
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، آقای پرویز امینی در برنامه گفتگوی ویژه خبری، پیامهای رهبر معظم انقلاب را خوانش و زوایای مختلف این پیام را بررسی کرد. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
سوال: رهبر معظم انقلاب در پیام اولشان که به تعبیر و تحلیل، پیام بسیار مهمی بود. از همان ابتدای پیام آغاز کنم و آیهی شریفه که ایشان اشاره میکنند و اینکه چرا این آیه انتخاب میشود معنا و مفهوم آن چیست، چه رویکردی را در نظرگاه ایشان منعکس میکند، آیا این است که اشاره میکند بسم الله الرّحمن الرّحیم مَا نَنسَخْ مِنْ ءَآیَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَآ اَوْ مِثْلِها؛ که در ترجمه میگوید هر آیهای که از میان برداریم یا از یادها ببریم بهترش یا مثلش را میآوریم معنای این آیه و اینکه انتخاب آن به عنوان مدخل ورودی پیام در اولین پیام به نظرم خیلی با اهمیت است؟
امینی: وقتی وارد خوانش یک متن میشویم و میخواهیم دسترسی پیدا کنیم به جهان متن، انواع و اقسام تکنیکها و روشها برایش وجود دارد و ما میتوانیم از طریق آنها تلاش کنیم که یکذره عمیقتر متون را بفهمیم و بتوانیم خوب متون را تفسیر و جمعبندی کنیم. در این دو متن یک مسیر این است که بگردیم در بین تمام این گزارههایی که نویسنده متن آورده و دعاوی که مطرح کرده، مرکز ثقل متن را پیدا کنیم. وقتی اولین متن که ایشان دارد با جامعه گفتوگو می کند را میبینید با تاکید به جایی که شما کردید آیهای دارد در مدخل ورود، این یک نشانه است به لحاظ زبانشناختی که تاکید نویسنده کجا است و بعد وقتی وارد متن هم میشویم نشان میدهد این متن از چه کانونی برخوردار است و کجا نقطه ثقل و مرکز این بحث است. در این آیه اشاره این است که اگر خداوند از شما آیهای را گرفت یا مثلش را یا بالاترش را به شما میدهد و در تفسیر ایشان میگوید این آیه چیست. میگوید آن آیهای که از دست رفت شهادت امام امت بود. آنچه که ما به دست آوردیم چه بود؟ مردم. میگوید ما در اینجا تجربهای را پشت سر گذاشتیم در این جنگ اخیر که هیچ تجربهی دیگری از آن در کل بعد از انقلاب یا حتی جامعه دینی ما از صدر اسلام نداشتیم. ما با وضعیتی روبهرو شدیم که رهبری جامعه در اولین تهاجم به شهادت رسید و محیط اشکال و محیط سیاسی و محیط نظامی شما در بحران بزرگ و شدیدی به نام جنگ واقع شد. اما آن راس، آن ساختار سیاسی که هم گرانینگاه بخشهای مختلف است و هم تکیه گاه است، یعنی در تکیه گاه آن ما با بحران مواجه شدیم. ما این دفعه با چیزی روبهرو شدیم که اصلاً تجربه نکرده بودیم.
