روایتی از «دشنام»دادن به امیرالمؤمنین/ تبلیغ به روش معاویه با سب و لعن

خبرگزاری مهر چهارشنبه 20 اسفند 1404 - 16:12
یکی از غم‌انگیزترین و تاریک‌ترین بخش‌های تاریخ، راه تبلیغی بود که معاویه از طریق دشنام دادن به اهل‌بیت، به خصوص امیرالمومنین علی(ع) برگزیده بود، تا مردم را با خود همراه سازد.

به گزارش خبرنگار مهر، سال چهل و یکم هجری بود که معاویه تصمیم گرفت، بدعت دشنام به علی بن ابی‌طالب(ع) را به سنتی پایدار تبدیل کند. به همین دلیل پیک‌ها و پیام‌هایی پی‌درپی برای بلاد و امارات تحت سیطره خودش می فرستاد.

این مسئله نیز یکی از توطئه‌های دیگری بود که معاویه برای از بین بردن مریدان اهل بیت به خصوص دوستداران امیرالمومنین علی(ع) به کار برده بود.

معاویه در عین حال که آدمی بد ذات بود اما بسیار زیرک بود و از هر طریقی برای رسیدن به هدف خود استفاده می‌کرد. کارهایی که فقط از او و خاندان اموی برمی‌آمد شامل: جعل حدیث، تظاهر به اسلام دوستی، تفرقه‌افکنی و ایجاد شبهه در اصل شیعه و اسلام از اقداماتی بود که او انجام می‌داد و به همین خاطر توانسته بود مردم را با خود همراه و با مخالفانش دشمن سازد.

تبلیغ از راه دشنام

حال او تصمیم داشت که این لعن و نفرین را در سراسر ولایت‌هایی که در دست خود داشت اجرا کند. در میان همه این شهرها، حائل، منطقه‌ای بود میان عراق و حجاز که امیری مدبر به نام نعمان داشت.

امیر این شهر، صاحب شش دختر و تنها یک ولد ذکور به نام زید بود که خواهری دوقلو به نام زبیده داشت. پنج دختر او به خانه شوی رفته بودند و زید و زبیده دردانه‌های پدر بودند که بینشان الفتی بود وصف ناپذیر.

زید امیرزاده‌ای بود که علی الدوام سر به کتاب داشت و زبیده یگانه مستمع یافته‌های او از میان سواد و بیاض مکتوبات بود. فارغ از هیاهوی دوران و کوران حوادث حکومتی، زبیده سر برادرش را ضماد می‌نهاد؛ غافل از اینکه فراقی ناخواسته در کمین این دو نشسته بود.

کتاب«دشنام» داستان همین امیرزاده است. داستان مردی که دارای گرایشات علوی است و قرار است با معاویه‌ای که چنین دستوراتی را برای لعن امیر مومنان فرمان داده است، چالش‌های بسیاری را تجربه کند.

معاویه که از هر روشی برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کرد، کسی را به عنوان خواستگار دختر نعمان به خانه آنان می‌فرستد. او از این طریق می‌خواست نفوذ خودش را در شهر حائل ایجاد کند.

دست بر قضا زید تصمیم می‌گیرد تا با فرستاده معاویه همسفر شود. سفری که این فرستنده از سوی معاویه دستور گرفته است و ماموریتی مهم و حیاتی و برخلاف عقیده زید را قرار است به سرانجام برساند. اما زید بیشتر تصمیم دارد تا در این سفر این خواستگار تازه را که از سوی خلیفه معرفی شده است را محک بزند، اما چالش‌های زیادی بر سر راه آنان قرار می‌گیرد که هدف نهایی به کل فراموش می‌شود.

وفاداری تا پای جان

در این سفر زید متوجه رازی مهم و پیچیده از سوی خلیفه می‌شود. او متوجه می‌شود که فرستنده رازی را به همراه دارد که سر درآوردن از آن می‌تواند اهداف مهمی را برملا کند.

