۷ ارز دیجیتال که نباید بخرید؛ چه ارزهایی بازندگان آینده هستند؟

ارزدیجیتال چهارشنبه 10 تیر 1405 - 14:26
زمانی بود که در بازار ارزهای دیجیتال، روایت‌های جذاب برای پرواز چند صد درصدی یک توکن کفایت می‌کرد. سرمایه‌گذاران زیادی خود را متقاعد می‌کردند که محبوبیت در شبکه‌های اجتماعی، دقیقاً معادل ارزش‌گذاری واقعی است. در هر چرخه صعودی، سودهای کلانی نصیب ارزهایی می‌شد که با این روایت‌ها ساخته شده بودند؛ اما تاریخ نشان داده است […] The post ۷ ارز دیجیتال که نباید بخرید؛ چه ارزهایی بازندگان آینده هستند؟ appeared first on ارزدیجیتال.

زمانی بود که در بازار ارزهای دیجیتال، روایت‌های جذاب برای پرواز چند صد درصدی یک توکن کفایت می‌کرد. سرمایه‌گذاران زیادی خود را متقاعد می‌کردند که محبوبیت در شبکه‌های اجتماعی، دقیقاً معادل ارزش‌گذاری واقعی است. در هر چرخه صعودی، سودهای کلانی نصیب ارزهایی می‌شد که با این روایت‌ها ساخته شده بودند؛ اما تاریخ نشان داده است که واقعیت در نهایت خود را دیکته می‌کند.

پراپکو | ترید با سرمایه بیشتر
پراپکو | ترید با سرمایه بیشتر
با ۱۰ دلار، ۱۰۰۰ دلار اعتبار معاملاتی دریافت کن
ثبت‌نام و کد تخفیف

امروز بازار ارزهای دیجیتال وارد فاز بلوغ شده و نقدینگی هوشمند و سرمایه‌گذاران نهادی ساختار بازی را تغییر داده‌اند. دیگر داشتن یک وایت‌پپر جذاب یا کامیونیتی پرسرصدا کافی نیست؛ سرمایه واقعی اکنون به سمتی جریان دارد که فعالیت اقتصادی ملموس و قابل‌اندازه‌گیری تولید کند. اگر بازار در پنج سال آینده کارآمدتر و منطقی‌تر شود، کدام دارایی‌ها ارزش خود را حفظ خواهند کرد؟

در این مقاله براساس مطلبی از وب‌سایت مدیوم (Medium)، ۷ دسته از سرمایه‌گذاری‌ها در بازار ارز دیجیتال را بررسی می‌کنیم که اکنون زمان دوری یا احتیاط شدید در قبال آن‌هاست؛ تحلیلی مبتنی بر الگوهای پذیرش، ساختارهای انگیزشی و پویایی رقابت، نه احساسات یا پیش‌بینی‌های کوتاه‌مدت قیمت.

۱. کاردانو؛ بلاک چینی در انتظار توسعه اقتصادی

کاردانو همیشه به آرمان‌های بزرگ، متدولوژی فنی دقیق و تکیه بر تحقیقات دانشگاهی شناخته می‌شود. این رویکرد ساختاریافته به پروژه اعتباری مهندسی بخشیده که هنوز هم آن را از رقبا متمایز می‌کند. اما حقیقت سخت این است که مهندسیِ صرف، برای توجیه یک سرمایه‌گذاری هوشمندانه کافی نیست.

۷ ارز دیجیتال که نباید بخرید؛ کدام پروژه‌ها بازندگان آینده هستند؟

برای ارزیابی پتانسیل واقعی یک شبکه، باید به داده‌های عینی نگاه کرد: آیا شرکت‌ها روی آن درآمدزایی دارند؟ آیا اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز (dApps) کاربران را جذب می‌کنند؟ آیا توسعه‌دهندگان به طور مداوم کدهای جدید می‌فرستند و سرمایه در شبکه به گردش درمی‌آید؟

فناوری زمانی ارزش پیدا می‌کند که راه‌حل‌هایی برای مشکلات واقعی مردم ارائه دهد، به‌طوری‌که کاربران مایل باشند برای آن هزینه کنند. بلاک چینی که با وجود طراحی عالی، فعالیت تجاری ناچیزی دارد، در آینده با بحران شدید ارزش‌گذاری مواجه خواهد شد.

