شبیخون گرانفروشی!
غلامرضا رموی در اطلاعات نوشت:
هنوز به نیمه بهار ۱۴۰۵ نرسیدهایم که گلایهها و نگرانی از افزایش بی رویه قیمت در جامعه احساس می شود و متاسفانه «گرانفروشی» همچنان صدرنشین شکایات مردمی است؛ تخلفی که با تاسف بیشتر برای برخی رویههای فرهنگ اقتصادی ایران به یک عادت مزمن تبدیل شده است.
این بار گران فروشی پشت بهانههایی نظیر شرایط جنگی، حمله دشمن به مراکز صنعتی، افزایش نرخ تورم، بالارفتن دستمزد کارگر و کمبود سرمایه درگردش بنگاه های اقتصادی پنهان شده تا مسئولیت این تخلف اقتصادی را به دوش عوامل دیگری بیاندازد. در حالی که حتی اگر این رویدادها در فضای اقتصادی ایران رخ نمی داد، باز هم آن عده خاص از کسبه گرانفرش استدلال دیگری برای تخلف خود می آوردند، همانگونه که تاکنون بارها چنین کردهاند ولی کم توجهی نهادهای مسئول در اصلاح این فرهنگ غلط، موجب استمرار آن در سال های گذشته شده است.
منظور از نهادهای مسئول، دستگاهها و ساختارهایی است که اساساً برای چنین اصلاحات و تنظیمات مدیریتی ایجاد شدهاند، اما در طول زمان خودشان هم در این فرهنگ غلط هضم شدهاند.
در حوزه ارشادی و صنفی، اتاقهای اصناف باید با نظارتهای سختگیرانه درونی، مانع از لکهدار شدن آبروی بازار توسط گرانفروشان شوند. همزمان، همراهی مردم در این شرایط برزخی بدین گونه است که با رعایت الگوی خرید معمول، اجازه دهند کالا به طور متوازن توزیع شده و همگان به نیازهایشان دسترسی داشته باشند. خرید به اندازه نیاز، بزرگترین سد در برابر گرانفروشانی است که از هیجان بازار تغذیه میکنند.
دوم، در حوزه قضایی و نظارتی، صحبتهای اخیر ریاست قوه قضائیه واکنشی ضروری به عادتِ زشتِ گرانفروشی است. وقتی گرانفروشی ردیف اول تخلفات را دارد، نهادهای نظارتی باید با برخورد قاطع، این چرخه را متوقف کنند. هرگونه سوءاستفاده از شرایط حساس فعلی برای افزایش قیمتها، خیانتی به ثبات ملی است و قانون در برابر این سوداگران هیچ انعطافی نخواهد داشت.
سوم، تجربه جهانی ثابت کرده است که پایداری بازار در بحران، در گرو «شفافیت اطلاعاتی» است. در کشورهای توسعهیافته، نظارت دیجیتال بر قیمتها و جریمههای سنگین، گرانفروشی را به یک ریسک بزرگ تبدیل کرده است. این تجربه نشان میدهد که ترکیبِ «فناوری نظارتی» و «فرهنگ خرید به قدر نیاز»، کلید خنثیسازی توطئههای اقتصادی است.
******
نمیدانید وسط جنگیم؟!
روزنامه قدس نوشته است:
یادداشتی با تیتر «قدرتسازی مردم در خیابان؛ در پس مذاکره با آمریکا چه نهفته است؟» در خبرگزاری تسنیم بازنشر و با واکنش تند وبسایت رجانیوز مواجه و به آشوبی در فضای رسانهای بدل شد.
متن مشرقنیوز، تحلیلی است واقعبینانه و رئالیستی در باب روند دیپلماتیک شکل گرفته میان تهران و واشنگتن در پساجنگ 40روزه که بر دو گزاره مهم یعنی بیاعتمادی ریشهدار به آمریکا به عنوان یک طرف گفتوگو و نیز قدرتسازی مردم در خیابانهای ایران تأکید دارد.
نوشته مذکور و بهویژه آن بخش که بر انتظارات معقول و نگاه با عینک واقعبینی به رویکردهای دیپلماتیک اشاره دارد اما به مذاق رجانیوز، خوش نیفتاده و این رسانه با انتشار مرقومهای اقدام تسنیم را «کمرنگ کردن خطوط قرمز» تعبیر و این رسانه را متهم میکند با توصیف مطالبات حکومت به «لوبیای سحرآمیز»، همان مسیری را میرود که در سال ۹۴ به «خسارت محض» برجام منجر شد. این نوع واکنش رجانیوز که با پروژه حمله و شعارنویسی عدهای ناشناس روی در و دیوار ساختمان تسنیم تکمیل شد، پاتک خبرگزاری مذکور را به دنبال داشت که در یادداشتی با عنوان «راه رجایی یا روش کشمیری؟»، رجانیوز را سایت اختلافافکن و تکمیلکننده پروژه ترامپ! در کشور لقب بدهد.
