چشم‌هایی که غول آسمان را بلعیدند؛ سامانه پدافندی مادون اپتکی ایران

تابناک دوشنبه 17 فروردین 1405 - 09:06
جنگ همیشه با صدا شناخته می‌شد؛ با غرش موتور، با قفل رادار، با آژیر و انفجار. اما این‌بار، یک‌جای کار بی‌صدا جلو رفت. نه موجی در کار بود، نه اخطاری که روی نمایشگر خلبان چشمک بزند. فقط یک نگاه بود؛ سرد، دقیق و پیوسته. همان نگاهی که حالا گفته می‌شود در دل همین درگیری‌ها، حداقل پنج جنگنده دشمن از جمله F-۱۵E آمریکایی را دیده، تعقیب کرده و در لحظه‌ای که دیگر راهی نمانده، به زمین دوخته است.

به گزارش تابناک، ماجرا از جایی جدی شد که طرف مقابل با اطمینان وارد میدان شد. سال‌ها تمرین، ده‌ها رزمایش، و یک اعتماد قدیمی به برتری تکنولوژیک. این تصور که اگر جنگ الکترونیک فعال شود، اگر رادار‌ها کور شوند، اگر شبکه‌ها مختل شوند، عملاً آسمان باز است. همین ذهنیت بود که باعث شد پرنده‌های سنگین و گران‌قیمت، با خیال نسبتاً راحت وارد محدوده‌ای شوند که فکر می‌کردند همه‌چیزش را می‌شناسند.

اما زمین بازی عوض شده بود.

چشم‌هایی که آسمان را بلعیدند؛ سامانه پدافندی مادون اپتکی ایران

ایران از سال‌ها قبل آرام و بی‌سروصدا روی یک مسیر دیگر کار کرده بود. مسیری که نه به موج وابسته بود، نه به سیگنال. مسیری که اساسش «دیدن» بود، نه «فرستادن». سیستم‌های اپتیکی و مادون قرمز، همان چیزی که حالا در ادبیات نظامی به‌عنوان EO/IR شناخته می‌شود، کم‌کم از یک ابزار مکمل تبدیل شدند به یک ستون اصلی. ستون اصلی یک پدافند که قرار نبود خودش را فریاد بزند.

این سیستم‌ها ساده به‌نظر می‌آیند، اما در واقع پیچیده‌تر از چیزی هستند که دیده می‌شود. ما با یک دوربین طرف نیستیم؛ با یک شبکه طرفیم. شبکه‌ای از سنسور‌ها که هرکدام در یک نقطه نشسته‌اند؛ روی ارتفاعات، روی خودرو‌های متحرک، در کنار سامانه‌های موشکی، حتی در نقاطی که از بیرون هیچ نشانی از یک سامانه پدافندی ندارند. این سنسور‌ها نه موج می‌فرستند، نه قابل کشف‌اند. فقط نگاه می‌کنند؛ به گرما، به اختلاف دما، به رد موتور‌هایی که حتی پیشرفته‌ترین جنگنده‌ها هم نمی‌توانند پنهانش کنند.

جنگنده رادارگریز باشد یا نباشد، یک حقیقت را نمی‌تواند تغییر دهد؛ وقتی موتور روشن است، وقتی در حال پرواز است، گرما تولید می‌کند. همین گرما تبدیل می‌شود به یک امضا. امضایی که در شب، در ارتفاع بالا، در شرایطی که چشم انسانی هیچ‌چیز نمی‌بیند، برای این سنسور‌ها مثل یک چراغ روشن است.

اما دیدن، فقط شروع کار است.

نقطه‌ای که این شبکه را خطرناک می‌کند، جایی است که اطلاعات زنده می‌شود. هر سنسور فقط یک چشم نیست؛ یک گره در یک شبکه بزرگ‌تر است. داده‌ای که در غرب کشور ثبت می‌شود، در همان لحظه می‌تواند روی کنسول یک سامانه در مرکز یا شرق ظاهر شود. این یعنی هدف، حتی اگر مسیرش را تغییر دهد، حتی اگر سرعتش را بالا ببرد، از دست نمی‌رود. داده‌ها مدام به‌روزرسانی می‌شوند. هدف حرکت می‌کند، تصویر هم حرکت می‌کند.

این همان جایی است که لینک داده خودش را نشان می‌دهد؛ یک اتصال زنده، بدون وقفه، بدون تأخیر محسوس. چیزی شبیه یک سیستم عصبی که پیام را از یک نقطه به نقطه دیگر منتقل می‌کند. این یعنی تصمیم‌گیری دیگر وابسته به یک نقطه نیست. اگر یک سامانه درگیر باشد، سامانه دیگر می‌تواند وارد عمل شود. اگر یک مسیر بسته شود، مسیر دیگر باز است.

در میدان واقعی، این یعنی شکار از چند زاویه، بدون این‌که شکار بفهمد.

چشم‌هایی که آسمان را بلعیدند؛ سامانه پدافندی مادون اپتکی ایران

در همین درگیری‌های اخیر، نشانه‌های این تغییر کاملاً واضح بود. پرنده‌هایی که با اتکا به سیستم‌های جنگ الکترونیک وارد شده بودند، با چیزی روبه‌رو شدند که برایش آماده نشده بودند. نه اخطاری از سمت رادار می‌آمد، نه نشانه‌ای از قفل شدن. همه‌چیز عادی به‌نظر می‌رسید، تا لحظه‌ای که دیگر برای واکنش دیر شده بود.