بسیاری از سرمایه‌گذاران پتانسیل فنی را با اجرای موفقیت‌آمیز اشتباه می‌گیرند. کاردانو هنوز پتانسیل بالایی دارد، اما وقتی اکوسیستم‌های رقیب با سرعت بالا در حال جذب کاربر، نقدینگی و فعالیت توسعه‌دهندگان هستند، پتانسیل به‌تنهایی نمی‌تواند ارزش بازار را در بلندمدت حفظ کند. بازار بلاک چین روزبه‌روز رقابتی‌تر می‌شود و راه‌اندازی برنامه‌ها آسان‌تر شده است. سرمایه به جایی می‌رود که مشتری در آنجا حضور دارد و این یک چرخه تقویت‌کننده ایجاد می‌کند:

  • توسعه‌دهندگان جایی برنامه می‌سازند که کاربران وقت خود را در آن می‌گذرانند.
  • کاربران به جایی می‌روند که برنامه‌های کاربردی بیشتری وجود دارد.
  • و نقدینگی هر دوی این‌ها را دنبال می‌کند.

وقتی این چرخه به نفع یک اکوسیستم رقیب آغاز شود، معکوس کردن آن بسیار دشوار خواهد بود. بنابراین، شتاب اقتصادی کاردانو بسیار نگران‌کننده‌تر از فناوری آن است؛ چراکه شکاف‌های تکنولوژیک را می‌توان به سرعت پر کرد، اما شکاف‌های اکوسیستمی به دلیل اثربخشی شبکه‌ای به مرور زمان عمیق‌تر و گسترده‌تر می‌شوند. ارزش بازار یک بلاک چین در نهایت باید با ارزش اقتصادی ایجادشده در آن همسو شود.

۲. توکن‌های لایه ۲ و توکن‌های حاکمیتی؛ تمایز بین مالکیت ارزش و حق رأی

در روزهای نخست ظهور امور مالی غیرمتمرکز یا دیفای (DeFi)، مفهوم حاکمیت (Governance) انقلابی به نظر می‌رسید؛ این ایده که پروتکل‌ها توسط کل جامعه هدایت شوند و دارندگان توکن آینده سازمان‌های خودگردان غیرمتمرکز (DAO) را شکل دهند. این ایده روی کاغذ کاملاً منطقی بود، اما در عمل ناامیدکننده ظاهر شد.

یک سوال اساسی وجود دارد که هر سرمایه‌گذار قبل از خرید توکن حاکمیتی باید از خود بپرسد: «اگر این پروتکل به موفقیتی چشمگیر دست یابد، این موفقیت چگونه از نظر مالی به من به عنوان دارنده توکن سود می‌رساند؟» در کمال تعجب، پاسخ در اکثر مواقع مبهم است. بسیاری از توکن‌های حاکمیتی صرفاً حق رای در امور اجرایی را ارائه می‌دهند، بدون اینکه سهمی واقعی از موتور اقتصادی و درآمدزایی پروتکل داشته باشند.

حاکمیت در بلاک چین ترا

یک پروتکل ممکن است میلیون‌ها دلار در سال از کارمزد تراکنش‌ها درآمد داشته باشد، اما دارندگان توکن فقط اجازه دارند درباره پروپوزال‌های عملیاتی رأی بدهند، نه اینکه سهمی از سود یا مالکیت واقعی داشته باشند. در بازارهای سنتی، هیچ‌کس سهام یک شرکت را فقط برای داشتن حق رأی در مجمع نمی‌خرد؛ بلکه سرمایه‌گذاران به دنبال جریان نقدی، سود سهام و رشد ارزش دارایی متناسب با موفقیت شرکت هستند. همین منطق باید در بازار ارز دیجیتال نیز حاکم باشد.

علاوه بر این، ساختارهای حاکمیتی فعلی به شدت زیر سوال هستند؛ چراکه بخش بزرگی از توکن‌ها در دست تعداد کمی از افراد بومی و خودی قرار دارد که می‌توانند نتایج رأی‌گیری‌ها را مستقل از خواست جامعه تغییر دهند. این موضوع تمرکززدایی را به یک ویترین تبدیل می‌کند، در حالی که قدرت واقعی کاملاً متمرکز است.