ایشان متوجه این مسئله است برای همین تاکیدی که در متن هم به آن تاکید میکنند که حتی انتخاب رهبری هم مثل سال ۶۸ وقتی امام از دنیا رفت در همان زمان رهبری جدید انتخاب شد فاصلهای پیش نیامد. در دوره امام ما در درون جنگ وارد این فقدان نشدیم. الان وسط بحران هستیم و داریم این فقدان را تجربه میکنیم که چه خواهد شد؟ آنها که این تصمیم را گرفتند. یعنی با ترور رهبری کار را شروع کردند. فرضشان این بود که اگر رهبری که رأس آن سیستم اجتماعی است، یعنی پیوندی بین امام و امت وجود دارد. رأس آن ساختار سیاسی است به عنوان عالیترین مقام رسمی کشور و رأس آن ساختار نظامی است به عنوان فرمانده کل قوا. او از دستور کار خارج شود سیستم اجتماعی، سیستم سیاسی و سیستم نظامی فرو خواهد پاشید و این درست است. یعنی بعضی وقتها این تعبیر که ما به کار میبریم به عنوان خطای محاسباتی تفسیری از آن میشود که طرف مقابل کم و بیش نادان در نظر گرفته میشود. آنچه اتفاق افتاد فراتر از محاسبات متعارف و معمولی بود که داشت و ما هم شاید داشتیم. یعنی به ما میگفتند جنگی پیش میآید با این وضعیت آن هم رحلت رهبری در وسط جنگ یا آخر جنگ نه، در همان آغاز جنگ اصل ترور رهبری شروع شود. فکر میکنید سیستم اجتماعی چه پاسخی میدهد؟ فکر میکنید برای وضعیت نظامی چه پیش خواهد آمد؟ فکر میکنید ساختار سیاسی چطور خودش را احیا خواهد کرد؟ به نظر من پاسخها کم و بیش دچار استرس و گنگی بود، اما آنچه که اتفاق افتاد دیگری بود یعنی یک اتفاق دیگری بود، جامعه. سیستم اجتماعی بدون اینکه در آن تزلزل به وجود بیاید، بدون اینکه در آن سرگردانی و حیرانی پیش بیاید، بدون اینکه از نظر ارادی فرو بپاشد، سریع خودش را بازیابی کرد. آگاهی لازم را پیدا کرد که من چه نقشی باید در بحران ایفا کنم؟ نقشم این است که قرار است در کنار این حمله نظامی، کار مکملی انجام میشود و آن هم تکرار هجده و نوزده دی است. من چه کار میتوانم کنم؟ باید صحنه خیابان و صحنه فضای اجتماعی را پر کنم و امکان و شرایط برای تکرار و بازتولید هجده و نوزده دی را بگیرم بدون اینکه کسی گفته باشد. بدون اینکه از بالا اطلاعیه، بیانیهای، مرجعی اصلاً وجود داشته باشد که به تو بگوید این کار را بکن. این امتی است که خودش دارد امامت میکند. امتی که خودش امام شده ایشان حالا در سیستم نظامی هم که همین است اصلاً خللی پیش نمیآید. اگر بحث شود تفاوت این را با جنگ ۱۲ روزه هم میگویم که در اینجا با فاصله کوتاه ساختار سیاسی دارد کار میکند. شما یک هفته، ده روز اصلاً رهبری جدید هنوز انتخاب نشده ولی خللی ایجاد نشد، متن اول تمرکزش اینجا است. این آیه هم برای همین میگوید این آیه مصداق آن آیه که هم شان رهبری یعنی خداوند اگر رهبری را از ما گرفت، چیزی در حد او یا بالاتر از آن. او کیست؟ آن شما مردم هستید. شما بودید که این بحران را رهبری کردید. شما بودید که اقتدار این کشور را تضمین کردید. میگوید رهبری امت به دست خود شما بود.
سوال: حتی در خود پیام هم فکر میکنم اشاره میکند که منظور از اینکه مثلش یا بهترش را میآورد من نیستم.
امینی: بله. من نیستم فکر نکنید دارم راجع به خودم صحبت میکنم، این شما هستید میگوید این شما بودید. یعنی مردم خودشان در جایگاه رهبر قرار گرفتند. امت خودش در جایگاه ما قرار گرفت. این یک بلوغ است. اصلا یک صحنه عجیبی است. یعنی درک دیگری برای همه ما که در ایران هستیم نه فقط دشمن در جامعه ایرانی شکل داد، کسانی که این تجمعات شبانه را که حالا ژانر جدیدی شده. یعنی در فرم هم ما فرم تازهای از حضور اجتماعی داریم که بیش از سی شبانه روز میآیند و بعد متناسب با بحران و شرایط هم آرایششان متفاوت میشود. شعارها و ترانهها و سرودها متفاوت میشود. بدنه اجتماعی تغییر میکند و وقتی مثلا قرار است در چهارشنبه سوری اتفاق بیفتد، ایست و بازرسیها جامعه میرود به سمت استقبال از ایست و بازرسیها، داوطلبانه نقش ایفا کند. حتی آنجا وقتی شهادت و ترور اتفاق میافتد او میرود آن صحنه را پر میکند. ایشان در نامه اول تاکیدشان اینجا است. اینجا ما هم از مدخل بحث میفهمیم و هم از مفاد این را ادراک میکنیم. آدمی که تجربه این تجمعات شبانه را از نزدیک دارد دیدگاه جامعه شناسی هم دارد و دارد از یک زاویه فراتر از خود کسانی که در کنش حاضر هستند به کنش آنها نگاه میکند. میفهمد که شاهکار اجتماعی بزرگی دارد شکل میگیرد. پدیده بسیار مهمی دارد شکل میگیرد که چگونه جامعهای اراده و آگاهی اش در دل یک بحران شکسته نمیشود. تعبیری معمولاً میکردند به این تجمعات بیست و دو بهمن و شبیه آن که اینها تجمعات تودهای است. انبوهی از انسانهایی که همه شبیه همدیگر هستند. سوژگی در آنها نیست. عاملیت و آگاهی در آنها نیست. با فراخوانهای عمومی میآیند و میروند. این ادراک راجع به این بحثها بود. حالا الان اصلاً بسیجی به آن معنا وجود ندارد. کسی که این فراخوانها را بکند وجود ندارد و شما وقتی در متن این تجمعات هستید، عاملیت میبینید. سوژگی میبینید. معناداری حرکت را میبینید. آگاهی میبینید. آگاهی به معنای اینکه از همه چیز تجزیه و تحلیل جزئیات و اینها نه ولی آن درک عمومی از مسئله را میفهمی و اینکه من کنشگر هستم، دارم نقش ایفا میکنم و صحنه را پیش میبرم و بخشی از بحران را حل و فصل میکنم.
