خبرگزاری مهر، گروه استانها - احسان عباس پور: گاهی تاریخ در لحظهای کوتاه، چنان متراکم میشود که یک تشییع، دیگر صرفاً آیین بدرقه یک انسان نیست بلکه به روایتی از هویت، حافظه تاریخی، باورهای دینی و مناسبات قدرت در جهان تبدیل میشود. تشییع پیکر آیتالله امام سیدعلی خامنهای از تهران تا قم، از نجف تا کربلا و از آنجا تا مشهد، تنها تشییع پیکر مطهر یک رهبر نیست بلکه نمایشگاهی از سرمایه اجتماعی، پیوندهای فراملی و استمرار یک گفتمان در جغرافیای جهان اسلام است. این تشییع نه صرفاً آیینی برای بدرقه یک رهبر سیاسی و دینی بلکه صحنهای کمنظیر از همگرایی ملتها، مذاهب و ادیان است؛ رخدادی که مرزهای جغرافیا را درمینوردد و به یکی از بزرگترین اجتماعات انسانی دنیا و جهان اسلام بدل میگردد.
تهران، آغاز این مسیر نه فقط پایتخت جمهوری اسلامی و نماد حکمرانی و مدیریت بلکه نقطه تلاقی میلیونها انسانی است که از اقوام، مذاهب و سلایق گوناگون گرد آمدهاند تا آخرین وداع را به تصویر بکشند. خیابانهایی که روزگاری صحنه راهپیماییهای بزرگ انقلاب بودند این بار در سکوتی آمیخته با اشک و مرثیه، شاهد حضور نسلی هستند که بخش مهمی از تاریخ سیاسی معاصر ایران را با نام آیتالله امام خامنهای شناختهاند.
قم، خاستگاه مرجعیت و قلب تپنده حوزههای علمیه، جلوهای دیگر از این بدرقه را به نمایش میگذارد. حضور مراجع، علما، استادان حوزه و دانشگاه و هزاران طلبه، بیانگر پیوند دیرینه میان مرجعیت دینی و تحولات اجتماعی ایران است. در این روایت، قم حافظ میراثی فکری است که دههها بر تحولات منطقه اثر گذاشته است.
اما هنگامی که این کاروان به نجف میرسد، ابعاد ماجرا رنگی فراتر از مرزهای ملی به خود میگیرد. نجف با پیشینه هزار ساله فقاهت شیعه در این زمان، شاهد حضور انبوه زائرانی از عراق، ایران، لبنان، پاکستان، افغانستان، کشورهای حاشیه خلیج فارس و دیگر نقاط جهان اسلام است. خیابانهای منتهی به حرم مطهر امیرالمؤمنین(ع)، آکنده از جمعیتی است که اشک و دعا را با شعارهای وحدت اسلامی درهم آمیختهاند.
اوج این روایت در کربلا شکل میگیرد؛ شهری که حافظه تاریخی آن با سرزمین جاودانه عاشورا گره خورده است. بینالحرمین در این تصویر، دریایی از انسانهایی است که فارغ از ملیت و زبان در سوگی مشترک گرد آمدهاند. نوحههای عربی، فارسی، اردو و ترکی در هم میآمیزد و پرچمهای کشورهای مختلف اسلامی، تصویری کمنظیر از امت اسلامی را رقم میزنند. بسیاری از عزاداران، این وداع را در امتداد فرهنگ عاشورا تفسیر میکنند؛ فرهنگی که بر مفاهیمی چون مقاومت، عزت، ایثار و ایستادگی در برابر سلطه استوار است.
آنچه این صحنه را متمایز میسازد، صرفاً گستردگی جمعیت نیست بلکه تنوع شرکتکنندگان است. شیعیان، به عنوان بدنه اصلی این اجتماع، طبیعیترین حضور را دارند اما در کنار آنان، گروههایی از اهل سنت نیز دیده میشوند که با انگیزههای متفاوت از احترام به جایگاه علمی و سیاسی آیتالله خامنهای تا همدلی با مواضع او درباره فلسطین و استقلال جهان اسلام، در این مراسم مشارکت کردهاند. این حضور، بیش از آنکه بیانگر همسانی اعتقادی باشد، بازتاب اشتراک در برخی دغدغههای سیاسی و تمدنی جهان اسلام است.
در مراسم شماری از شخصیتها و نمایندگان جوامع مسیحی نیز برای ادای احترام حضور دارند. این حضور نه به معنای اشتراک مذهبی، بلکه نشانهای از احترام متقابل، گفتگوی ادیان و توجه به نقش شخصیتهایی است که در عرصه سیاست و تحولات منطقهای اثرگذار بودهاند. این مسئله بیانگر آن است که در جهان معاصر، تأثیر یک رهبر میتواند فراتر از مرزهای اعتقادی نیز مورد توجه قرار گیرد.
مشهد، آخرین حلقه این وداع با فضای معنوی حرم مطهر امام رضا(ع)، پایانبخش مسیری است که از سیاست آغاز شده و به معنویت ختم میشود. میلیونها زائر، با قرائت قرآن، دعا و مرثیه، بدرقهای را به پایان میرسانند که در حافظه تاریخی یک ملت و بخشهایی از جهان اسلام ماندگار خواهد شد.
از منظر علوم سیاسی و اجتماعی، چنین رخداد بزرگی تنها یک مراسم مذهبی نیست. اجتماعات عظیم انسانی بهویژه هنگامی که از مرزهای ملی عبور میکنند به شاخصی از سرمایه اجتماعی، قدرت نرم و نفوذ فرهنگی تبدیل میشوند. در چنین شرایطی، پیام اصلی مراسم، صرفاً وداع با یک شخصیت نیست بلکه بازنمایی ظرفیت یک گفتمان برای ایجاد همبستگی، بسیج اجتماعی و شکلدهی به حافظه جمعی است. اجتماعات بزرگ انسانی، افزون بر بُعد احساسی، حامل پیامهای سیاسی، فرهنگی و تمدنی نیز هستند و میتوانند برداشت افکار عمومی جهان از جایگاه یک رهبر و میزان نفوذ اجتماعی او را تحت تأثیر قرار دهند.
شاید به همین دلیل است که «رستاخیز جهانی» بیش از آنکه توصیف یک تشییع باشد، توصیف احیای یک احساس مشترک است؛ احساسی که تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد را به پنج ایستگاه یک روایت واحد تبدیل میکند؛ رستاخیزی که نه بر پایه قدرت نظامی یا ابزارهای سیاسی که بر محور احساس تعلق، باورهای دینی، حافظه تاریخی و همبستگی اجتماعی شکل گرفته است؛ روایتی که در آن، میلیونها انسان با زبانها، ملیتها و حتی ادیان مختلف در برابر تاریخ میایستند تا نشان دهند که برخی شخصیتها، پس از پایان حیاتشان نیز همچنان در عرصه افکار عمومی و حافظه ملتها حضوری ماندگار و تاثیرگذار دارند.
* عضو هیئت علمی دانشگاه و معاونت جهاد تبیین شورای ائتلاف نیروهای انقلاب استان خوزستان











