به گزارش فارس، لری جانسون، تحلیلگر سابق سیآیای بر این باور است که آمریکا حداکثر تا چهار هفته دیگر میتواند به تجاوزات خود علیه ایران ادامه دهد و به دلیل فقدان هدف مشخص، در نهایت مجبور میشود دوباره التماس آتشبس کند درحالیکه ایران در موضعی بسیار مستحکمتر قرار دارد.
این تحلیلگر معتقد است ایران با دیکته کردن قدرت خود بر کشورهای حاشیه خلیجفارس، بر تنگه هرمز مسلط شده و هرگونه مداخله زمینی آمریکا برای پس گرفتن این کنترل، محکوم به شکستی سخت است. عربستان با ورود به این جنگ، خود را در معرض آسیب بسیار سنگینی قرار داده استبه عقیده جانسون، دور تازه جنگ آمریکا علیه ایران، با فعالشدن جبهه یمن و عربستان، در مسیر گسترش به دریای سرخ و دیگر نقاط منطقه قرار دارد.
او حمله عربستان به فرودگاه صنعا و واکنش سریع انصارالله را نشانه ورود ریاض به رویارویی پرخطری میداند که میتواند فرودگاهها، تأسیسات نفتی و زیرساختهای حیاتی عربستان را در معرض حملات موشکی و پهپادی قرار دهد. به گفته جانسون، این اقدام از نظر راهبردی برای عربستان بسیار پرهزینه است؛ زیرا با اختلال صادرات نفت از خلیج فارس، این کشور بیش از پیش به خط لوله شرق به غرب و انتقال نفت به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ وابسته شده و از این مسیر روزانه حدود شش میلیون بشکه نفت صادر میکند. در چنین شرایطی، تشدید جنگ با انصارالله میتواند هم بندر و تأسیسات ینبع را در معرض حملات مستقیم قرار دهد و هم امکان عبور نفتکشها از تنگه بابالمندب را مختل کند؛ بنابراین عربستان با گشودن جبهه یمن، عملاً یکی از معدود مسیرهای باقیمانده صادرات نفت خود را به خطر انداخته و زمینه پیوند خوردن جنگ خلیج فارس با بحران دریای سرخ را فراهم میکند.
فضای داخلی ایران با رویکردی انتقامجویانه کنونی قوای نظامی ایران، کاملاً تطابق داردجانسون تأکید میکند ازسرگیری حملات آمریکا، موضع ایران را از بیاعتمادی به مذاکره به رویکرد تقابلی و انتقامجویانه ارتقا داده است است. او به هشدار سهگانه تهران اشاره میکند که بر اساس آن، در صورت تداوم حملات، ایران میتواند با کمک انصارالله تنگه بابالمندب را مسدود کند، از انپیتی خارج شود و دکترین هستهای خود را مورد بازنگری قرار دهد؛ بازنگریای که از نظر جانسون، میتواند به معنای عبور از سیاست خودداری از ساخت سلاح هستهای باشد.
به گفته او، این موضع با فضای سیاسی و اجتماعی داخل ایران نیز همخوانی دارد؛ زیرا اکثریت نمایندگان مجلس و بخش مهمی از جامعه، آمریکا را دروغگو و متجاوز میدانند که حتی پس از توافق نیز به تعهدات خود پایبند نمیماند. از این منظر، گرایش غالب در ایران مطالبه انتقام، افزایش هزینههای جنگ برای آمریکا و استفاده از اهرمهای منطقهای و هستهای برای وادارکردن واشنگتن به عقبنشینی است.ایران آمریکا را به خروج کامل از خلیجفارس وادار خواهد کردتحلیلگر سابق سیا معتقد است آمریکا برای مهار توان موشکی ایران ناچار است شبکهای بسیار گسترده و پراکنده از پرتابگرها و مواضع شلیک را در امتداد حدود ۲۰۰ مایل از سواحل جنوبی کشور جستوجو و منهدم کند؛ شبکهای که به ادعای او بیش از هزار نقطه پرتاب را در بر میگیرد و بخش مهمی از آن نیز بهسرعت قابل تعمیر یا جایگزینی است.
