همشهری آنلاین- فاطمه عباسی: از پیچوخمهای مدرن پایتخت تا گنبدهای فیروزهای اصفهان، از خیابانهای مشهد تا خنکای عصرگاهی الوند و تا شرجی نفسگیر اهواز، نقشه ایران زیر این آفتاب داغ روایتی مشترک اما با لهجههای گوناگون را زمزمه میکند؛ روایت تابآوری در فصل عطش.
این گزارش، داستان تسلیم شدن نیست، حکایت کشف دوباره زندگی در مدار گرماست؛ داستان کوچ موقت از ساعات اوج روز به سایهسار پارکها، خنکای آبنماها و آرامش فضاهای مسقف. اینجا نبض شهرها کندتر میزند اما هرگز از تپش نمیایستد. در سکوت ظهرگاهی خیابانها حیاتی پنهان در جریان است که با نخستین نوازشهای نسیم غروب دوباره به سطح شهر بازمیگردد و شور و تکاپو را به رگهای آن تزریق میکند.
لنز دوربین عکاسان بهدنبال ثبت همین لحظات است؛ ثبت چهره خیس عرق کارگری بر پیشانی، لبخند کودکی در پناه فوارهای شهری و آرامش خانوادهای که در سایه درختی کهنسال، گرما را به فرصتی برای دورهمی بدل کردهاند. این قابها تنها برشی از دمای هوا نیستند، بلکه نمایشی از دمای امید و اراده زندگی در برابر یکی از قدرتمندترین آزمونهای طبیعت هستند. این قابها تلاشی است برای شنیدن همان نبضی که زیر پوست گداخته شهر همچنان میتپد؛ روایتی از انسانهایی که هر روز به خورشید ثابت میکنند زندگی از هر دمایی قدرتمندتر است.

آببازی سرخوشانه کودکان در حوضچهای شهری روایتی شیرین از تبدیل گرمای کلافهکننده تابستان در تهران به فرصتی ناب برای شادی و بازی است.

کسب روزی زیر آفتاب بیرحم متوقف نمیشود. فروشندهای که با پناه گرفتن زیر چتر در گرمای خیابان به کارش ادامه میدهد.

در قلب تپنده بازار اهواز جوانی با جرعهای آب خنک عطش برآمده از گرمای شرجی و نفسگیر تابستان را فرومینشاند.

شهروند اهوازی برای در امان ماندن از تابش مستقیم آفتاب سوزان و گرمای ۴۵درجه با چتر در بازار قدم میزند.

نوجوانان اصفهانی با پرواز در آغوش زایندهرود جاری، التهاب سوزان تابستان را به بازی و نشاط بدل کردهاند.

در حرارت نفسگیر خیابانهای مشهد شهروندی با ریختن آب بر سر خود برای لحظهای از التهاب طاقتفرسای تابستان میکاهد.

خانوادهای در پناه سایه دیواری در مشهد، با نوشیدنی خنک و استراحتی کوتاه خستگی حاصل از گرمای شدید هوا را تاب میآورند.

دستفروش همدانی در کشاکش گرمای خیابان با گوشه لباسش عرق جبین میگیرد تا غبار خستگی از چهره کسبوکارش بزداید.

دانشآموز همدانی در مسیر بازگشت به خانه به خنکای بازیگوش فوارههای شهری پناه آورده است.

فروشنده همدانی با تدبیری ساده و سایهبانی از مقوا، کنج دنجی برای فرار از آفتاب تیز تابستان فراهم کرده است.











