به گزارش روز سهشنبه خبرگزاری تسنیم دفتر جزایر خلیج فارس، جنگ، فقط آمار کشتهها نیست؛ گاهی در دورافتادهترین نقطه یک منطقه حفاظتشده، جایی که قرار است انسان از طبیعت محافظت کند، ناگهان مرز میان امنیت و ناامنی فرو میریزد و خانهای که مأمن یک محیطبان بوده، به صحنه سوگ تبدیل میشود.
در شمال هرمزگان، پاسگاهی که مأموریتش حفاظت از حیاتوحش، پوشش گیاهی و سرمایههای طبیعی ایران بود، اکنون دیگر تنها یک ساختمان ویرانشده نیست؛ این پاسگاه به نمادی از رنجی تبدیل شده که جنگ بر دوش انسانهای دور از میدانهای نبرد میگذارد.
محیطبانی که آن لحظه برای انجام وظیفه در حال گشتزنی بود، وقتی بازگشت دیگر خانوادهای در انتظارش نبود؛ دو فرزند و عروسش جان خود را از دست داده بودند.
این حادثه را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک خبر امنیتی یا نظامی روایت کرد. اینجا سخن از کسانی است که نه سلاحی در دست داشتند و نه نقشی در میدان نبرد ایفا میکردند. آنان در کنار مردی زندگی میکردند که شغلش حفاظت از طبیعت بود؛ از زیستگاهی که مأمن گونههای ارزشمند جانوری و گیاهی است.
محیطبانان در بسیاری از کشورهای جهان، سربازان بیادعای طبیعت شناخته میشوند. آنان در سکوت، از جنگلها، کوهستانها، تالابها و حیاتوحش حفاظت میکنند؛ با شکارچیان غیرمجاز مقابله میکنند، آتشسوزیها را مهار میکنند و گاه جان خود را برای حفظ یک گونه در معرض انقراض به خطر میاندازند. اما کمتر کسی تصور میکند که خانواده یک محیطبان نیز روزی قربانی جنگ شود.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، افکار عمومی جهان باید این پرسش را مطرح کند که اگر حتی پاسگاههای محیطبانی و خانوادههای محیطبانان نیز از آسیب جنگ در امان نباشند، مرز حمایت از غیرنظامیان دقیقاً کجاست؟ سکوت در برابر چنین حوادثی، نه فقط نادیده گرفتن رنج یک خانواده، بلکه بیتفاوتی در برابر اصولی است که جامعه جهانی سالها از آنها سخن گفته است.
آنچه در هرمزگان رخ داده، تنها اندوه یک خانواده نیست. این حادثه آزمونی برای نهادهای بینالمللی است که همواره بر حمایت از غیرنظامیان، محیطزیست و تأسیسات مرتبط با آن تأکید کردهاند. اگر چنین رخدادهایی تنها با چند پیام تسلیت یا بیانیه از حافظه جهان پاک شود، اصل حمایت از محیطزیست در زمان درگیریهای مسلحانه نیز به شعاری بیاثر تبدیل خواهد شد.
سالهاست دولت آمریکا در مجامع بینالمللی از حقوق بشر، حمایت از غیرنظامیان و حفاظت از محیطزیست سخن میگوید و خود را مدافع این اصول معرفی میکند، اما رخدادهای اخیر در هرمزگان، بار دیگر این پرسش را پیش روی افکار عمومی جهان قرار داده است که فاصله میان این شعارها و واقعیت تا کجاست.
نهم اسفندماه پارسال برخورد موشک آمریکایی به مدرسهای در میناب و شهادت 168 دانشآموز افکار عمومی را جریحهدار کرد و اکنون نیز خانواده یک محیطبان در پاسگاهی که مأموریت آن حفاظت از طبیعت و حیاتوحش است، قربانی حملهای دیگر از سوی دشمن آمریکایی شدهاند؛ حوادثی که با ادعاهای همیشگی درباره رعایت اصول انسانی و حقوق غیرنظامیان در تضاد کامل است..
اگر جامعه جهانی در برابر چنین حوادثی سکوت کند، این سکوت تنها نادیده گرفتن رنج چند خانواده نیست؛ بلکه به تضعیف همان قواعد و ارزشهایی میانجامد که سالها از آنها به عنوان اصول بنیادین حقوق بینالملل یاد شده است.
کودک در مدرسه، خانواده یک محیطبان در پاسگاه حفاظت از طبیعت و هر غیرنظامی دیگری، فارغ از هر اختلاف و درگیری، باید از امنیت برخوردار باشد. جهان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن است که معیارهای انسانی را نه در بیانیهها، بلکه در واکنشهای عملی و بدون استانداردهای دوگانه به نمایش بگذارد.
انتهای پیام/7558