گروعه فرهنگی خبرگزاری تسنیم: آقای امیرخانی این صحبت ها را یادتان هست؟
«خداوند دلهای ما را به هم نزدیک کرده است، اللهم ألف بین قلوبنا... از همان ابتدای انقلاب، ما نخواستیم فقط پرچم شیعه را برافراشته کنیم؛ ما پرچم اسلام را بلند کردیم تا همه دور هم جمع شوند... در جوانی، زمانی که در مسجد، بین نماز مغرب و عشا، منبر میرفتم، کارم این بود که معارف عمیق اسلامی را منتقل کنم. از همان زمان بر وحدت تأکید داشتم.»
یادتان هست که وقتی 23 سال پیش ره بر بین مردم سیستان آمد، چنین آغاز کرد؟ آقای امیرخانی حالا چند روز است که خدا دلهای ما و عاشقان جهان را گرد سیدعلی خامنهای به هم نزدیک کرده است.
آقای امیرخانی شما راست میگفتید، از اول هفته تا به حال همه جهان دیدند که ره بر همان قدر که رهبر تیم حفاظت است، ره بر مردم نیز هست، رهبر نیروی انتظامی، رهبر چتربازان مرز نشین، رهبر جوانان برومند، رهبر پیرمردان بیدندان، رهبر فرزندان بیکس شهدا، رهبر رانندههای فرمانداری، رهبر پسران نماز جمعه، رهبر دختران خیابان، رهبر هپی برادرز، رهبر خواهران زینب، رهبر چپ، رهبر راست، رهبر استان دار، رهبر فرمان دار، رهبر بلوچ، رهبر زابل، رهبر سیستان، رهبر شیعه، رهبر سنی، رهبر کرد و ترک و ترکمن، رهبر یاروها، رهبر مردم قم، رهبر مردم نجف، ره مردم کربلا، رهبرافغانستان، رهبر کشمیر، رهبر پاکستان و رهبر عاشقان جهان.
از دوشنبه تابه حال میلیون ها نفر در ایران و جهان از آن پیج معروفتان که در داستان سیستان به آن اشاره کردید، گذر کردند، پیچی که به گفته خودتان بارها در زندگی گذر از آن را تجربه کردید، پیچی که باید از آن گذر کرد تا به سرچشمه خورشید رسید.پیچی که اشک ها را برگونه جاری می ساختف پیچی که هق هق و لرزیدن شانه را به دنبال داشت، پیچی که عرق سرد پس از رفتن او از تهران را به دنبال داشت.
حالا نه تنها مردم تهران و قم و مشهد و سراسر ایران، بلکه مردم نجف و کربلا و عراق هم از این پیچ گذر می کنند تا خورشید را بدرقه کنند.
آقای امیرخانی ای کاش این روزها حالتان خوش بود، قلمتان را در دست میگرفتید، طاقتش را داشتید و از این روزها مینوشتید، یکبار 10 روز سفر را با ره بر تجربه کرده بودید و حالا آخرین سفر با رهبر شهید را تجربه میکردید و ما نیز از آن قلمتان مست میشدیم.
آقای امیرخانی راستی وقتی بیدار شوید مثل سعید «از کرخه تا راین» تاب خواهید آورد که تصاویر این روزها را ببینید! ؟
انتهای پیام/