سوال: که منحصر به یک قشر خاص و یک طبقه خاص و یک جامعه خاص هم نیست.
امینی: اصلاً باز آرایی میشود. مثلاً هر دو یا سه شب وقتی رخدادها تغییر میکنند، بازتولید جامعه است. جامعه به معنای یک چیز ایستا نیست. جامعه خودش را بازتولید میکند و در مناسبات جدید و شرایط جدید ذهنیت جدید میسازد. وقتی شما یک متن را میخواهید بخوانید غیر از اینکه به درون متن توجه میکنید دو چیز هم مهم است اول زمینه اجتماعی که متن تولید شده. متن در درون این ژانر اجتماعی که جامعه انجام میدهد و بعد آثاری که به لحاظ اجتماعی و سیاسی و نظامی داشته یعنی یک وقت زمینه اجتماعی در متن چه تاثیری دارد و حالا متن از زمینه اجتماعی چه تاثیری دارد؟ این کار بخشی از آن اهدافی را که برای جنگ تعریف کردند را عقیم کرد. اصلاً امکان تکرار هجده و نوزده دی را گرفت. پیشگیری کرد بدون هزینه و بدون اینکه اتفاقی بیفتد. حتی خیلی کوچکتر از هجده دی رخ بدهد، صحنه و فضای اجتماعی را شکل داد و بعد این ژانر اجتماعی پیوند خورد با آن بخش نظامی. حالا آن کسی که میداندار بخش نظامی است به شما پیغام میدهد که خیابان با شما، میدان با ما. اینها با همدیگر پیوند میخورند به عنوان مولفههای اصلی. یعنی مرکز ثقل قدرت شما در مواجهه با این بحران دو بخش است. اول تابآوری، مقاومت، انسجام اجتماعی و یعنی حضور اجتماعی که مردم در خیابانها دارند. دوم میدانداری که نیروی مسلح با آن فرآیند آفندی و تهاجمی که دارد، این دو به هم پیوند خوردند و همدیگر را تقویت میکنند. آن در خیابان شعار میدهد که خیابان محل حفظ ایران، این آگاهی وجود دارد که من دارم ایران را حفظ میکنم. بنابراین این به ما نشانهای میدهد که بعداً در متن دوم حالا در صورتبندیها و گذشتهای دیگر باز دارد همین را میبینیم. یعنی فراتر از متن بایستیم، از بیرون متن به متن نگاه کنیم میتوانیم بگوییم که نویسنده در دو متن غلبه رویکرد اجتماعی است. غلبه رویکرد مردمی است. حتی وقتی به حوزه نظامی میآید، نظامی اجتماعی است. وقتی میآید به حوزه اقتصادی، اقتصادی اجتماعی است. وقتی میآید به حوزه سیاسی، سیاسی اجتماعی است. حتی میآید در تقابل با جریان متجاوز از زبان جامعه مطالبات را طرح میکند که باید غرامت داده شود، باید انتقام گرفته شود. باید پاسخ پشیمان کننده داده شود. مردم این را میخواهند. بنابراین وقتی آن را بررسی میکنیم میتوانیم این جمعبندی را داشته باشیم که رویکرد قالب در دو متن تمرکز بر اپروچ اجتماعی است.
سوال: و حتی در پیام نوروزی هم که باز اشاره میکنند به سنت رهبر شهید، سال را نامگذاری میکنند تحت عنوان اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت اجتماعی.