به این نوشته دقت کنید: «در حالی که سایه مذاکرات با آمریکا بر فضای سیاسی سنگینی میکند، تقابل میان جناحهای حکومتی بر سر قدرت از پشت پرده به صحنه علنی رسانهها کشیده شده است. نبردی تمامعیار میان محمدباقر قالیباف و بخشی از سپاه پاسداران از یک سو و سعید جلیلی و جبهه پایداری از سوی دیگر» این بخشی از واکنش ابتدایی ایران اینترنشنال به همین جنجال رسانهای است. در شرایطی که کشورمان در میدان نظامی و دیپلماسی با رسیدن به نقطه اشتراکی توانسته از توطئههای دشمن گذر کرده و میدانداری مردم و حضور آنها در خیابان، تکمیل پازل قدرت جمهوری اسلامی است، باید از این دست رسانهها پرسید آیا اکنون وقت چنین خالهزنک بازیهایی است؟! نمیبینند که در وسط معرکه هستیم؟ نمیبینند که دشمن مترصد استفاده از هر فرصتی برای ضربه زدن به کلیت نظام و مملکت است؟
******
«کار کثیفی» که دامن اروپا را آلوده کرد!
فرهیختگان نوشت:
دوری سران اروپا از دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا فایده نداشت و آنها هم به مرض تناقضگویی مبتلا شدند. «فردریش مرتس»، صدراعظم آلمان که در جنگ دوازده روزه از اسرائیل تشکر کرده بود و گفته بود که «نتانیاهو کار کثیف را بهجای همه ما انجام داده است» حالا معترف شده است که ایران آمریکا را تحقیر کرده است. مرتس بهتازگی گفته «ایرانیها بسیار قویتر از آن چیزی هستند که قبلاً تصور میشد» و «ایرانیها با مهارت استثنایی در حال مذاکره هستند.» صدراعظم آلمان که امروز به قدرت ایران اعتراف میکند، چند ماه قبل و در وقایع دیماه مدعی شده بود که «حکومت ایرانی در حال نابودی است.»
دیگر سران اروپا هم از جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا گرفته تا کییر استارمر، نخستوزیر انگلیس و امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه در وقایع دیماه و ابتدای جنگ رمضان تصور میکردند کار ایران تمام است و ترامپ را به این حمله تشویق کرده بودند اما به دیوار سخت واقعیت در تنگه هرمز و کشورهای عربی خوردند. با این حال تناقضگویی اروپاییها با تناقضگویی ترامپ یک فرق اساسی دارد. ضدونقیضگوییهای ترامپ در کنار اینکه از خطای محاسباتی و خلأ مشورتی نشأت میگیرد، تبدیل به راهبرد و نوعی عادت رفتاری ترامپ شده است.
اروپاییها اما درگیر چنین عادت رفتاری نیستند و آنچه امروز در چرخش 180 درجهای قاره سبز میبینیم، محصول بیایدگی، سستعنصری و خطاهای محاسباتی رهبران اروپاست. آنها مثل یار سابقشان ترامپ، تصورش را هم نمیکردند ایران بتواند حتی 40 روز تحت بمب و موشکهای دو قدرت اتمی دوام بیاورد. در زمین واقعیت اما نهتنها این اتفاق رخ داد که تهران توانست طی کمربند دفاعی 360 درجهای، تمام تهدیدات اطراف خود را زیر ضرب قرار دهد و با یک حرکت تاریخی، تنگه هرمز را بهعنوان شاهراه انرژی و ترانزیتی جهان تحت کنترل خود قرار دهد. در واقع، مواضع ضدجنگ اخیر اروپاییها از سر دوستی یا خوی صلحجویی نداشته آنها نیست، تروئیکا و بقیه همانطور که مرتس گفت، با بالاترین وضوح دیدند که «ایرانیها بسیار قویتر از آن چیزیاند که قبلاً تصور میشد» و از این رو سپرها را انداختهاند.
********
داستان یک توییت هاشمی بعد از یک دهه!
روزنامه شرق در گفت و گویی با غلامعلی رجایی مشاور مرحوم هاشمی رفسنجانی توییت مشهور آن مرحوم را مورد واکاوی قرارداده است: «دنیای فردا دنیای گفتمان هاســت، نه دنیای موشک ها».
