جمشید عدالتیان در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به ریشههای فکری و الزامات تحقق اقتصاد مقاومتی مورد تاکید رهبر شهید، اظهار کرد: با نگاهی به سیاستهای ابلاغی و سخنرانیهای راهبردی رهبر انقلاب، بهویژه از سال ۱۳۹۲ تاکنون، نشان میدهد که کلیدواژه اصلی در اندیشه ایشان، دستیابی به استقلال اقتصادی بهعنوان پیششرط استقلال سیاسی است.
وی افزود: محورهای فکری ایشان را میتوان در دو دایره اصلی خلاصه کرد: خلق ثروت از طریق تولید و توزیع عادلانه آن. در این منظومه، رفاه همگانی و توجه ویژه به اقشار کمدرآمد از طریق سازوکارهای حمایتی و یارانهای، بخشی جداییناپذیر از آرمان ایجاد یک اقتصاد مقتدر است که ریشههای آن را میتوان در مفاهیم عدالتخواهانه علوی جستوجو کرد.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه اقتصاد یک مسیر نقطهای و مقصد نهایی نیست، تصریح کرد: برخی تصور میکنند خودکفایی به معنای رسیدن به یک نقطه توقف است؛ در حالی که اقتصاد یک چشمانداز پویا و بلندمدت است. حتی پیشرفتهترین اقتصادهای جهان نیز هرگز متوقف نمیشوند و دائماً در حال رقابت برای بهرهگیری از فناوریهای جدید و بهینهسازی روشهای خلق ثروت هستند.
وی در ادامه با تأکید بر ضرورت گذر از اقتصاد مبتنی بر نفت گفت: مدل مورد نظر رهبر شهید بر پایه تولید دانشمحور استوار است. امروزه دیگر نمیتوان با الگوهای سنتی به رشد اقتصادی پایدار دست یافت؛ لذا تأکید مستمر بر تقویت دانشگاهها، شرکتهای دانشبنیان و ورود فناوریهای نوظهور نظیر هوش مصنوعی به چرخه تولید، یک ضرورت اجتنابناپذیر است.
عدالتیان با ذکر مثالی از صنعت خودرو در جهان خاطرنشان کرد: وقتی صحبت از تولید میکنیم، منظورمان تولید ایستا نیست. تکنولوژیهای جدید و هوش مصنوعی، ساختار صنایع و حتی ماهیت مشاغل را تغییر دادهاند. بنابراین، استقلال اقتصادی که مورد تأکید رهبری است، در گرو پیوند تولید دانشبنیان با توزیع هوشمند ثروت است. آرمان دستیابی به اقتصادی قوی که در سند چشمانداز نیز بر آن تأکید شده بود، همواره نیازمند بهروزرسانی متدهای تولید و هماهنگی با تحولات فناوری جهانی است. بنابراین، اقتصاد مقاومتی نه یک وضعیت ایستا، بلکه یک فرآیند مداوم رشد و سازگاری با دانش روز دنیا برای تأمین رفاه عادلانه مردم است.
این استاد دانشگاه در ادامه، در پاسخ به این پرسش که در حوزه تولید چگونه میتوان به خودکفایی رسید؟ اظهار کرد: مسیر تولید، مسیر کوتاهی نیست و اقتصاد هم، یک امر مقطعی نیست. برخی تصور میکنند آرمان اقتصادی یک نقطه یا مقصدی است که میتوان روزی به آن رسید، در حالی که اقتصاد، یک چشمانداز بلندمدت است و اساسا انتهایی برای آن متصور نیست. به هر حال، چشمانداز ۱۴۰۴ با این هدف مطرح شده بود که ایران به مهمترین اقتصاد خاورمیانه تبدیل شود که برخی عوامل اجازه نداد این هدف به طور کامل محقق شود، اما حتی اگر به کشورهای پیشرفته جهان هم نگاه کنیم، میبینیم که آنها نیز همچنان در مسیر رشد اقتصادی در حال تلاش هستند، فناوریهای جدید وارد میکنند و راههای گوناگون خلق ثروت را تجربه میکنند.
