ایران علی(ع)، ایران حسین(ع) و ایران رضا(ع)، مظلوم اما قوی و مقتدر و پرچم بالا.
به موازات عملیات نظامی امریکا و اسرائیل، شاهد گسترده ترین عملیات روانی هستیم و همزمان با دفاع پهبادی و موشکی، جهاد تبیین هم بر ما واجب است تا کشوری که مانع فتح مرزهایش از سوی دشمن می شود، باید در نهایت هوشمندی و روشنگری، مانع از فتح مغزها نیز بشود، زیرا با فتح مغزها، مقدمه وطن فروشی و مرزبازی ها فراهم شده و دشمنی که از در بیرون رانده شده، از تنگه ها و پنجره ها وارد می شود و این بازگشت غافلگیرانه، مثل خنجری که از پشت می خوریم، به مراتب از شمشیری که در روبرو به سمت ما حواله می شود، مرگبارتر و خسارت آفرین تر است و رمز این خسارت مضاعف، همان مار در آستین پرورش دادن و بی دفاعی است!
در امثال و حکم های ایرانی نقل می شود که دشمنی به شکم مردی مشت می زد، اما مرد در حالیکه شکمش مشت می خورد، پیوسته فریاد می زد که آخ پشتم!
از او علت را جویا شدند که چه رازی در این فریاد توست؟!
او در پاسخ گفت: اگر پشت داشتم، شکمم مشت نمی خورد!
آنهایی که مغزشان فتح می شود، قربانی احساسات خامشان شده و دیو مرگ آفرین را فرشته نجات دیده و در ساده لوح ترین تحلیل ها و تجزیه و ترکیب ها و با آسمان و ریسمان کردن خبرهای راست و دروغ، پشت ملت خود را خالی کرده و با ترک تنگه ها، عملا"درب پشتی را باز گذشته و مقدمات شبیخون های مرگبار دشمن علیه ملت خود را فراهم می کنند و بجای احساس ننگ و خیانت، به این وادادن های اعتقادی و سیاسی، افتخار هم می کنند!
ما قبل از این تجاوز گسترده، فتنه امریکایی شبه کودتا را تجربه کرده و شاهد مصداق عینی فتح مغزها بوده ایم که به مراتب خطرناکتر از حمله نظامی مستقیمی است که دشمن انجام می دهد!
ما شیعه امامی هستیم که به تعبیر مقام معظم رهبری در هیچ جنگ نظامی شکست نخورد، اما در جنگ نرم شکستش دادند!
ایران قوی و مقتدر، اگر چه در تهدیدها و تحریمها و تزویرهای بین المللی مظلوم واقع شده،اما ذوالفقار بر دست، خیبرگشایی کرده و دشمن را به زانو در آورد!
شرط استمرار چنین پیروزی های حیدرآسا، بالا زدن آستین های اهل قلم و صاحب تریبون و انجام روشنگری، تنویر افکار و جهاد تبیین برای بالا نگه داشتن پرچم ایران در منطقه و جهان است!
ارکان پیروزی های ما عبارتند از:
۱-ولایت محوری و ولایتمداری مردم
۲-حمایت مردم از عملیات نیروهای مسلح
۳-اتحاد و انسجام مردم در مقابله ها
۴-تأثیرناپذیری مردم از عملیاتهای روانی
۵-همکاری اطلاعاتی مردم با نیروهای امنیتی
۶-مرزبندی مردم بین خود و فتنه گرها
برای حفظ این ارکان، باید عملیات روانی دشمن را حتی بیشتر از عملیات نظامی اش جدی گرفت و پای کار نظام و اعتقادات دینی ایستادگی نشان داد.
ما در فتنه های گذشته و سلسله تهاجمات موسوم به جنگ ترکیبی دشمن بارها و بارها این ترفندهای خصمانه را تجربه کرده ایم و تا زمانی که فتنه را عریان نکنیم، قطعا" در تشخیص ماهیت فتنه دچار انحراف شناختی شده و به تعبیر امام علی(ع) گاهی عجوزه را به عنوان دوشیزه به جامعه قالب می کنند!
بخشی از نسل های نوی جامعه ما دچار توهم شناختی شده و عبور از این بحران نیازمند تلاش مضاعف فرهنگی است و کسی نباید این گسست فکری را نادیده گرفته و یا حتی سبک بشمارد.
به هر حال فتنه ها، فریبنده اند و باورهای کاذب جایگزین باورهای اصیل شده و به معنی واقعی کلمه جای شهید وجلاد و جای ظالم و مظلوم عوض می شود تا جائیکه قمارباز جنایتکاری مثل ترامپ، فرشته نجات تلقی می شود و نه تنها کسی به این جابجایی شناختی نقد و اعتراضی را وارد نمی داند، بلکه بر شدت آن نیز می افزاید!
ما الان وسط جنگیم و عملیات وعده صادق ۴ با گستردگی و کیفیت هر چه تمامتر در جریان است و نیروهای خط مقدم نظامی کارشان را به درستی انجام داده و می دهند و طبیعتا" ما باید در خط مقدم مبارزه با عملیات روانی دشمن نیز با همان میزان احساس مسئولیت، رسالت خود را در جهاد تبیین جدی گرفته و ناکامی دشمن را کامل کنیم تا ثابت شود که ایران و ایرانی، باخت ندارد!