رجایی گفته است:
آقای هاشــمی تأکید داشتند که اســتارت صنعت موشکی را زدند، حمایت کردند و در تحویل دولــت به آقای خاتمی نیز صراحتا توصیه کردند که از بنیه دفاعی غفلت نشــود. اما نکته اصلی ســخن ایشان که متأسفانه با جعل متن تحریف شــد، این بود که دنیای آینده را دیگر تــوپ و تفنگ تعیین نمی کند، بلکه گفتمان هایی نظیر گفتمان انقلاب اسلامی، آینده دنیا را تعیین می کند. چون گفتمان انقلاب با عدالت، ظلم ستیزی، مردم سالاری شکل گرفته بود، این گفتمان انقلاب تعیین کننده خواهد بود. این سخن از بهترین بیانات آیت االله هاشمی بود و جعل متن، آن را خراب کرد.
آقای هاشــمی اساســا مخالف تقویت بنیه دفاعی نبودند. همان طورکه عرض کردم، فرموده بودند که نباید از تقویت بنیه دفاعی غفلت کنیم. در عین حال معتقد بودند باید ببینیم دنیا چگونه پیشرفت کرده است و به سمت تقویت زیرساخت های خود حرکت کنیم. البته طرف مقابل نیز و به ویژه ترامپ غیرقابل پیش بینی اســت. بسیاری تصور نمی کردند که ما دو بار حین مذاکره مورد حمله قرار بگیریم. البته من سال ها پیش پیش بینی کرده بودم که جنگ اول و جنگ دوم بدتر خواهد شــد. با این حال، ما همچنان مذاکره می کردیم. بدعهدی وجود دارد، اما جهان دیپلماســی و سیاست ابزارهای خاص خود را دارد که باید به موقع از آنها استفاده کرد.
دســت فرمانی که آقای هاشمی برای اداره کشور داشت اگر رعایت می شد، کشور به این سطح از تقابل ها نمی رسید. حتــی اگر هم چنین بود { اجتناب ناپذیری جنگ }، در صورت وقوع جنگ، این آســیب ها را نمی دیدیم. برای مثال در جریان مذاکرات برجام، وقتی دکتر روحانی احســاس کرد اختیارات کافی ندارد و خواست اســتعفا دهد، آقای هاشمی نزد او رفت و گفت که «شما نه تنها حق اســتعفا نداریــد، بلکه باید بروید و اختیارات کامــل بگیرید». مرحوم هاشمی واقعا روحیه دادند و آقای روحانی از رهبری اختیارات گرفت. نتیجه آن چند روز دیدارهای فشــرده جــواد ظریف و جان کری بود که برجام هم شــکل گرفت. ایشان معتقد بودند در مواجهه با مشکلات بزرگ مانند آمریکا، باید با عقلانیت و واقع گرایی پیش رفت. سیاســت، نه صد درصد برد اســت و نه صد درصد باخت؛ منافع و ضررها دائمی نیســتند. شــما می بینید که کشورهایی مانند روســیه و چین نیز با آمریکا دشمن هســتند، اما آنها مذاکره دارند و رودرو گفت وگو می کنند. درباره ایران هم لزوما این دشمنی نباید به تقابل نظامی فعلی کشیده می شد..
******
وقت نقد كردن چك هرمز
علی جنتی به روزنامه اعتماد گفته است :
اينكه ايران تنگه هرمز را مديريت كرده، بسيار اقدام مثبتي است. اهرمي بسيار قوي هم محسوب ميشود. گزارهاي كه امريكاييها را از پای درآورده، كنترل اين تنگه است. ترامپ يك بار به اندازهاي عصبانی بود كه خطاب به ايران فرياد زد «تنگه لعنتی را باز كنيد.» مهمترين معادله براي امريكا باز كردن تنگه هرمز است اما در عين حال هم حاضر نيستند امتيازات موردنظر ايران را در ازاي باز كردن تنگه هرمز بدهند. عملا فشار فوقالعادهای در سطح جهان عليه امريكا شكل گرفته است، چون نفت، بنزين، محصولات پتروشيمي و حتي ساير كالاهاي تجاري و اقلام مصرفی در سطح جهان گران شده است، ضمن اينكه اقتصاد خانوارهای امريكايی هم تحتالشعاع اين رخدادها قرار گرفته. اما در عين حال بايد توجه كرد كه هر اهرمي تاريخ مصرف دارد و بايد در وقت خود از آن بهره برد. امروز زمان آن است كه ايران بر سر تنگه هرمز كه براي امريكا بسيار اساسي است و ارزشي بالاتر از اورانيوم غني شده 60درصدي دارد به توافق برسد. من نگرانم كه اگر به درستي با اين برگه بازي نشود به عاملي منفي عليه ايران بدل شود. برگ برنده ايران تنگه هرمز است و ايران نبايد اجازه دهد اين برگه اعتبار خود را از دست دهد. در واقع بايد چك تنگه هرمز را سريعتر نقد كنيم.
