به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: یادداشت صاحب این قلم با فکتهای مستند، پرونده بریتانیا را بازخوانی میکند، همان بریتانیایی که روشنفکران تصنعی ایرانی، هنوز دل در گرواش دارند. بر اساس گزارش رسمی بنیاد خیریه تراسل تراست، بزرگترین شبکه بانکهای غذایی بریتانیا، در سال مالی ۲۰۲۳-۲۰۲۴، ۳.۱ میلیون بسته غذای اضطراری میان خانوادههای بریتانیایی توزیع شد. این بالاترین رقم در تاریخ ۳۰ ساله این بنیاد است. ۱.۱ میلیون کودک بریتانیایی در خانوادههایی زندگی میکنند که برای سیر کردن شکم خود به بانک غذا وابستهاند. این یعنی در پنجمین اقتصاد بزرگ جهان، میلیونها انسان نمیدانند وعده بعدی غذایشان از کجا میآید. آیا باز هم نمیخواهند بگویند «خاک بر سر بریتانیا»؟
موسسه خیریه شلتر در گزارش سال ۲۰۲۴ خود اعلام کرد ۱۵۱ هزار کودک بریتانیایی بیخانمان هستند و در مسکنهای موقت زندگی میکنند. این یعنی یک کودک از هر ۹۵ کودک. دفتر آمار ملی بریتانیا تأیید میکند ۳۰۹ هزار خانوار در سال ۲۰۲۳ بیخانمان شدند. اینها آمار یک کشور جهان سومی نیست. اینها آمار بریتانیای به اصطلاح کبیر است. همان کشوری که روشنفکران ما، لیبرالدموکراسیاش را الگوی حکمرانی میدانند.
بر اساس گزارش دفتر آمار ملی بریتانیا، در سال منتهی به مارس ۲۰۲۴، جرایم چاقوکشی ۷ درصد افزایش یافت و به ۵۰ هزار مورد رسید. در لندن، پایتخت متمدن اروپا، جرایم مرتبط با سلاح سرد ۲۰ درصد رشد کرد. پلیس متروپلیتن لندن تأیید میکند ۱۴ نوجوان زیر ۱۸ سال، فقط در سال ۲۰۲۳، قربانی قتل با چاقو شدند. این یعنی خیابانهای لندن، برای نوجوانانش، امن نیست. آیا باز هم نمیخواهند بگویند «خاک بر سر بریتانیا»؟
موسسه مطالعات مالی بریتانیا، معتبرترین نهاد پژوهشی اقتصادی این کشور، در ژانویه ۲۰۲۴ گزارش داد ۳۰ درصد کودکان بریتانیایی در فقر مطلق زندگی میکنند. فقر مطلق یعنی نداشتن حداقلهای زندگی از جمله غذای کافی، پوشاک مناسب، گرمایش منزل. ۴.۳ میلیون کودک زیر خط فقر. این آمار را سازمان ملل متحد در گزارش ویژه خود درباره فقر در بریتانیا تأیید کرده و از دولت این کشور به دلیل «نقض سیستماتیک حقوق کودکان» انتقاد کرده است. فیلیپ آلستون، گزارشگر ویژه سازمان ملل، در سال ۲۰۲۲ بریتانیا را با کشورهای در حال توسعه مقایسه کرد و از «فقر سیستماتیک» سخن گفت.
سرویس سلامت همگانی بریتانیا، NHS، که روزگاری افتخار این کشور بود، حالا در آستانه فروپاشی است. بنیاد کینگز فاند در گزارش سال ۲۰۲۴ خود اعلام کرد ۷.۵ میلیون نفر در صف انتظار درمانهای بیمارستانی هستند. از این میان، ۳ میلیون نفر بیش از ۱۸ هفته در انتظار جراحی ماندهاند. در اورژانسها، بیماران به طور متوسط ۱۲ ساعت معطل میمانند. انجمن پزشکی بریتانیا هشدار داده NHS در حال مرگ است. این یعنی در کشوری که روشنفکران ما آن را «مهد تمدن» میخوانند، مردم برای دیدن پزشک، باید ماهها رنج بکشند.
اداره آمار ملی بریتانیا در سال ۲۰۲۳ اعلام کرد نابرابری درآمدی به بالاترین سطح در ۲۰ سال گذشته رسیده است. ۱۰ درصد ثروتمندترین خانوارها، ۴۳ درصد کل ثروت کشور را در اختیار دارند. در مقابل، ۵۰ درصد فقیرترین خانوارها، فقط ۹ درصد ثروت را مالک هستند. شکاف طبقاتی، نه فقط یک شعار چپگرایانه، که یک واقعیت آماری است در قلب لیبرالدموکراسی غرب. این یعنی آن برابریای که روشنفکران تصنعی از آن دم میزنند، حتی در خود غرب هم وجود ندارد.
