به گزارش فوتبال ۳۶۰، علی دایی، خرابشدنی نیست؛ قبل از هرچیز باید روی این اصل و گزاره پافشاری کرد. چه بسا اگر بود، پیش از این، تلاش جریانهای مختلف سیاسی - جناحی، میتوانست خدشهای بر چهره مردمی او وارد کند. پس، تلاش برای خراب کردن علی دایی، از ابتدا باطل است. دایی در قلب مردم، حداقل درصد بسیار زیادی از مردم، جا خوش کرده و جریانسازی علیه او بر عبث پاییدن است. میتوان از همین خطوط و سطور، پی برد نه جریان امروزی، بلکه جریان فردایی هم بعید است بتواند جایگاه او نزد مردم را دستخوش تغییر و تحول کند. برای آنهایی هم که چنین گزارههایی را ناپایدار میدانند، مرور بخشی از این جریان و پروندهسازیها شاید بد نباشد.
از «سگ هلال احمر کمتر» تا «فوتبالنابلد قدبلند»
اینکه در همین روزها جریانی تازه به پا خاسته تا وجهه علی دایی را در افکار عمومی تخریب کند، مورد پنهانی نیست؛ مردمی بودن دایی، مثل یک دهه اخیر، فشار روحی - روانی را نزد آنهایی که از این موهبت بهرهای نبردهاند، تشدید میکند. آنها قبل از ورود به چنین بازیای، با علم به شکست خوردن در آن، وارد گود شدهاند؛ اما ظاهرا تا مردم جواب قانعکنندهای به آنها ندهند، به در بسته نمیخورند و درس عبرت نمی گیرند. پیش از این جریان کوچک، عدهای با بازوی رسانهای عریض و طویل به جنگ مردمی بودن دایی رفتهاند؛ همانها که تلاش کردند به مخاطبانشان بقبولانند «جایگاه دایی از سگهای هلال احمر پستتر است» و یا اینکه «فوتبال بلد نیست و خدا به او قد بلندی داده که توپ به سرش میخورد و وارد دروازه رقیب میشود». جالب آنکه هر دو جریان مذکور، ضریب محبوبیت دایی را افزایش داد. تازه اینها که به یمن فضای مجازی در پی تخریب دایی هستند، نباید فراموش کنند پیشتر، آنهایی که میگفتند «دایی را پس از مرگ دیگر کسی نخواهد شناخت»، این روزها کجا بوده و چه جایگاهی نزد مردم دارند.
پایداریچیها هم نتوانستند
بازوی رسانهای، سرابی بود که عدهای به آن دل خوش کرده بودند تا تخریب دایی را رقم بزنند؛ از آن بدتر اینکه جریانهای سیاسی هم در این زمینه شکست خوردهاند. حمید رسایی و حزب پایدارچی را هم باید به این گود وارد کرد؛ همانهایی که اسم خیابانی که به نام اسطوره فوتبال ایران شده بود را مثل خاری در چشم میدیدند و هر آن، درخواست تغییر نام خیابان مذکور را میدادند. این نگاه به قدری سطحی و سادهانگارانه بود که تصور میشد با ورود شواری شهر به چنین داستان مضحکی، علی دایی را از یادها پاک میکنند. چه خیال خامی که میپنداشتند محبوبیت دایی به خاطر خیابانی است که به نامش کردهاند.
حال اینکه دیگر، تلاش کنند اموال او را توقیف یا تصاویرش را روی دیوارنگارههای شهر مخدوش کنند، چندان مورد عجیب و غریبی نیست. اینجا هم باز نیاز به طرح یک پرسش کلان است: آیا چنین جریانی موفق شد محبوبیت علی دایی را نزدم مردم کمرنگ کند؟
مربیگری؟ آقای گلی؟ همه را دور بریزید
علی دایی، دستکم این علی داییِ چندسال اخیر ایران، نه بازیکن فوتبال است، نه آقای گل جهان، نه سرمربی و نه کاپیتان تیم ملی. او کاراکتری ورایِ همه این سِمتها دارد. از این جایگاه، مهم نیست او به عربستان باخته یا گلهای مهمی به عربستان زده. مهم نیست طحالش پاره شده، توپ طلای آسیا دارد، در بایرن مونیخ حضور داشته، در لیگ قهرمانان اروپا گلزنی کرده و یا در لیگ برتر ایران در قامت سرمربی قهرمان شده. اینها نه برای دایی اهمیت دارد نه برای آنها که حب او را در دل جا دادهاند.
داییِ جدید همان فردی است که زمان سیل و زلزله در صف اول ایستاده، به یاری مردم شتافته، دستشان را گرفته و اجازه نداده دردی مضاعف بارشان شود. این وجهه دایی به قدری برای جریانی خاص دردآور شده که حسابهایش را مسدود و برایش احضاریه دادگاه صادر کردند. جرم؟ چرا مردم به شما اعتماد کرده و پولهایشان را به شماره حساب اعلامی برای کمک به زلزلهزدهها واریز میکنند؟
این علی دایی، دیگر شبیه به هیچکدام از آن علی داییهایی که تصور میشود خرابشدنی است، نخواهد بود. از این رو، تلاش برای خط انداختن، ولو کوچک و ناچیز بر چهره او، شکستخورده است؛ قرار نیست کوه با هیاهوی سنگریزهها فرو بریزد.
بیشتر بخوانید: واکنش حشمت مهاجرانی به استوری توهینآمیز بیرانوند/ علی دایی، مهدویکیا و علی کریمی...











