به گزارش اقتصادنیوز به نقل از انتخاب، تایم نوشت: پس از آنکه آمریکا و ایران در ۱۷ ژوئن بر سر یک توافق آتشبس به توافق رسیدند، یک مقام ارشد آمریکایی در حال رصد واکنشهای آنلاین به این توافق بود که متوجه موضوعی غیرمنتظره شد.
به گزارش «انتخاب»، در ادامه این مطلب آمده است: دستیاران دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، انتظار داشتند حامیان او از این توافق استقبال کنند. اما برخلاف انتظار، اینفلوئنسرهای آنلاین در جنبش «ماگا» در شبکههای اجتماعی به شدت به این توافق حمله کردند.
یکی از آنها مقالهای از یک نویسنده اسرائیلی را با این عنوان به اشتراک گذاشت: «میتوانستی بزرگترین رئیسجمهور تاریخ باشی؛ اما شکست خوردی.»
چند نفر دیگر نیز همان ویدیویی را منتشر کردند که در آن به نظر میرسید نخستوزیر قطر در اسرائیل، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، را تحقیر یا نادیده میگیرد. آنها استدلال کردند که این ویدیو نشان میدهد قدرتهای منطقهای، «سادهلوحی» دولت ترامپ را جدی نمیگیرند.
برخی دیگر ترامپ را متهم کردند که پیش از تحقق هدف اعلامشدهاش یعنی نابودی برنامه هستهای ایران، تسلیم شده است. بسیاری از این پستها تقریباً همزمان منتشر شده بودند و شباهتهایی در زبان و لحن آنها وجود داشت.
این مقام آمریکایی شروع به جمعآوری اسکرینشاتها کرد و به این نتیجه رسید که این اتفاق نمیتواند تصادفی باشد. او با بررسی پستهای چهرههای برجسته جریان راستگرای آنلاین، به این باور رسید که یک فرد غیرمنتظره در مرکز این موج انتقادها قرار دارد: براد پارسکیل، مدیر سابق ستاد انتخاباتی ترامپ و متخصص عملیات دیجیتال.
بر اساس اسناد ثبتشده در چارچوب «قانون ثبت عوامل خارجی» (FARA) که مجله TIME آنها را بررسی کرده است، در سپتامبر گذشته، شرکت تبلیغاتی جهانی هاواس (Havas)، شرکت پارسکیل با نام «Clock Tower X» را استخدام کرد تا یک کارزار دیجیتال به نمایندگی از دولت اسرائیل اجرا کند.
طبق این توافق، عملیات پارسکیل باید هر ماه ۱۰۰ محتوای اصلی تولید میکرد که دستکم ۸۰ درصد آن برای مخاطبان نسل زد (Gen Z) در پلتفرمهایی مانند تیکتاک، اینستاگرام، یوتیوب و پادکستها طراحی میشد.
در پیشنویس قرارداد خدمات که در پرونده ثبتشده وجود دارد، پارسکیل همچنین متعهد شده بود این کارزار را در شبکههای اجتماعی تقویت کند و از طریق «ادغام پیامهای روایی در داراییهای شبکه رسانهای سالم (Salem Media Network) و کانالهای توزیع همسو» آن را گسترش دهد؛ منظور از این عبارت، شرکت رسانهای محافظهکار مسیحی سالم است که پارسکیل در آن سمت مدیر ارشد راهبردی دارد.
پارسکیل متعهد شده بود که این عملیات ماهانه دستکم ۵۰ میلیون بازدید و اثرگذاری دیجیتال ایجاد کند و همچنین بر نحوه توصیف اسرائیل و جنگ توسط ابزارهای هوش مصنوعی مانند ChatGPT شرکت OpenAI، Claude شرکت Anthropic و Gemini گوگل تأثیر بگذارد.
در مقابل همه این خدمات، اسرائیل موافقت کرد ماهانه ۱.۵ میلیون دلار به شرکت Clock Tower X پرداخت کند.
بهصورت علنی، این کارزار به عنوان تلاشی برای مقابله با افزایش یهودستیزی در فضای آنلاین معرفی شد. اما یک مقام وزارت خارجه اسرائیل که از جزئیات این توافق اطلاع داشت، گفت هدف راهبردی دیگری نیز وجود داشت: جلوگیری از رویگردانی جوانان محافظهکار از اسرائیل.
