این بنگاهها با وجود نقش حیاتی خود به دلیل محدودیتهای مالی، کمبود سرمایه انسانی متخصص و زیرساختهای ناکافی در برابر اختلالات ناگهانی و تدریجی در فعالیتهای اقتصادی بسیار آسیبپذیرند. اختلال در کسبوکار و وقفه در فعالیتهای اقتصادی که میتواند ناشی از حوادث طبیعی، اختلال در زنجیره تامین، نقص زیرساختهای حیاتی یا شوکهای اقتصادی باشد، پیامدهایی نظیر کاهش درآمد، تهدید نقدینگی و افزایش ریسک ورشکستگی را به همراه دارد. بیمههای سنتی که اغلب دورههای بلندمدت و حق بیمههای نسبتا بالا دارند، توانایی پاسخگویی سریع و منعطف به نیازهای مالی و عملیاتی این بنگاهها را ندارند.
لذا الگوهای نوین بیمهای کوتاهمدت با بازدهی بالا (Short-term High-Yield Insurance) میتوانند راهکاری موثر برای تقویت تابآوری اقتصادی کسبوکارهای کوچک ارائه دهند. این الگو با طراحی دورههای بیمه کوتاه، حق بیمه متناسب با سطح ریسک و بهرهگیری از دادههای واقعی فعالیت بنگاهها امکان پوشش سریع خسارت و کاهش اثرات منفی وقفه در کسبوکار را فراهم میکند. افزون بر آن، این رویکرد نوآورانه میتواند باعث افزایش اعتماد بنگاهها به صنعت بیمه، تسهیل دسترسی به منابع مالی و بهبود پایداری اقتصادی در سطح خرد و کلان شود.
وقفه در فعالیتهای اقتصادی یکی از چالشهای اصلی پیش روی بنگاههای کوچک و متوسط است که میتواند اثرات زنجیرهای بر درآمد، اشتغال و نقدینگی داشته باشد. از دیدگاه اقتصاد بیمه هدف اصلی این پوشش، کاهش ریسک سیستماتیک ناشی از وقفههای فعالیت و افزایش تابآوری مالی بنگاهها است. پژوهشهای اخیر نشان میدهند که عدم دسترسی به بیمه مناسب منجر به افزایش ورشکستگی، کاهش سرمایهگذاری و محدودیت در رشد اقتصادی میشود.
یکی از الگوهای نوین و موفق در سطح بینالمللی بیمه شاخصمحور کوتاهمدت مبتنی بر شاخص است. در این الگو پرداخت خسارت بر اساس شاخصهای عینی و قابل اندازهگیری نظیر میزان فروش، ساعات فعالیت یا شاخصهای تولید تعیین میشود. این رویکرد مزایای متعددی همچون کاهش نیاز به ارزیابی خسارت میدانی و در نتیجه کاهش هزینههای عملیاتی بیمهگر، تسریع در پرداخت خسارت و افزایش رضایت بیمهگذاران و امکان سفارشیسازی پوشش برای کسبوکارهای کوچک با دورههای کوتاه و حق بیمه متناسب با ریسک واقعی را داراست.
تجربه برخی کشورهای اروپایی نشان میدهد که استفاده از دادههای فروش، تراکنشهای مالی و شاخصهای عملیاتی میتواند دقت ارزیابی ریسک را افزایش دهد و موجب کاهش اثر دومینو ناشی از اختلال در زنجیره تامین شود.
در کشورهای آسیایی مانند سنگاپور و مالزی بیمههای هوشمند وقفه کسبوکار (Interruption Insurance) با بهرهگیری از فناوریهای برخط و حسگرها اختلالها را در زمان واقعی شناسایی و پوشش میدهند. ویژگیهای کلیدی این نوع بیمهها شامل پایش لحظهای عملکرد بنگاهها و ثبت سریع رویدادهای خسارت، ادغام با سیستمهای حسابداری و فروش هوشمند برای دقت بیشتر در محاسبه خسارت و امکان ارائه دورههای کوتاهمدت و حق بیمههای متغیر با توجه به سطح فعالیت کسبوکار است. این رویکرد علاوه بر کاهش ریسک مالی، اطلاعات ارزشمندی برای تحلیل رفتار بازار و بهبود طراحی محصولات بیمهای فراهم میکند.