موسسه خیریه Age UK در سال ۲۰۲۴ گزارش داد ۲ میلیون سالمند بریتانیایی در تنهایی مطلق زندگی میکنند. ۱.۴ میلیون سالمند، هفتهها با هیچکس صحبت نمیکنند. NHS تأیید میکند تنهایی مزمن، خطر مرگ زودرس را ۲۶ درصد افزایش میدهد. این یعنی تمدن غربی، نه فقط شکم کودکان را سیر نمیکند، که روح سالمندانش را هم میکشد.
دفتر آمار ملی بریتانیا در سال ۲۰۲۴ اعلام کرد ۲۳ درصد جمعیت بزرگسال، یعنی ۱۱.۹ میلیون نفر، علائم اختلالات روانی را تجربه میکنند. نرخ خودکشی به بالاترین سطح از سال ۱۹۸۱ رسیده است. ۵۲۱۹ نفر در سال ۲۰۲۲ خودکشی کردند. در میان نوجوانان ۱۵ تا ۱۹ سال، خودکشی دومین عامل مرگ است. سازمان بهداشت روان Young Minds هشدار داده ۱.۵ میلیون کودک و نوجوان نیازمند خدمات رواندرمانی هستند و به آن دسترسی ندارند. تمدنی که کودکانش خودکشی میکنند، چه چیزی برای صادر کردن دارد جز پوچی؟
مرکز خیریه Crisis در سال ۲۰۲۳ اعلام کرد ۲۴۲ هزار نفر در بریتانیا بیخانمان مطلق هستند و در خیابانها، ماشینها، یا سرپناههای موقت زندگی میکنند. این آمار در ۵ سال گذشته ۱۲ درصد رشد کرده. در لندن، به ازای هر ۵۰ نفر، یک نفر بیخانمان است. در خیابانهای آکسفورد و وستمینستر، انسانها روی کارتن میخوابند. سایه کاخ باکینگهام، بر بیخانمانهایی میافتد که تاج ملکه، هیچ پناهی به آنها نداد.
روزنامه گاردین در سال ۲۰۲۴ فاش کرد ۴.۵ میلیون کودک بریتانیایی در خانوارهایی زندگی میکنند که از امنیت غذایی برخوردار نیستند. یعنی وعدههای غذایی آنها ناکافی است، یا ناگزیرند بین غذا و گرمایش یکی را انتخاب کنند. بنیاد Food Foundation تأیید میکند یک پنجم کودکان بریتانیایی، روزانه فقط یک وعده غذای گرم میخورند. این یعنی گرسنگی کودکان، نه در آفریقا، که در لندن و منچستر و لیورپول، یک بحران ملی است.
این آمارها، فکتهایی مستند و قابل راستیآزمایی هستند. اینها گزارشهای رسمی نهادهای بریتانیایی و بینالمللی هستند. بریتانیا، با این حجم از فقر، بیخانمانی، خشونت، بحران سلامت روان و نابرابری، چگونه میتواند «کبیر» باشد؟ چگونه روشنفکران تصنعی ما، هنوز این کشور را «مهد تمدن» و «قبله آمال» میخوانند؟ آیا وقت آن نرسیده که یک بار، فقط یک بار، به این اعداد نگاه کنند و بگویند: «خاک بر سر بریتانیا»؟
«اسلام انگلیسی»، با این همه فلاکت، نمیتواند به زِ «اسلام ناب محمدی» باشد. بریتانیایی که کودکانش گرسنهاند، سالمندانش تنها میمیرند، خیابانهایش ناامن است و بیمارستانهایش در حال فروپاشی، چه الگویی برای ایران دارد؟ آن روشنفکری که هنوز دل در گرو این تمدن رو به زوال دارد، یا این آمارها را ندیده، یا نمیخواهد ببیند. در هر دو حال، واجد عنوان «روشنفکر» نیست. روشنفکری، با حقیقت آغاز میشود و حقیقت، در اعداد و آمار رسمی بریتانیا، چیزی جز فروپاشی یک اسطوره نیست. اسطورهای به نام «بریتانیای کبیر» که حالا، در زیر بار فقر و خشونت و نابرابری، له شده است. این، پایان یک توهم است. توهمی که روشنفکران تصنعی، هنوز در آن زندگی میکنند.