به گفته این مقام، پارسکیل خود را فردی معرفی کرده بود که بهطور منحصربهفردی توانایی بهبود وجهه اسرائیل در میان جوانان محافظهکار را دارد. او بر تجربه خود در رأس عملیات سیاسی ترامپ تأکید کرده بود؛ تجربهای که به گفته خودش، به او درک عمیقی هم از ساختار اینترنت مدرن و هم از جنبش سیاسی ساختهشده توسط ترامپ داده بود.
جایگاه او در شرکت سالم (Salem) نیز یک مزیت محسوب میشد؛ شرکتی که ایستگاههای رادیویی، وبسایتها، پادکستها و داراییهای دیجیتال آن بخشی از اکوسیستم رسانهای محافظهکاران بود و پارسکیل وعده داده بود آن را برای این عملیات بسیج کند.
اگرچه پارسکیل اذعان دارد که هدف این عملیات جلوگیری از فاصله گرفتن جوانان محافظهکار از اسرائیل بوده است، اما میگوید نه او و نه شرکتهایش هیچ نقشی در تغییر افکار عمومی علیه اهداف ترامپ نداشتهاند.
پارسکیل به تایم گفت: «من هرگز، تحت هیچ شرایطی، بودجهای برای، سازماندهی یا مشارکت در هیچ تلاشی برای تضعیف رئیسجمهور ترامپ نداشتهام؛ از جمله در ارتباط با تفاهمنامه (MOU) یا پیشنهاد آتشبس او. ادعا اینکه من در حال هماهنگ کردن تلاشی برای طولانی کردن جنگ هستم، کاملاً نادرست است.
تنها کسانی که در حال ساختن یک درگیری میان رئیسجمهور ترامپ، اسرائیل و من هستند، مقامهای ناشناسی هستند که با استفاده از نقلقولهای غیررسمی، میخواهند من را به عنوان مقصر معرفی کنند.»
سه نفر آشنا با این کارزار، آن را یک عملیات پیامرسانی توصیف کردند که از طریق شبکهای از شرکتهای مرتبط با یکدیگر انجام میشد؛ شرکتهایی که تحت مدیریت پارسکیل یا شرکتهایی که او تأسیس کرده یا مالک آنها بوده، از جمله Campaign Nucleus و Influenceable، فعالیت میکردند. پارسکیل اکنون در Influenceable سهام اقلیت دارد.
به گفته این افراد، از طریق گروههای گفتوگوی خصوصی، اینفلوئنسرهای محافظهکار متنها و ادبیات پیشنهادی برای انتشار در شبکههایی مانند X، اینستاگرام و تیکتاک دریافت میکردند.
سپس بر اساس میزان بازدید (impressions) و میزان تعامل کاربران با محتوای آنها، به آنها پول پرداخت میشد.
شرکت Clock Tower X در وبسایت خود اعلام کرده که یک «اکوسیستم اینفلوئنسری» ایجاد کرده است که شامل «شبکههای مدیریتشدهای است که روایتها را از طریق صداهای معتبر و توزیعشده تقویت میکنند.»
هنوز مشخص نیست شرکتهای تحت مدیریت پارسکیل در چارچوب کارزار اسرائیل چه مقدار پول به تولیدکنندگان محتوا پرداخت کردهاند.
طبق پیامکهای داخلی که TIME بررسی کرده است، در یکی دیگر از کارزارهای اخیر Influenceable، به اینفلوئنسرها مبلغ پایه ۲۲۵۰ دلار پرداخت میشد، به اضافه یک دلار برای هر هزار بازدید تا سقف دو میلیون بازدید؛ مدلی که میتوانست درآمد هر پست را تا ۴۲۵۰ دلار افزایش دهد.
افرادی که در این برنامهها شرکت کرده بودند ــ که بیشتر آنها به دلیل نگرانی از پیامدها خواستند نامشان فاش نشود ــ رد کردند که این روش اقدامی نادرست یا غیرقانونی بوده باشد.
پارسکیل میگوید هیچ بخشی از پول قرارداد ثبتشده در FARA برای پرداخت به اینفلوئنسرها استفاده نشده است؛ زیرا به گفته او، چنین پرداختهایی آنها را ملزم میکرد منبع تأمین مالی خود را اعلام کنند.
او همچنین گفت سازمانهای مسیحی دیگری شرکتهای او، از جمله Influenceable، را پس از حملات ۷ اکتبر برای حمایت از اسرائیل استخدام کردهاند، اما حاضر نشد نام آنها را اعلام کند.