او متوجه می‌شود که فرستنده لیستی مهم و حیاتی را به همراه دارد که نام کسانیست که قرار است به جرم دشنام ندادن به حضرت علی(ع) مجازات شوند و به قتل برسند.

زید ناگهان در بین دین و دنیای خود می‌ماند. از سویی او گرایشات علوی دارد و برخلاف پدر و خانواده‌اش ارادتش را همواره به مولای خود نشان داده است و از سوی دیگر این فرستنده خواستگار و خواهان خواهرش است. اما دین او بر دنیایش غلبه می‌کند. زید تلاش می‌کند تا نامه را به روش‌های مختلفی به دست بیاورد و اسامی را نابود کند تا رد و نشانی از آنان باقی نماند. اما فرستنده از قصد و نیت او باخبر می‌شود و دردسرهایی را برای زید به وجود می‌آورد.

کتاب «دشنام» قرار است به همین موضوع بپردازد. کسی که ارادتش را به مولایش و هواداران او نشان می‌دهد و تمامی چالش‌ها را به جان می‌خرد تا خطری آنان را تهدید نکند.

او قرار است در دل این داستان در مقابل کسی قرار بگیرد که در میان عموم و نمازهای جماعت و جمعه، امام علی(ع) را همواره مورد لعن و نفرین قرار می‌داد و می‌خواست تا شان و جایگاه ایشان را در مقابل مردم خراب کند.

سنتی که معاویه به راه انداخت

این سنت توسط شخص معاویه بنا شده بود و عمربن عبدالعزیز بعد از گذشت ۶۰سال به فرمانداران خود دستور داد تا از این کار دست بکشند و دیگر هیچ اهانتی به امیرالمومنین علی(ع) انجام نشود.

کتاب «دشنام» علاوه بر اینکه قرار است مسیر پرچالش زید را در برابر دشمنان اهل بیت نشان دهد، در کنارش به روایت‌ها و اتفاقات تاریخی گوناگونی اشاره می‌کند که در منابع مختلف وجود دارد و می‌تواند کششی را همراه با داستان ایجاد کند.

«دشنام» روایتی است از مظلومیت اهل بیت و یاران آنان که همواره مورد تهدید جانی قرار می‌گرفتند اما از حمایت و طرفداری و دنباله‌رو بودن راه درست واهمه‌ای نداشتند.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

زید که سرش را با آستری مرطوب پاک می‌کرد، بی‌مقدمه پرسید:

_راستی دنیا دست چه کسی است؟ پدر کدام طرفی شده؟ بالاخره از برزخ به در آمد؟ با آل علی است یا امویان؟

_من سیاست نمی دانم. از خودش بپرس.

_می دانی که پدر با من سخن نمی‌گوید.

_می‌گوید. اگر درشت گویی نکنی، سخن می‌گوید. پدر است، دل دارد و تو یکی یکدانه پسرش.

_بر من مباد بر والدینم درشتی کنم! تو خود شاهد بودی، فقط سخن خداوند را از روی مصحف برایش خواندم.

_و؟

_و با روایتی از پیامبر تطبیق دادم.

_این کار صحابه کبار و راسخون در علم است، نه جوانکی چون تو که حتی یک والی از والیان خلفا را از نزدیک ندیده‌ای.

_جز ابوی! من که از وقتی به یاد دارم پدر والی بوده است، بی‌هیچ عزلی. همین برای من سؤال است که پدر چگونه توانسته از خلیفه دوم تا چهارم در حکومت ابقا شود و اینک نیز در حکومت اموی صاحب منصب گردد.

_این یعنی سیاست! یعنی مدارا! آنچه برای پدر مهم است اسلام است و اتحاد مسلمین.

_دعوای من و پدر سر همین معما است که اسلام چیست و مسلمین کدام اند؟...

کتاب «دشنام» نوشته سیدمحسن امامیان در ۱۵۰صفحه از سوی انتشارات جمکران منتشر شده است.

منبع خبر "خبرگزاری مهر" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.