شمس لنگرودی: ریشه‌های زبان را در ادبیات کهن باید جست +فیلم

ایرنا شنبه 27 تیر 1405 - 13:01
تهران- ایرنا- شمس لنگرودی، شاعر با تاکید بر اینکه ریشه‌های زبان را در ادبیات کهن باید جست، گفت: قصدم از انتخاب کتاب «صبور مثل بذر زمستان» بازگشت به ادبیات کهن نیست، نگاه به ادبیات کهن است. شعر و داستان، ادبیات نیست، ادبیات وسیله از قوه به فعل درآوردن شعر و داستان است.

به گزارش خبرنگار کتاب ایرنا، کتاب «صبور مثل بذر زمستان» گزیده‌ای از داستان‌های کتاب «فرج بعد از شدت» نوشته قاضی ابوعلی محسن تنوخی و ترجمه حسین بن اسعد دهستانی به انتخاب شمس لنگرودی، با تصویرگری فرشید پارسی‌کیا است که در قطع رقعی، کاغذ بالکی، جلد سخت با ۲۸۶ صفحه در سال ۱۴۰۵ توسط انتشارات وزن دنیا منتشر شده است.

خبرنگار کتاب ایرنا درباره این کتاب با شمس لنگرودی شاعر و فرشید پارسی‌کیا تصویرگر به گفت‌وگو پرداخت.

00:00
00:00
Download

جوهر تاریخ عوض نشده، عرض و صورتش عوض شده

در ادامه مصاحبه شمس لنگرودی را می‌‎خوانید:

مقداری درباره کتاب «صبور مثل بذر زمستان» توضیح بدهید.

از جمله کتاب‌های خواندنی کتاب مفصلی به اسم «فرج بعد از شدت» است. این کتاب جالب، جذاب و از نظر ادبی آموزنده است. همچنین داستان‌هایی در آن وجود دارد و انسان با خواندن آن‌ها متوجه می‌شود که جنایت تا چه اندازه در آن دوران عادی بوده است. نویسنده به شکلی درباره جنایت می‌نویسد که انگار عادی است.

کتاب «فرج بعد از شدت» نشان می‌دهد که چگونه بعد از مشکلات لحظاتی فرا می‌رسد و انسان نجات پیدا می‌کند و در این کتاب امیدواری است. داستان‌های این کتاب آموزنده است زیرا انسان دُورِ دنیا را نمی‌شناسد.

شما در جایی گفتید در کتاب «صبور مثل بذر زمستان» گزیده‌ای از داستان‌های «فرج بعد از شدت» را انتخاب کردید تا راه آشتی برای کتاب‌خوان‌های امروز با ادبیات کهن ایجاد شود. به نظر شما چرا باید به ادبیات کهن خود بازگردیم؟ آیا سیر ادبیات ایران تکاملی نبوده است؟ آیا ادبیات امروز نمی‌تواند مخاطب را به خود جذب کند؟

قصدم بازگشت به ادبیات کهن نیست. نگاه به ادبیات کهن است. شعر و داستان ادبیات نیست، ادبیات وسیله از قوه به فعل درآوردن شعر و داستان است. کسی که کار ادبی می‌کند خوب است وسایل کارش را بشناسد. اینکه می‌پرسید آیا ادبیات و هنر ما سیرتکاملی داشته یا خیر؟ باید بگویم خیر. هیچ جا ادبیات و هنر سیرتکاملی ندارد. متحول می‌شود و تحول لزوما تکامل نیست. به‌ویژه ادبیات و هنر ما که با صادق هدایت و نیما یوشیج مسیرش تعییر کرده است. اما به هر حال وسیله همان زبان است. و ریشه‌های زبان را در ادبیات کهن باید جست. شاعر و نویسنده بهتر است بداند که فرق کویر، بیابان، صحرا و نمکزار چیست. باید بداند فرق دراز، بلند و طولانی چیست. اینها را در ادبیات کهن می‌شود خواند.

