عصر ایران ؛ علی نجومی ــ حادثهای در دوران کودکی، زندگی ناصر عبداللهی را برای همیشه تغییر داد. او پس از این حادثه دچار لکنت زبان شد و حتی مدتی توانایی تکلم خود را از دست داد. درمانهای پزشکی نتیجهای نداشت تا اینکه خانوادهاش با پزشکی در شیراز آشنا شدند که نسخهای متفاوت برای او پیچید؛ خوانندگی و نواختن ساز ملودیکا. این پزشک معتقد بود تارهای صوتی کودک باید بهطور مداوم تمرین و تقویت شوند. همین روش غیرمعمول سرانجام نتیجه داد و ناصر عبداللهی نهتنها دوباره توانست سخن بگوید، بلکه بعدها به یکی از ماندگارترین صداهای موسیقی ایران تبدیل شد.
پادکست را اینجا بشنوید
ناصر عبداللهی در ۱۰ دی ۱۳۴۹ در محله سیدکامل بندرعباس به دنیا آمد. فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۳۷۴ آغاز کرد و یک سال بعد، همراه همسرش به تهران آمد. آشنایی او با محمدعلی بهمنی، شاعر برجسته، نقطه عطفی در زندگی هنریاش بود. بهمنی، ناصر را به انتشارات دارینوش معرفی کرد و همین اتفاق مسیر شهرت و موفقیت او را هموار ساخت.
آنچه بیش از هر چیز ناصر عبداللهی را از دیگر خوانندگان متمایز میکرد، صدای بم، گرم، رسا و سرشار از احساسش بود؛ صدایی که بهخوبی حالوهوای جنوب ایران را منتقل میکرد و در ذهن مخاطب ماندگار میشد. او هم در اجرای ترانههای شاد و هم در آثار غمگین، توانایی کمنظیری داشت و همین ویژگی باعث شد آثارش با استقبال گستردهای روبهرو شوند.
قطعاتی که در این پادکست آمده را کامل اینجا بشنوید
ناصر عبداللهی در ۱۸ سالگی نخستین ازدواج خود را انجام داد. زندگی مشترک او سالها آرام و به دور از حاشیه بود و حاصل آن سه فرزند به نامهای نوید، نازنین و نامی بود. اما ازدواج دوم او در سال ۱۳۸۲، زمانی که ۳۳ سال داشت، آغازگر دورهای پرتنش در زندگی شخصیاش شد. اختلافهای خانوادگی و مشکلات زندگی مشترک، بهتدریج بر روحیه حساس و هنرمندانه او تأثیر گذاشت و آرامش سالهای گذشته را از او گرفت.
در همان سالها، ناصر عبداللهی به اوج محبوبیت رسید. ترانههایی مانند «ناصریا» به آثار خاطرهانگیز موسیقی ایران تبدیل شدند و نام او را بیش از پیش بر سر زبانها انداختند. با این حال، شهرت نتوانست مشکلات زندگی شخصیاش را کاهش دهد و اختلافها با همسر دومش شدت گرفت.
سرانجام در آذر ۱۳۸۵، همسر دوم ناصر عبداللهی خانه را ترک کرد و به منزل پدرش رفت. چند روز بعد، ناصر برای پیگیری وضعیت زندگی مشترکشان به آنجا رفت. درباره اتفاقاتی که پس از آن رخ داد، روایتهای متفاوتی وجود دارد. برخی معتقدند او در آنجا مورد ضربوشتم قرار گرفت و برخی دیگر میگویند فشار شدید روحی و اضطراب باعث سکته او شد. در نهایت، ناصر عبداللهی در حالی که وضعیت جسمانی وخیمی داشت، برای درمان به تهران منتقل شد، اما تلاش پزشکان نتیجهای نداد و او در روزهای پایانی آذر ۱۳۸۵ در بیمارستان هاشمینژاد تهران چشم از جهان فروبست. با این حال، حاشیههای مربوط به زندگی و مرگ او تا مدتها پس از درگذشتش ادامه داشت.
ناصر عبداللهی با وجود عمر کوتاه هنری خود، آثار ماندگاری از جمله «ناصریا»، «هوای حوا»، «منو ببخش»، «ضیافت»، «خونه»، «یک رؤیا»، «تو رفتی» و «یکی از همین روزا» را از خود به یادگار گذاشت؛ آثاری که همچنان در حافظه موسیقایی ایرانیان زندهاند و نام او را در شمار محبوبترین خوانندگان موسیقی پاپ ایران حفظ کردهاند.