یکی از چهرههای محافظهکار مرتبط با این کارزار، «ایال یاکوبی» بود؛ فارغالتحصیل جوان دانشگاه که در شبکه اجتماعی X حسابی پرطرفدار دارد. او میگوید حدود یک سال پیش، پس از آنکه در برابر یک کمیته مجلس نمایندگان درباره یهودستیزی در دانشگاهها شهادت داد، همکاری با یکی از شرکتهای پارسکیل را آغاز کرد.
یاکوبی میگوید نه Influenceable و نه هیچ شرکت دیگری هرگز به او پول ندادهاند تا دیدگاههایی را تبلیغ کند که پیشتر به آنها باور نداشته است.
او گفت: «این شبیه یک آژانسی نیست که نماینده شما باشد.»
یک مقام شرکت Influenceable گفت یاکوبی در کارزارهای متعددی درباره موضوعات مرتبط با اسرائیل مشارکت داشته است.
این مدیر اجرایی گفت: «ایال یاکوبی با Influenceable به عنوان یک اینفلوئنسر پولی همکاری کرده است، اما هرگز به نمایندگی از دولت اسرائیل فعالیت نکرده است.»
او تأکید کرد که هیچیک از اینفلوئنسرهای این شبکه با پول خارجی پرداخت نشدهاند.
یاکوبی از اظهارنظر بیشتر خودداری کرد.
کارزاری که پارسکیل هدایت میکند همچنان ادامه دارد، اما به نظر میرسد نه دولت ترامپ و نه اسرائیلیها از نحوه پیشرفت آن راضی نیستند.
دولت بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، پارسکیل را استخدام کرده بود تا جایگاه اسرائیل را در میان محافظهکاران آمریکایی بهبود دهد، اما در عمل شاهد ادامه کاهش حمایت از اسرائیل در میان جناح راست آمریکا و همچنین در میان کل رأیدهندگان آمریکایی بوده است.
یک مقام اسرائیلی آشنا با این توافق، که به دلیل نداشتن مجوز برای صحبت علنی خواست نامش فاش نشود، گفت:
«ما از براد پارسکیل عصبانی هستیم. قرار بود او اوضاع را بهتر کند. ما پول زیادی به او پرداخت کردهایم. اما او با این پول چه کرد؟ اوضاع فقط بدتر شده است.»
بر اساس دادههای مرکز تحقیقات پیو (Pew Research Center)، دیدگاه مثبت نسبت به اسرائیل و همچنین نتانیاهو نسبت به سال گذشته کاهش یافته است.
اکنون تنها ۳۲ درصد از آمریکاییها دیدگاه مثبتی نسبت به دولت اسرائیل دارند؛ پایینترین سطح در چند دهه اخیر.
در ماه آوریل، مرکز پیو دریافت که میزان دیدگاه منفی جمهوریخواهان نسبت به اسرائیل نسبت به سال گذشته افزایش یافته است؛ بهطوری که ۵۷ درصد از جمهوریخواهان جوان دیدگاه نامطلوبی نسبت به اسرائیل دارند، در حالی که این رقم یک سال پیش ۵۰ درصد بود.
همچنین بر اساس مرکز تحقیقات یهودستیزی وابسته به «جنبش مقابله با یهودستیزی»، حوادث جهانی یهودستیزانه از زمان آغاز جنگ ایران ۳۴ درصد افزایش یافته است.
پارسکیل تأکید دارد که ابتکار او موفق بوده است.
او گفت: «هدف این کارزار جلوگیری از این بود که دشمنان اسرائیل و غرب بتوانند میان اسرائیل و آمریکاییهایی که بهطور سنتی از آن حمایت کردهاند ــ بهویژه در جناح راست سیاسی ــ شکاف ایجاد کنند؛ همانطور که آنها پیشتر در بخشهای قابل توجهی از جناح چپ موفق به انجام آن شده بودند.»
پارسکیل در این باره به نظرسنجی اسکات راسموسن که در ۵ ژوئن منتشر شد اشاره کرد؛ نظرسنجیای که نشان میداد ۷۳ درصد از رأیدهندگانی که از «سیاستهای ترامپی» حمایت میکنند، دیدگاه مثبتی نسبت به اسرائیل دارند.
او افزود: «حمایت در میان این گروه از حملات علیه ایران از ۷۸ درصد به ۸۴ درصد افزایش یافت و حمایت از طرفداری از اسرائیل پس از درگیری با ایران هفت درصد بیشتر شد. مخاطبانی که ما مأمور رسیدن به آنها بودیم، اسرائیل را ترک نکردند؛ بلکه پشت آن ایستادند.»