این پیچیدگی در مورد توکن‌های لایه ۲ (Layer-2) نیز صدق می‌کند. شبکه‌های لایه ۲ زیرساخت‌های حیاتی برای مقیاس‌پذیری بلاک چین‌ها هستند و مشکلات واقعی را حل می‌کنند، اما موفقیت زیرساخت لایه ۲ لزوماً به معنای جذابیت توکن آن برای سرمایه‌گذاری نیست؛ زیرا در بسیاری از آن‌ها مکانیسمی برای انتقال ارزش شبکه به توکن تعبیه نشده است. برندگان آینده بازار کسانی خواهند بود که از مدل‌های تقسیم درآمد، استیکینگ پایدار، برنامه‌های بازخرید توکن (Buyback) یا مکانیسم‌های شفاف انباشت ارزش برای پیوند مستقیم عملکرد پروتکل با توکنومیکس استفاده می‌کنند.

۳. میم‌کوین‌ها؛ توهم ثروت آسان و تکیه بر هیجان

میم‌کوین‌ها آینه تمام‌نمای روانشناسی توده‌ها در بازارهای مالی هستند. جذابیت آن‌ها قابل درک است؛ سرگرم‌کننده هستند، جوامع کاربری پیرامون آن‌ها به سرعت شکل می‌گیرند و نوسانات شدید قیمتی آن‌ها توجه همگان را جلب می‌کند. برای معامله‌گرانی که صرفاً به دنبال نوسان‌گیری هستند، این دارایی‌ها ابزار مناسبی محسوب می‌شوند، اما برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال خلق ثروت در بلندمدت هستند، داستان کاملاً متفاوت است.

۷ ارز دیجیتال که نباید بخرید؛ کدام پروژه‌ها بازندگان آینده هستند؟

اکثر میم‌کوین‌ها صرفاً برای جلب توجه ساخته می‌شوند، نه کاربرد عملی. افزایش قیمت خود به ابزار بازاریابی اصلی آن‌ها تبدیل می‌شود و یک حلقه بازخورد عجیب ایجاد می‌کند که در آن، حدس و گمان محض جایگزین هرگونه فاندامنتال می‌شود. الگوی تولد و مرگ اکثر این توکن‌ها یکسان است:

  • توکن جدید متولد می‌شود.
  • اکانت‌های با نفوذ و سلبریتی‌های توییتری شروع به صحبت درباره آن می‌کنند.
  • سرمایه‌گذاران اولیه توکن‌ها را انباشت می‌کنند.
  • شور و هیجان در میان خریداران خرد به اوج می‌رسد.
  • قیمت و نقدینگی به اوج می‌رسد و سپس موج فروش سنگین آغاز می‌شود.
  • چند هفته بعد، همین چرخه با یک توکن جدید تکرار می‌شود.

البته استثناهایی وجود دارند و تعداد انگشت‌شماری از میم‌کوین‌ها توانسته‌اند برای مدت طولانی دوام بیاورند و به برندهای اینترنتی تبدیل شوند، اما نباید نتایج استثنایی را به عنوان قاعده و انتظار عمومی در نظر گرفت. مشکل بنیادی اینجاست: دارایی‌هایی که ارزش آن‌ها صرفاً بر پایه «توجه» خلق می‌شود، برای بقا نیازمند جلب توجه مداوم و بدون وقفه هستند.

شرکت‌های واقعی می‌توانند درآمد تکرارشونده ایجاد کنند، نرم‌افزارها مشکلات همیشگی را حل می‌کنند و زیرساخت‌ها خدمات مداوم ارائه می‌دهند؛ اما پایه اصلی میم‌کوین‌ها «هیجان تکرارشونده» است و هیجان، غیرقابل‌اعتمادترین و بی‌ثبات‌ترین منبع در یک بازار مالی است. خرید یک میم‌کوین قبل از اینکه شناخته شود سود کلانی دارد، اما خرید آن زمانی که میلیون‌ها نفر از آن باخبر شده‌اند، نتیجه کاملاً متفاوتی خواهد داشت. اینجاست که زمان‌بندی حیاتی می‌شود و سرمایه‌گذاری به یک قمار و سفته‌بازی محض تبدیل می‌گردد.

بزرگ‌ترین خطا زمانی رخ می‌دهد که این دارایی‌های سفته‌بازانه بدون در نظر گرفتن وابستگی مطلق آن‌ها به موج‌های اجتماعی، به عنوان سرمایه‌گذاری بلندمدت معرفی شوند. بهترین سوالی که یک سرمایه‌گذار می‌تواند از خود بپرسد این است: «اگر رسانه‌های اجتماعی به مدت ۶ ماه صحبت درباره این ارز دیجیتال را متوقف کنند، آیا هنوز تقاضایی برای آن وجود خواهد داشت؟» اگر پاسخ منفی است، باید با احتیاط شدید با آن برخورد کرد.

