خبرآنلاین- مهسا مژدهی: ابراهیم ترائوره را میتوان جنجالیترین چهره امروز آفریقا دانست. مردی جوان، خوشچهره و لجوج که عنان دولت نظامی بورکینافاسو را به دست دارد و دشمنی با اروپاییها را رقم زده است. در سالهای اخیر کمتر رهبر آفریقایی توانسته به اندازه ابراهیم ترائوره، رئیس دولت انتقالی بورکینافاسو، توجه افکار عمومی را در داخل قاره آفریقا و فراتر از آن به خود جلب کند. افسر جوانی که در سال ۲۰۲۲ و در ۳۵ سالگی با یک کودتای نظامی قدرت را به دست گرفت، امروز برای گروهی از شهروندان آفریقایی نماد مبارزه با نفوذ قدرتهای خارجی و احیای استقلال سیاسی و اقتصادی قاره محسوب میشود و در مقابل، منتقدانش او را رهبر نظامیای میدانند که با تکیه بر شعارهای ملیگرایانه، روند گذار به دموکراسی را به تعویق انداخته است.
ابراهیم ترائوره در شرایطی به قدرت رسید که بورکینافاسو یکی از بحرانیترین دورههای تاریخ معاصر خود را سپری میکرد. گسترش فعالیت گروههای مسلح وابسته به القاعده و داعش، آوارگی میلیونها نفر، ناتوانی دولتهای منتخب در تامین امنیت و افزایش نارضایتی عمومی از حضور و نفوذ فرانسه، زمینه را برای ظهور نسل جدیدی از رهبران نظامی در منطقه ساحل آفریقا فراهم کرده بود. ترائوره هم محصول همین شرایط است؛ فرماندهای که وعده داد پیش از هر چیز امنیت را به کشور بازگرداند و حاکمیت ملی را از آنچه وابستگی به قدرتهای خارجی مینامد، رها کند.
آنچه ترائوره را از بسیاری از رهبران نظامی آفریقا متمایز کرده، تنها سن کم یا نحوه رسیدن او به قدرت نیست؛ بلکه نوع گفتمان سیاسی اوست. رئیس دولت بورکینافاسو خود را وارث فکری توماس سانکارا، رهبر انقلابی دهه ۱۹۸۰ این کشور، معرفی میکند. سانکارا که هنوز در بخشهایی از آفریقا به عنوان نماد استقلالطلبی و عدالت اجتماعی شناخته میشود، برای نسل جوان آفریقایی جایگاهی اسطورهای دارد و ترائوره نیز با بهرهگیری از همین میراث سیاسی توانسته محبوبیتی فراتر از مرزهای کشورش به دست آورد. اما این موضوع باعث نشده تا او به عنوان یک رهبر اقتدارگرای تندخو شناخته نشود.
از زمان روی کار آمدن او، بورکینافاسو مسیر تازهای در سیاست خارجی خود در پیش گرفته است. خروج نیروهای فرانسوی، کاهش همکاریهای امنیتی با پاریس، نزدیکی به روسیه و همکاری گستردهتر با کشورهای همسایهای مانند مالی و نیجر، بخشی از تغییراتی است که باعث شده این کشور به یکی از کانونهای اصلی تحولات ژئوپلیتیکی در غرب آفریقا تبدیل شود. در نگاه هواداران ترائوره، این سیاستها نشانه پایان دوران وابستگی به قدرتهای استعماری سابق است؛ اما منتقدان معتقدند جایگزین کردن یک شریک خارجی با شریک دیگر، لزوما به معنای استقلال واقعی نیست.
در عرصه داخلی هم کارنامه او تعریفی ندارد. دولت انتقالی تلاش کرده با افزایش بودجه نظامی، جذب نیروهای داوطلب و خرید تجهیزات جدید، کنترل مناطق بیشتری را از دست گروههای مسلح خارج کند. همزمان برنامههایی برای افزایش نقش دولت در مدیریت منابع طبیعی، بهویژه معادن طلا، و توسعه صنایع داخلی در دستور کار قرار گرفته است. با این حال، ادامه ناامنی در بخشهایی از کشور و همچنین نگرانیها درباره محدود شدن فعالیت احزاب، رسانهها و نهادهای مدنی، موجب شده تصویر تراوره در میان ناظران بینالمللی پیچیده و چندوجهی باشد.
امروز ابراهیم تراوره بیش از آنکه صرفا رئیس یک کشور فقیر در غرب آفریقا باشد، به نمادی از یک جریان سیاسی در قاره تبدیل شده است؛ جریانی که بر استقلال از غرب، بازتعریف روابط بینالمللی و احیای هویت آفریقایی تاکید دارد.
۳۱۲/۴۲