******
مهاجرت نخبگان آمریکا
کیهان به گزارش روزنامه گاردین پرداخته که در آن این روزنامه از سرخوردگی و مهاجرت شهروندان آمریکایی خبر داده است:
روزنامه انگلیسی از تشکیل صفهای طولانی در آمریکا برای مهاجرت از این کشور بهدلیل سیاستهای مخرب ترامپ خبر داده و نوشته است، این عده میگویند نمیخواهند «بخشی از رژیم خودکامه ترامپ» باشند.
کشوری که زمانی آمریکاییها از آن به عنوان «شهری نورانی بر فراز تپه» و «الگویی برای جهانیان» یاد میکردند، به چنان روزی افتاده که مردم برای مهاجرت از آن صف بستهاند. کارشناسان بر این باورند که نارضایتی سیاسی و اقتصادی و نگرانی درباره «آینده دموکراسی» نقش مهمی در به وجود آمدن این وضع داشته است. بسیاری از آمریکاییها نیز از «سرخوردگی از وضعیت سیاسی» و «ترس از حرکت به سوی اقتدارگرایی و استبداد» در دوره ترامپ سخن گفتهاند. در برخی گزارشها، شهروندانی که حتی تابعیت خود را ترک کردهاند، دلیل این تصمیم را «احساس ناامنی سیاسی» و «بیاعتمادی به مسیر کشور در دوره ترامپ» عنوان میکنند.
دلیل اصلی دوم مهاجرت مردم از آمریکا، «افزایش شکافهای اجتماعی و فرهنگی» در این کشور عنوان شده است. فضای قطبیشده سیاسی، تنشهای نژادی و نگرانی اقلیتها از تبعیض باعث شده بخشی از جامعه فکر فرار از این کشور بیفتند. دلیل سوم، عوامل اقتصادی و هزینههای زندگی عنوان میشود. افزایش هزینههای مسکن، درمان و آموزش در آمریکا در کنار فرصتهای ارزانتر در اروپا یا آسیا، بسیاری را به مهاجرت ترغیب کرده است. سیاست های مهاجرتی سختگیرانه ترامپ یکی دیگر از این دلایل است که از سوی کارشناسان عنوان میشود. طی یک سال گذشته سیاستهای سختگیرانه مهاجرتی باعث شده دهها هزار تن از این کشور اخراج شوند و بسیاری از مهاجران هم خود بهدنبال خروج از این کشور باشند.
گزارشهای رسانههای غربی همچنین نشان میدهد که در دوره ریاستجمهوری ترامپ مهاجرت نخبگان و نیروهای متخصص آمریکایی- از پژوهشگران دانشگاهی تا کارآفرینان و متخصصان فناوری- روندی قابلتوجه داشته است. گزارشهایی از رسانههایی مانند نیویورکتایمز و واشنگتنپست نشان میدهد که کاهش بودجههای تحقیقاتی، سختگیری در صدور ویزا برای پژوهشگران خارجی و محدودیتهای همکاری علمی، فضای دانشگاهی آمریکا را برای بسیاری از نخبگان غیرقابل تحمل کرده است. برخی از استادان و محققان نیز تأکید کردهاند که از بین رفتن آزادی آکادمیک در دانشگاههای آمریکا، افزایش فشارهای سیاسی و حمله به نهادهای علمی بهخصوص پس از شروع جنگ غزه باعث شده است که به این نتیجه برسند در آمریکا نمیتوانند به فعالیت علمی آزاد خود ادامه دهند.
بازسازی پتروشیمی و فولاد تا آخر سال
سعید لیلاز به روزنامه ایران گفته است:
بر اساس اطلاعاتی که دارم، میگویم تا آخر سال حداقل نصف پتروشیمی و فولاد را میتوان ترمیم کرد و تا نهایتاً ۱۴۰۶ بازسازی آن را به پایان رساند. ممکن است کمی عسلویه به طول بینجامد که آن هم در همین بازه زمانی میگنجد....