۴. صرافی‌های غیرمتمرکز فیوچرز تازه‌وارد

یک تصور غلط رایج در میان سرمایه‌گذاران این است که گمان می‌کنند هر پروتکل موفقی در نهایت می‌تواند توسط پروژه‌ای دیگر که فناوری یا کارمزد کمی بهتر دارد، سرنگون شود. تاریخ بازارهای مالی و تکنولوژی به ندرت این ادعا را تأیید می‌کند. در سیستم‌های عامل، شبکه‌های اجتماعی و زیرساخت‌های مالی، کیفیت محصول تنها بخشی از مزیت رقابتی است؛ پناهگاه و مزیت رقابتی اصلی، اکوسیستمی است که حول آن پلتفرم شکل گرفته است.

این موضوع به طور ویژه‌ای در مورد صرافی‌های غیرمتمرکز (DEX) تمرکزیافته روی معاملات فیوچرز دائمی (Perpetual Futures) صدق می‌کند. در این بازارها، «نقدینگی، نقدینگی می‌آورد». معامله‌گران بزرگ می‌خواهند سفارش‌های خود را در جایی ثبت کنند که عمق بازار بالا و اسپرد (تفاضل قیمت خرید و فروش) ناچیز باشد. از سوی دیگر، بازارسازان پلتفرم‌هایی را ترجیح می‌دهند که معامله‌گران فعال بیشتری دارند و توسعه‌دهندگان نیز ابزارهای کمکی خود را برای بزرگ‌ترین پایگاه کاربری موجود می‌سازند. هر شرکت‌کننده، ارزش شبکه را برای دیگران تقویت می‌کند.

ادعای کارمزد کمتر یا تکنولوژی اندکی بهتر در یک صرافی نوپا، به ندرت می‌تواند بر مزیت پلتفرمی که به پاتوق اصلی معامله‌گران تبدیل شده غلبه کند. بازارهای مالی به همان اندازه‌ای که به نوآوری پاداش می‌دهند، برای «اعتماد و اعتبار» نیز ارزش قائلند. تکرار مداوم حجم‌های معاملاتی میلیاردی، اعتباری برای پلتفرم ایجاد می‌کند که سرویس‌های شخص ثالث، موسسات و سرمایه‌گذاران کلان مایل به ترک آن نیستند؛ زیرا هزینه سوئیچ کردن و تغییر پلتفرم با هر ادغام جدید افزایش می‌یابد.

برای اینکه یک رقیب تازه بتواند رهبر بازار صرافی‌های غیرمتمرکز را شکست دهد، پلتفرم حاکم باید با یک هک امنیتی فاجعه‌بار، بحران رگولاتوری شدید یا از دست رفتن کامل اعتماد مواجه شود؛ در غیر این صورت، رقیب جدید باید محصولی به معنای واقعی کلمه انقلابی – و نه صرفاً بهبودیافته – به همراه توزیع بی‌نقص ارائه دهد که کار بسیار دشواری است. بنابراین، نباید فرض کرد که مسیر ارزش‌گذاری رهبر بازار، برای پروتکل‌های نوپا و در حال توسعه نیز تکرار خواهد شد.

۵. توکن‌هایی با عرضه در گردش پایین و ارزش‌گذاری بالا

بسیاری از سرمایه‌گذاران در ابتدای ورود خود، تنها به مارکت کپ فعلی، وایت‌پپرها و اخبار توجه می‌کنند و از پویایی عرضه توکن‌ها غافل می‌شوند؛ در حالی که توکنومیکس اغلب به اندازه خود فناوری اهمیت دارد.

در برخی از پروژه‌ها که به شدت تبلیغ می‌شوند، بخش بسیار کوچکی از کل عرضه توکن در زمان راه‌اندازی آزاد و وارد بازار می‌شود. این ساختار در نگاه اول توهم کمیابی ایجاد می‌کند و در مراحل اولیه معاملاتی، عرضه محدود می‌تواند قیمت‌ها را به شدت بالا نگه دارد، به خصوص زمانی که علاقه سرمایه‌گذاران بالا است. اما این کمیابی کاملاً موقتی و تصنعی است؛ زیرا حجم عظیمی از توکن‌ها پشت صحنه قفل شده‌اند.