در داخل کاخ سفید، برخی مقامها به دلیل دیگری ناراضی بودند. آنها معتقد بودند آنچه در ابتدا تلاشی برای حفظ حمایت جناح راست آمریکا از اسرائیل بود، به یک عملیات نفوذ تبدیل شد که با منافع سیاسی رئیسجمهور در تضاد قرار گرفت؛ زیرا اهداف جنگی ترامپ و نتانیاهو به تدریج از یکدیگر فاصله گرفتند.
به باور این مقامها، این عملیات توسط فردی هدایت میشد که بر اساس تصور نزدیکیاش به ترامپ، نفوذ سیاسی کسب کرده بود. آنها معتقد بودند همان اکوسیستم رسانهای که پارسکیل وعده داده بود آن را فعال کند، اکنون به انتشار استدلالهایی کمک میکند که تلاش ترامپ برای پایان دادن به جنگ را تضعیف میکند.
یک مقام ارشد اطلاعاتی آمریکا که به دلیل نداشتن مجوز برای صحبت علنی درباره این موضوع به شرط ناشناس ماندن با TIME گفت:
«ما درباره این صحبت میکنیم که اینفلوئنسرهای آمریکایی از سوی یک کشور خارجی پول دریافت میکنند و سپس تلاش میکنند موجی ایجاد کنند تا دیدگاه رئیسجمهور یا افراد نزدیک به او را تغییر دهند. این موضوع به هیچ وجه چیزی نیست که بتوان آن را بیاهمیت تلقی کرد.»
دفتر نتانیاهو از اظهارنظر درباره این موضوع خودداری کرد.
یک سخنگوی کاخ سفید نیز گفت از وجود چنین کارزاری اطلاعی ندارد و حاضر به اظهار نظر نشد.
براد پارسکیل پیش از این نیز توانسته بود خود را بازتعریف کند.
در سال ۲۰۱۶، او یک فعال دیجیتال ناشناخته بود که با استفاده از ابزارهای هدفگذاری تبلیغاتی فیسبوک، به تبدیل این پلتفرم به یکی از قدرتمندترین ابزارهای سیاسی در تاریخ مدرن آمریکا کمک کرد و از این طریق در پیروزی غیرمنتظره ترامپ نقش داشت.
او در سال ۲۰۲۰ مدیریت ستاد انتخاباتی ترامپ برای انتخابات مجدد را بر عهده گرفت، اما در تابستان همان سال از این سمت کنار گذاشته شد.
در شش سال پس از آن، پارسکیل نوعی امپراتوری دیجیتال برای خود ایجاد کرد؛ امپراتوریای که بر این ایده بنا شده بود که سیاست دیگر صرفاً درباره متقاعد کردن رأیدهندگان نیست، بلکه درباره تسلط بر الگوریتمهایی است که تعیین میکنند مردم چه چیزی ببینند و به چه چیزی باور پیدا کنند.
او از طریق Clock Tower X و مجموعهای از شرکتهای وابسته، کسبوکاری ساخت که برای عصری طراحی شده بود که در آن تولیدکنندگان محتوا به اندازه مجریان تلویزیونی اهمیت دارند، پادکستها با شبکههای خبری کابلی رقابت میکنند و الگوریتمها تعیین میکنند کدام پیامها گسترش پیدا کنند و کدام ناپدید شوند.
هدف، خرید مستقیم توجه مردم نبود؛ بلکه کاشتن روایتها درون جوامعی بود که پیشاپیش به افرادی که این پیامها را منتقل میکردند اعتماد داشتند.
در سال ۲۰۲۵، اسرائیل دقیقاً به چنین رویکردی نیاز داشت.
کارزار نظامی پس از حملات ۷ اکتبر به چیزی فراتر از یک نبرد در میدان جنگ تبدیل شده بود.
مقامهای اسرائیلی به طور فزایندهای معتقد بودند که این دولت در یک جنگ اطلاعاتی در فیدهای تیکتاک، ریلزهای اینستاگرام، پادکستها، ویدیوهای یوتیوب و همچنین در سیستمهای هوش مصنوعی که میلیونها نفر برای درک جهان به آنها متکی هستند، در حال شکست خوردن است.
کاهش حمایت از اسرائیل در میان جناح راست آمریکا نیز گسترش یافته بود؛ جایی که چهرههای بانفوذی مانند تاکر کارلسون و استیو بنن آشکارا نسبت به نتانیاهو مواضع انتقادی گرفته بودند.
