همشهری آنلاین، شقایق عرفینژاد: در طی این سالها ترفندهای گاه حیرتانگیزی هم برای جلب تماشاگر بیشتر وجود داشته است. مثل حضور خوانندگانی که کمترین استعدادی در بازیگری نداشتهاند و استفاده از چهرههای اینستاگرامی با صورتها و بدنهای غیرعادی.
به تازگی هم نمایشی هم با بازی یک رپر اجراهایش را شروع خواهد کرد. نمایشی به اسم «جرأت حقیقت» به کارگردانی اشکان درویشی و بازی امیر خلوت که حتما حضورش با نگاه به گیشه اتفاق افتاده است. مسئله دامن زدن به این باور قدیمیکه تئاتر نباید پولساز باشد، نیست. مشکل استفاده از تئاتر برای رسیدن به سرمایه است. به خاطر همین هم هست که این جریان اغلب با واکنشهای منفی اهالی حقیقی تئاتر روبهرو میشود. هرچند عدهای از آنها هم معتقدند راه برای همه باز است و تئاتر در مالکیت هیچکس نیست. میکاییل شهرستانی در این گفتوگو در باره این مسئله صحبت میکند:
مسیر هدایت شده تا مخاطب تئاتر راه را اشتباه برود
میکاییل شهرستانی، بازیگر و کارگردان شناختهشده تئاتر حضور خوانندگان، رپرها و چهرههای اینستاگرامی را یک جریان هدایتشده میداند. او که ماه گذشته نمایش «ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی» نوشته برتولت برشت را روی صحنه داشته، میگوید: «این جریان نه تنها به شکل مستقل شکل نگرفته، بلکه هدایت شده تا تماشاگر و مخاطب واقعی تئاتر راه را اشتباه برود، مسیر را گم کند و رفتهرفته به بیراهه کشیده شود و در عین حال متر و خطکش یک تئاتر سنجیده فراموش شود.»
او البته معتقد است صحنه تئاتر ارث کسی نیست و نمیتوان گفت چه کسی حضور داشته باشد و چه کسی نه: «همینطور که حضور تئاتریها در عرصههای دیگر اتفاق میافتد و البته به دلیل پشتوانه محکمی که هنرپیشگان تئاتری داشتند به یقین موفقیتشان تضمین شده بود. در سالهای پیش از ۵۷ بازیگران زیادی از تئاتر وارد سینما شدند و بعد از آن هم باز این اتفاق تکرار شد. اما حضور بازیگران سینما در تئاتر پای تماشاگرانی را به سالن تئاتر باز کرد که مخاطب واقعی تئاتر نبودند. چون بین مخاطب تئاتر با تماشاگر باید فرق بگذاریم. تماشاگر همان است که برای دیدن یک تئاتر آزاد هم ممکن است بلیت بخرد یا برای کارهای سبک و بی هویت سینمایی تحت عنوان سینمای طنز سر و دست بشکند. اما آیا اینها مخاطبین واقعی تئاتر هستند؟»
میکاییل شهرستانی از حضور کسانی که آنها را تهیهکنندگان بیهویت، مینامد، صحبت میکند و توضیح میدهد: «تئاتر مساوی است با اندیشه و وقتی شما اندیشه را از تئاتر حذف میکنید به آثار پیش پا افتاده دمدستی و بیهویت میرسید و پای بسیاری از کسانی را که تاجرند یا حتی برای پولشویی وارد تئاتر شدهاند، به این حوزه باز میکنید. طبیعتاً رفتهرفته مخاطب واقعی تئاتر دور تئاتر خط میکشد و منتظر میشود تا کارهای واقعی و مستقل روی صحنه بیایند.
او حضور چهرههایی که تنها به دلایل اقتصادی و فروش بیشتر نمایش روی صحنه میروند، را آگاهانه میداند و میگوید: «من به شدت با حضور این چهرهها اعم از چهرههای تلویزیونی یا خوانندهها یا بلاگرها در تئاتر مخالفم و این جریان را آگاهانه میدانم. مطمئنم اتاق فکری وجود دارد و این مسیر را هدایت میکند تا تئاتر مخاطب اندک خودش را هم از دست بدهد و فقط یک سری تماشاگر داشته باشد. سطح سنی که این کارها را میبینند بین ۱۳ تا بیست و یکی دو سه سال است؛ نسلی که وظیفه داریم آنها را از شرایط اجتماعی سیاسی و فرهنگی مملکت آگاه کنیم. اما به جای آن داریم کاری میکنیم که به یه سری ظواهر بسنده بکنند. به یه عکس سلفی گرفتن با بازیگر قناعت کنند و وقتشان را اینجوری بکشند. تئاتر کارش این نیست.»