به نظر شما اینکه امروز می‌توانیم متنی از دوره‌های قبل را بفهمیم می‌تواند نشانه‌ای از پویا نبودن زبان فارسی باشد یا نشانه‌ای از غنای زبان است؟

اصلا اینطور نیست که ما می‌توانیم همه متن‌های کهن را بفهمیم. ادبیات مصنوع و فنی را که می‌تواند بفهمد؟ تاریخ جهانگشای جوینی را چند نفر امروز می‌توانند بفهمند؟ عبارت «دوره‌های قبل» خیلی کلی است. دوره‌های قبل طیفی بسیار گسترده، متفاوت و متضاد است؛ با متر و معیارهای مختلف برای ارزیابی. شما دو ترجمه از یک کتاب را در نظر بگیرید، «کلیله و دمنه» و «داستان‌های بیدپای» این دو کتاب که در زمانی نزدیک به هم از یک کتاب ترجمه شده اند از زمین تا آسمان با هم فرق می‌کنند. یکی مثل کلیله و دمنه دشوار، آن یک آسان و خوشخوان.

از این واقعیت که بگذریم. هر دو نکته‌ایی که گفته‌اید به یک اندازه درست اند، هم توقف تاریخی ما درست است هم غنای زبان ما. اما همچنان که گفته‌ام و نشان داده‌ام توقف تاریخی ما باعث نشده که ما همه آثار روزگاران کهن را بفهمیم.

پویایی زبان هم صد البته به پویایی تاریخ ربط دارد که ما نداشته ایم.

در این کتاب شما «داستان»هایی از «فرج بعد از شدت» را برگزیدید، مخاطب امروز با شعر بهتر ارتباط برقرار می‌کند یا داستان؟

بسیاری شعر دوست دارند، بعضی‌ها هم داستان. اما به طور کلی همه جا داستان، به ویژه داستان عامه‌پسند مخاطب بیشتری دارد. جهان به سمت عامه‌گرایی رفته است. همه جا کارهای عامه‌پسند مشتری بیشتری دارد. اما «فرج بعد از شدت» عامه‌پسند نیست. این متن دشوار و سخت خوان است و برای کسی مفید است که به نفس ادبیات علاقه‌مند باشد.

می‌گویند «تاریخ تکرار می‌شود» آیا میان امروز و دورانی که «فرج بعد از شدت» نوشته شد، نزدیکی می‌بینید؟

به قول کتاب مقدس «زیر آسمان خدا هیچ چیز تازه نیست.» درست است اما آنچه که مهم است قول فرمالیستی‌های روس است که بله تازه نیست، ولی فرم و صورت قضایای امروز و دیروز بسیار با هم فرق می‌کنند. به قول مولوی «هر لحظه به شکلی بت عیار درآمد»، همان است اما قابل شناخت نیست.

اینکه می‌پرسید شباهتی بین روزگار ما با دوران تحریر کتاب «فرج بعد از شدت» وجود دارد یا خیر؟ از جهت جنایات و فساد بله، ولی از نظر ظاهر خیر. جوهر تاریخ عوض نشده، عرض و صورتش عوض شده.

شمس لنگرودی: ریشه‌های زبان را در ادبیات کهن باید جست
فرشید پارسی‌کیا گرافیست، تصویرگر و مدیر هنری انتشارات وزن دنیا

گاهی تصویرگری کتاب‌ها دو تا سه ماه طول می‌کشد

کتاب «صبور مثل بذر زمستان» چهارمین کتاب از مجموعه ادبیات کهن در انتشارات وزن دنیا است. کتاب‌های «آورده‌اند که… (هزارویک‌شب به روایت محمود دولت‌آبادی)»، «حکایت بوالفضل؛ تاریخ بیهقی به انتخاب و مقدمه‌ محمود دولت‌آبادی» و «نوروزنامه‌ی حکیم خیام نیشابوری با پیشگفتاری از علی دهباشی» پیش از این توسط این نشر منتشر شدند.

تصویرگری هر چهار کتاب را فرشید پارسی‌کیا گرافیست، تصویرگر و مدیر هنری انتشارات وزن دنیا بر عهده داشته است. با او دیداری داشتم و درباره چگونگی طراحی پرسیدم.

تصاویر کتاب‌ها را چگونه طراحی کردید؟ آیا برای خلق آنها تاریخ خواندید یا از تصاویر باقی مانده از دوره‌های قبل استفاده کردید؟

البته که درس تاریخ خواندم، اما این طرح‌ها ربطی به آن ندارد. شیما طاهری‌پارسا و بامداد موجانی دو همکار من در تصویرسازی‌ها هستند.