امینی: وجه اجتماعی اش خیلی پر رنگ است. مثلا یکی از چیزهایی که رویکرد اجتماعی را نشان میدهد وقتی شما یک متن را میخواهید بخوانید و وارد آن بخشهای عمیق ترش شوید این است که ببینید خصومتها و ضدیتهایی که دارد در متن میسازد با چه کسی میسازد. چه چیز را دارد دگر خودش و غیرخودش معرفی میکند. با چه کسی غیریت سازی میکند. شما در سر تا سر متن هیچ نوع غیریت سازی و دگرسازی داخلی نمیبینید. هیچ بخشی از ایرانیان با تفاوتهایی که دارند به عنوان غیر، به عنوان آن بخش ضدیت و خصومت تعریف نمیشود. فقط یک خصومت وجود دارد آن است که به ما تعدی و تجاوز نظامی کرده، تمام خصومتها و ضدیتهای معطوف به او است. این نشان میدهد که نویسنده متن و متن، واجد یک رویکرد اجتماعی است. همدلیهایی که در متن است. یعنی شما یکی از چیزهایی که در این جنگ الان مهم است و خصوصا بعد از جنگ یعنی اگر بخواهید تاب آوری اجتماعی را حفظ کنید و تداوم دهید. یکی از مراکز ثقل آن همدلیهای اجتماعی است. یعنی روابط متقابل همدلانه افراد جامعه با همدیگر در متن خیلی به آن توجه و برجسته شده که خلاصه هرکسی میتواند از هرکسی که بتواند باری کم کند، بکند. نسبت به همدیگر روابطتان روابط همدلانه باشد و اگر نقاط ضعفی هم در کشور است فعلا طرح نکنیم برای این که تضعیف آن بنیان کلان میشود یا وقتی وارد بحث اقتصادی میشود ایشان میگوید من تجربه نشستن در تاکسی و شنیدن حرفهای مردم به شکل مستقیم و بعد هم تائید دارم و در اغلب گزارههایی که درباره وضعیت اقتصادی میگویند من هم تائید میکنم و موافق هستیم میخواهم بگویم وقتی میخواهد اقتصاد را هم تعریف کند همدلی دارد با جامعه. روی این تاکید دارد؛ بنابراین میخواهم بگویم سپهر اصلی متن و جان مایه متن، اپروچ اجتماعی است که دارد همه آن فضای ما را پر میکند.
او در خیابان شعار میدهد، که خیابان محل حفظ ایران، که آگاهی وجود دارد که ایران را حفظ میکنم؛ بنابراین این نشانهای میدهد که بعدا در متن دوم در صورت بندیها و گزارههای دیگر این را میبینیم. اگر بخواهیم جمع بندی کنم، فراتر از متن بایستیم، خطوط کلان را، از بیرون متن به متن نگاه کنیم، میتوانیم بگوییم، نویسنده در دو تا متن، غلبه رویکرد اجتماعی است و غلبه رویکرد مردمی است. حتی وقتی به حوزه نظامی میآید، نظامی اجتماعی است. وقتی میآید حوزه اقتصادی، اقتصادی اجتماعی است. وقتی میآید به حوزه سیاسی، سیاسی اجتماعی است. حتی میآید در تقابل با جریان متجاوز از زبان جامعه مطالبات را طرح میکند که باید غرامت داده شود و انتقام گرفته شود و باید پاسخ مردم این را میخواهند. مردم پاسخ پشیمانی، وقتی این را بررسی میکنیم، میتوانیم این جمع بندی را داشته باشیم که رویکرد قالب در دو تا متن تمرکز بر افکار اجتماعی است.