محدودیتهای زیرساخت دادهای و هوشمند در کشور و همچنین فرهنگ نه چندان قوی بیمهپذیری مانع توسعه گسترده بیمههای کوتاهمدت شده است. اما با پیشرفت بانکداری هوشمند گسترش سامانههای فروش برخط و ایجاد پایگاههای داده مال ظرفیت بالایی برای پیادهسازی مدلهای شاخصمحور و هوشمند وجود دارد. این امر میتواند ضمن افزایش بازدهی بیمهها تابآوری کسبوکارهای کوچک را ارتقا دهد و به توسعه پایدار اقتصادی کمک کند اما با وجود محدودیتهای زیرساختی و دادهای ظرفیت بالایی برای توسعه بیمههای کوتاهمدت با بازدهی بالا در کشور وجود دارد. این ظرفیتها در سه حوزه اصلی قابل تحلیل هستند:
سکوهای فروش برخط و نرمافزارهای حسابداری هوشمند در کسبوکارهای خرد و متوسط همانند فروشگاههای اینترنتی، رستورانها و خدمات محلی به سرعت در حال رشد هستند. دادههای تولیدشده در این سامانهها میتواند برای طراحی بیمههای شاخصمحور استفاده شود. به عنوان نمونه فروش روزانه یا تراکنشهای مالی میتواند به عنوان شاخص تعیین خسارت عمل کرده و امکان پرداخت سریع و دقیق را فراهم کند. این تجربه شبیه به الگوهای موفق در سنگاپور است که از دادههای تراکنشی کسبوکارهای کوچک برای محاسبه خسارت در بیمههای هوشمند استفاده میشود.
همکاری شبکه بانکی و بیمه گران و استارتآپهای فناوری مالی در کشور میتواند مسیر توسعه محصولات بیمهای کوتاهمدت را هموار کند. نمونه بینالمللی این همکاری را میتوان در مالزی مشاهده کرد که بانکها و بیمهگران با استارتآپهای فینتک همکاری کرده و بیمههای وقفه کسبوکار دیجیتال را برای SMEها ارائه میکنند. در ایران، همکاری میان سامانههای بانکی مانند دی نت یا شاداب و شرکتهای بیمه میتواند مشابه این الگوعمل کرده و پوشش بیمهای سریع و منعطف ارائه دهد.
استفاده از دادههای مالی و عملیاتی کسبوکارها و الگوسازی ریسک امکان طراحی بیمههایی با حق بیمه متناسب و بازدهی بالا را فراهم میآورد. بهطور نمونه یک فروشگاه اینترنتی کوچک در تهران که دادههای روزانه تراکنشها و ترافیک برخط خود را ثبت میکند، میتواند تحت یک بیمه شاخصمحور کوتاهمدت قرار گیرد. مقایسه با کشورهای اروپایی نشان میدهد که ترکیب دادههای واقعی و الگوریتمهای پیشبینی خسارت ضمن کاهش هزینه بیمهگر، سرعت پرداخت خسارت و رضایت بیمهگذار را افزایش میدهد.
کاوش تطبیقی ذکر شده نشان میدهد که با استفاده از دادههای دیجیتال، همکاری بینبخشی و مدلسازی ریسک، ایران میتواند ظرفیت توسعه بیمههای کوتاهمدت با بازدهی بالا را فعال کند و تابآوری مالی SMEها را افزایش دهد.
با وجود فرصتهای بالقوه برای توسعه بیمه کوتاهمدت سودده در کشور چند چالش اساسی وجود دارد که میتواند سرعت اجرایی شدن این الگوها را محدود کند که در ادامه بدان اشاره میشود.
