به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایسنا، روزنامه آمریکایی پس از آنکه «دونالد ترامپ»، رئیس جمهور آمریکا در روز صد و سیوششم از جنگ متجاوزانهاش علیه ایران صحبت از تصمیم غارتگرانهاش برای اخذ عوارض ۲۰ درصدی از کشتیهای باری گذری از تنگه هرمز کرده و سپس ۲۴ ساعت بعد از آن تصمیمش را در مواجهه با اعتراضات متحدان عرب تغییر داد نوشت که این رویداد و روند کارها و تصمیمات ترامپ نشان میدهند که رویکرد زورگویانه و متجاوزانه او در قبال ایران روز به روز بیشتر به انحراف و آشفتگی کشیده میشود.
پیتر بیکر، خبرنگار ارشد نیویورکتایمز در حوزه اخبار کاخ سفید پیرامون شکستهای پی در پی عملیات متجاوزانه آمریکا علیه ایران نوشت: «عملیاتی که قرار بود یک عملیات تمیز چهار تا شش هفتهای باشد حالا وارد بیستمین هفته مملو از آشفتگی خود شده است در حالی که دیگر حتی رفتار فیالبداهه و غیرقابلپیشبینی ترامپ برای آن نیز هیچ اثر و بهبودی نشان نمیدهد.»
رسانه آمریکایی با اعتراف به و تصدیق اینکه این جنگ قابل برد نیست چون ایران تسلیم شدنی نیست خاطر نشان کرد: «رئیس جمهوری که تلاش کرده قدرتنمایی در عرصه جهانی را به عنوان نشانه و مشخصه اصلی دور دوم ریاست جمهوری خود به رخ بکشد، حالا شاهد این است که ایران برایش دشمنی است که تسلیم اراده او نمیشود و جنگ ژئوپلتیکی با آن هم جنگی نیست که از طریق پست منتشر کردن در رسانههای اجتماعی و تهدید به اعمال عوارض، قابل برد باشد.»
نیویورک تایمز با ذکر اینکه «یادداشت تفاهم» منعقد شده بین دولت ترامپ و ایران حالا تبدیل به «یادداشت سوءتفاهم» شده خاطر نشان میکند: «اکنون ثابت شده که ترامپ (در قبال ایران) دیگر نه راهبرد نظامی روشنی دارد و نه حتی یک راهبرد دیپلماتیک روشن.»
ولی نصر، استاد دانشکده مطالعات پیشرفته بینالمللی دانشگاه جانز هاپکینز که سابقه مشاوره به رؤسای جمهور و وزرای خارجه آمریکا در امور غرب آسیا را دارد، میگوید: «او با کشوری روبهرو شده که حاضر نیست طبق قوانین او بازی کند؛ قوانینی که یعنی کرنش کنی، حلقهٔ قدرت را ببوسی، بگویی چقدر فوقالعاده است و بعد ببینی چه امتیازاتی حاضر است بدهد.»
به نوشته نیویورکتایمز تجاوزگری نظامی بیسرانجام ترامپ در غرب آسیا یک درس جدید اما تکراری دیگر برای آمریکا است از این واقعیت که چرا هر گونه جاهطلبی مداخلهجویانه روسای جمهور ایالات متحده علیه این منطقه برای نسل اندر نسل در باتلاق دفن شده و خواهد شد. به باور بیکر، «ابزارهای قدرتی که به پیشبرد منافع واشنگتن در دیگر نقاط جهان کمک میکنند، لزوما در اینجا کارایی ندارند؛ واقعیتی که بسیاری از اسلاف ترامپ نیز به آن پی برده بودند.»
تحلیلگر نیویورک تایمز این موضوع را برجسته میسازد که هر چند ترامپ از زمان بازگشت به قدرت در سال گذشته همواره از به کرسی نشاندن حرف خود در برابر برخی کشورها و بلوکها لذت برده و حتی به شکلی مغرورانه ادعا کرده که شاید قدرتمندترین مرد تاریخ جهان است اما رویکرد قلدرمآبانه و متجاوزانهاش علیه ایران او را وارد یک وضعیت منحوس بهشدت ناامیدکننده کرده است.
رسانه آمریکایی در بخش دیگری از این گزارش، با منعکس کردن صحبتهای تحلیلگران به واکاوی ریشههای ناکامی ترامپ میپردازد. نیویورک تایمز خاطر نشان میکند: «او گرچه با موفقیت متحدان ناتو را به افزایش هزینههای نظامی وادار کرد، از شرکای تجاری امتیاز گرفت و با یک حملهٔ کماندوییِ دقیقِ یکشبه عملاً ونزوئلا را تحت تسلط خود قرار داده اما روشن نیست که بتواند در صحرای ایران راه به جایی ببرد.»
