به گزارش خبرگزاری تسنیم در قم، محمد باغستانی مدیرگروه و عضو هیأت علمی گروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در گزارشی تحلیلی با عنوان «کالبدشکافی تمدنی رویداد تشییع رهبر شهید؛ تحلیل دهبُعدی تجلی قدرت جمعی و معرفتی در مسیر تهران، عراق و مشهد»، حضور بیسابقه 40 تا 42 میلیون نفر در مراسم تشییع رهبر شهید را فراتر از یک مراسم عزاداری دانست و آن را «مانیفست انسانی» و «رخدادی تمدنی» توصیف کرد.
باغستانی با اشاره به اینکه این رویداد در مقیاس تاریخی و تمدنی قابل تحلیل است، اظهار کرد: این تجمع عظیم، تجلی عینی همسویی ابزار و ریشه است که در 10 بعد استراتژیک، پیامهای بنیادینی را به درون و بیرون مرزهای تمدنی مخابره میکند که به فشردگی به آنها اشاره میشود:
1. بعد داخلی: اتحاد مدلهای جغرافیایی و هویت ملی
در این رویداد، تضادهای دیرینه جغرافیایی درون ایران (سبک زندگی متفاوت بر آمده از آن ها) در یک «نقطه جمع» و به طور کامل یکی شدند. این انسجام نشان داد که هویت تمدنی و اعتقادی بر تفاوتهای منطقهای غلبه کرده است و جامعه ایران به یک «ارگانیسم واحد» تبدیل شده که آمادگی لازم برای گامهای بزرگ تمدنی را دارد.
2. بعد خارجی: شوک تمدنی به مدلهای فردگرای غربی
حضور این حجم از جمعیت سازمانیافته، یک «شوک تمدنی» برای جهان و به ویژه غرب است. در حالی که تمدن غربی با بحران تکهتکهشدن جامعه و فردگرایی مفرط دست و پنجه میزند، این رویداد نمایشگر یک «قدرت جمعی» است که ریشههای تمدن شرق را فعال و پویا نشان میدهد و ثابت میکند که سرمایه انسانی متصل به ریشه، قدرتمندترین ابزار در برابر استثمار معرفتی است.
3. بعد استراتژیک: همسویی ابزار و ریشه
این تشییع، نقطه تلاقی «قدرت عظیم» (ابزار) و «معرفت خالص» (ریشه) است. در تاریخ ما، همواره تضاد میان قدرت و معرفت وجود داشت؛ اما در این رویداد، ابزاری به عظمت 40 میلیون نفر، نه بر پایه دستورات اداری، بلکه بر پایه عشق و اصالت حرکت کردند. این یعنی تلاقی قدرت و معرفت برای گشودن مسیری نوین در تمدن بشری.
4. بعد معنوی - جغرافیایی: بازگشت به جغرافیای مقدس
در حالی که تأثیر جغرافیای طبیعی در دنیای مدرن کاهش یافته، «جغرافیای مقدس» (مزارات و اماکن شریف) همچنان قدرتمندترین کانونهای تحولآفرین هستند. این اماکن قادرند میلیونها انسان را تحت یک «اسم»، «مسیر»، «شعار» و «هدف» واحد سازماندهی کنند و ثابت کردند که تمدن ما هنوز ابزاری برای ایجاد انسجام در ابعاد کلان دارد.
5. بعد متافیزیکی: سقوط زمان و تجلی حال-گذشته
در فضای مقدس این رویداد، تعاریف خطی از زمان (گذشته/ حال/ آینده) فروپاشید. آنچه مربوط به قرنها پیش بود، به عنوان یک «حقیقت جاری» در زمان حال ظهور کرد. این «آمد و شد عجیب» در زمان، شرکتکنندگان را از اسارت زمان جاری خارج کرده و آنها را در یک «لحظه ابدی» قرار داد که انگیزهای وصفناپذیر برای حرکت ایجاد میکند.
6. بعد جامعهشناختی-عرفانی: گذار از «من» به «ما» (واحدیت در کثرت)
در این رویداد، تشخصهای فردی در اقیانوس جمعیت ذوب شدند. فرد از حالت تکسوی خارج شد و به بخشی از یک «اراده واحد» تبدیل گشت. در این «ما شدن»، تکثر ظاهری وجود داشت اما باطنی واحد بود؛ گویی میلیونها نفر حضور داشتند اما در حقیقت تنها «یک نفر» در حرکت بود. این تجربهی «واحدیت»، بالاترین سطح سازماندهی انسانی است.
7. بعد هستشناسی: تکثیر حقیقت شهید در وجود تودهها
در اوج «ما شدن»، یک بازگشت به تکثر غنی رخ داد؛ به گونهای که شهید در وجود تکتک شرکتکنندگان تکثیر شد. در حالی که جمعیت یک واحد بود، اما در درون هر فرد، رابطهای خصوصی و منحصربهفرد با شهید برقرار گشت. این تبدیل «تکثرِ تفرقآمیز» به «تکثرِ تکمیلی»، باعث شد تا هر فرد با انگیزهای شخصی و تجربهای ویژه، سهم خود را از این حقیقت به دست آورد.