کمبود دادههای دقیق و بلندمدت: کاوش ریسک موثر نیازمند دسترسی به دادههای واقعی، کامل و بلندمدت از فعالیتهای مالی و عملیاتی کسبوکارها است. فقدان این دادهها دقت الگوسازی ریسک و توانایی بیمهگر در تعیین حق بیمه متناسب با ریسک واقعی را کاهش میدهد و میتواند منجر به نارضایتی مشتریان و افزایش احتمال عدم پرداخت خسارت صحیح شود.
محدودیت فرهنگ بیمهپذیری: بسیاری از کسبوکارهای کوچک و متوسط در کشور تجربه محدود یا پیش فرض منفی از بیمه دارند و آگاهی کافی از مزایای پوشش کوتاهمدت ندارند. این امر باعث کمبود تقاضا و مقاومت در پذیرش محصولات نوین بیمهای میشود و نیازمند برنامههای آموزشی و فرهنگسازی گسترده است.
نیاز به بازنگری در چارچوبهای قانونی و نظارتی: الگوهای نوین بیمهای کوتاهمدت و هوشمند ماهیتی متفاوت از بیمههای سنتی دارند و نیازمند انعطاف در قوانین و مقررات هستند. بازنگری در چارچوبهای قانونی، صدور مجوزها و ایجاد سازوکارهای نظارتی مناسب به بیمهگران امکان میدهد تا محصولات سریع، پویا و مبتنی بر داده طراحی کنند و از نظر ریسک و بازدهی، متناسب با نیاز کسبوکارها عمل کنند.
همانطور که گفته شد بیمههای کوتاهمدت با بازدهی بالا ابزار موثری برای پوشش اختلال در کسبوکارهای کوچک و متوسط هستند. تجربه کشورهای پیشرفته و آسیایی نشان میدهد که ترکیب بیمههای شاخصمحور، هوشمند و دادهمحور میتواند تابآوری مالی بنگاهها را افزایش دهد، سرعت پرداخت خسارت و رضایت بیمهگذاران را ارتقا دهد از اثرات زنجیرهای اختلال در فعالیت اقتصادی جلوگیری کند.
سرمایهگذاری در زیرساختهای فناوری اطلاعات: ایجاد پایگاههای داده مالی، عملیاتی و تراکنشی کسبوکارهای کوچک، امکان طراحی محصولات بیمهای دقیق و پیشبینیپذیر را فراهم میکند. استفاده از دادههای لحظهای دقت الگوسازی ریسک و محاسبه حق بیمه متناسب با ریسک واقعی را افزایش میدهد.
ترویج فرهنگ بیمه و آموزش SMEها: برگزاری دورههای آموزشی برای صاحبان کسبوکار و مدیران بنگاهها ارتقاء آگاهی از مزایای بیمههای کوتاهمدت و هوشمند و ایجاد اعتماد به سازوکارهای نوین بیمهای از الزامات موفقیت پیادهسازی این الگوها است.
بازنگری قانونی و نظارتی: تدوین مقررات انعطافپذیر و سیاستهای حمایتی برای بیمههای کوتاهمدت و هوشمند امکان طراحی سریع محصولات نوآورانه، کاهش ریسک اجرایی و تسهیل ورود بیمهگران به این حوزه را فراهم میآورد.
همکاری میان نهادهای دولتی و خصوصی:همافزایی میان بانکها، شرکتهای بیمه گر، استارتآپهای فینتک و نهادهای پژوهشی میتواند طراحی و پیادهسازی بیمههای کوتاهمدت مبتنی بر شاخص و دادههای واقعی را تسریع کند و ظرفیت تابآوری اقتصادی SMEها را افزایش دهد.
سخن پایانی این است که صنعت بیمه کشور با ترکیب فناوریهای برخط و هوشمند، الگوهای نوین بیمهای و سیاستگذاری هدفمند میتواند ظرفیتهای قابلتوجهی برای گسترش بیمههای کوتاهمدت سودده ایجاد کند و نقشی موثر در تقویت تابآوری اقتصادی کسبوکارهای کوچک و متوسط ایفا کند.