تحلیلگران و فعالان بورسی بر سر آینده این وضعیت اتفاقنظر ندارند: گروهی معتقدند بازار در حال آماده شدن برای یک جهش تازه است و بهزودی از رکود خارج خواهد شد، درحالیکه عدهای دیگر همچنان سناریوی ادامه افت را محتمل میدانند. برخی نیز معتقدند که بازار ممکن است وارد یک دوره فرسایشی و سایدگونه شود. در چنین شرایطی، موضوع پوشش ریسک و مدیریت سرمایه بیش از هر چیز اهمیت مییابد. بازار مشتقه ابزارهای متنوعی در اختیار معاملهگران قرار میدهد تا بتوانند در صورت تحقق هر کدام از سناریوهای پیشرو، بخشی از ریسک خود را پوشش دهند و حتی از نوسانات منتفع شوند.
اولین سناریو که بسیاری از خوشبینها به آن دل بستهاند، رشد پرشتاب بازار است. استدلال آنها این است که شاخصهای سهامی به سطوح ارزندگی رسیدهاند و نسبتهای بنیادی همچون P/E بازار در محدودههای جذابی قرار دارد. از نگاه این گروه، کافی است یک محرک جدی مانند افزایش نرخ ارز، کاهش نرخ بهره یا بهبود چشمانداز سیاسی ظاهر شود تا بازار با قدرت وارد فاز صعودی شود.
برای پوشش ریسک و بهرهبرداری از این سناریو، خرید اختیار خرید (Call Option) یکی از راهکارهای اصلی است. بسیاری از قراردادهای اختیار خرید با سررسیدهای دو تا سهماهه در بازار با قیمتهای نسبتا پایینی معامله میشوند. همین موضوع به سرمایهگذاران اجازه میدهد با صرف هزینهای اندک، در صورت وقوع رشد شارپی بازار، از بازدهی اهرمی برخوردار شوند.برخی معاملهگران به جای سرمایهگذاری مستقیم در صندوقهای اهرمی که ریسک بالاتری دارند، ترجیح میدهند قراردادهای بلندمدت اختیار معامله در نمادهای مرتبط را خریداری کنند. این روش باعث میشود ضمن اختصاص بخش کوچکی از سبد به این ابزارها، ریسک کلی کاهش یافته و در صورت وقوع جهش قیمتی، سودی قابلتوجه به دست آید.با این حال، خرید خالی اختیار خرید همیشه بدون ریسک نیست. به همین دلیل برخی فعالان از راهبرد کال اسپرد صعودی (Bull Call Spread) استفاده میکنند. در این روش، سرمایهگذار یک اختیار خرید با قیمت اعمال پایینتر میخرد و همزمان یک اختیار خرید با قیمت اعمال بالاتر را میفروشد. قیمت اعمال اعمال بالاتر میتواند همان تارگت یا مقاومتی باشد که پیشروی روند صعودی قرار دارد. این ترکیب باعث میشود هزینه اولیه معامله کمتر شود و در عین حال بازدهی نسبتا مناسبی نصیب سرمایهگذار گردد.
دسته دیگری از تحلیلگران بر این باورند که افت شاخصها در ماههای اخیر تا حدی مانع از ریزش بیشتر خواهد شد و در عین حال نبود محرک قوی اجازه صعود جدی نمیدهد. در این شرایط، بازار ممکن است برای مدتی طولانی در یک کانال محدود نوسان کند؛ پدیدهای که در ادبیات مالی به آن «روند ساید» یا خنثی گفته میشود.
برای چنین شرایطی، استراتژیهای خاصی وجود دارد. یکی از آنها فروش همزمان اختیار خرید و اختیار فروش (Short Straddle) در قیمتهای نزدیک به نرخ فعلی بازار است. این راهبرد نیازمند وجه تضمین است و ریسک آن زمانی بروز میکند که بازار دچار نوسانات شدید شود. اما اگر شاخصها در محدودهای محدود حرکت کنند، سرمایهگذار میتواند از پرمیومهای دریافتی سود مناسبی کسب کند.
