در شرایطی که قیمت سوخت در آمریکا از مرز بحرانی ۵ دلار عبور کرده و متحدان سنتی واشنگتن از آلمان تا اسپانیا از همراهی با سیاستهای نظامی آمریکا سر باز میزنند، نخبگان اقتصادی و برندگان جایزه نوبل هشدار میدهند که کاخ سفید در بدترین بنبست تاریخ خود قرار دارد.
در ادامه، چرایی این «بنبست دلاری» را از زبان برجستهترین اقتصاددانان جهان بررسی میکنیم:
سایمون جانسون، برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۲۴ و اقتصاددان ارشد سابق صندوق بینالمللی پول، با یک تحلیل جسورانه معتقد است که ایران عملاً در حال تحریم ایالات متحده است. او میگوید مسدود شدن تنگه هرمز، هزینههای اقتصادی بیسابقهای را به شهروندان آمریکایی تحمیل کرده است. با عبور قیمت نفت برنت از ۱۰۰ دلار، قیمت بنزین در آمریکا بیش از یک دلار در هر گالن افزایش یافته است؛ اتفاقی که پایگاه سنتی رأی ترامپ (کشاورزان و دارندگان خودروهای پرمصرف) را به شدت آزار داده است.
جانسون هشدار میدهد که فدرال رزرو در تلهای گرفتار شده که نمیتواند در شرایط گرانی نفت، نرخ بهره را کاهش دهد و این یعنی بازگشت به دوران تورمهای فاجعهبار دهه ۱۹۷۰ میلادی.
محمد العریان، اقتصاددان ارشد و مشاور مؤسسه بینالمللی آلیانتس، وضعیت فعلی را «سم مهلک» برای شریانهای اقتصادی آمریکا میداند. او از پدیده «اقتصاد K-شکل» میگوید؛ جایی که ثروتمندان و شرکتهای فناوری در بالای حرف K به رشد ادامه میدهند، اما کارگران و اقشار کمدرآمد در شاخه پایین این حرف در حال سقوط هستند. العریان تأکید میکند که ادعای «استقلال انرژی آمریکا» یک دروغ بزرگ است؛ زیرا قیمت نفت آمریکا توسط شوکهای فیزیکی در تنگه هرمز تعیین میشود و قشر فقیر آمریکایی تاوان این غرور کاذب استراتژیک را میدهد.
دزموند لاکمن، member ارشد مؤسسه امریکن انترپرایز و مقام سابق صندوق بینالمللی پول، هشدار میدهد که ترکیب جنگ با ایران و شکنندگی بخش مالی آمریکا، راه را برای یک رکود عمیق هموار کرده است. او به یک خطر پنهان اشاره میکند: بازار ۳ تریلیون دلاری اعتبار خصوصی که با خوشبینی مفرط وام داده شده و اکنون در آستانه موجی از ورشکستگیهاست. از سوی دیگر، از آنجا که ۹۰ درصد رشد اقتصادی آمریکا در سال گذشته مدیون حوزه هوش مصنوعی بوده و فقط ۱۰ شرکت فناوری ۴۰ درصد شاخص بورس آمریکا را در دست دارند، شوک انرژی میتواند به راحتی این حباب را بترکاند. لاکمن هشدار میدهد که سقوط این حباب در کنار ورشکستگیهای زنجیرهای، میتواند فاجعهای بزرگتر از ورشکستگی بانک «لمان برادرز» در سال ۲۰۰۸ رقم بزند.
جونا گلدبرگ، سردبیر نشریه دیسپچ، با اشاره به مفهوم طنز «TACO» (عقبنشینی همیشگی ترامپ در لحظات حساس برای جلوگیری از انفجار قیمت انرژی) میگوید ایران با یک مزیت نامتقارن، کاخ سفید را وادار به تناقض با شعارهای «اول آمریکا» کرده است. او میگوید برای کنترل قیمتها، واشنگتن مجبور به لغو موقت تحریمهای نفتی ایران، تعلیق قانون جونز (قانون حمایت از کشتیسازی داخلی آمریکا) و آزادسازی ذخایر استراتژیک شده است. گلدبرگ تأکید میکند: «ایران مانند فردی است که در موتورخانه اقتصاد جهانی یک بطری نیتروگلیسیرین در دست دارد. شما میتوانید او را از پا درآورید، اما ریسک انفجار کل ساختمان به قدری بالاست که قدرتهای بزرگ مجبور به عقبنشینی میشوند.»
شبنم قلملیاوزکان، استاد اقتصاد دانشگاه براون و مشاور سابق بانک جهانی، به یک بعد پنهان بحران اشاره میکند. او معتقد است تنگه هرمز فراتر از مسیر نفتی، گلوگاه تأمین کود شیمیایی، آلومینیوم، هلیوم و گوگرد است. به عنوان مثال، شرکت تایوانی TSMC (بزرگترین تولیدکننده تراشه جهان) برای تولید نیمههادیهای خود به گوگرد و هلیومی وابسته است که از تنگه هرمز عبور میکند. او هشدار میدهد شوک عرضه فعلی، بزرگترین جهش تورمی پس از دوران کرونا خواهد بود.
کارلا نورلوف، استاد علوم سیاسی دانشگاه تورنتو، معتقد است بحران هرمز نشاندهنده آغاز پایان عصر تکقطبی آمریکا است. او فاش میکند که متحدان کلیدی واشنگتن مانند آلمان، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، کانادا و استرالیا به صراحت مشارکت در مأموریتهای نظامی آمریکا در تنگه هرمز را رد کردهاند. نورلوف میگوید پایتختهایی مانند پاریس و رم برای تضمین امنیت انرژی خود، مذاکرات مستقیم و مستقل با تهران را آغاز کردهاند. وقتی متحدان به جای هماهنگی با کاخ سفید برای کسب امتیاز به سمت تهران میروند، معماری امنیت جهانی با محوریت آمریکا فرو میپاشد.
فرسایش قدرت نرم و دموکراسی آمریکا دارون عاصماوغلو، برنده جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۲۴، نیز هشدار میدهد که ماجراجویی نظامی در برابر ایران، ریشههای قدرت نرم آمریکا را هدف قرار داده است. او با اشاره به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ میگوید واشنگتن بار دیگر در حال تکرار اشتباهات پرهزینه است. عاصماوغلو تأکید میکند که انسداد هرمز میتواند به ماشهای برای قطبیشدن شدیدتر جامعه آمریکا و تضعیف نهادهای دموکراتیک این کشور تبدیل شود.
دوراهی تاریخی واشنگتن در نهایت، کارشناسان بر این باورند که کاخ سفید با کسری بودجه نجومی (بیش از ۶ درصد تولید ناخالص داخلی) و خدشهدار شدن اعتبار اوراق قرضه خزانهداری، دیگر ابزاری برای نجات اقتصاد خود ندارد. واشنگتن فقط یک راه پیش رو دارد: تداوم ماجراجوییهای نظامی که به فروپاشی نهایی دموکراسی و اقتصاد آمریکا منجر میشود، یا پذیرش واقعیتهای نوین ژئوپلیتیک و بازگشت به میز مذاکره با تهران؛ قدرت بلامنازع گلوگاه انرژی جهان که زمان به نفع آن در حا