این توکن‌های قفل‌شده متعلق به بنیادها، مشاوران، سرمایه‌گذاران اولیه، شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر و تیم‌های موسس هستند که طبق جدول زمان‌بندی مشخص به مرور زمان آزاد می‌شوند. نفس این کار غیراخلاقی نیست؛ توسعه‌دهندگان باید پاداش بگیرند و تامین مالی برای پروژه حیاتی است، اما مشکل زمانی رخ می‌دهد که خریداران خرد متوجه میزان رقیق شدن شدید توکن در آینده نزدیک نیستند.

خرید این توکن‌ها مانند خرید سهام شرکتی است که بدون اطلاع شما، تعداد سهام در گردش خود را در سال‌های آینده چند برابر می‌کند؛ در این حالت سهم مالکیت شما آب می‌رود، فشار فروش مداوم به بازار تزریق می‌شود و رشد قیمت در آینده قفل خواهد شد. فناوری به تنهایی نمی‌تواند پویایی ضعیف عرضه را برطرف کند. امروزه بررسی دقیق جدول آزادسازی توکن‌ها و بررسی اینکه چه کسی مالک اکثریت است و چه زمانی عرضه جدید وارد بازار می‌شود، بسیار حیاتی‌تر از بحث‌های داغ درباره مقیاس‌پذیری و هوش مصنوعی است؛ زیرا توکنومیکس روند زیرین قیمت را تعیین می‌کند و نادیده گرفتن آن بسیار پرهزینه خواهد بود.

۶. لایت‌کوین و چالش سخت بقا در دنیای نوآوری

پروژه‌های اولیه بازار ارز دیجیتال که به شکل‌گیری این صنعت کمک کردند، شایسته احترام زیادی هستند و لایت کوین بدون شک یکی از این پیشگامان تاریخ است. لایت‌کوین برای مدتی طولانی امن‌ترین و قابل‌اعتمادترین جایگزین بیت کوین بود و در روزگاری که شبکه‌های بلاک چینی انگشت‌شماری وجود داشتند، با زمان تایید سریع‌تر تراکنش‌ها و تغییرات فنی خود، جایگاه منحصربه‌فردی داشت.

اما بازارهای مالی به شدت و با سرعت تغییر می‌کنند و نوآوری شتاب می‌گیرد. ویژگی‌هایی که روزی انقلابی بودند، امروز به یک استاندارد ساده و عمومی تبدیل شده‌اند. با این تکامل، هر پروژه قدیمی باید به این سوال پاسخ دهد: «چرا یک کاربر جدید باید امروز این شبکه را انتخاب کند؟» پاسخ این سوال را نمی‌توان تنها در تاریخ و افتخارات گذشته پیدا کرد.

۷ ارز دیجیتال که نباید بخرید؛ کدام پروژه‌ها بازندگان آینده هستند؟

امروز پیدا کردن یک مزیت رقابتی متمایزکننده برای لایت‌کوین در مقایسه با گزینه‌های نوین بازار بسیار دشوار است. زیرساخت‌های پرداخت به شدت پیشرفته شده‌اند و اکنون بسیاری از شبکه‌ها، علاوه بر تراکنش‌های فوق‌سریع و ارزان، قابلیت توکنایز کردن دارایی‌ها، قراردادهای هوشمند، برنامه‌های دیفای و اکوسیستم‌های بزرگ کاربردی را ارائه می‌دهند. در این میان، لایت‌کوین تقریباً دست‌نخورده و بدون تغییر باقی مانده است.

ثبات قدم قابل ستایش است، اما ثبات پایداری با نوآوری و پویایی هم‌معنی نیست. اکوسیستم‌های نرم‌افزاری بدون توسعه مداوم، به مرور زمان به جای پروژه‌های رشدمحور، به پروژه‌های صرفاً «نگهداری و بقا» تبدیل می‌شوند. یک ارز دیجیتال ممکن است به عنوان یک پروژه زنده برای دهه‌ها به کار خود ادامه دهد، اما از رقبای نوآور خود فرسنگ‌ها عقب بماند. تمایز میان «پیشتاز بودن» و «صرفاً زنده ماندن» بسیار حیاتی است و نباید پتانسیل سودآوری آینده یک دارایی را صرفاً بر اساس اهمیت تاریخی آن ارزیابی کرد.

۷. ارزهای دیجیتال حریم خصوصی در محاصره استانداردهای جدید

حریم خصوصی مالی یکی از جذاب‌ترین پتانسیل‌های فناوری بلاک چین است. همان‌طور که مردم در ابعاد مختلف زندگی خود انتظار حریم شخصی دارند، باید در تراکنش‌های حساس مالی نیز از محافظت معقولی برخوردار باشند. پروژه‌های متمرکز بر حریم خصوصی دستاوردهای رمزنگاری فوق‌العاده‌ای داشته‌اند، اما سرمایه‌گذاری هوشمند، نیازمند نگاهی فراتر از پیشرفت‌های فنی خالص است.