این اقتصاددان ادامه داد: در همه جای دنیا، دولتها و جریانهای سیاسی درباره نحوه توزیع ثروت و عادلانه بودن آن بحث میکنند، بنابراین اقتصاد یک نقطه پایان ندارد، بلکه یک مسیر و چشمانداز است. در اقتصاد اسلامی نیز میتوان چنین نگاهی را دنبال کرد که بیشتر با استناد به نهجالبلاغه و افکار حضرت علی(ع) قابل توضیح است.
عدالتیان با تأکید بر اینکه توقف در مسیر تولید معنا ندارد، گفت: امروز فناوری، پایه و اساس رشد اقتصادی است و به همین دلیل بر دانشگاهها تأکید میشود. دیگر نمیتوان فقط با درآمد نفت زندگی کرد و لازم است شرکتهای دانشبنیان ایجاد شوند. البته این مسیر هم متوقف نمیشود و پایان ندارد؛ آرمان باید همیشه مدنظر باشد. تولید به خودی خود مهم است، اما نحوه تولید در هر دوره تغییر میکند. برای مثال، اگر به صنعت خودرو نگاه کنیم، میبینیم که این صنعت در دنیا چگونه در حال تحول است. وقتی از تولید صحبت میکنیم، همواره بحث بهینهسازی تولید، بهروز بودن، استفاده از فناوریهای جدید و ورود هوش مصنوعی نیز مطرح است، چراکه این تحولات، نحوه تولید در بسیاری از صنایع و حتی ماهیت برخی مشاغل را تغییر داده است. از همین رو، آرمان مورد نظر در این حوزه، پیوندی روشن با تولید دانشمحور دارد و در کنار آن، توزیع هوشمند نیز اهمیت پیدا میکند.
وی همچنین در پاسخ به این پرسش که با وجود فشارهای تحریمی، چگونه میتوان میان تعامل فعال و هوشمندانه با اقتصاد جهانی و حفظ خودباوری و استقلال اقتصادی توازن برقرار کرد؟ اظهار کرد: ایشان در زمانی که محورهای اقتصاد مقاومتی را توضیح میدادند، این موضوع را بهروشنی بیان کردند که، به بیانات ۲۹ بهمن ۱۳۹۲، ایشان ارجاع میدهم؛ در آنجا تأکید میکنند که استقلال اقتصادی به معنای انزوا نیست. همانطور که گفتم، فناوری را نمیتوان در انزوا آموخت و ناگزیر باید تبادل دانش صورت گیرد. امروز تولید، توزیع، حکمرانی و تجارت، همگی هوشمند شدهاند و این هوشمندی به آن معناست که بتوان از منابع موجود، چه داخلی و خارجی، به بهترین شکل استفاده کرد و بهترین نتیجه را به دست آورد.
این استاد دانشگاه تاکید کرد: البته وقتی از بهترین صحبت میکنیم، باز هم با یک مفهوم آرمانی مواجه هستیم که پایانی ندارد. برای مثال، در صنعت خودرو، مواد اولیه، فلز، فولاد، موتور و سایر امکانات ممکن است مشابه باشد، اما اینکه از این منابع چه نوع خودرویی تولید شود، میتواند بسیار متفاوت باشد؛ ممکن است یک خودروی بسیار خوب تولید شود یا یک خودروی متوسط، که این موضوع به بازار، بازارشناسی و مجموعهای از جزئیات دیگر بازمیگردد. امروز هوشمندی، واژهای واقعی در اقتصاد، سیاست، فرهنگ و علوم اجتماعی است. این هوشمندی در مواجهه با تحریم نیز معنا پیدا میکند؛ یعنی باید دید آیا جایی وجود دارد که بتوان فشار تحریمها را کاهش داد، آیا بخشی از تحریمها فعلا غیرقابل رفع است، آیا راهی برای عبور از برخی محدودیتها وجود دارد و به هر حال، در هر زمان باید هوشمندانه عمل کرد. همانطور که هر موجود زندهای برای بقا خود را با محیط وفق میدهد، اقتصاد هم برای ادامه حیات و پیشرفت، ناگزیر از سازگاری هوشمندانه با شرایط پیرامونی خود است.
