«نقطه  زنی» می کنند، اما «نقطه به نقطه» زندگی را/ حقوق بین الملل، خمیربازی ترامپ و نتانیاهو

تابناک پنج شنبه 21 اسفند 1404 - 16:30
نگو که از سرزمین من خبر نداری... این را بخوان تا حال و روز زمین را به یاد بسپاری... تا برای تاریخ روایت کنی که معنای نقطه زنی چه بود.

سرویس اجتماعی تابناک- همان روزها که ترامپ پشت تریبون رفت و با لبخند به مردم گفت: «بروید خانه‌هایتان، قرار است نقطه‌زنی کنیم.»
خانه‌هایمان؟... مگر پناهگاهی غیر از این دیوارهای خشک و سرد داشتیم؟
و آن طرفتر، هواخواهان جنگ، کف زنان این عبارت تازه را تمجید کردند. فریاد می زدند ممنون عمو ترامپ! عمو بی‌بی!
این صداها از بلندگوهای دشمن و آنان که آب بر آسیاب دشمن می ریختند، می‌آمد.
اما شب ها، «نقطه‌زنی» معنای دیگری داشت.

معنای نقطه زنی
معنای واقعی‌اش این بود: نقطه به نقطه، روی نقشه رنگ‌باخته خواب کودکانی که تازه ریاضی یاد گرفته بودند، نقطه به نقطه روی پوستر کنکور دانش‌جویان، روی چادر نیروهای امداد... روی قلب های نا آرام مادران. اسمش را نقطه زنی گذاشته بودند تا توجیه داشته باشند. اما ...
یک یک، یک به یک، آتش فرستادند.
آتش! نه برای هدفی نظامی، که برای به آتش کشیدن زندگی.
این طرف، خاک روی سر پدری می‌ریخت که دنبال تکه‌ای از کیف مدرسه پسرش می‌گشت. دنبال دخترش بود.
آن طرف، دستان خالی مادری، به جای لالایی، خاک صاف می‌کرد.
و در میان همه این نقطه‌ها، نقطه سر خطی نبود... فقط نقطه پایان بود.
آنها اسم گذاشتند روی این جنایت: «نقطه‌زنی».
انگار با ماکروسافت پینت دارند یک نقاشی کودکانه را پاک می‌کنند.

تاریخ... خقوق بین الملل
اما تاریخ، اما این سنگ‌ها، اما این خیابان‌های زخمی، خوب به خاطر می‌سپارند که پشت این عنوان تازه چه گذشت.
از جان مردم چه باقی ماند؟
از سرمایه یک عمر تلاش چه ماند؟
دود. فقط دود.
و حالا بگو: این «نقطه‌زنی» بود یا «نقطه به نقطه زنی»؟!
نقطه به نقطه زدن دل مادرها؟ نقطه به نقطه زدن آینده‌ای که زیر آوار ماند؟
...تاریخ قضاوت خواهد کرد.
این ها حقوق بین الملل را هم خودشان می نویسند و خودشان تفسیر می کنند و لازم باشد، همان را زیر پا هم می گذارند.

«نقطه  زنی» می کنند، اما «نقطه به نقطه» زندگی را/ حقوق بین الملل، خمیربازی ترامپ و نتانیاهو

ما را می کُشند، تا آزادی به ارمغان بیاورند!
ما از آزادی بدمان نمی‌آید... از رهایی نمی گریزیم. اما نه از مدعیان.و البته پیش از آنکه آزادی معنا پیدا کند، باید «بودنی» باشد.

آزادی برای خاکستری که باد می‌برد؟ برای کفنی که سهم کودک معصوم شد؟ کدام آزادی؟ برای کدام زندگی؟! زندگی ای که دارد در آتش مدعیان، خاکستر می شود؟!
ما دموکراسی را دوست داریم.
اما این چه دموکراسی‌ست که نفس را از سینه‌ها می‌گیرد تا شعار را بر لب‌ها جاری کند؟
این چه دموکراسی‌ست که به نام مردم، بر مردم آتش می‌ریزد؟
می‌گویید ما دیکتاتوری را برنمی‌تابیم.خوب نگاه کنید... این چه دیکتاتوری‌ست که نه از یک حنجره، که از چند گلو بیرون می‌آید؟ فرق شما با یک دیکتاتور چیست؟ او یک دیکتاتور است در قفسی تنهایی. شما اما... حلقه‌اید؛ حلقه‌ای از دیکتاتورها که دور جهان چنبره زده‌اید. هر کدام سهمی از این آتش، هر کدام نقشی در این جنایت.
و خوبی دنیا اینجاست:
مرگ، آن داور بی‌طرف، سراغ همه می‌آید. روزی که شما هم در برابر آن قفس بایستید...
آن روز تماشایی‌ست.
آن روز، حقوق بین‌الملل، آن سندِ ساخته دست خودتان، به چه کارتان خواهد آمد؟
وقتی تاریخ قلم به دست می‌گیرد، نه برای ثبتِ ژست‌های صلح‌طلبانه‌تان،
که برای نوشتن از شب‌هایی که بر سر مردم بی‌پناه، «دموکراسی» فرود آمد.
آزادی بدون زندگی، فقط واژه‌ست.
و دموکراسی بدون انسان، فقط نقابی برای جنایت. حالا شما بگویید اسمش نقطه زنی است و دنیا هم باور کند!
 
سپهر محمدی

منبع خبر "تابناک" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.