سوال: در پیام نوروزی که اشاره میکنند به رهبر شهید و سال را نامگذاری میکنند تحت عنوان اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی که وجه اجتماعی پر رنگ است؟
امینی: همه بحثهایی که ایشان میکند رویکرد اجتماعی غالب است. یکی از رویکردهای اجتماعی متن را میخواهید بخوانید، این است که ببینید خصومتها و ضدیتها که در متن میسازد، با کی میسازد؟ چی را دیگر خودش و غیر خودش معرفی میکند. با کی غیرت سازی میکن. در سرتاسر متن هیچ نوع غیرت سازی و دگرسازی داخلی نمیبینید. هیچ بخشی از حوزه اجتماعی و هیچ بخشی از ایرانیان، با تفاوتهایی که دارند، به عنوان غیر، به عنوان بخش ضدیت و خصومت تعریف نمیشود. فقط یک خصومت وجود دارد، آن خصومت این است که تعدی و تجاوز نظامی کرده است، تمام خصومتها و ضدیتها معطوف به آن است. نشان میدهد نویسنده متن و متن، واجد یک رویکرد اجتماعی است. همدلیهایی که در متن است. یعنی شما یکی از چیزهایی که در این جنگ مهم است الان وقتی خصوصا بعد از جنگ، یعنی اگر بخواهید تاب آوری اجتماعی را حفظ کنید و یکی از مراکز ثقلش همدلیهای اجتماعی است. یعنی روابط متقابل همدلانه افراد جامعه، در متن خیلی به آن توجه و برجسته شده است که باید این هرکی میتواند از هر کسی که میتواند باری کم کند، بکند، نسبت با همدیگر روابط تان همدلانه باشد. اگر نقاط ضعفی هم در کشورست، فعلا طرح نکنید، برای این که تضعیف آن بنیان کلان میشود، وقتی وارد بحث اقتصادی میشود، چون میبیند تجربه نشستن در تاکسی و شنیدن حرفهای مردم غیر، به شکل مستقیم و بعد هم تایید دارم، در اغلب گزارههایی درباره وضعیت اقتصادی میگویند من هم تایید میکنم و موافقم، همدلی میخواهد. میگوید یک جوری به اینها جواب بده، که پشیمان کننده باشد. ما پرونده برای هر یک از افرادی که در این جامعه شهید شدند، پرونده انتقام جدا داریم.
سوال: به ویژه برای بچه ها؟
امینی: بچه ها، نمیگوید فقط انتقام رهبری، این رویکرد پایین به بالاست، وقتی وارد فرم گفتاری متن میشویم، یکی از چیزهایی است که کمک میکند گفتار را بفهمیم، گفتارست. این زبان و لحن و نوشتار، چه وضعیتی دارد، زبان و فرم خیلی نرم است. خیلی مثبت است و خیلی قابل ارتباط است، یعنی تعامل برانگیزست. زبان سخت نیست. زبان اقتدارگرایانه نیست. نسبت به جامعه فروتنی دارید میبینید. اینها خودش مجموعه نشانههایی است که نشان میدهد رویکرد اجتماعی در متن، رویکرد غالب است.
سوال: سال گذشتهای که از آن عبور کردیم، سال ۱۴۰۴ که در پیام رهبری هم اشاره میکند، سه جنگ پشت سر گذاشتیم و آن چه که در کودتای دی ماه اتفاق افتاد و جنگی که الان در جریان است، آیا باید اینها را جدا تحلیل کرد یا جنگ ترکیبی است که در لایههای مختلف اتفاق میافتد، تفاوتهایی که اینها با هم دارند؟
امینی: اگر برگردیم به پیش از جنگ ۱۲ روزه، آن طرف چه جمع بندی وجود داشت، طرفی که این طراحی و این عملیات را سازمان داده است، سه تا مولفه مهم بود برای شان، یک مدامی که ایران با این گستردگی و موقعیت ژئوپلیتیک و این ظرفیت تمدنی، اسرائیل هم نمیتواند دست خواستهای که ما داریم که اسرائیل دست برتر منطقه باشد یا هژمون منطقه باشد این دست نیافتنی، اقتدار و حاکمیت ما را در منطقه به ما نمیدهد، پس ما باید یا ایران ضعیف داشته باشیم، مثل آن چه که در شهریور ۲۰ داریم که اقتداری نیست. یا ایران تجزیه شده، مثل آن چیزی که نزدیک به قرارداد ۱۹۰۷ که روسها شمال ایران را گرفته بودند، انگلیسها جنوب ایران را بین خودشان تقسیم کرده بودند و قرارداد ۱۹۱۵ مرکز را هم بین خودشان تقسیم کرده بودند. ایران ضعیف شده اجازه میدهد که خواستهای که ما داریم، اسرائیل میشود دست برتر. جمع بندی ما این است که ایران بعد از دوره طولانی، بعد از تحریم و حوادث بعد از طوفان الاقصی اتفاق افتاد، سوریه، لبنان، فلسطین، ایران ضعیف شده است، ضعیفترین موقعیتش را دارد. هم به لحاظ داخلی نارضایتیها، پشتوانههای اقتصادی اش آسیب دیده ۱۴۰۱ به بعد و هم به لحاظ موقعیتهای منطقه ایش و دکترین امنیتی که با آن کار میکرد. پس ایران ضعیف شده و ضربه پذیرست و ضربهای اگر بزنیم...
