به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، تا اینجای کار، همهچیز نشان میدهد تلویزیون برخلاف برخی پیشبینیها، توانسته پوشش قابل قبولی از رقابتهای جامجهانی ارائه دهد. در حالی که عدهای تصور میکردند حاشیهها یا مشکلات فنی مانع از تماشای باکیفیت مسابقات برای مخاطبان ایرانی شود،
رسانه ملی از همان روز نخست با پخش زنده مسابقات، برنامههای تحلیلی، پوشش لحظهبهلحظه رویدادها و تولید برنامههای تخصصی تلاش کرده است تجربهای متفاوت برای مخاطبان رقم بزند. حتی در پوشش سه دیدار تیم ملی ایران مقابل نیوزیلند، بلژیک و مصر نیز اقداماتی فراتر از روال معمول در دستور کار قرار گرفت که قابل توجه بود.
با این حال، در میان تمام این نقاط قوت، یک نقد جدی همچنان مطرح است؛ گزارشگری مسابقات.
شروع بازیهای تیم ملی ایران یعنی بازی با نیوزلند و گزارش محمدرضا احمدی نشان داد که همچنان میتوان از ظرفیت گزارشگران باتجربه استفاده کرد، اما این روند در ادامه دنبال نشد. در شرایطی که جامجهانی مهمترین ویترین فوتبال و یکی از حساسترین رویدادهای رسانهای است، انتظار میرفت تلویزیون بیش از گذشته به سراغ گزارشگرانی برود که سالها تجربه حضور در چنین میدانهایی را دارند.
تردیدی نیست که استفاده از استعدادهای جوان ضرورتی انکارناپذیر است و آینده گزارشگری بدون میدان دادن به نسل تازه ساخته نخواهد شد. اما جامجهانی شاید بهترین محل برای آزمون و خطا نباشد. این رقابتها بیش از هر چیز به تجربه، تسلط، هیجان کنترلشده و انتقال درست حس مسابقه نیاز دارد؛ ویژگیهایی که در کنار دانش فنی، حاصل سالها حضور در این حرفه است.
گزارش فوتبال فقط روایت اتفاقات زمین نیست؛ بخشی از خاطره جمعی مردم را میسازد. هنوز هم وقتی از پیروزی ایران مقابل ولز در جامجهانی گذشته صحبت میشود، بسیاری گزارش پرهیجان پیمان یوسفی را به یاد میآورند. یا وقتی نام بازی تاریخی ایران و استرالیا مطرح میشود، صدای جواد خیابانی همچنان در ذهن میلیونها ایرانی زنده است. این خاطرهها نشان میدهد که گاهی یک گزارش خوب، به اندازه خود مسابقه در حافظه مخاطب ماندگار میشود.
به همین دلیل، شاید بهتر باشد تلویزیون میان استفاده از تجربه و میدان دادن به نسل جدید، تعادلی منطقی ایجاد کند. بهرهگیری از گزارشگران باسابقه در مسابقات بزرگ و در کنار آن، طراحی یک برنامه منسجم برای آموزش، پرورش و آمادهسازی گزارشگران جوان میتواند راهکاری مؤثر باشد. استعدادهای تازه باید فرصت دیده شدن داشته باشند، اما این فرصت باید در بستری فراهم شود که به رشد حرفهای آنها کمک کند.
از سوی دیگر، واقعیت فضای رسانهای امروز نیز قابل انکار نیست. مخاطب دیگر تنها یک انتخاب ندارد. پلتفرمهای مختلف، شبکههای اینترنتی و رسانههای نوین امکان مقایسه را برای او فراهم کردهاند و هر رسانهای برای حفظ مخاطب باید کیفیت خود را ارتقا دهد. با این وجود، همچنان بخش قابل توجهی از علاقهمندان فوتبال، مسابقات را از تلویزیون یا در صورت دسترسی نداشتن، از تلوبیون دنبال میکنند.
صداوسیما امروز دیگر در موقعیت انحصاری گذشته قرار ندارد و برای حفظ مخاطبانش باید رقابت کند. البته تلویزیون همچنان مزیتهای مهمی مانند رایگان بودن، دسترسی آسان و کیفیت مناسب پخش را در اختیار دارد و به همین دلیل هنوز مرجع اصلی بسیاری از مخاطبان در رویدادهای بزرگ ورزشی محسوب میشود. اما این مزیتها زمانی اثرگذارتر خواهند بود که در همه بخشها، از جمله گزارشگری، استانداردهای بالاتری رعایت شود.
در روزهایی که برخی از گزارشگران باسابقه کمتر در قاب تلویزیون دیده میشوند، انتظار میرود حداقل برنامهای جدی برای کشف و پرورش نسل تازه گزارشگران تدوین شود؛ نسلی که بتواند با دانش، تسلط و شخصیت حرفهای خود، نه با اشتباهات متعدد، در ذهن مخاطبان ماندگار شود. اتفاقی که متأسفانه در برخی دیدارهای اخیر، بهویژه مسابقات ایران برابر بلژیک و مصر، کمتر شاهد آن بودیم.
جامجهانی فقط میدان رقابت بازیکنان نیست؛ آوردگاهی برای رسانهها نیز هست. همانگونه که یک گل تاریخی در حافظه مردم ثبت میشود، یک گزارش ماندگار هم میتواند بخشی از تاریخ فوتبال ایران شود. شاید اکنون بیش از هر زمان دیگری، تلویزیون به ترکیبی هوشمندانه از تجربه و جوانی در اتاق گزارش نیاز داشته باشد.
انتهای پیام/