در مقابل، ایران تنها باید حملات خود را بر حدود ده هدف ثابت، شناختهشده و حیاتی آمریکا متمرکز کند؛ از جمله پایگاههای هوایی در اردن، امارات، قطر، بحرین و کویت، مقر ناوگان پنجم در بحرین، پایگاه زمینی آمریکا در کویت، بندر پشتیبانی دریایی دُقم در عمان و تأسیسات تأمین سوخت هوایی در امارات. این عدمتقارن با محدودیت شدید ذخایر تسلیحاتی آمریکا تشدید میشود؛ زیرا به عقیده جانسون واشنگتن تنها تعداد اندکی موشک دقیق پیآراسام در اختیار دارد و ذخایر موشکهای تاماهاوک، جَسِم و هارم نیز برای یک کارزار طولانی و پرحجم نامحدود نیست. بنابراین، جانسون توضیح میدهد که آمریکا با اتکا بر حملات پرهزینه خود نمیتواند توان زیرزمینی و شبکه پرتاب موشکی ایران را از بین ببرد و تهران با کوبیدن مکرر همان اهداف محدود، پایگاههای منطقهای آمریکا را غیرقابل استفاده، استقرار نیروها را ناامن و ادامه عملیات را ناممکن میکند. جانسون نتیجه میگیرد که هدف راهبردی ایران فرسایش زیرساختهای عملیاتی و لجستیکی آمریکا تا نقطهای است که واشنگتن ناچار به تخلیه پایگاهها و عقبنشینی از خلیج فارس شود.هرگونه عملیات زمینی علیه ایران محکوم به شکست مفتضحانه و سنگین استاز نگاه لری جانسون، سخن گفتن از تهاجم زمینی آمریکا به ایران با واقعیتهای عملیاتی و لجستیکی میدان سازگار نیست؛ زیرا واشنگتن نه نیروی کافی برای اشغال سرزمینی به وسعت ایران در اختیار دارد و نه مسیر امنی برای انتقال و پشتیبانی از چنین نیرویی.
به گفته او، عملیات آبیـخاکی در سواحل خلیج فارس یا چابهار مستلزم نزدیکشدن شناورهای بزرگ به سواحل و عبور از تنگه هرمز است؛ شناورهایی که در برابر پهپادها و موشکهای ایران بهشدت آسیبپذیر خواهند بود. انتقال هوایی نیز جایگزین مناسبی نیست، زیرا هواپیماهای سی-130 و سی-17 ظرفیت محدودی برای جابهجایی نیروهای کاملاً مجهز دارند و حتی در صورت پیادهشدن نیروها، مسئله تأمین مداوم مهمات، آب، سوخت، تجهیزات، انتقال مجروحان و حفاظت از هواپیماها و بالگردهای پشتیبانی همچنان حلنشده باقی میماند. او همچنین تأکید میکند هیچ نقطه امنی در پیرامون ایران برای تجمع یک نیروی بزرگ و دور نگهداشتن آن از برد موشکها و پهپادهای تهران وجود ندارد. بنابراین، جانسون احتمال وقوع چنین عملیاتی را به دلیل تصمیمهای غیرعقلانی کاملاً منتفی نمیداند، اما تأکید میکند که در صورت اجرا، مأموریتی انتحاری خواهد بود و چشمانداز معتبری برای تصرف و حفظ قلمرو ایران نخواهد داشت.
ایران قدرت خود را بر کشورهای حاشیه خلیجفارس دیکته میکندجانسون دولت ترامپ را فاقد راهبرد واقعبینانه میداند و معتقد است این تصور که ایران بهدلیل فشار اقتصادی و نظامی در آستانه فروپاشی قرار دارد و نهایتاً ناچار به تسلیم و پذیرش توافقی مطلوب واشنگتن خواهد شد، غلط است. او تأکید میکند تجربه دو مرحله پیشین درگیری نشان داد این آمریکا و اسرائیل بودند که برای دستیابی به آتشبس التماس کردند و تهران نیز با اکراه به میانجیگری پاکستان پاسخ مثبت داد.
