همشهری آنلاین - گروه سیاسی: ایان برمر، رئیس و بنیانگذار گروه اوراسیا و از شناختهشدهترین تحلیلگران ژئوپلیتیک جهان، معتقد است جنگ ایران نه تنها به اهداف اعلامی دولت دونالد ترامپ نرسید، بلکه به «بزرگترین شکست سیاست خارجی» او تبدیل شد.
برمر در گفتوگویی مفصل با مجله فارنافرز میگوید ایران با وجود تحمل خسارتهای سنگین، توانست آمریکا را از ادامه جنگ بازدارد و همزمان روندهایی را شتاب دهد که نظم جهانی را دگرگون خواهند کرد؛ از کاهش نفوذ آمریکا و ظهور ائتلافهای تازه گرفته تا افزایش نقش چین، افول جهانیسازی و قدرت گرفتن فناوریهای نوظهور.
ترامپ به هیچیک از اهداف اصلی جنگ نرسید
ایان برمر در ابتدای این گفتوگو، ارزیابی بسیار تندی از عملکرد دولت ترامپ در جنگ ایران ارائه میکند و آن را «بزرگترین شکست سیاست خارجی ترامپ» مینامد. او میگوید علت این ارزیابی روشن است: «ترامپ نتوانست به هیچیک از اهداف مستقیم جنگ دست پیدا کند؛ زیرا به شکل فاحشی محاسبه اشتباه داشت که ضربه واردشده به ایران، تهران را وادار به تسلیم خواهد کرد.»
به گفته برمر، هزینههای اقتصادی، منطقهای و سیاسی این جنگ برای آمریکا بسیار بیشتر از چیزی بود که کاخ سفید انتظار داشت و در مقابل، ایران برخلاف پیشبینی واشنگتن توانست مقاومت کند.
او میگوید: «ایرانیها نشان دادند که میتوانند ضربه بخورند و در عین حال پاسخ بدهند.» برمر تاکید میکند اگرچه ایران با ترور فرماندهان، آسیب به زیرساختهای نظامی و خسارتهای اقتصادی روبهرو شد، اما نتیجه نهایی جنگ با اهداف اعلامی آمریکا فاصله زیادی داشت.
ایران ترامپ را وادار به عقبنشینی کرد
برمر یکی از مهمترین نشانههای این شکست را سخنان خود ترامپ میداند. او میگوید رئیسجمهور آمریکا عملا پذیرفت که ادامه محاصره تنگه هرمز میتوانست اقتصاد جهانی را وارد بحران کند و به همین دلیل تصمیم گرفت از تشدید جنگ صرف نظر کند. به گفته برمر: «ترامپ عملا گفت اگر محاصره ادامه پیدا میکرد، اقتصاد جهان با فاجعه روبهرو میشد و نمیخواست به هوور [Herbert Hoover] - رئیسجمهور آمریکا در آغاز رکود بزرگ - دیگری تبدیل شود.»
او این جمله را «اظهارنظری فوقالعاده» توصیف میکند و میگوید معنای آن این است که ایران توانسته بود ظرفیت ایجاد بحرانی را پیدا کند که رئیسجمهور آمریکا را مجبور به عقبنشینی کند. برمر این وضعیت را با وابستگی آمریکا به عناصر نادر خاکی چین مقایسه میکند و میگوید همانطور که چین با استفاده از اهرم اقتصادی واشنگتن را غافلگیر کرد، ایران نیز از موقعیت ژئوپلیتیکی خود برای اعمال فشار استفاده کرد.
آتشبس پایدار، اما بدون توافق هستهای
رئیس گروه اوراسیا در ادامه پیشبینی میکند که آتشبس میان ایران و آمریکا ادامه پیدا خواهد کرد. او میگوید: «بله، انتظار دارم آتشبس حفظ شود.»
به اعتقاد او، ترامپ برخلاف لفاظیهای تند خود، در عمل علاقهای به ورود دوباره به جنگ ندارد و در ماههای گذشته هر بار از تشدید درگیری عقبنشینی کرده است. با این حال، برمر نسبت به آینده مذاکرات هستهای خوشبین نیست. او تصریح میکند: «اعتماد بسیار کمی دارم که در نهایت به یک توافق برسیم.»
به گفته او، ایران اکنون گزینههای دیپلماتیک بیشتری نسبت به گذشته در اختیار دارد و مذاکرات خود را تنها به آمریکا محدود نخواهد کرد.
برمر میگوید تهران همزمان با عمان، قطر، عربستان، اروپا، هند و چین رایزنی خواهد کرد و همین موضوع قدرت چانهزنی ایران را افزایش میدهد. از سوی دیگر، واشنگتن نیز حاضر نیست بدون دریافت امتیازهای گسترده، تحریمها را به طور کامل لغو کند؛ موضوعی که رسیدن به توافق را دشوارتر خواهد کرد.
بزرگترین بازنده بلندمدت؛ نفت و تنگه هرمز
یکی از مهمترین بخشهای گفتوگو به پیامدهای بلندمدت بحران تنگه هرمز اختصاص دارد. برمر معتقد است اگرچه ایران توانست از موقعیت جغرافیایی خود به عنوان یک اهرم فشار استفاده کند، اما این مزیت در بلندمدت تضعیف خواهد شد.
