجی‌ها نیز زنگ هشدار را برای آن‌ها به صدا در آورده است؛ بنابراین گذشت زمان نه تنها مسئله‌ای را حل نمی‌کند، بلکه همچنان موجب عفونت بیشتر زخم‌های آمریکا و شخص ترامپ خواهد شد. اکنون تصویر ترامپ به عنوان فردی که کل هویت سیاسی اش در ارعاب و قدرت نمایی خلاصه می‌شود و تلاش می‌کند چهره‌ای مقتدر از خود ارائه دهد، به شدت دچار خدشه شده است. هرگونه عقب نشینی یا پذیرش آتش بس بدون بازگشایی تنگه هرمز نیز معادل تسلیم در برابر ایران تلقی می‌شود و این تصویر را مخدوش‌تر می‌کند؛ نه فقط تصویر ترامپ، بلکه تصویر آمریکا به عنوان یک ابر قدرت. بر این اساس آن‌ها نیازمند راه حلی فوری برای خروج از این باتلاق هستند، هر چند که این راه مستلزم نوعی شکست سیاسی یا نظامی باشد.

نویسنده و پژوهشگر: عباس کریمیان

منبع خبر "صدا و سیما" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.