به اعتقاد جانسون، نقض تفاهمنامه و ازسرگیری حملات، موضع ایران را سختتر کرده است. در نتیجه، واشنگتن نهتنها نتوانست ایران را به دادن امتیاز وادار کند، بلکه با ادامه جنگ، موقعیت مذاکراتی خود را تضعیف و دامنه بحران را نیز به کشورهای میزبان نیروهایش گسترش داده است. جانسون در ادامه تأکید میکند حملات ایران به کویت و دیگر کشورهای خلیج فارس در عین واردکردن خسارت، حامل پیامی سیاسی نیز هست: تا زمانی که کویت، بحرین، قطر، عربستان و امارات خاک و تأسیسات خود را در اختیار عملیات آمریکا قرار دهند، هدف حملات باقی خواهند ماند و تنها راه خارجشدن از دایره جنگ، اخراج نیروهای آمریکایی و خودداری از تسهیل حملات واشنگتن علیه ایران است.تجربه ایران در بیاثر کردن تحریمها، برای چین و روسیه بسیار ارزشمند استتحلیلگر سابق سیا معتقد است تجربه طولانی ایران در سازگاری با تحریمها برای مسکو و پکن اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تهران طی چند دهه ناچار بود بدون اتکا به فناوریهای آمریکایی، دلار، بانکهای غربی و شبکههای پرداخت تحت کنترل واشنگتن، مسیرهای جایگزینی برای ادامه فعالیتهای اقتصادی خود ایجاد کند. به اعتقاد جانسون، این تجربه در خدمت تلاش مشترک ایران، چین و روسیه برای شکلدادن به یک معماری اقتصادی بینالمللی مستقل از غرب قرار گرفته است؛ بنابراین، ایران در این معادله صرفاً بازیگری نیست که چین و روسیه از مقاومت نظامی آن در برابر آمریکا منتفع شوند، بلکه شریکی برخوردار از تجربه عملی برای کاهش وابستگی به ساختارهای مالی، پولی و فناورانه تحت سلطه آمریکا نیز محسوب میشود.
آمریکا حداکثر تا چهار هفته دیگر میتواند به تجاوزات خود ادامه دهدجانسون با اتکا بر ارتباطات خود با فرماندهان آمریکایی توضیح میدهد بهدلیل کاهش داراییهای هوایی مستقر در منطقه، محدودیت ذخایر موشکهای تهاجمی و رهگیر و افزایش فشارهای اقتصادی، واشنگتن احتمالاً بیش از دو تا سه هفته قادر به حفظ سطح کنونی عملیات نخواهد بود و پس از آن بار دیگر ناچار میشود در جستوجوی راه خروج از جنگ باشد. با این تفاوت که نقض تفاهمنامه پیشین، مسیر دستیابی به آتشبس را بسیار دشوارتر کرده است. به عقیده این کارشناس امنیتی ایران دیگر وعدههای مکتوب واشنگتن درباره رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدودشده یا پرداخت غرامت را معتبر نمیداند و ورود به هرگونه مذاکرات جدید را منوط به ارائه امتیازاتی واقعی و عملی خواهد کرد؛ شرایطی که آمریکا را در موقعیتی ضعیفتر از گذشته قرار میدهد. خطر بزرگتر آن است که جنگ در غیاب یک مسیر خروج معتبر، بهصورت مهارنشدنی تشدید شود؛ جانسون ریشه این بنبست را فقدان هرگونه تعریف روشن از پیروزی در راهبرد آمریکا میداند؛ راهبرد عملی آمریکا همچنان بر این فرض بنا شده که فشار اقتصادی و نظامی، جامعه ایران را به قیام علیه نظام سیاسی وادار خواهد کرد، حال آنکه به اعتقاد جانسون، حملات خارجی نتیجهای معکوس داشته، نارضایتیهای داخلی را به حاشیه رانده و با برانگیختن حس انتقام و احیای نوعی ملیگرایی، انسجام جامعه ایران در برابر آمریکا را افزایش داده است. جانسون نتیجه میگیرد، واشنگتن نهتنها به هدف فروپاشی داخلی نزدیک نشده، بلکه با اقدامات خود اراده ایران برای ادامه مقاومت و تحمیل هزینه تا زمان عقبنشینی آمریکا را تقویت کرده است.