او توضیح میدهد هر کشوری که از یک اهرم ژئوپلیتیکی استفاده کند، دیگران را به سمت یافتن جایگزین سوق میدهد.
به گفته او، پس از این جنگ کشورهای منطقه به سرعت در حال سرمایهگذاری روی خطوط لوله جدید، مسیرهای زمینی انتقال انرژی و زیرساختهای جایگزین هستند. برمر میگوید: «وقتی از این اهرم استفاده میکنید، ارزش آن به تدریج کاهش پیدا میکند.»
بزرگترین حامی انرژی پاک؟
یکی از جالبترین بخشهای مصاحبه به تاثیر جنگ بر بازار انرژی مربوط میشود. برمر معتقد است ناامنی تنگه هرمز جهان را به سمت کنار گذاشتن سوختهای فسیلی سوق خواهد داد. او حتی جملهای بیان میکند که احتمالا از بحثبرانگیزترین بخشهای این گفتوگو است.
برمر میگوید: «شاید پنج یا ۱۰ سال دیگر به گذشته نگاه کنیم و ببینیم ترامپ بیش از هر رئیسجمهور دیگری به گذار آمریکا به سمت انرژی سبز کمک کرده است.»
او تاکید میکند این موضوع هرگز هدف ترامپ نبود، اما پیامد ناخواسته جنگ ایران خواهد بود. به گفته او، افزایش تقاضا برای خودروهای برقی، باتری، شبکههای هوشمند و انرژیهای تجدیدپذیر از همین حالا آغاز شده است.
چین؛ برنده آرام جنگ
برمر در بخش دیگری از مصاحبه، چین را مهمترین برنده ژئوپلیتیکی این تحولات میداند. او معتقد است هرچند پکن بسیار محتاطانه عمل میکند، اما عملا از کاهش نفوذ آمریکا سود خواهد برد. به گفته او، چین اکنون در فناوری خودروهای برقی، باتری، انرژی پاک و بسیاری از فناوریهای آینده در موقعیت برتر قرار گرفته است.
با این حال برمر تاکید میکند رهبران چین بیش از حد محافظهکار هستند و برخلاف فرصتهایی که در اختیار دارند، هنوز نقش فعالتری در حل بحرانهای جهانی ایفا نکردهاند. او میگوید اگر پکن میخواست، میتوانست رهبری مذاکرات صلح ایران را بر عهده بگیرد، اما چنین ریسکی را نپذیرفت.
خاورمیانه وارد مرحله تازهای میشود
برمر معتقد است جنگ ایران موجب شکلگیری آرایش جدید قدرت در منطقه خواهد شد. به گفته او، کشورهای خاورمیانه دیگر مانند گذشته به چتر امنیتی آمریکا اعتماد ندارند و به همین دلیل در حال ایجاد ائتلافهای تازه هستند.
او از شکلگیری دو بلوک سخن میگوید. بلوک نخست با محوریت عربستان، پاکستان، ترکیه و مصر که بیشتر به دنبال ایجاد توازن میان آمریکا و چین است. در مقابل، امارات و اسرائیل به همکاری راهبردی خود ادامه خواهند داد و از دید برمر، بیش از گذشته به یکدیگر وابسته خواهند شد.
او میگوید این تغییرات تنها محدود به خاورمیانه نخواهد بود و به تدریج در اروپا و آسیا نیز مشاهده خواهد شد.
پایان جهانیسازی سابق
برمر معتقد است مهمترین پیامد جنگ ایران، پایان شتابان الگوی قدیمی جهانیسازی است. او توضیح میدهد تجربه وابستگی اروپا به گاز روسیه، وابستگی غرب به عناصر نادر خاکی چین، وابستگی جهان به نیمههادیهای تایوان و اکنون بحران تنگه هرمز، همگی یک پیام مشترک دارند؛ اتکا به یک نقطه راهبردی دیگر قابل قبول نیست.
به گفته او، جهان از الگوی «تولید به موقع» به سمت «تابآوری» حرکت میکند. برمر میگوید این روند به معنای افزایش سیاستهای صنعتی، یارانههای دولتی، تمرکز بر امنیت اقتصادی و رشد ملیگرایی خواهد بود.
ترامپ؛ ریسکپذیر، اما گرفتار خطاهای راهبردی
برمر در جمعبندی، تصویری انتقادی از رئیسجمهور آمریکا ارائه میدهد. او معتقد است ترامپ سیاستمداری بسیار ریسکپذیر است که گاهی به موفقیتهای بزرگ میرسد، اما همزمان مرتکب اشتباهات بزرگی نیز میشود.
به گفته او، مشکل اصلی ترامپ این است که تصور میکند از همه مشاوران خود بهتر میداند و همین مسئله موجب تصمیمهای نادرست میشود. او در پایان میگوید: «از زمان جنگ عراق، به سختی میتوان رئیسجمهوری در آمریکا پیدا کرد که شکستی بزرگتر از آنچه ترامپ در ایران رقم زد، تجربه کرده باشد.»