8. بعد معرفتشناسی: کلاس درس عملی انسانشناسی دینی
این رویداد در واقع یک آکادمی تمدنی بود. طی این یک هفته، شرکتکنندگان مسیری تکاملی را طی کردند: از انسانشناسی دینی (شناخت جایگاه خود در برابر حق)، عبور از جامعهشناسی دینی (درک ساختار جامعهی همسو)، تا رسیدن به مبدأشناسی تمدن دینی(شناخت ریشه و مقصد تمدن). این یک تجربه زیسته بود که در آن عمل، جایگزین «نظریه» شد.
9. حیات ابدی و میراث جاری (سنجش محبوبیت در سختترین شرایط)
در تحلیل نهم این رویداد، باید به پایداری و تداوم نگاه کرد. به درازا کشیده شدن مراسم تشییع، گرمای شدید هوا و ازدحام بیسابقه، در هر شرایط عادی منجر به خستگی و کاهش جمعیت میشود؛ اما در این رویداد، ما شاهد پدیدهای معکوس بودیم.تداوم حضور میلیونی، با وجود تمام سختیهای اقلیمی و فیزیکی، و همچنین تنوع ملیتی شرکتکنندگان از کشورهای مختلف، حکایتی روشن و آشکار از جایگاه و شخصیت محبوب رهبر شهید در میان مردم است. این پایداری در برابر سختیها، نشان میدهد که نیروی محرک این جمعیت، نه یک الزام اجتماعی، بلکه یک “عشق عمیق و ریشهدار” است.
این تلاقی سختیهای مسیر و اشتیاق تودهها، گواهی بر این است که میراث ایشان با شهادت به پایان نرسید، بلکه در این لحظه، “حیات ابدی” خود را بازیافته است. وقتی میلیونی از انسانها با ملیتهای گوناگون، در گرمای سوزان و مسیرهای طولانی، با شوقی تمام در حرکتاند، یعنی میراث آن شخصیت، از قالب یک رهبری سیاسی خارج شده و به یک الگوی تمدنی و عشقی تبدیل شده است که مرزهای زمان، مکان و ملیت را درنورده است. این یعنی حیات ایشان، اکنون در قلب هر یک از این میلیونها انسان جاری است.
10. پیروزی حیات بر مرگ (تجلی مکتب عاشورایی و تبدیل فنا به بقا)
در تحلیل نهایی و غایی این رخداد، باید اذعان داشت که این تشییع با ابعاد بینالمللیاش، هرگز نماد “مرگ” نبوده است، بلکه نماد کشته شدن مرگ و تولد حیاتی نو برای میلیونها انسان است. وقتی مردمی در بحبوحه ناامیدیهای عصر مدرن، سختیهای اقلیمی و فیزیکی را به جان میخرند و در عین حال، چنین نشاط و شور حیات را در چهرههای یکدیگر میبینند، در واقع طعم مرگ را از دست دادهاند. این جمعیت، در مسیر تشییع، به حقیقتی دست یافتند که فنا تنها پلی است برای رسیدن به بقا.
این درس بزرگ، میراث رهبر شهید بود که خود آموختهی مکتب عاشورایی بود؛ مکتبی که در آن، گذشتن از جان، نه یک فقدان، بلکه آغاز حیات ابدی است. بنابراین، این تشییع عظیم، در واقع یک تمرین تمدنی برای جاودانگی بود. میلیونها انسان در این مسیر آموختند که چگونه با پیوستن به حقیقتی بزرگتر از خود، از حصار مرگ عبور کنند و به حیاتی دست یابند که هیچ مرگ جسمانی قادر به پایان دادن به آن نیست. این رویداد، اعلام پایان عصر ترس از مرگ و آغاز عصر حیات تمدنی است.
اکنون ما یک «نقشه جامع 10 بعدی» داریم که لایههای وجودی مهم این رخداد را پوشش داده است:
1. جغرافیا: (اتحاد مدلهای زمین).
2. سیاست جهانی: (شوک تمدنی به غرب).
3. استراتژی: (همسویی ابزار و ریشه).
4. معنویت مکانی: (قدرت مزارات به عنوان نقطه جمع).
5. متافیزیک زمان: (سقوط زمان و تلاقی حال و گذشته).
6. جامعهشناسی عرفانی: (ذوب شدن در “ما”ی ملیونی).
7. هستشناسی فردی: (تکثیر حقیقت شهید در تکتک انسانها).
8. معرفتشناسی تمدنی: (کلاس درس انسانشناسی و مبدأشناسی دینی).
9. حیات ابدی: (میراث ماندگار در برابر سختیها).
10. پیروزی بر مرگ: (تجلی عاشورایی و تبدیل فنا به بقا)
عضو هیأت علمی پژوهشکده اسلام تمدنی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در پایان خاطرنشان کرد: این تحلیل، نقشهای جامع از 10 لایه وجودی این رخداد ارائه میکند؛ از اتحاد جغرافیایی و شوک تمدنی به غرب گرفته تا سقوط زمان، وحدت عرفانی، تکثیر حقیقت شهید، حیات ابدی و پیروزی بر مرگ. بر این اساس، تشییع رهبر شهید را باید نه صرفاً یک رویداد سیاسی یا اجتماعی، بلکه نقطهای تعیینکننده در بازتعریف حیات تمدنی و معنوی جهان اسلام دانست.
انتهای پیام/