به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بیش از ۱۰ روز است که ایالات متحده آمریکا با نقض تعهدات خود در تفاهمنامه اسلامآباد برای پایان جنگ، بار دیگر تجاوز نظامی علیه ایران را از سر گرفتهاست. مقامهای آمریکایی از جمله رئیس جمهور آمریکا به صراحت اعلام کردهاند که هدف از بازگشت به جنگ در اختیار گرفتن کنترل در تنگه هرمز است.
بنابر روایت ایرنا، یک گزینه برای دونالد ترامپ، ادامه حملات محدود به سایتها و تجهیزات نظامی ایران است. مشکل اینجاست که بیش از ۳۰۰ حمله از این دست طی هفت شب، رفتار ایران را تغییر نداده است. دلیلی وجود ندارد که فکر کنیم شب هشتم یا هشتادم تفاوتی ایجاد خواهد کرد.دولت آمریکا به صورت مکرر اعلام میکند که تنگه هرمز بر کشتیرانی تجاری گشودهاست و صرفا کشتیهای ایرانی امکان تردد از تنگه هرمز ندارند. با این حال آمار منتشر شده از سوی منابع مختلف از جمله تانکر ترکرز، ورتکسا، کپلر و خبرگزاری رویترز نشان میدهد که تردد در تنگه هرمز پس از آغاز تجاوز نظامی آمریکا به ایران و اعلام انسداد این تنگه از سوی ایران به شکل قابل توجهی کاهش پیدا کردهاست.
بر اساس آمار این مراکز، تعداد شناورهای عبوری از تنگه هرمز بسیار کمتر از قبل از آغاز عملیات نظامی آمریکا است، شناورها کاملا از کریدور اعلامی آمریکا در جنوب تنگه هرمز اجتناب میکنند و تقریبا تمامی شناورهای عبوری از تنگه هرمز مرتبط با ایران هستند و از کریدور تحت نظارت ایران عبور میکنند. وال استریت ژورنال در گزارشی نوشتهاست که کشتیهای تجاری به درخواستهای مستقیم ارتش آمریکا برای استفاده از کریدور جنوبی تنگه هرمز کاملا بیاعتنایی میکنند و به پوشش امنیتی آمریکا اعتمادی ندارند.
به رغم توقف تقریبا کامل ترافیک در تنگه هرمز، به ویژه در کریدور تحت نظارت آمریکا رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا تاکید کردهاست که با اجرای این عملیات نظامی، آمریکا به «نگهبان تنگه هرمز» تبدیل خواهد شد. او ابتدا اعلام کرد که آمریکا قصد دارد به دلیل تامین امنیت تنگه هرمز، از شناورهای عبوری ۲۰ درصد از ارزش محمولههایشان خراج دریافت کند، اما کمتر از ۲۴ ساعت بعد با عقبنشینی از این ادعا خبر داد که در تماس سران کشورهای عربی تصمیم گرفتهاست به جای دریافت خراج از کشتیرانی در تنگه هرمز، پذیرفتهاست که کشورهای عربی در آمریکا سرمایهگذاری کنند.
فیلیپ گوردون، مشاور امنیت ملی جو بایدن با طعنه خطاب به ترامپ نوشت: «اگر ایالات متحده نمیخواست ایران کنترل تنگه را به دست بگیرد، نباید با سندی موافقت میکرد که در آن ذکر شده است: جمهوری اسلامی ایران تمهیدات لازم را برای عبور ایمن کشتیها اتخاذ خواهد کرد.»
هیچ راهکار نظامی وجود ندارد
تحلیلگران تاکید میکنند که هیچ راهکار نظامی برای کنترل بر تنگه هرمز وجود ندارد. دلایل متعددی از سوی کارشناسان در این خصوص مورد اشاره قرار گرفتهاست.
محمد المصری، استاد مدرس تحصیلات تکمیلی دوحه در میدل ایست آی مینویسد: «هیچ راهحل نظامی سادهای برای مسئله تنگه هرمز وجود ندارد. ایران برای مختل کردن کشتیرانی در این تنگه نیازی به برتری نیروی دریایی متعارف ندارد؛ قایقهای تندروی کوچک، پهپادها، موشکها و مینها برای تهدید ناوگان تجاری کافی هستند.» تحلیلگران معتقدند که حتی اعلام رادیویی اجتناب از یک آبراه هم باعث میشود که کشتیهای تجاری در تصمیم خود برای عبور از آن آبراه تجدیدنظر کنند.