سوال: الان موقعیت طلایی است که نباید از دست دهیم؟
امینی: ایران اگر زمان بدهیم خودش را بازسازی خواهد کرد. مثل دوره جنگ افغانستان عراق که ایران دوباره در معرض تهاجم بعدی بود. ما این فرصت را استفاده نکردیم. ایران از دل آن فضای ضعفی که ما آمده بودیم تا اطرافش یک بازسازی از آن خورد و قدرتمندتر شد و تمام فضای منطقه را گرفت و فرصت نباید به او بدهیم و این سه مولفه کنار همدیگر، جنگ پدیده جدی است و سیستم سیاسی ما این جمع بندی را داشت. جنگ ۱۲ روزه را وقتی آغاز کردند و آمدند فرض شان این بود که با یک حرکت غافلگیرانه و ناگهانی و از کار انداختن سامانه نظامی در سطح فرماندهی و در سطح عملیاتی، آقای حاجی زاده در سطح عملیاتی و شهید سلامی و شهید باقری در سطح ستادی سامانه نظامی وقتی فروریخت، سامانه سیاسی وقتی میخواهد خودش را بازیابی کند زمان را از دست میدهد و وقتی زمان را از دست داد، انفعال اجتماعی را از دست داده و وقتی تحرک اجتماعی از عناصری که در فضای اجتماعی داریم امکان پذیرست و میتوانند سامانه را ساقط کنند و دیدند که آن اتفاق نیافتاد و زد و خورد نظامی و جنگ را پایان داد. جمع بندی شان این است که تستی کنیم که فراخوانهای اجتماعی داشته باشیم، جنگ را از فضای هوایی انجام میدهیم، نیرویی در درون جامعه باشد که ضرباتی که ما داریم ساختار را با آن ساقط کنیم و بعد بقیه برنامه را پیش ببریم. ۱۸ و ۱۹ دی تست آن زمینههای اجتماعی برای این است که ما بتوانیم آن طرحی که ریختیم و کاری که کردیم و هستههای آشوبی که درست کردیم میتوانند میدان داری کنند. میتوانند ضربه سنگین بزنند. میتوانند روی آن حساب کنند یا نه؟ به نظر من در ۱۸ و ۱۹ دی به جمع بندی رسیدند در شرایط شوک اقتصادی که در دی ماه پیش آمد نشان داد که میتوانیم، شدنی است. بنابراین آمدن شان به سمت جنگ رمضان قطعی بود که آنها این کار را خواهند کرد و تجربه جنگ ۱۲ روزه و ۱۸ و ۱۹ دی، پلن جدیدی که اینها را به هم چفت کند و متصل کند و کار را تمام کنیم. بنابراین در پلن خودشان آن نقطه کانونی که در جنگ ۱۲ روزه ریکاوری کرد، نیروی نظامی را بازسازی کرد، فرماندهان انتخاب شدند. در کمتر از ۲۴ ساعت پاسخ نظامی دادید و ساختار نظامی برقرار ماند. اگر آن را هم بزنیم و کار تمام است و ستون اقتدار سیستم را زدیم و پایگاههای اجتماعی که میخواهند به صحنه بیایند، میآیند و همان چیزی که پیش بینی کردند و ۴۸ ساعته اینها به تسلیم میرسند و کار تمام میشود. معجزهای که اتفاق افتاد این بود که شما انسجام اجتماعی جدیدی ایجاد کردید که فرق داشت با جنگ ۱۲ روزه، در جنگ ۱۲ روزه انسجام اجتماعی شما اولا کنش ورزانه نبود، همدلانه بود. یعنی جامعه با تجاوز خارجی مخالف بود، با اشغال ایران مخالف بود. نسبت به وطن وحفظ وطن همدلی و همزبانی داشت ولی میدانی برای بروز و ظهور و فرمی از ظهور و بروز شکل نگرفت. اما در جنگ رمضان بلافاصله از زمانی که خبر شهادت رهبری آمد روز یکشنبه که جامعه به صورت خودجوش به سمت دانشگاه تهران و انقلاب آمدند. آغاز شکل گیری انسجام اجتماعی و تاب آوری اجتماعی فقط همدلانه نیست، کنشگرانه است و در صحنه