استراتژی دیگر، استفاده از کاوردکال (Covered Call) است. در این روش سرمایهگذار سهام یا صندوقی را خریداری میکند و همزمان اختیار خرید آن را میفروشد. نتیجه این ترکیب آن است که در صورت عدم ریزش شدید، بازدهی مناسبی نصیب سرمایهگذار میشود و در عین حال بخشی از ریسک احتمالی روند نزولی نیز پوشش داده میشود. تداوم استفاده از کاوردکال در بازههای خنثی بازار معمولا بازدهی بهتری نسبت به میانگین عملکرد بازار دارد و برای سرمایهگذاران محتاط انتخابی قابل اتکا به شمار میرود.
سناریوی سوم که بدبینانهترین سناریو محسوب میشود، ادامه ریزش شاخصهاست. هرچند احتمال تحقق آن کمتر ارزیابی میشود، اما در شرایط فعلی که ریسکهای سیاسی و اقتصادی بالا است، نمیتوان آن را نادیده گرفت. در چنین شرایطی، ابزار اصلی برای پوشش ریسک اختیار فروش (Put Option) است. خرید قراردادهای اختیار فروش با قیمتهای نزدیک به بازار و سررسیدهای دورتر میتواند زیان ناشی از ریزش احتمالی سهام را تا حدی جبران کند.
البته مشکل اصلی این است که اختیارهای فروش در حال حاضر نسبتا گران هستند و خرید آنها هزینه زیادی به سرمایهگذار تحمیل میکند. برای کاهش این هزینه، استفاده از پوت اسپرد نزولی (Bear Put Spread) توصیه میشود. در این استراتژی، سرمایهگذار یک اختیار فروش با قیمت اعمال بالاتر میخرد و همزمان یک اختیار فروش دیگر با قیمت اعمال پایینتر میفروشد. به این ترتیب بخشی از هزینه اولیه پوشش داده میشود و اگر بازار تا محدوده مشخصی افت کند، بازدهی مناسبی به دست خواهد آمد.
اگرچه بازار مشتقه ابزارهای متنوعی برای پوشش ریسک ارائه میدهد، اما محدودیتهای ساختاری آن همچنان پابرجاست. تعداد داراییهای پایه فعال در این بازار محدود است و عمق معاملات به حدی نیست که سرمایههای کلان بتوانند از آن بهره کامل ببرند. با این حال، برای سبدهای کوچک و سرمایهگذاران خرد، همین ابزارها میتواند فرصتهای قابلتوجهی ایجاد کند.
از سوی دیگر، آشنایی ناکافی بسیاری از معاملهگران با این ابزارها باعث شده استفاده از آنها در بازار ایران کمتر از ظرفیت واقعی باشد. درحالیکه در بازارهای پیشرفته دنیا، اختیار معامله و قراردادهای مشتقه بخش جداییناپذیر از استراتژیهای سرمایهگذاری هستند، در ایران همچنان بیشتر سرمایهگذاران به خرید و فروش مستقیم سهام محدود میشوند. توسعه فرهنگ مالی و آموزش صحیح میتواند نقش مهمی در افزایش کارآیی این ابزارها ایفا کند.
بازار سهام در نقطهای ایستاده که امکان تحقق هر سه سناریوی رشد پرقدرت، حرکت خنثی یا ریزش ادامهدار وجود دارد. هیچکدام از این مسیرها بهتنهایی قطعی نیستند و سرمایهگذاران باید برای هرکدام آماده باشند. بهترین راهکار، طراحی یک سبد استراتژی متنوع است؛ به این معنا که بخشی از سرمایه به ابزارهایی اختصاص یابد که از رشد سریع منتفع میشوند، بخشی دیگر به استراتژیهای مناسب روند خنثی تخصیص یابد و سهم کوچکی نیز برای پوشش ریسک در سناریوی ریزشی کنار گذاشته شود.
به بیان دیگر، سرمایهگذار موفق کسی است که نه در دام خوشبینی افراطی گرفتار شود و نه بدبینی مطلق. استفاده هوشمندانه از ابزارهای مشتقه، حتی با وجود محدودیتهای فعلی بازار ایران، میتواند این تعادل را فراهم کند. در نهایت، آنچه تعیینکننده است، میزان آمادگی و انعطاف سرمایهگذار در برابر آیندهای است که همواره با ابهام و ریسک همراه است.