«این القا که ما تنها به اندازه چند روز حمله دیگر با نابودی کامل توانایی ایران برای بسته نگه داشتن تنگه فاصله داریم، کاملاً یک مغالطه است.»جیسون کمپبل، مقام سابق پنتاگون که اکنون در اندیشکده مؤسسه خاورمیانه فعالیت میکند به نشریه هیل میگوید: «این القا که ما تنها به اندازه چند روز حمله دیگر با نابودی کامل توانایی ایران برای بسته نگه داشتن تنگه فاصله داریم، کاملاً یک مغالطه است.» این تحلیلگر نظامی معتقد است: «ایرانیها در مجموعهای از تاکتیکهای نامتقارن که دههها خود را برای استفاده از آنها آماده کردهاند بسیار ماهر هستند و بیش از ۳۷۰ مایل خط ساحلی برای حمله در اختیار دارند. او گفت برای پوشش دادن این منطقه و همچنین کنترل اراضی تا عمق تقریبی ۳۰ مایلی خشکی جهت دور نگه داشتن کشتیها از برد موشکهای ضدکشتی ایران، ما داریم درباره دهها هزار نیروی زمینی صحبت میکنیم که باید بخشهای وسیعی از اراضی را برای مدت زمانی نامشخص تصرف کرده و حفظ کنند.»
تحلیلگران تاکید میکنند که ناتوانی در اعمال کنترل یکجانبه بر تنگه هرمز از طریق استفاده از زور، صرفا مربوط به آمریکا نیست، بلکه ایران هم در این زمینه متضرر میشود. نشریه اکونومیست نیز در یادداشتی مینویسد: «هیچیک از دو طرف راهکار نظامی برای دستیابی به اهداف خود ندارند. آقای ترامپ نمیتواند با بمباران، تنگه را باز نگه دارد؛ ایران نیز در صورت بسته شدن تنگه منفعتی نخواهد برد. کمضررترین گزینه برای هر دو طرف، همان توافقی است که اکنون خود مشغول نابود کردنش هستند.»
رابرت مالی، پژوهشگر اندیشکده گروه بینالمللی بحران و مذاکرهکننده پیشین آمریکا نیز با اشاره به ناکامی راهکارهای نظامی برای کنترل تنگه هرمز تاکید میکند: «من شانس معقولی برای احیای آتشبس به شکلی از اشکال قائل هستم، زیرا همانطور که هر دو طرف به زودی خواهند فهمید، هیچکدام نمیتوانند کاملاً به خواسته خود برسند.»
زمان به ضرر واشنگتن است
یکی از استدلالها در مورد غیرمحتمل بودن بازگشایی تنگه هرمز با استفاده از ابزار نظامی، زمانبر بودن هر گونه تلاش احتمالی و ابعاد فشارهای اقتصادی ناشی از انسداد تنگه هرمز است.
«اگرچه ایالات متحده در صورت داشتن زمان کافی میتواند توانایی ایران در تهدید کشتیرانی در خلیج فارس را کاهش دهد، اما دلیل چندانی وجود ندارد که باور کنیم میتواند پیش از آنکه هزینههای اقتصادی و سیاسی برای ترامپ کمرشکن و بازدارنده شود، به این هدف دست یابد.»در طول جنگ اخیر آمریکا هزینههای قابل توجهی از ادامه جنگ متحمل شده است. برخی رسانهها هزینه مستقیم نزدیک به پنج ماه جنگ با ایران را نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد میکنند. افزایش بهای نفت و بنزین، نارضایتی افکار عمومی از جنگ، تأثیر احتمالی این موضوع بر انتخابات میاندورهای کنگره و کاهش ذخایر برخی تسلیحات پیشرفته، از مهمترین چالشهای واشنگتن عنوان شده است.
تریتا پارسی، همبنیانگذار و معاون اجرایی اندیشکده کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه در پایگاه تحلیلی ریسپانسیبل استیتکرفت با اشاره به اینکه اگر قرار بود اقدام نظامی نتیجه بخش باشد، ترامپ در دور نخست عملیات نظامی از ۹ اسفند تا ۱۹ فروردین به نتایج دلخواه میرسید، مینویسد: «اگرچه ایالات متحده در صورت داشتن زمان کافی میتواند توانایی ایران در تهدید کشتیرانی در خلیج فارس را کاهش دهد، اما دلیل چندانی وجود ندارد که باور کنیم میتواند پیش از آنکه هزینههای اقتصادی و سیاسی برای ترامپ کمرشکن و بازدارنده شود، به این هدف دست یابد. این اساساً همان واقعیت استراتژیکی است که او در ماه فوریه با آن مواجه بود؛ تفاوت در این است که در آن زمان او از نعمت تجربه و ارزیابی گذشته بهرهمند نبود، اما اکنون هست — هرچند به نظر نمیرسد این موضوع تفاوتی ایجاد کرده باشد.»
