
به گزارش خبرگزاری صداوسیما، تهیهکننده برنامه «ققنوس»، درباره ایده شکلگیری «ققنوس»، گفت: در حقیقت ما وامدار فصل اول برنامه هستیم، فصلی که پس از جنگ دوازدهروزه ساخته و همان روزها مقابل ساختمان شیشهای پخش شد. از همان ابتدا هم قرار بود «ققنوس» تصویری از ایستادگی رسانه ارائه دهد، رسانهای که حتی در برابر فشارهای فیزیکی یا تحمیلی، روی پای خودش میایستد.
بهراد رحمانی افزود: «ققنوس»، از دل خاکستر بلند میشود و ما هم پس از آن سوختن، از میان ویرانی برخاستیم. این استعاره دقیقاً روح برنامهی ماست، روایت ایستادگی اهالی رسانه، هنرمندان، کنشگران اجتماعی و حتی مدیران، در شرایطی که هنوز ایستادهایم.
وی با بیان اینکه ما سه محور برای تمایز در نظر گرفتیم، گفت: محور نخست لوکیشن برنامه است، برخلاف عمده برنامههایی که در استودیوهای امن و بسته ضبط میشوند، «ققنوس» در فضای باز اجرا میشود. همین انتخاب سبب میشود برنامه با نور، گرما و شرایط واقعی درگیر باشد و از قاب مصنوعی فاصله بگیرد.
محور دوم حضور خانم چرخنده به عنوان مجری و میزبان است. او با ظرافتهای بازیگری و روایتگری خاص خود، انرژی متفاوتی به برنامه میدهد، حتی گاهی بخشهایی از برنامه حالتی «دراماتیک» پیدا میکند و پلاتوها را با خط سیر داستانی پیش میبریم.
محور سوم، ساختار مهمانهاست. ما هر ده قسمت را بر مبنای یک گروه خاص طراحی کردهایم، ده قسمت اول با هنرمندان و چهرههای سیاسی بود، حالا در فصل فعلی با اصحاب رسانه و کنشگران اجتماعی هستیم و از قسمت بیستم به بعد وارد گفتوگوهای تخصصیتر خواهیم شد.
وی گفت: ما مسئولیتی جز روایت صادقانه نداریم. نه اغراق، نه بزرگنمایی، نه سیاهنمایی. قصه میگوییم، خاطره گزارش میکنیم، از دریچه نگاه مهمانها به ماجرا مینگریم. اگر مادری از شهادت فرزندش میگوید، از زاویه خودش روایت میکند، اگر مدیری از تجربههای رسانهای در جنگ سخن میگوید، آن را با نگاه مدیریتی خودش بیان میکند. در عین صداقت، فضا پر از امید و انگیزه است. هدفمان این است که روایت پیروزی و پویایی رسانه را بازگو کنیم.
رحمانی درباره انتخاب مهمانان برنامه افزود: در ده قسمت اول به هنرمندان و افراد سیاسی پرداختیم. ده قسمت دوم را به اصحاب رسانه و کنشگران اجتماعی اختصاص دادیم، از فیزیوتراپیستی که رایگان درمان میکند تا جوانی که از روز نهم جنگ، در چهارراه ولیعصر پرچم را بالا نگه داشته. در بخش سوم، یعنی از قسمت بیست به بعد، وارد حوزه تخصصی میشویم و شبهایی را با استادان دانشگاه، پزشکان و طراحان سازهها برگزار خواهیم کرد تا درباره ابعاد فنی و انسانی آسیبها گفتوگو کنیم.
وی در پاسخ به این سوال که بزرگترین چالش تولید «ققنوس» در ایام جنگ چه بود، گفت: در حالی که جنگ دوازدهروزه در جریان بود و تهران زیر بمباران قرار داشت، ما برنامه را روی آنتن بردیم. بزرگترین چالش ما، همین لوکیشن منحصربهفرد و خطرات همراه آن بود. فضای باز برنامه، با وجود جذابیت بصری، نور شدید آفتاب، و امکانات حداقلی، کار را دشوار میکرد. فضای عمومی سازمان هم در آن زمان، فضایی ساکت و متأثر بود. اما باید به عوامل و مهمانان عزیزی که پای کار ایستادند، خدا قوت گفت. آنها چالش را به فرصتی تبدیل کردند تا برنامه متوقف نشود و در لایه تهدید باقی نماند. ما تا الان بیست قسمت ضبط کردهایم و مصمم به ادامه راه هستیم.
رحمانی همچنین به بازخورد مخاطبان و مدیران نسبت به برنامه اشاره کرد و گفت: بازخوردها بسیار عالی و رضایتبخش بودهاند. پیامهای ارسالی به فضای مجازی و روابط عمومیشبکه نسیم، نظرات مدیران و تصمیمسازان رسانه ملی، و همچنین بازخوردهای مستقیم از مخاطبان، همگی نشاندهنده استقبال خوب از «ققنوس» است. در ابتدا ما یک بسته ده قسمتی را پیشبینی کرده بودیم، اما با توجه به اقبال و بازخورد مثبت، برنامه ادامه پیدا کرد و وارد مرحله دوم شد. حالا شاهدیم که لایههای مختلف جامعه و حتی تخصصهای گوناگون، علاقهمند به حضور در «ققنوس» هستند و برنامه جایگاه خود را پیدا کرده است. حتی کسانی که برنامه را کامل ندیدهاند، بخشهایی از آن را مشاهده کردهاند و در جریان محتوای آن قرار دارند، به خصوص اهالی رسانه.
رحمانی در پایان تاکید کرد: «ققنوس»، میخواهد نشان دهد رسانه هم موجودی زنده است، مثل ققنوس، میسوزد، اما باز میخیزد. از دل تجربههایی که تلخ بودهاند، روایتهایی میسازد برای امید و پیروزی. این برنامه اثبات میکند که حتی در سختترین شرایط، با خلاقیت و اراده میتوان آثاری ماندگار خلق کرد. «ققنوس» نه تنها روایتگر دوران پرتلاطم جنگ است، بلکه نمادی از تابآوری و امید در رسانه ملی است که با نگاهی تخصصیتر، مسیر خود را به سوی آینده ادامه میدهد.