اول متون خوانده و اطلاعاتی گردآوری می‌شود و بعد از افرادی که می‌توانند به شکل تخصصی درباره متون به ما اطلاعات دهند، کمک گرفته می‌شود. بعد کلیدواژه‌هایی برای آن محتوا تعیین می‌شود؛ در مرحله بعد عبارت تعریف می‌شود و عبارت‌ها به تصویر درمی‌آیند. تصویرها بعد از پژوهش و با استفاده از ابزار لازم به تصویر نهایی تبدیل می‌شوند.

درباره کل تصویرسازی اگر بخواهیم توضیح بدهم، باید بگویم وقتی درباره تصویرسازی صحبت می‌کنیم درباره دیزاین صحبت می‌کنیم، درباره هنرهای زیبا صحبت نمی‌کنیم. اتفاقی که می‌افتد این است که تصویرِ معنایی از فرد دیگر و گروه دیگر، برای ما که تصویرگر هستیم و در زیرمجموعه دیزاین کار می‌کنیم، داده می‌شود. ما باید ابتدا این معنی را درک کنیم، نسبت به درکی که درباره آن داریم تصوری داشته باشیم و تَصَور خود را از معنی که فرد دیگر داده است، به تصویر می‌کشیم. تصویرسازی نوعی جریان از تَصَور تصویری است، تَصَوری که از معنی دیگری به دست می‌آوریم است و اینجا کار دشوار می‌شود.

زمانی که نقاشی می‌کشم تصورات خودم را و معنای که در ذهن خودم به وجود آمده به تصویر می‌کشم، اما زمانی‌که تصویرسازی می‌کنم، مفهومی را که کس دیگر یا کسان دیگر تولید کردند، باید تصور کنم و به تصویر در بیاورم.

کار سختی است و گاهی تصویرگری کتاب‌ها دو تا سه ماه طول می‌کشد.

مانند نقاشی لذت‌بخش نیست؟ آیا برای تصویرگری به جدیت بیشتری نیاز است؟

لذت بخش است و مخصوصا برای من که به نقاشی کردن اعتیاد دارم لذت‌بخش است، اما نقاشی لذت‌بخش‌تر و بی‌واسطه است. در نقاشی به کسی پاسخگو نیستید و کسی آن را سفارش نداده است.

هر بخش از کتاب یک تصویر خاص دارد چطور تصویر را با متن هماهنگ کردید؟

بخش‌های مختلف کتاب را بررسی کردیم و برای هر بخش محتوای خاص یا المان گذاشتیم؛ تصاویر از تک چهره‌ها تا فضاسازی یک رزم و یک جنگ که چهره‌های کوچک هستند؛ من بعد از پژوهش طرح‌ها را کشیدم، این طرح‌ها اسکن می‌شوند، مراحلی روی کامپیوتر رود آن انجام می‌شود و بعد به چاپ می‌رسد. هر بخش را با توجه به محتوا کار می‌کنیم. در بخشی جریانی جنگی است و فرم‌هایی در آن است و جایی پیرمردی خردمند به تصویر کشیده شده است.

همچنین یک تایپ و یک کلمه را با توجه به محتوایی که در متن وجود دارد، به نویسنده و مدیر نشر پیشنهاد می‌کنم و آن‌ها تایید می‌کنند و تبدیل به «تایپوگرافی» می‌شود. این کار باعث می‌شود که محتوای اولیه با دیدن تیتر اصلی، تصویر و آن کلمه در ذهن مخاطب شکل بگیرد و بعد وارد تصویرسازی شود. قاعده تصویرسازی برای همین است. اگر به یاد داشته باشید در دهه ۷۰ و ۸۰ که تصویرسازی‌ها برای شعر در مجلات می‌آمدند، در واقع مکملی بودند تا مخاطب درکی از شعر و محتوا داشته باشد.