فعال محافظهکار فقید، چارلی کرک، پیش از بسیاری از مقامهای اسرائیلی در اورشلیم، این تغییر را تشخیص داده بود.
در نامهای خصوصی به بنیامین نتانیاهو در ماه مه ۲۰۲۵ که TIME آن را بررسی کرده است، کرک هشدار داده بود که احساسات ضداسرائیلی در فضای آنلاین به «سطوح بیسابقهای» رسیده و خواستار یک کارزار ارتباطی تهاجمی شده بود: بسیج اینفلوئنسرها، اعزام گروگانهای سابق برای سخنرانی، و پر کردن شبکههای اجتماعی با روایتهایی که تصویری انسانیتر از جامعه اسرائیل ارائه دهد.
کرک در این نامه نوشته بود: «میدانم که شما یک جنگ هفتجبههای دارید و گلایههای من در مقایسه با آن ناچیز است. اما تلاش میکنم به شما منتقل کنم که اسرائیل حتی در میان محافل محافظهکار نیز در حال از دست دادن حمایت است. این باید یک وضعیت فوقالعاده جدی تلقی شود.»
نتانیاهو هرگز به این نامه پاسخ نداد، هرچند طبق گفته منبعی آگاه از این گفتوگو، او سال گذشته با کرک تلفنی صحبت کرده بود.
تا پاییز سال گذشته، وزارت خارجه اسرائیل به این نتیجه رسیده بود که تلاشهای سنتی دیپلماسی عمومی این دولت ــ که در اسرائیل با عنوان «هسبارا» (Hasbara) شناخته میشود ــ بهشدت ناکافی است.
طبق گفته مقام وزارت خارجه اسرائیل، مقامهای این دولت نگران نفوذ چهرههایی مانند کارلسون و بنن بودند و همچنین نگران گسترش این تصور در میان جوانان محافظهکار بودند که اسرائیل دارای نفوذ پنهان بر سیاست خارجی آمریکا است.
آنها همچنین نگران بودند که جیدی ونس و متحدانش در حال هدایت جناح راست آمریکا به سمت نوعی انزواگرایی هستند که اساساً با منافع راهبردی اسرائیل در تضاد است.
به همین دلیل، آنها به دنبال فردی بودند که هم فضای اینترنت و هم فرهنگ جنبش مگا (MAGA) را بشناسد.
پارسکیل تنها مشاور نزدیک به ترامپ نبود که اسرائیلیها با او تماس گرفتند، اما به نظر میرسید بیش از دیگران با نیاز آنها هماهنگ است.
طبق اسناد FARA، او این توافق را در ۲۰۲۵ امضا کرد.
یک مقام اسرائیلی که در مذاکرات حضور داشت گفت پارسکیل خود را فردی معرفی کرده بود که ارتباطی منحصربهفرد با جهان سیاسی ترامپ دارد.
اما طبق گفته منابع آگاه، پارسکیل بیش از پنج سال است که با رئیسجمهور ترامپ صحبت نکرده است.
بخشی از برنامه پارسکیل، تمرکز بر تأثیرگذاری بر منابعی بود که چتباتهای هوش مصنوعی برای جمعآوری اطلاعات از آنها استفاده میکنند.
این عملیات وبسایتهایی مانند PaxPoint.org و FactSignal.org ایجاد کرد؛ وبسایتهایی که کمتر برای خوانندگان انسانی، و بیشتر برای سیستمهای هوش مصنوعی طراحی شده بودند تا هنگام ترکیب اطلاعات از سراسر اینترنت از آنها استفاده کنند.
بخش دیگری از این عملیات شامل یک شبکه گسترده از اینفلوئنسرهای محافظهکار بود.
به گفته یکی از افراد سابق مشارکتکننده در این برنامه، اینفلوئنسرها از طریق گروههای خصوصی پیامرسان، پیامهای هماهنگ دریافت میکردند، زمان انتشار پستهای خود را با یکدیگر هماهنگ میکردند و بر اساس میزان دسترسی و بازدیدی که ایجاد میکردند، دستمزد دریافت میکردند.
نمونه مشابهی از چنین فعالیتی در ماه مارس آشکار شد؛ زمانی که نیک سورتور، یک چهره محافظهکار با بیش از یک میلیون دنبالکننده در X، Influenceable را متهم کرد که یک کارزار اعلامنشده به نفع صنعت نوشابه اجرا کرده است.
