به گزارش همشهری آنلاین، رسیدگی به این پرونده اواخر شهریور سال ۱۴۰۲ با گزارش ناپدید شدن پسر ۳۲ سالهای در تهران آغاز شد.
مرد میانسالی به پلیس آگاهی تهران رفت و با طرح شکایتی گفت: پسرم در مغازهای کار میکرد. قبل از خروج از آنجا با مادرش حرف زد و بعد راهی خانه شد. هرچه منتظر او شدیم، خبری نشد و گوشیاش هم خاموش است. میترسم بلایی سر او آمده باشد.
بعد از این شکایت، ماموران تحقیقات را شروع کردند و معلوم شد از حساب بانکی مرد گمشده در اطراف محله هفتچنار خرید شده و بعد از آن دیگر برداشتی انجام نشده است. چند ماه بعد گوشی تلفن همراه مرد گمشده فعال و روشن شد. همچنین پی بردند گوشی در اختیار مردی به نام بهروز است. او به عنوان تنها مظنون پرونده در خانهاش در اطراف تهران بازداشت و گوشی مرد گمشده از او کشف شد.
وی در تحقیقات اولیه پلیسی مدعی شد این گوشی را از یک دستفروش خریده و صاحب آن را نمیشناسد.
ماموران سوابق کیفری متهم را بررسی کردند که معلوم شد سابقه سرقت لوازم خودرو، زورگیری، گوشیقاپی و مواد مخدر داشته و معتاد است. تحقیقات از بهروز ادامه داشت تا اینکه او ادعای جدیدی مطرح کرد و گفت در اطراف گرمسار با جسد خونین مردی روبهرو شدم که این گوشی کنارش بود. گوشی را برداشتم و خودم را به دردسر انداختم.
در حالی که تحقیقات از تنها مظنون پرونده ادامه داشت، ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران از طریق پلیس سمنان باخبر شدند کارگران هنگام لایروبی اطراف رودخانهای در شهر گرمسار جسد متلاشیشدهای را یافتهاند که مجهولالهویه است. ماموران که احتمال میدادند جسد متعلق به همان مرد گمشده باشد، از خانواده او خواستند به پزشکی قانونی بروند و آزمایش دیاناِی بدهند. با انجام آزمایش، مشخص شد جسد متعلق به پسر گمشده نیست.
پس از یک سال تنها متهم پرونده لب به اعتراف باز کرد و گفت: معتادم و سابقه جرائمی از جمله زورگیری، سرقت و گوشیقاپی دارم. آن شب برای هزینه موادم پول نیاز داشتم. مسافر جابهجا میکردم تا سوژهای پیدا کنم که پول زیادی داشته باشد. آن مرد جوان اتفاقی به عنوان مسافر سوار خودرویم شد. در میانه راه تغییر مسیر دادم و با چاقو تهدیدش کردم که هرچه پول، گوشی و اموال دارد به من تحویل دهد که با هم درگیر شدیم.
وی ادامه داد: در این جدال دستانم را روی گلویش گذاشتم و آنقدر فشار دادم تا خفه شد. مانده بودم با جسد در خودرو چه کنم. آن را در صندوق عقب گذاشتم. گوشیاش را خاموش کردم و کارت بانکی که رمزش نیز کنار آن بود را برداشتم. اول خواستم جسد را در تهران یا اطراف آن رها کنم، اما ترسیدم. با کارت بانکی سرقتی او چند نخ سیگار خریدم و جسد را حوالی گرمسار رها کردم. بعد از مدتی که آبها از آسیاب افتاد، گوشی را روشن کردم که دستگیر شدم.
کارآگاهان پلیس سپس به محل رها کردن جسد رفتند، اما ردی به دست نیاوردند. این در حالی است که محل رها کردن جسد یک رودخانه بود و این احتمال مطرح شد که در این مدت جسد زیر رسوبات مانده و امکان پیدا کردنش وجود ندارد.
در ادامه ماموران به بازرسی خانه متهم پرداخته و کیف پول مقتول را آنجا پیدا کردند. همچنین کارشناسان تشخیص هویت با بررسی خودروی این مرد رد خون در ماشین او را تایید کردند.
چندی قبل متهم برای آخرین دفاع به دادسرا منتقل شد و این بار ادعای عجیبی را مطرح کرد و گفت: با ماشینم مسافرکشی میکردم. یک روز مقتول را از افسریه به مقصد آمل سوار ماشین کردم، اما در میانه راه بر سر گم شدن موبایلم با او درگیر شدم و ضربات سنگینی به سرش زدم که مرد.
وی افزود: ترسیده بودم و جسد را در رودخانهای رها کردم. چند روز بعد دچار عذاب وجدان شده و گوشی پسر جوان را روشن کردم تا به خانوادهاش داده و بگویم آن را کنار جسدش پیدا کردهام تا دیگر چشمانتظار برگشت او نباشند.
با تکمیل تحقیقات، برای متهم کیفرخواست صادر و پروندهاش به دادگاه کیفری ارسال شد تا بهزودی از خود دفاع کند.