گزارش‌هایی که حالا در حال دست‌به‌دست شدن است، از یک عدد مهم حرف می‌زند؛ حداقل پنج جنگنده دشمن که در همین فضا کشف و هدف قرار گرفته‌اند. در بین آنها، نام F-۱۵E هم آمده؛ جنگنده‌ای که ستون عملیات‌های تهاجمی آمریکا محسوب می‌شود. این یعنی ماجرا فقط یک برخورد ساده نبوده، با اهدافی طرف بوده‌ایم که برای عبور از پدافند طراحی شده‌اند.

اما وقتی مسیر کشف عوض شود، تمام آن طراحی‌ها زیر سؤال می‌رود.

خلبانی که وارد منطقه می‌شود، انتظار دارد اگر دیده شد، هشدار بگیرد. سیستم‌های هشداردهنده برای همین ساخته شده‌اند. اما وقتی کشف از مسیر اپتیکی و حرارتی انجام شود، این هشدار‌ها عملاً بی‌اثر می‌شوند. این یعنی خلبان ممکن است تا لحظه آخر نداند که در تیررس قرار گرفته؛ و در جنگ هوایی، همین چند ثانیه، تفاوت بین بازگشت و سقوط است.

در یکی از روایت‌هایی که از میدان بیرون آمده، گفته می‌شود یکی از همین پرنده‌ها در ارتفاع بالا در حال عبور بوده که توسط چند سنسور به‌صورت همزمان دیده می‌شود. مسیرش ثبت می‌شود، سرعتش تحلیل می‌شود و در یک نقطه مشخص، داده به سامانه درگیر منتقل می‌شود. همه‌چیز در سکوت جلو می‌رود. نه اخلالی در کار است، نه درگیری الکترونیکی. فقط یک تصمیم و بعد، شلیک.

چند لحظه بعد، آسمان تغییر می‌کند.

این‌که دقیقاً چه بر سر خلبان‌ها آمده، هنوز در هاله‌ای از ابهام است، اما همان چیزی که از زمین دیده شده، کافی است تا بفهمیم ماجرا چقدر جدی بوده. تیم‌های جست‌و‌جو، نیرو‌های محلی، حتی بسیج مردمی و عشایر در برخی مناطق وارد عمل شده‌اند. جست‌و‌جو برای یافتن سرنشینان، برای جمع‌آوری قطعات، برای بستن کامل پرونده هر برخورد. این یعنی ماجرا فقط در آسمان تمام نشده؛ روی زمین هم ادامه دارد.

نکته مهم اینجاست که این شبکه، یک سیستم وارداتی نیست. این‌طور نیست که یک پکیج آماده خریده شده باشد و حالا استفاده شود. این یک کار بومی است؛ ساخته شده بر اساس نیاز، بر اساس تجربه، بر اساس درکی که از نوع تهدید وجود داشته. همین بومی بودن، یعنی انعطاف. یعنی اگر دشمن روشش را عوض کند، این سیستم هم می‌تواند خودش را تطبیق دهد.

در کنار این، ترکیب این سیستم با سایر لایه‌های پدافندی، یک تصویر کامل‌تر می‌سازد. این‌جا فقط یک سنسور یا یک موشک نیست؛ یک ساختار چندلایه است که هر بخشش، بخش دیگر را پوشش می‌دهد. اگر رادار تحت فشار باشد، این چشم‌ها هستند که میدان را نگه می‌دارند. اگر ارتباطی قطع شود، مسیر‌های دیگر هنوز باز است.

چشم‌هایی که آسمان را بلعیدند؛ سامانه پدافندی مادون اپتکی ایران

در چنین شرایطی، طرف مقابل با یک معادله سخت روبه‌رو می‌شود. این‌که نه‌تنها باید با سامانه‌های شناخته‌شده بجنگد، بلکه باید با چیزی درگیر شود که کامل نمی‌بیندش. این همان نقطه‌ای است که برتری ذهنی شروع می‌شود. وقتی ندانی دقیقاً از کجا دیده می‌شوی، هر حرکتت با تردید همراه می‌شود.

این جنگ، شاید از بیرون شبیه همان جنگ‌های قدیمی باشد؛ همان تصاویر، همان انفجارها. اما در لایه زیرین، چیز دیگری در جریان است. یک تغییر در منطق درگیری. این‌که دیگر فقط قدرت آتش تعیین‌کننده نیست. این‌که «چطور می‌بینی» و «چطور پنهان می‌مانی» تبدیل شده به اصل ماجرا؛ و حالا، در دل همین آسمان، شبکه‌ای کار می‌کند که نه دیده می‌شود، نه شنیده می‌شود، اما حضورش را با نتیجه‌ای که روی زمین می‌گذارد، اعلام می‌کند. پنج جنگنده شاید فقط یک عدد باشد، اما پشت این عدد، یک تغییر بزرگ خوابیده. تغییری که اگر ادامه پیدا کند، می‌تواند شکل این درگیری را به‌طور کامل عوض کند.

اینجا دیگر فقط بحث یک سامانه نیست؛ بحث یک نگاه است. نگاهی که سال‌ها زمان برده تا ساخته شود، آزموده شود و حالا، در میدان واقعی، خودش را نشان بدهد. نگاهی که شاید مهم‌ترین ویژگی‌اش این است که دیده نمی‌شود، اما همه‌چیز را می‌بیند.

منبع خبر "تابناک" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.