سوزان مالونی، معاون و مدیر سیاست خارجی مؤسسه بروکینگز میگوید: «رویکرد مبتنی بر زور ترامپ به جهان در دور دوم، مدیون کمی شانس و تمایل گاهبهگاه دولتهای دیگر برای تسهیل یک میانبر فرار بوده است. اما هیچچیز در ۴۷ سال گذشته نباید او را به این باور برساند که تهران نیز آن مسیر را خواهد رفت.»
جان هانا، مشاور امنیت ملی سابق دیک چنی، معاون رئیس جمهور اسبق آمریکا و عضور ارشد انستیتوی یهودی امنیت ملی آمریکا کسی است که سابقا از استفاده محدود از نیروی نظامی از سوی آمریکا علیه برنامه هستهای ایران حمایت کرده بود اما حالا اعتراف میکند که آمریکای ترامپ با دست زدن به آنچه او «حمله گسترده برای بریدن سر» توصیف کرده به وضوح ساختار قدرتی که در ایران بعد از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ قدرت پیدا کرد را دست کم گرفت.
جان هانا حالا با اذعان به اشتباهات راهبردی کاخ سفید میگوید: «در نگاه به گذشته، این جنگ مبتنی بر مفروضاتی عمیقاً اشتباه به راه افتاده در حالی که هیچکدام ویرانگرتر از این باور رئیسجمهور نبود که نظام جمهوری اسلامی ایران خانهای پوشالی است که زیر رگباری از حملات هوایی آمریکا و پستهای توئیتری آتشین فرو خواهد ریخت.»
وی اضافه کرد: «در عین حال دستگاه امنیت ملی منسجمی پیرامون رئیسجمهور وجود نداشت که حاضر باشد حقیقت را به اصحاب قدرت بگوید و مفروضات نادرست او را بر اساس دانش و تجربه حرفهایهای واقعی سیاست خارجی، دفاعی و اطلاعاتی به چالش بکشد.»
تحلیلگر نیویورکتایمز با اشاره به فروپاشی آتشبس و از سرگیری حملات، گزارش میدهد که ترامپ بار دیگر به گزینه نظامی روی آورده و دستور از سرگیری محاصره دریایی در تنگه هرمز را صادر کرده است. همچنین رئیسجمهور آمریکا تهدید کرده که «ضربهای خوب، بزرگ و محکم» به کوه کلنگ، تأسیساتی مستحکم در نزدیکی یکی از مراکز اصلی هستهای ایران، وارد خواهد کرد.
بیکر در این گزارش مینویسد: «آتشبسی که اکنون زیر سایهٔ حملات شبانه فروپاشیده، حتی در حد یک توافق نه چندان گسترده هم به اجرا در نیامده است. قرار بود مسکّنی موقت برای خاموش کردن آتش جنگ به مدت ۶۰ روز باشد تا دو طرف بتوانند بر سر اختلافات واقعاً پیچیده، بهویژه آیندهٔ برنامه هستهای ایران، مذاکره کنند. اگر یک توافق موقت هم نتواند دوام بیاورد، دو طرف چگونه به توافقی دائمی که نیازمند مصالحههای دردناک است، دست خواهند یافت.»
او ادامه میدهد: «به نظر میرسد ترامپ دربارهٔ مسیر پیش رو دچار تردید است. او دوباره به گزینهٔ استفاده از نیروی نظامی روی آورده و دستور از سرگیری محاصرهٔ دریایی در تنگه هرمز را صادر کرده است. او تهدید کرده "ضربهای خوب بزرگ و محکم" به کوه کلنگ، پایگاهی مستحکم در نزدیکی یکی از تأسیسات اصلی هستهای ایران، وارد خواهد کرد. اما با توجه به مخالفت افکار عمومی با جنگ، نشانهٔ چندانی از تمایل او برای از سرگیری بمباران تمامعیاری که مشخصهٔ آغاز جنگ بود، دیده نمیشود.»