آیا این تصاویر به عنوان استراحتی میان متون درنظر گرفته شده اند که به جذابیت کتاب کمک می‌کند یا درک مفاهیم را هم بهتر می‌کنند؟

ما قصد داریم تا تصاویر به درک مفاهیم کمک کنند، اما مشخصا امر دیزاین آمده که به زیبایی کتاب اضافه شود. کسی که این کتاب را نوشته یا گردآوری کرده است این قصد را نداشته که این تصاویر به کتاب اضافه شود، پس بخشی از اثر اولیه نیست.

همچنین در نظر داریم تا در روند انتشارات در کشور نوآوری داشته باشیم و رفتارهای مختلفی را کار کنیم.همه این مسائل را با هم باید در نظر گرفت.

چرا از این مجموعه یک کتاب صورتی، دیگری قهوه‌ای و «صبور مثل بذر زمستان» آبی است؟

کتاب نارنجی اُکر است، قهوه‌ای نیست.

به عنوان مدیر هنری انتشارات وزن دنیا تلاش می‌کنم رنگی را انتخاب کنم که برای محتوای کتاب مناسب باشد. برای مثال فکر می‌کنم کتاب «نوروزنامه‌ حکیم خیام نیشابوری با پیشگفتاری از علی دهباشی»، در ذهن من سبز است. کتاب «آورده‌اند که… (هزارویک‌شب به روایت محمود دولت‌آبادی)» درباره متون گذشته است و البته صورتی نیست و گلبهی رنگ است. طراح‌ها برای رنگ اسم نمی‌گذاریم این را هم توجه داشته باشید.

یکی از دلایل، این است که کتاب بتواند زیبایی کلی درست کند، از نظر بصری به کتاب کمک کند و آن را کمی هم قابل تحمل‌تر کند. در هر صورت متون کهن سخت‌خوان است و تصویرسازی‌های پیچیده سیاه و سفید روی آن آمده است. این رنگ‌ها کمک می‌کنند تا کتاب بهتر دیده شود. این روشی است که در ساخت کتاب از آن استفاده می‌شود.

شما تجربه سال‌ها حضور در این حوزه را داشتید و از طرفی با افرادی مانند شمس لنگرودی و محمود دولت‌آبادی همکاری می‌کنید آیا در خلق تصاویر باهم هم‌فکری می‌کنید؟

سابقه تصویرسازی من در مجلات اینگونه بود که در خلق تصاویر کاری با شاعر نداشتیم، باسردبیر کار می‌کردیم و در نشر هم اساسا باید با مدیر هنری کار کنیم.

متون را می‌گیرم، محتوا را بررسی و تصاویر را تولید می‌کنم. نظر برای تصاویر اصولا توسط خودم یا پوریا سوری مدیر انتشارات وزن دنیا ارائه می‌شود. نویسنده و مولف هم نظراتی درباره تصویر می‌دهند. نظرها را بررسی می‌کنم اگر متوجه شوم که نظر وارد مفهوم تصاویر شده است، دلایل را بیان می‌کنم و اگر با محتوا هماهنگ نبود، آن را درست می‌کنم.

برای مثال در طراحی تصاویر کتاب «آورده‌اند که...» از نوعی دستار که در خراسان می‌بندند استفاده کرده بودم؛ محمود دولت‌آبادی گفت که با محتوا هماهنگ نیست؛ با اینکه من با توجه به متن آن کلاه را طراحی کرده بودم با نظر دولت‌آبادی هماهنگ شدم و طرح مورد نظر او را طراحی کردم و گاهی این اتفاق میافتد اما در بیشتر مواقع نظر خودم و مدیر نشر درباره نشر درباره تصاویر اتفاق می‌افتد.

شمس لنگرودی: ریشه‌های زبان را در ادبیات کهن باید جست
جلد کتاب

امید به رهایی در لحظاتی است که هیچ امیدی نیست

پرداختن به ادبیات کهن می‌تواند برای همه مردم به ویژه نوجوانان و جوانان مفید باشد، این ادبیات ما را با فرهنگ ایران آشنا می‌کند.

شمس لنگرودی درباره بازخوانی کتاب «فرج بعد از شدت» گفت: قصدِ من از بازخوانیِ این کتاب، پیش از هر چیز، خودِ موضوعِ امید به رهایی در لحظاتی است که هیچ امیدی نیست؛ «صبور مثل بذر زمستان».

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.