اجتماعی است و خودش را نشان میدهد. تولید و بازتولید میشود، دومین تفاوتش این بود که این بار در فقدان رهبری دارد انسجام اجتماعی و تاب آوری اجتماعی و بروز و ظهور اجتماعی را نشان میدهد که هیچ کدام در معادلات آنها نبود و آنها را دچار دگرگونی و تردید و ابتکارهایی که در دستگاه نظامی در این دوره ۹ ماهه صورت گرفت. این ۹ ماه سیستم به لحاظ بنیانی واجد یک امکانی است که در فاصله کوتاهی که در ۹ ماه حتی ظرفیتهای نظامی خودش را ارتقا داده و جنگی که الان میکنیم، بالاتر از جنگ ۱۲ روزه قویتر ظهور کردیم در آن از نظر تکنیکی و روشی و اصابت و خسارت. دولتی مثل دولت آمریکا وسط جنگ ژنرالهای ارتش را تغییر میدهد، این خودش را در موضع شکست و موضع ناکامی میبیند. قریب به اتفاق تحلیلگران و ناظران بین المللی معتقدند که جمهوری اسلامی دست برتر را در حوره نظامی دارد. اراده خودش را دارد اعمال میکند. آن چه که تصمیم میگیرد عمل میکند و خارج از محاسبات است. یکی از مشکلاتی که کشور در یک مقاطعی پیدا کرد، خصوصا در دهه نود، یک رویههایی را سیستم پیدا کرد که خیلی محاسبه پذیر شد. اما در این جنگ سیستم نوع اکتش، اکتی بود که ما با آن محاسبات قبلی که از ما انتظار داشتید که ما این پاسخهایی تنگه هرمز را نمیرویم کنترل کنیم. این یک شگفتی برای شان بود. الان میبینید، از این عصبانیت رئیس جمهور آمریکا را بیاوریم که تنگه هرمز را باز کنیم. الان خودم باز میکنم و الان به فحش دادن افتاده، این عقلانیت نظامی خیلی قوی کرد. ساختار سیاسی ما مثل قوه مجریه که پشت سر این دو تا بخش آن تاب آوری اجتماعی وسیستم نظامی عقبه را خوب تامین کرده است. کارکرد خوبی داشته است.، آن پشتیبانی که باید انجام میداده است و خدمات عمومی که باید در دسترس جامعه باشد خوب انجام داده است. فضای رسانهای ما تلاش کرده که چیزی که در صحنه رخ میدهد، در میدان عمل رخ میدهد در تاب آوری اجتماعی، در صحنه نظامی و پشتیبانی که دولت میکند، این را بیاورد در آگاهی عمومی. یک اضافهای روی آن بیاورد تبدیلش کند به آگاهی جمعی که مجدد این بازافزایی در انرژی اجتماعی وسیاسی و نظامی شما دارد انجام میدهد. دستگاه دیپلماسی در چارچوبی که باید عمل کند، هیچ نوع پیام ضعف و کار خارج از عرف و بهم زننده، این تاب آوری اجتماعی و انسجام اجتماعی که حول و حوش دفاع ملی و ایران شکل گرفته و مقاومت و توانایی نظامی و کسی که کنار لانچر نشسته و میسوزد به خاطر دفاع از کشور اینها هسته مرکزی بحث شماست. شما نباید اقدامی کنید و تصمیمی بگیرید و گفتاری به صحنه بیاورید که موجب تضعیف و بهم خوردن اینها شود، دستگاه دیپلماسی ما مراعات میکند و خطاناپذیرست.
سوال: برخی رگهها که از مقالاتی که مطرح میشود در بحث مذاکره پیش میآید اتفاق میافتد؟
امینی: این خطای بزرگی بود به این بخشهایی که گفتم و ستونهای استوار میهنی داشت ضربه میزد. بروزش را هم در واکنشهای اجتماعی دیدید و ریتم انسجامهای اجتماعی را آسیب میزد و در نیروی نظامی که در کانون خطرست میتواند دلسردی و تردید ایجاد کند. کلیت کار دارد با یک تفاوت، آن انسجام اجتماعی با تفاوتهایی شکل میگیرد.
