سعید نظری در گفتوگو با ایرنا با اشاره به تحولات اخیر و جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل، اظهار کرد: اگر بخواهیم این جنگ را واقعبینانه تحلیل کنیم، نباید آن را صرفا یک رویارویی نظامی بدانیم چرا که جنگها فقط در میدان نبرد تعیین تکلیف نمیشوند بلکه بخش مهمی از پیامدهای آنها در عرصه سیاست و دیپلماسی آشکار میشود و آنچه امروز بیش از هر چیز قابل مشاهده است، تغییر در محاسبات امنیتی بازیگران منطقه است.
وی افزود: تجربه این جنگ نشان داد که هزینه هرگونه درگیری مستقیم برای همه طرفها به شکل قابلتوجهی افزایش یافته و به همین دلیل، دیگر نمیتوان با ادبیات ساده «پیروزی» و «شکست» درباره آن قضاوت کرد؛ امروز همه بازیگران منطقه با واقعیتی روبهرو هستند که پیش از این تجربه نکرده بودند و همین مسئله بر تصمیمهای آینده آنها اثر خواهد گذاشت.
این فعال سیاسی اصلاحطلب با اشاره به پیوند امنیت کشورهای منطقه گفت: از سوی دیگر، این تحولات بار دیگر ثابت کرد که امنیت در خاورمیانه یک موضوع مشترک است و هر بحرانی، دیر یا زود بر اقتصاد، تجارت، انرژی و حتی زندگی روزمره مردم کشورهای منطقه تاثیر میگذارد.
نظری افزود: من به همین دلیل معتقدم که در دوره پیشرو، مدیریت اختلافات از مسیرهای سیاسی و دیپلماتیک بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد؛ نه به این دلیل که اختلافات از میان رفته، بلکه چون هزینه تداوم تنش برای همه بازیگران روشنتر از گذشته شده است.
دوگانه نادرست قدرت نظامی و دیپلماسی
وی در پاسخ به این پرسش که جایگاه دیپلماسی در شرایط جدید چیست، اظهار کرد: به نظر من، قرار دادن قدرت نظامی و دیپلماسی در برابر یکدیگر، اساسا یک دوگانه نادرست است؛ در سیاست خارجی موفق، این دو مکمل هم هستند، نه رقیب یکدیگر. دیپلماسی زمانی اثرگذاری بیشتری دارد که از پشتوانه قدرت ملی برخوردار باشد و قدرت نیز زمانی به نتیجه مطلوب میرسد که بتواند به دستاوردهای سیاسی و امنیتی تبدیل شود.
این عضو جبهه اصلاحات فارس تصریح کرد: جنگ اخیر نشان داد که ایران از ظرفیت بازدارندگی برخوردار است، اما از این مرحله به بعد، هنر سیاست خارجی در این است که این موقعیت را به فرصتی برای کاهش تنش، گسترش تعاملات و تامین منافع ملی تبدیل کند؛ دیپلماسی به معنای عقبنشینی نیست، بلکه ابزاری برای تبدیل اقتدار به امنیت پایدار و توسعه است.
خوشبینی یا واقعبینی به مذاکره؟
نظری در پاسخ به سوال دیگری درباره امکان مذاکره در مرحله کنونی، تاکید کرد: مسئله اصلی امروز این نیست که «مذاکره انجام شود یا نشود» بلکه پرسش مهمتر این است که اگر گفتوگویی شکل میگیرد، با چه اهداف، چه ضمانتهایی و بر اساس چه موازنهای از منافع دنبال شود؛ تجربههای گذشته، از جمله برجام، درسهای مهمی برای ایران داشته و طبیعی است که این تجربهها در تصمیمگیریهای آینده مورد توجه قرار گیرد.
وی افزود: به اعتقاد من، سیاست خارجی موفق نه بر خوشبینی مطلق استوار است و نه بر بدبینی مطلق؛ بلکه بر واقعبینی، شناخت دقیق محیط بینالمللی و دفاع هوشمندانه از منافع ملی استوار است.
تغییر محاسبات راهبردی، نه مرزها
این عضو جبهه اصلاحات فارس درباره تغییر آرایش سیاسی خاورمیانه اظهار کرد: به اعتقاد من، مهمترین تغییری که امروز در خاورمیانه رخ داده، لزوما تغییر در ائتلافها یا مرزهای سیاسی نیست؛ بلکه تغییر در محاسبات راهبردی بازیگران منطقه است؛ تجربه این جنگ نشان داد که هیچ کشوری نمیتواند امنیت خود را مستقل از امنیت همسایگانش تعریف کند و هرگونه تنش، آثار خود را بر اقتصاد، تجارت، انرژی و ثبات سیاسی کل منطقه بر جای میگذارد.
وی ادامه داد: از همین رو، تصور میکنم در سالهای آینده، شاهد شکل تازهای از تعاملات منطقهای باشیم؛ الگویی که در آن، رقابت همچنان ادامه خواهد داشت، اما در کنار آن، تلاش برای مدیریت بحران و جلوگیری از گسترش درگیریها نیز پررنگتر میشود و این رویکرد بیش از آنکه ناشی از اعتماد متقابل باشد، حاصل یک محاسبه واقعبینانه از هزینههای تنش است.
نظری در خصوص جایگاه ایران در این معادلات جدید تاکید کرد: در این میان، ایران همچنان یکی از بازیگران اثرگذار منطقه خواهد بود؛ موقعیت ژئوپلیتیکی، ظرفیتهای اقتصادی و نقش ایران در بسیاری از پروندههای امنیتی و سیاسی غرب آسیا، جایگاهی ایجاد کرده که نمیتوان آن را در معادلات منطقه نادیده گرفت، البته این جایگاه زمانی میتواند به یک مزیت پایدار تبدیل شود که در کنار حفظ اقتدار، زمینه تعامل و همکاری سازنده با کشورهای منطقه نیز تقویت شود.
اولویت پساجنگ؛ تبدیل امنیت به فرصت اقتصادی
وی، در خصوص مهمترین اولویت سیاست خارجی ایران در دوران پس از جنگ، بیان کرد: به نظر من، مهمترین اولویت امروز سیاست خارجی ایران، تبدیل ظرفیتهای امنیتی به فرصتهای سیاسی و اقتصادی است؛ امنیت، پیشنیاز توسعه است، اما اگر نتواند به بهبود شرایط اقتصادی، افزایش سرمایهگذاری و گسترش همکاریهای بینالمللی منجر شود، بخش مهمی از کارکرد خود را از دست خواهد داد.
این فعال سیاسی گفت: ایران از موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز، منابع گسترده انرژی، بازار بزرگ داخلی و ظرفیتهای قابلتوجه انسانی برخوردار است؛ اگر این توانمندیها با یک سیاست خارجی فعال، متوازن و مبتنی بر منافع ملی همراه شود، میتواند فرصتهای تازهای برای رشد اقتصادی و افزایش نقش ایران در مناسبات منطقهای ایجاد کند.
نظری افزود: به باور من، امروز بیش از هر زمان دیگری باید از نگاههای صفر و صدی فاصله گرفت؛ نه میتوان همه مسائل را صرفا از دریچه امنیت دید و نه میتوان از الزامات امنیتی غافل شد و هنر سیاست خارجی در ایجاد تعادل میان این دو حوزه است؛ تعادلی که در نهایت باید به آرامش بیشتر، توسعه اقتصادی و ارتقای کیفیت زندگی مردم منجر شود و اگر این هدف محقق شود، میتوان گفت ایران از دل یک بحران، فرصت تازهای برای آینده خود ساخته است.