سورتور اشاره کرد که چندین اینفلوئنسر مگا، پیامهایی بسیار مشابه در دفاع از نوشیدنیهای شیرین منتشر کرده بودند و در این پیامها به علاقه شناختهشده ترامپ به نوشابه رژیمی دایتکُک اشاره شده بود.
سورتور اسکرینشاتهایی از این پستهای تقریباً یکسان منتشر کرد و این شبکه را متهم کرد که گفتوگویی را که ظاهراً یک حرکت مردمی و خودجوش به نظر میرسید، به شکل مصنوعی ایجاد کرده است.
پستهای سورتور توجه مقام آمریکاییای را جلب کرد که در حال رصد بحثهای آنلاین درباره اسرائیل و ایران بود.
این مقام با بررسی دقیقتر گفتوگوهای شکلگرفته در فضای محافظهکاران درباره توافق، همان الگوها را مشاهده کرد: استفاده از زبان مشابه در حسابهایی که ظاهراً مستقل از یکدیگر بودند و انتشار سریع و هماهنگ پیامها.
او به تایم گفت: «شما با فردی مواجه هستید که این وظیفه نفوذدهی را میان افراد مختلف توزیع میکند؛ فردی که از سوی یک عامل خارجی برای فعالیت در فضای شبکههای اجتماعی پول دریافت میکند. از نظر من، این موضوع بسیار، بسیار خطرناک است.»
اما اینفلوئنسرهای آنلاین با مفسران رادیویی یکسان نیستند، حتی اگر بسیاری از چهرههای رادیویی دنبالکنندگان بسیار زیادی در شبکههای اجتماعی داشته باشند.
پارسکیل با اشاره به مقررات کمیسیون ارتباطات فدرال آمریکا (FCC) گفت این مقررات، تأثیرگذاری نهادهای خارجی بر برنامههای پخش رادیویی و تلویزیونی را ممنوع میکند و از استقلال تحریریهای رسانهها حمایت میکند. او گفت فعالیتهایش شامل انتقال پیام از طریق شبکه سالم (Salem) نبوده است.
پارسکیل گفت: «قرارداد من با اسرائیل بر مجریان سالم یا اینفلوئنسرهای مستقل تأثیری ندارد. این ایده که هر صدای حامی اسرائیل باید بخشی از یک کارزار هماهنگ باشد، مضحک است. این افراد کسانی هستند که از قبل از رئیسجمهور ترامپ حمایت میکردند و از قبل باور داشتند که اسرائیل یک متحد حیاتی آمریکا است.
اینکه بگوییم من باید به آنها پول بدهم تا چنین دیدگاههایی را بیان کنند، مثل این است که بگوییم باید به خورشید پول بدهم تا طلوع کند. حمایت آنها مدتها پیش از این کارزار وجود داشت و به من وابسته نیست.»
اسرائیل تنها دولتی نیست که تلاش میکند فضای گفتوگوی آنلاین آمریکا را به نفع خود شکل دهد.
دولتهای سراسر جهان بهطور فزایندهای از عملیاتهای نفوذ دیجیتال برای شکل دادن به افکار عمومی و پیشبرد منافع ملی خود استفاده میکنند.
روسیه از مزارع ترول، شخصیتهای جعلی در شبکههای اجتماعی و مطالب هکشده برای تشدید اختلافات سیاسی در آمریکا استفاده کرده است؛ بهویژه در جریان انتخابات سال ۲۰۱۶.
ایران نیز به شبکههای مخفی آنلاین و کارزارهای جعل هویت متکی بوده تا روایتهای طرفدار تهران را تقویت کند و منتقدان خود را هدف قرار دهد.
چین نیز عملیاتهای نفوذ تحت حمایت دولت را در شبکههای اجتماعی غربی گسترش داده است.
تلاش بازیگران خارجی برای تأثیرگذاری بر بحثهای سیاسی آمریکا در فضای آنلاین، به یکی از ویژگیهای ژئوپلیتیک مدرن تبدیل شده است، نه یک استثنا.
اما مقام اطلاعاتی آمریکا معتقد است چیزی که این مورد را متفاوت میکند، هدف این عملیات است: نه رأیدهندگان مردد یا افکار عمومی آمریکا بهطور کلی، بلکه پایگاه سیاسی خود رئیسجمهور.
این مقام گفت: «مهم است درک کنیم که اگر یک براد پارسکیل وجود دارد، افراد دیگری هم وجود دارند.»