سوال: صحبت از این بود از قول یک کارشناسی که خارجی بود میگفت صحبت از ظهور و بروز ابرقدرت چهارم میکرد، اول آمریکا که رو به افول است، چین و روسیه و ایران را داریم میبینیم که بعد از این جنگ؟
امینی: ایران تصویر خیلی متفاوتی از خودش نشان داد، به لحاظ اجتماعی. به شبها نباید به دیده تکرار یا عادت نگاه کرد، چیز عظیمی است، شگفتی بزرگی است. با جامعهای هستیم که رهبرش نیست کامل آگاه است که چه کند. که خطرکجاست و متناسب با آن آرایش تغییر میدهد و نقد در درون دارد، خیلی مهم است. یعنی شما دیدید در واکنش با فردی که شما گفتید بعضیها تندروی کردند، همان هستههایی که آن بخش اجتماعی ما را شکل دادند شبها و تاب آوری و انسجام اجتماعی را شکل میدهند، پیش میبرند، همانها نقد کردند، آن تندروی را، کنارش گذاشتند. خیلی مهم است، خیلی بلوغ است، هیچ جا در هیچ جامعهای نمیبینید، در این جوامعی که امروز در دنیا هستند شبیه جامعه ایران که در این جنگ از خودش نشان داده است نمیبینید، به لحاظ تاریخی این ادعا را کرد که چنین جامعه چنین ظرفیتی از خودش نشان نداده است.
سوال: نقشی که جریان برانداز، تجزیه طلب، اپوزیسیون، سلطنت طلب که دی ماه فکر میکردند اتفاق ویژهای رقم بزنند، مثلا در چهارشنبه آخر سال کنشگری داشته باشند، نقشی که الان دارند و دست و پایی که میزنند، تحلیل تان از رفتارشان چیست؟
امینی: وقتی آگاهی عمومی به وجود بیاید، وقتی نیروی اجتماعی آگاه است و اراده میکند که در صحنه حاضر باشد، ظرفیتهای خودش را آگاهانه به صحنه بیاورد، تمام چیزهایی که در آن بحث کردید به عنوان اپوزیسیون و برانداز حل میشود. این چیزی است که امام تاسیس کرد. عقبه این کار، کار امام است. ما یک جامعهای بودیم، ماقبل دهه چهل ماقبل حرکت امام یک جامعه تحقیر شده، جامعهای که دیگر امکان آرزو کردن را برای خودش متصور نبود. فکر نمیکرد که اصلا بتواند آرزو کند، همین سرودهایی که خوانده میشود، ایران ای مرز پرگهر در چه شرایطی ساخته شد. آقای حسین گل گلاب شاعر این ترانه است، میگوید در شهریور سال ۲۳ بعد از اشغال ایران، سه سال بعد در تهران برخورد تحقیر آمیز سرباز نظامی این را بهم زد. رفتم پیش روح الله خالقی آهنگ ساز گفت من با چنین چیزی مواجه شدم که او ملودی ساخت. این ایرانای مرز پرگهر مواجه با تحقیر، از خون جوانان وطن لاله دمیده عارف که وضعیت خیلی عمیق از نظر تحقیر و بحران، مجلس دوم مشروطه با التیماتوم روسیه تعطیل میشود. قرارداد ۱۹۰۷ که یک سال بعد از مشروطه است ایران را به دو بخش تقسیم میکند. یکی تحت الحمایه روسیه و یکی تحت الحمایه انگلیس بین خودشان. امام این را عوض کرد و تغییر داد. اول یک چشم انداز وسیعی جلوی ایران گذاشت و از خواستههای کوچک صرفنظر کرد و خواستههای بزرگ در چهره جامعه ایران داشتند. سابقه تمدنی که ایران داشت آورد در چشم انداز. وقتی با سیستم پهلوی وارد منازعه شد مسئله استقلال ملی را مطرح کرد و به تدریج آمد بعد نهادسازی کرد. در کتاب ولایت فقیه ایشان میگوید راه تشکیل حکومت اسلامی چیست. آگاهی، نه مبارزه مسلحانه، نه مبارزه سیاسی، پارلمانی. آگاهی عمومی، کار ما تبلیغ و تعلیم است. ما با آگاهی عمومی پیش میرویم، بعد از انقلاب نهادهای دموکراتیک قوی شد و نهادهای مردمی را تقویت کرد. مردم رفتند در بسیج، رفتند در سپاه و کمیته و سازندگی و جهاد سازندگی، در آموزش رفتند. در نهضت سوادآموزی و این ساختار به تدریج آمد در دوره رهبری شهید تعمیق و توسعه پیدا کرد و رهبری به شدت به مسئله مردم و تکیه مردم عمیقا باور داشت و موقع بهره برداری اش کی است؟ رسیدید به نقطهای که امت آن قدر آگاه است و نیرومند و اراده محکمی دارد که در نبود امام خودش امامت میکند.