به اعتقاد من شرایط به طور کلی و در مجموع حتماً بهتر از زمان پس از جنگ تحمیلی هشت ساله است. اگر بخواهم دقیقتر توضیح بدهم در تابستان 1367 تولید ناخالص داخلی ایران به قیمت ثابت، 25 درصد کمتر از سال 1355 بود. یعنی یک سقوط آزاد بسیار بزرگ و تاریخی. علتش هم این بود که برخلاف چیزی که بیشتر مردم تصور میکنند، سال 56 در اقتصاد ایران سال عقبگرد بزرگ اقتصادی بود. به عبارتی دو سال قبل از انقلاب، اقتصاد ایران با وضعیت نامطلوبی مواجه شد و یکی از عوامل انقلاب این بود که سال 56 رشد اقتصادی به دو درصد محدود شد. این در حالی بود که سالها ایران رشد دو رقمی اقتصادی را تجربه میکرد.
*******
دوقطبی شدن آمریکا بر سر جنگ ایران
روزنامه همشهری سویه های متضاد را در آمریکا در برابر جنگ علیه ایران یادآوری کرده است:
۱ - نشریه آتلانتیک (دعوای ونس و هگست) - نشریه آتلانتیک پرده از اختلافات میان معاون اول ترامپ و وزیر جنگ برداشته است. مشکوک بودن ونس به گزارشهای اغراقآمیز وزیر جنگ درباره خسارات در ایران . ونس در جلسات محرمانه، گزارش پنتاگون درباره جنگ را زیر سؤال برده بود.
۲ - استعفای جان فیلان(وزیر نیروی دریایی) - همزمانی استعفای جان فیلان، وزیر نیروی دریایی با تشدید تنشهای آمریکا با ایران در تنگه هرمز . استعفای معنادار وزیر نیروی دریایی نشانه اختلاف در تصمیمگیری تیم ترامپ درباره تنش با ایران در دریا. اشاره نیویورکتایمز به استعفای وزیر نیروی دریایی به دلیل اختلاف نظر با پیت هگست، وزیر جنگ
۳- برکناری رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح (جورج براون) برکناری ناگهانی رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح بهعنوان عالیترین مقام نظامی آمریکا 5روز قبل از شروع جنگ با ایران. اشاره یورونیوز به ورود سیاستزدگی و سلایق شخصی ترامپ در انتخاب فرماندهان ارشد نظامی . تأکید منابع آمریکایی بر اختلاف نظر شدید وزیر جنگ و رئیس ستاد مشترک . مخالفت رئیس برکنار شده رئیس ستاد مشترک با ورود آمریکا به جنگهای جدید
۴ - اختلاف در سنا - پنج بار رأیگیری بیسرانجام در سنا و مجلس نمایندگان آمریکا برای محدود کردن اختیارات نظامی ترامپ همزمان با جنگ ایران . عدمتصویب محدودسازی اختیارات نظامی ترامپ با کمترین فاصله رأی میان موافقان و مخالفان آماده شدن دمکراتها برای صفآرایی مجدد دربرابر جمهوریخواهان حامی ترامپ در کنگره برای ششمین بار.
۵- اخراج وزیر امنیت داخلی آمریکا . برکناری کریستی نوم، وزیر امنیت داخلی آمریکا یک هفته پس از آغاز جنگ علیه ایران . مخالفت ترامپ با وزیر امنیت داخلی خود بر سر سیاستهای داخلی. عدمهمراهی وزیر امنیت داخلی با برنامههای ترامپ همزمان با جنگ علیه ایران
۶- اخراج رئیس ستاد ارتش به همراه 2ژنرال. برکناری ناگهانی رندی جورج رئیس ستاد ارتش آمریکا و 2ژنرال ارشد ارتش در یک روز در اوج جنگ علیه ایران. تأکید منابع آمریکایی بر اختلاف نظر شدید ژنرالهای برکنار شده با وزیر جنگ. مخالفت سرسختانه ژنرالهای برکنار شده با جنگ زمینی علیه ایران
۷- اخراج وزیر دادگستری - برکناری پم پاندی، وزیر دادگستری بهدلیل نقش وی در مدیریت پرونده جفری اپستین . انتشار گزارشها از ناراضی بودن ترامپ از وزیر دادگستری. برکناری وزیر دادگستری از سوی ترامپ در اوج جنگ علیه ایران
۸- استعفای مدیر مرکز مبارزه با تروریسم - استعفای جوزف کنت، مدیر مرکز مبارزه با تروریسم بهعنوان یکی از نخستین استعفاها در مخالفت با جنگ علیه ایران. تأکید جوزف کنت، بر عدم وجود تهدید فوری از جانب ایران برخلاف روایت غالب از سوی اعضای دولت ترامپ. اذعان جوزف کنت، بر نقش لابی اسرائیل در جنگ علیه ایران در گفتوگو با تاکر کارلسون. انتقاد شدید کنت، علیه کنترل سیاست خارجی آمریکا از سوی تلآویو در گفتوگو باکارلسون