اکونومیست یک هفته بعد از آغاز دور جدید تجاوز نظامی آمریکا به ایران نوشت: «یک گزینه برای دونالد ترامپ، ادامه حملات محدود به سایتها و تجهیزات نظامی ایران است. مشکل اینجاست که بیش از ۳۰۰ حمله از این دست طی هفت شب، رفتار ایران را تغییر نداده است. دلیلی وجود ندارد که فکر کنیم شب هشتم یا هشتادم تفاوتی ایجاد خواهد کرد. پس از شش هفته بمباران بسیار شدیدتر توسط آمریکا و اسرائیل، منافع حملات پراکنده امروزی احتمالاً ناچیز است. حتی اگر آمریکا بتواند تمام پرتابگرهای ساحلی ایران را نابود کند، حکومت ایران میتواند به شلیک به کشتیها از مناطق داخلی کشور ادامه دهد. برد بسیاری از موشکها و پهپادهای آن بالای ۱۰۰۰ کیلومتر است.»
اکونومیست، گزینه دیگر توسعه دادن عملیات نظامی را هم در نظر میگیرد و مینویسد: «گزینه دوم، تشدید تنش است. با این حال، این کار با ریسک همراه بوده و هیچ تضمینی برای نتیجهبخش بودن آن وجود ندارد. بمباران زیرساختهای حیاتی ایران، حملات تلافیجویانه به کشورهای حوزه خلیج فارس را به همراه خواهد داشت (و چنین حملاتی از سوی آمریکا جنایت جنگی محسوب میشود). اعزام نیروی زمینی تقریباً به طور قطع در واشنگتن گزینهای مرده و غیرقابل بحث است. در ۸ ژوئیه، ترامپ تهدید مکرر خود مبنی بر تصرف جزیره خارگ، محل پایانه اصلی صادرات نفت ایران را تکرار کرد. این کار نیز کمکی به بازگشایی تنگه هرمز در فاصله بیش از ۶۰۰ کیلومتری نخواهد کرد.»
خطر بیخاصیت شدن کنترل بر تنگه هرمز
برخی تحلیلگران در عین حال اشاره میکنند که استمرار طولانی مدت ناامنی در تنگه هرمز ممکن است این آبراهه را برای ایران بیخاصیت کند. ناامنی طولانی در این آبراه حیاتی که هم برای بازارهای جهانی اهمیت فوقالعاده دارد و هم محل صادرات منابع درآمد اصلی کشورهای ساحلی است، ممکن است این کشورها را به فکر راههای جایگزین بیاندازد.
اندیشکده شورای آتلانتیک در مقالهای تفصیلی، کلیه کریدورهای در دست مطالعه و در دست ساخت برای انتقال نفت خام و فرآوردههای نفتی به بنادر و بازارهایی که نیازمند تنگه هرمز نباشند، مورد بررسی قرار دادهاست. همین حالا هم امارات متحده عربی از طریق بندر فجیره و عربستان سعودی از طریق بندر ینبع در دریای سرخ، تنگه هرمز را دور میزنند و بخشی از صادرات نفت خام خود را از این طریق انجام میدهند. دولت عراق هم به دنبال یافتن راههایی برای از سرگیری صادرات نفت خام از طریق خط لوله به بنادری خارج از منطقه است.
خاویر بلاس، ستوننویس بلومبرگ در یادداشتی با اشاره به بیاثر شدن اهمیت استراتژیک تنگه هرمز در صورت طولانیتر شدن ناامنیها مینویسد: «ایران ممکن است در چندین نبرد پیروز شود، اما تا سال ۲۰۳۰، با توجه به اینکه میلیونها بشکه نفت مسیرهای جایگزین را در پیش میگیرند، این تنگه دیگر شاهراه اصلی انتقال نفت نخواهد بود که امروز هست.»
۲۱۹