عدالتیان با بیان اینکه اقتصاد کشور تا حدی خود را با شرایط وفق داده است؛ اما این انطباق، لزوما به معنای دستیابی به آرمانهای ترسیم شده نیست، افزود: اگر امروز شاهد قیمتگذاریهای خاص ارز، تورم، کمبود کالا و... هستیم، این حداکثر انطباق نبوده و قطعا با هوشمندی بیشتر میتوان از منابع موجود، بهتر استفاده کرد. هنوز با آرمان رهبر شهید انقلاب فاصله داریم؛ چراکه طبقاتی با درآمدهای آنچنانی وجود دارند و در مقابل، طبقاتی هستند که با مشکلات معیشتی دست و پنجه نرم میکنند. این نشان میدهد که هنوز فاصله زیادی تا تحقق عدالت اقتصادی وجود دارد و نیازمند کار مداوم هستیم. نباید به شعارها بسنده کرد، زیرا این فرآیند، کاری دهها ساله است، نه یکی دو سال.
وی با اشاره به وضعیت بازنشستگان و مشکلات صنایع مختلف از جمله در تهیه و توزیع دارو، بنزین و نان، گفت: این مسائل حل میشوند، اما بلافاصله مشکلات جدیدی پدیدار میآیند. حتی در کشورهای پیشرفته اروپایی نیز مسائل مشابهی در حوزه توزیع ثروت، فناوری، تولید، نقش بخش خصوصی و بازار مطرح است و همواره بحث بر سر میزان دولتی بودن یا بازار آزاد بودن اقتصاد، حمایتهای لازم و باید و نبایدهای آن ادامه دارد.
این استاد دانشگاه با تأکید بر لزوم شناخت اندیشه واقعی رهبر انقلاب، افزود: محور اصلی تفکر ایشان، خلق ثروت، بهویژه با تأکید بر توزیع عادلانه آن، همانگونه که حضرت علی (ع) فرمودند، همچنان باقی است.
پیوند استقلال اقتصادی با رفاه عمومی؛ هزینه کوتاهمدت یا قدرت بالقوه؟
عدالتیان در خصوص سنجش خروجی نهایی استقلال اقتصادی و پیوند آن با رفاه عمومی جامعه، که چگونه میتوان توده مردم را از ذینفعان این مسیر پر فراز و نشیب قرار داد؟ بیان کرد: استقلال اقتصادی اگر منجر به رفاه واقعی نشود، قطعا مسیری اشتباه پیموده شده است. استقلال اقتصادی در اصل به معنای قدرت بالقوه و بالفعل اقتصاد کشور است. برای مثال، اگر بتوانیم هواپیما تولید کنیم، این قدرت بالقوه است، اما از منظر هوشمندی اقتصادی و با توجه به نیاز واقعی، ممکن است بهتر باشد هواپیما را خریداری کنیم و تمام اجزای آن را تولید نکنیم. ممکن است فقط بخشی از آن را تولید کرده و صادر کنیم، یا حتی به جای تولید کامل خودرو، صرفا بر تولید موتور خودروهای برقی تمرکز کنیم و آن را به دنیا عرضه کنیم.
وی خاطرنشان کرد: استقلال به این معناست که شما بالقوه امکان تولید هر چیزی را داشته باشید، اما اینکه آیا بالفعل این کار را انجام دهید یا نه، به ملاحظات اقتصادی و تجارت جهانی بازمیگردد. در تجارت، جایی که هر دو طرف سود میکنند و شما بر حوزهای که در آن تخصص دارید مزیت رقابتی سرمایهگذاری میکنید، به معنای ناتوانی در استقلال اقتصادی نیست؛ بلکه باید امکان تولید هر چیزی را داشته باشید، اما از نظر اقتصادی، سرمایهگذاری بر حوزه تخصص، اولویت دارد.
عدالتیان تأکید کرد: استقلال به معنای انزوا نیست. اگر امروز پیچوخمهای اقتصادی به دلیل مسائل سیاسی یا جنگ وجود دارد، باید در نظر داشت که در هیچ کشوری، اولویت اول در زمان جنگ، مسائل اقتصادی نیست؛ بلکه امنیت است. تصمیمات در زمان جنگ، عمدتا از منظر امنیتی گرفته میشوند و این لزوما به معنای عقلاییترین تصمیم از منظر صرفاً اقتصادی نیست. انشاءالله زمانی که امنیت داخلی و خارجی کشور بهتر تضمین شود، همزمان میتوان به استقلال اقتصادی دست یافت، چراکه در سایه بمباران و ناامنی، امکان تولید و توسعه اقتصادی فراهم نخواهد بود.
انتهای پیام