تحلیلگر نیویورک تایمز اشاره میکند که ترامپ همزمان از مذاکرات بیشتر سخن میگوید اما مشخص نمیکند چگونه مذاکراتی که پیشتر شکست خورده، این بار میتواند موفق شود. او عمیقاً نسبت به این احتمال ابراز تردید کرده است. همزمان، او از مذاکرات بیشتر سخن گفته، اما مشخص نکرده مذاکراتی که پیشتر شکست خورده، چگونه میتواند به موفقیت برسد. در واقع، او بدبینی عمیق خود را نسبت به این احتمال ابراز داشته، هرچند این میتواند صرفاً راهی برای پایین آوردن انتظارات باشد. در عوض، ترامپ ظاهراً میاندیشد میتواند ایران را به لحاظ اقتصادی از پا درآورد، در حالیکه ایرانیها ظاهراً میاندیشند با توجه به سیاستبازیهای قیمت بنزین در آستانهٔ انتخابات میاندورهای کنگره، میتوانند ترامپ را از نفس بیندازند.»
آرون دیوید میلر، مذاکرهکننده سابق آمریکا برای غرب آسیا و کارشناس ارشد اندیشکده کارنگی اظهار کرد: «ترامپ در تنگنا گرفتار شده و با دشمنی بیرحم و سرسخت روبروست که اهدافش – شامل حفظ اهرم فشار بر تنگه هرمز و میل جدید به هژمونی بر خلیج فارس - اکنون او را گروگان گرفته است.»
این تحلیلگر آمریکایی با یادآوری بحران سفارت آمریکا در ایران در سال ۱۹۷۹ و تأثیر آن بر جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت ایالات متحده مینویسد: «ایران میراث یک رئیسجمهور را بلعید و خدشهدار کرد و اکنون با توجه به اینکه به نظر میرسد زمان به نفع ایران است، ایران باز هم میتواند میراث رئیسجمهور دیگری را در آمریکا خدشهدار یا نابود میکند.»
به نوشته نیویورک تایمز تغییر ناگهانی موضع ترامپ در عرض ۲۴ ساعت در ماجرای عوارض راهزنانه ۲۰ درصدی در هرمز، نشان میدهد ترامپ این روزها تا چه حد بر اساس بداهه عمل کردن پیش میرود. او دوشنبه با اعلام اینکه ۲۰ درصد عوارض بر محمولههای کشتیهای باری در تنگه هرمز وضع میکند، با موضع ادعایی دولت خودش که عوارض مشروع اعمال شده از سوی جمهوری اسلامی ایران در تنگه را نقض غیرقابلقبول قوانین بینالمللی میدانست، متناقض عمل کرد.
تصمیم او به لغو طرح راهزنانهاش در روز سهشنبه پس از تماس رهبران نگران عرب حاشیه خلیج فارس نشان داد او پیش از اعلام عوارض جدید، زحمت مشورت با متحدانش را به خود نداده یا نگرانیهایشان را نادیده گرفته است. او این چرخش را با توضیحی بهسختی باورپذیر که می خواست با آن وجهه خودش را حفظ کند توجیه کرد آنجا که ادعا کرد رهبران کشورهای حاشیه خلیج فارس در عوض وعدهٔ «قراردادهای تجاری و سرمایهگذاری» دادهاند هر چند که توضیح نداد چه سرمایهگذاریهایی و جزئیات بیشتری هم برای اشاره به تعهدات مشخص ارائه نکرد. ترامپ به خبرنگاران مدعی شد: «آنها قرار است سرمایهگذاریهای عظیمی در آمریکا انجام دهند و من این را خیلی بیشتر دوست دارم. من اصلاً مفهوم عوارض را دوست ندارم.»
گزارش نیویورک تایمز، با اشاره به رفتارهای متناقض ترامپ - از تمجید از مذاکرهکنندگان ایرانی به عنوان «افرادی بسیار منطقی و باهوش» تا «آشغال و بیمار» خواندن آنها تنها سه هفته بعد - به نقل از تحلیلگران نتیجهگیری میکند همه اینها نشاندهنده فقدان یک راهبرد منسجم است.
عباس میلانی، مدیر مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد، میگوید: «من فکر نمیکنم او [ترامپ] راهبردی در قبال ایران داشته باشد. این مشکل اصلی است. او با دو هدف متناقض به این مسائل نزدیک میشود و با دو هدف متناقض پیش میآید: از یک سو میگوید میخواهیم با شما معامله کنیم و ایران را به اقتصادی شکوفا تبدیل کنیم، و از سوی دیگر میگوید تمدن شما را نابود خواهم کرد.»
میلانی گفت: «فکر نمیکنم او هرگز واقعاً ماهیت این نظام را درک کرده باشد. او هنوز هم آن را نمیفهمد. نظام ایران مثل هیچ نظام دیگری نیست. »