به گزارش ایسنا، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار با این یادآوری برای علیرضا شاپور شهبازی، باستانشناس، تاریخنگار، زبانشناس، نویسنده، ایرانشناس و متخصص در باستانشناسی دوران ایران هخامنشی و استاد دانشگاههای شیراز، تهران، هاروارد، کلمبیا، گوتینگن و اورگن شرقی، نوشت: «شهبازی زادۀ سال ۱۳۲۱ بود و از مردم فارس. ابتدا در ایران درس خواند و سپس در لندن. پس از آن در دانشگاه شیراز تدریس کرد. در آن دوره بود که راهنمای خوبی برای تخت جمشید نوشت (چند بار به چاپ رسیده). کتابی هم از او در سال ۱۳۵۱ با نام شاهنشاهان و سنتهای ایرانیان منتشر شد. سال بعد کتاب بهتری بهعنوان نقوش اقوام شاهنشاهی هخامنشی بنابر حجاریهای تخت جمشید به قلم او پدیدار شد.
شهبازی فریفتۀ تخت جمشید بود و چندی خدمتگزار رسمی آن. روزگار و عمرش بر سر هخامنشیان مصروف شد. ماندگاری نام او در زمینۀ تاریخ تتبعات ایرانی موجب سرافرازی است.» [نادرهکاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۴۳۸-۱۴۳۹]
شاپور شهبازی در ۲۵ تیرماه ۱۳۸۵ خورشیدی بر اثر بیماری سرطان معده درگذشت و پیکر او را در کنار آرامگاه حافظ، در بخش هنرمندان و نامآوران استان به خاک سپردند.
شاپور شهبازی، از باستانشناسان و تاریخنگاران چیرهدست و استاد فقید ایران باستان در ایران، آلمان و ایالات متحده آمریکاست. ایرانشناس و کتابشناس برجسته، زنده یاد ایرج افشار، هنگامی که از درگذشت او آگاه شد، در نوشتهای چنین آورد: «شهبازی یکی از دانایان ایران بود که روزگار ایران باستان، به ویژه دوران هخامنشی را نیکو میشناخت و درباره آن دوره، تجربه میدانی، دید جهانی و آگاهی گستردهای داشت.»
کورش کمالی سروستانی، مدیر دانشنامۀ فارس نیز در یکی از بزرگداشتهای شاپور شهبازی دربارۀ کارهای پژوهشی او گفته بود: «شادروان شاپور شهبازی در ۲۸ سالگی و در سال ۱۳۴۹ خورشیدی کتاب ارزشمند «جهانداری کورش بزرگ» را به زبان پارسی نگاشت. تا آن زمان هیچ فرد ایرانی کتابی علمی در این زمینه ننوشته بود و آثار به جا مانده، همگی از فرنگیان بوده است و این کتاب نخستین نوشتار به زبان پارسی دربارۀ شاهنشاه هخامنشی است. همچنین او نخستین کتاب راهنمای مصور تخت جمشید و نقش رستم را در سال های ۱۳۵۶ و ۵۷ خورشیدی زمانی که ریاست بُنداد هخامنشیان را بر دوش داشت، به زبان پارسی نگاشت. و کتاب راهنمای پاسارگاد استاد پس از سال ۵۷ خورشیدی به چاپ میرسد و تا آن زمان هیچ کتابی در این زمینه از پژوهشگران ایرانی وجود نداشت و تنها یکسری بروشور و کاتالوگ به زبان پارسی بیشتر در دسترس نبود. بُنیادگذاری و سرپرستی بُنداد تحقیقات هخامنشی در سال ۱۳۵۳خورشیدی دورهای طلایی به شمار میآید برای ساماندهی محوطۀ پارسه (تخت جمشید) و پژوهشهای هخامنشی.»
کامیار عبدی، باستانشناس و عضو هیات علمی گروه باستانشناسی دانشگاه شهید بهشتی تهران نیز درباره نقش شهبازی در پژوهشهای باستانشناسی بهویژه دوره هخامنشی گفته است: «شادروان شاپور شهبازی، نقطۀ عطفی در پژوهشهای ایران باستان به شمار میآید. زمانی که به پیش از او نگاه میاندازیم، بیشتر نوشتارها و جستارها و کتابها از دورۀ هخامنشی تا ساسانی بر پایۀ سرچشمههای یونانی و رومی است. اما پس از حضور زندهیاد شهبازی، تحولی شگرف در زمینۀ پژوهشهای ایران باستان رخ میدهد. از نخستین کتاب استاد شهبازی کورش بزرگ تا واپسین اثر بزرگ آنکه تاریخ ساسانیان است و دیدگاهی نو و تازه از مهمترین دورۀ ایران باستان را به نمایش میگذارد. پیشتر غربیها بر این باور بودند که ایرانیها زیاد اهل نوشتن نیستند و منابعی که ما میتوانیم در بازسازی تاریخ ایران باستان از دورۀ هخامنشی تا ساسانی استفاده کنیم، بیشتر یونانی یا رومی است که به هر روی بیگانگان بودهاند و در تاریخنگاری دشواریهای را رقم میزده است؛ زیرا زمانی که قلم در دست دشمن است نمیتوان زیاد به نوشتههای آنان استناد کرد. اما زندهیاد شاپور شهبازی از منابع ایرانی در نوشتارهای خود بهره فراوان بردند و آنها را در کنار منابع یونانی و رومی قرار داده و همسنجی کردند. همچنین از سرچشمههای خاور نزدیک و عِبرانی و یهودی و سُریانی بهره بردند و تحولی در پژوهشهای ایرانشناسی انجام گرفت. از سویی، از دهۀ ۷۰ و ۸۰ میلادی تا سال ۲۰۰۰ میلادی که استاد شهبازی زنده هستند و نوشتههای خود را به چاپ میرساند و مدخلهایی هم در دانشنامۀ ایرانیکا وارد میکنند و پس از آن است که میبینیم تحولی در پژوهشهای ایران باستان رخ میدهد و کسانی که پس از او پرورش یافتند، دیگر تنها به سرچشمههای باختری بَسنده نکرده و نوشتارهای ایرانی را مدنظر قرار میدهند، و اینها به ما کمک میکند که یک دیدگاه کلیتگرایانهای نسبت به ایران باستان بدست بیاوریم، و این موضوع را ما وامدار زندهیاد شاپور شهبازی هستیم و مکتب بومی شدۀ تاریخ ایران هماینک راهاندازی شده است.»
انتهای پیام