یک قانون کلی در دنیای فناوری وجود دارد: بسیاری از نوآوری‌ها ابتدا به عنوان یک ویژگی تخصصی و مستقل آغاز می‌شوند، اما به مرور زمان در اکوسیستم‌های بزرگ‌تر و جامع‌تر ادغام می‌گردند. این همان مسیری است که حافظه‌های ابری، دوربین‌های گوشی‌های هوشمند و اکنون ابزارهای هوش مصنوعی طی کرده‌اند. حریم خصوصی در بلاک چین نیز دقیقاً در همین مسیر قرار دارد.

شبکه‌های مستقل متمرکز بر حریم خصوصی (مانند مونرو) به زودی خود را در رقابت شدید با پلتفرم‌های بزرگی خواهند یافت که مجهز به پایگاه کاربری عظیم، نقدینگی عمیق، کامیونیتی توسعه‌دهندگان گسترده‌تر و اکوسیستم‌های کاربردی وسیع هستند؛ پلتفرم‌هایی که اکنون در حال ادغام راه‌حل‌های حریم خصوصی پیشرفته (مانند اثبات با دانش صفر یا Zero-Knowledge Proofs) در زیرساخت‌های فعلی خود هستند. با این تحول، کاربران برای حفظ حریم خصوصی نیازی به مهاجرت به یک بلاک چین کاملاً مجزا و غریب ندارند، بلکه این ویژگی را درون همان اکوسیستم بومی خود با اصطکاک بسیار کمتر دریافت خواهند کرد.

علاوه بر این، پنهان بودن عمدی اطلاعات تراکنش‌ها در پروژه‌های حریم خصوصی، ارزیابی داده‌های عینی شبکه، شناسایی رفتارهای غیرعادی و سنجش سلامت اکوسیستم را برای سرمایه‌گذارانی که به داده‌های درون‌زنجیره‌ای (On-chain) متکی هستند، بسیار دشوار و مبهم می‌کند. این عدم قطعیت بالا، ریسک سرمایه‌گذاری را به شدت افزایش می‌دهد و به نظر می‌رسد شبکه‌های حریم خصوصی مجزا دیگر از ویژگی انحصاری بلندمدت برای توجیه این ریسک برخوردار نیستند.

جمع‌بندی

بررسی این ۷ نمونه، یک الگوی ساختاری مشترک را آشکار می‌کند: در برخی از پروژه‌ها، پذیرش واقعی متوقف شده اما هنوز از روایت‌های سال‌های گذشته نان می‌خورند؛ برخی دیگر ارزش اقتصادی تولید می‌کنند اما سهمی به دارندگان توکن نمی‌دهند؛ و بسیاری نیز صرفاً بر آتش هیجانات سفته‌بازانه می‌دمند.

تشخیص این الگوها باید استراتژی سرمایه‌گذاری ما را تغییر دهد. دیگر نباید زمان خود را صرف میزان محبوبیت یک توکن کنیم، بلکه باید بپرسیم آیا این توکن ارزش تولیدشده را جذب می‌کند یا خیر. نقشه‌های راه بلندپروازانه دیگر اعتباری ندارند؛ آنچه مهم است تعداد کاربران فعال فعلی و کیفیت اجراست. به یاد داشته باشید که داشتن توکن یک بلاک چین، لزوماً به معنای سهام‌دار بودن در یک شرکت سودآور نیست.

بازارهای صعودی می‌توانند پروژه‌هایی با فاندامنتال ضعیف را نیز بالا بکشند، اما سرمایه‌گذاری هوشمندانه بر اساس احتمالات است. دارایی‌هایی که ساختار انگیزشی همسو دارند، اثرات شبکه‌ای آن‌ها در حال رشد است و ارزش‌گذاری آن‌ها بر اساس واقعیت‌های اقتصادی انجام شده – نه نوستالژی یا هایپ شبکه‌های اجتماعی – شانس بسیار بالاتری برای حفظ و تکثیر سرمایه در بلندمدت دارند. در بازار به شدت رقابتی امروز، سرمایه منضبط و آگاه همیشه بیشتر از روایت‌های هیجانی و پوشالی دوام خواهد آورد.

منبع خبر "ارزدیجیتال" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.